twitter share facebook share ۱۴۰۵ اردیبهشت ۰۳ 92
جنگ ایران ممکن است با آتش‌بس‌ به پایان برسد، اما به‌دلیل تنش‌های حل‌نشده، در قالب یک درگیری منجمد ادامه خواهد یافت. این یعنی تهدیدهای مداوم بر سر برنامه هسته‌ای ایران و وقوع درگیری‌های پراکنده میان ایران و اسرائیل یا ایران و آمریکا.

در حالی که آتش‌بسی شکننده میان آمریکا، اسرائیل و ایران برقرار شده و مذاکرات برای حل مسائل پیچیده ریشه‌ای جنگ پیشرفت چندانی نداشته، این پرسش مطرح است که این درگیری به کجا می‌رسد؟

محتمل‌ترین سناریو این است: جنگ منجمد.

جنگ منجمد به معنای سکون کامل نیست، بلکه جنگی حل‌نشده است که در سطحی پایین‌تر از جنگ تمام‌عیار ادامه پیدا می‌کند.

چنین وضعیتی معمولاً زمانی رخ می‌دهد که توافق سیاسی جامعی حاصل نشود؛ مانند درگیری در شرق اوکراین از سال ۲۰۱۴ تا زمان تهاجم گسترده روسیه در ۲۰۲۲. با وجود کشته شدن حدود ۱۴ هزار نظامی و غیرنظامی و ادامه جنگ سایبری و اطلاعاتی، آن وضعیت همچنان «منجمد» تلقی می‌شد.

حتی اگر مذاکرات از سر گرفته شود و در نهایت توافقی حاصل شود، باز هم سه دلیل وجود دارد که نشان می‌دهد این وضعیت به احتمال زیاد به یک درگیری منجمد ختم خواهد شد، نه یک صلح پایدار.

۱) ترامپ آتش‌بس را معادل پایان جنگ می‌داند

رویکرد دونالد ترامپ در سیاست خارجی نشان داده که او آتش‌بس را نه فرصتی برای مذاکره بر سر مسائل اساسی، بلکه نشانه موفقیت آمریکا تلقی می‌کند و سپس به سراغ بحران بعدی می‌رود.

ترامپ مدعی است به ده جنگ پایان داده، از جمله درگیری کنونی با ایران و جنگ اسرائیل در لبنان. اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد در اغلب این موارد، تنها یک آتش‌بس شکننده برقرار شده، در حالی که مسائل اصلی همچنان حل‌نشده باقی مانده‌اند.

این وضعیت عملاً به شکل‌گیری درگیری‌های منجمد منجر شده که تنش‌ها در آن‌ها ادامه دارد. برای مثال، در هند و پاکستان — که سال گذشته درگیری کوتاهی داشتند — همچنان خطر ازسرگیری جنگ وجود دارد. یا پس از تنش‌های مرزی میان تایلند و کامبوج، هنوز صلحی پایدار شکل نگرفته است.

با این حال، ترامپ پس از توقف درگیری‌های شدید، این موارد را «پایان جنگ» اعلام کرده و از آن‌ها عبور کرده است.

۲) جنگ‌های نامتقارن به‌سختی حل می‌شوند

این جنگ، یک جنگ نامتقارن است؛ زیرا فاصله قدرت نظامی میان آمریکا و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر بسیار زیاد است.

ایران برای مقابله با این برتری نظامی، عمداً از تاکتیک‌های نامتقارن استفاده کرده است؛ از جمله هدف قرار دادن زیرساخت‌ها در کشورهای حاشیه خلیج فارس که مستقیماً در جنگ دخیل نیستند و بستن تنگه هرمز برای مختل کردن اقتصاد جهانی.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد جنگ‌های نامتقارن ذاتاً طولانی و اغلب بی‌پایان هستند. به همین دلیل، بیشتر به یک درگیری منجمد ختم می‌شوند تا یک توافق سیاسی پایدار.

دلیلش ساده است: طرف ضعیف‌تر نمی‌تواند در میدان نبرد کلاسیک پیروز شود، بنابراین تلاش می‌کند با فشارهای سیاسی، اقتصادی و روانی، طرف قوی‌تر را فرسوده کند تا او را به عقب‌نشینی وادار نماید.

آنچه اکنون میان آمریکا و ایران می‌بینیم، دقیقاً همین الگوست. ترامپ تحت فشار این شرایط به‌دنبال آتش‌بس رفته و هم‌زمان تلاش می‌کند آن را به‌عنوان پیروزی معرفی کند.

در مقابل، ایران نیز بیشتر برای بقا با آتش‌بس موافقت کرده، نه به‌عنوان گامی برای پایان واقعی جنگ.

این وضعیت یادآور طالبان در افغانستان است که ۲۰ سال در یک درگیری منجمد با آمریکا دوام آوردند و نهایتاً پس از خروج آمریکا، دوباره کنترل کشور را به دست گرفتند.

۳) تمرکزی بر مسائل پیچیده و ریشه‌ای وجود ندارد

نه آمریکا و نه ایران، هیچ‌یک به نظر نمی‌رسد تعهد جدی به حل بلندمدت اختلافات اساسی داشته باشند. مهم‌ترین این مسائل، برنامه هسته‌ای ایران است.

در دور نخست مذاکرات صلح در پاکستان در ۱۱ و ۱۲ آوریل، گفت‌وگوها به‌دلیل امتناع ایران از عقب‌نشینی در موضوع هسته‌ای به نتیجه نرسید. ایران همواره تأکید کرده که حق غنی‌سازی اورانیوم برای اهداف غیرنظامی را دارد.

مذاکراتی که به توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ (برجام) انجامید، ۲۰ ماه طول کشید. اما ترامپ سه سال بعد از آن خارج شد و آن را «توافقی بد و یک‌طرفه» خواند.

با توجه به این سابقه، رسیدن سریع به یک توافق روشن و پایدار در این موضوع پیچیده بعید به نظر می‌رسد.

برخی تحلیلگران معتقدند ممکن است آمریکا و ایران به یک توافق محدود برسند و جزئیات فنی را به آینده موکول کنند.

اما ایران نشان داده که حاضر نیست در مورد حقوق هسته‌ای خود عقب‌نشینی کند و با بستن تنگه هرمز و ایجاد اختلال در اقتصاد جهانی، نوعی واقعیت ژئوپولیتیکی جدید را تحمیل کرده است.

جنگ منجمد چه معنایی برای منطقه دارد؟

جنگ ایران و آمریکا ممکن است با مجموعه‌ای از آتش‌بس‌ها به پایان برسد، اما به‌دلیل تنش‌های حل‌نشده، احتمالاً در قالب یک درگیری منجمد ادامه خواهد یافت. این یعنی تهدیدهای مداوم بر سر برنامه هسته‌ای ایران و وقوع دوره‌ای درگیری‌های پراکنده میان ایران و اسرائیل یا ایران و آمریکا.

این وضعیت شباهت زیادی به شرایط غزه دارد. سال گذشته، اسرائیل و حماس بر سر یک آتش‌بس توافق کردند و بخشی از آن اجرا شد؛ از جمله تبادل اسرا و کاهش حملات شدید. اما مسائل اصلی مانند اداره غزه پس از جنگ و خلع سلاح حماس حل نشد، و در نتیجه خشونت‌ها ادامه یافت.

از نظر تاریخی، وضعیت شبه‌جزیره کره نیز نمونه‌ای قابل توجه است. جنگ کره در سال ۱۹۵۳ با آتش‌بس پایان یافت، اما هیچ معاهده صلحی امضا نشد و دو کره عملاً هنوز در وضعیت جنگی هستند. این شرایط به توسعه برنامه هسته‌ای کره شمالی انجامیده است.

به همین شکل، درگیری طولانی‌مدت هند و پاکستان نیز به رقابت تسلیحاتی — از جمله دستیابی هر دو به سلاح هسته‌ای — و بی‌ثباتی مداوم در جنوب آسیا منجر شده است.

یک درگیری منجمد میان آمریکا، اسرائیل و ایران نیز به‌احتمال زیاد پیامدهای مشابهی برای خاورمیانه خواهد داشت؛ از جمله بی‌ثباتی بلندمدت، احتمال رقابت تسلیحاتی در منطقه، و درگیری‌های پراکنده به‌ویژه بر سر کنترل تنگه هرمز.

منبع: conversation


نظر شما