twitter share facebook share ۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۰ 97
نوریل روبینی هشدار می‌دهد که ادامه بن‌بست در تنگه هرمز می‌تواند اقتصاد جهان را به سمت رکود تورمی سوق دهد؛ در حالی که بازارها خطر تشدید بحران را دست‌کم گرفته‌اند.

پس از آنکه دولت ترامپ طی ۴۰ روز با هدف تضعیف ساختار حاکمیتی ایران، مراکز وابسته به سپاه پاسداران را هدف حملات نظامی قرار داد، نتوانست تهران را به تسلیم وادار کند و در نهایت ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را حفظ کرد. هم‌زمان با حملات ایران به زیرساخت‌های حیاتی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و تهدید مسیرهای کشتیرانی، ایالات متحده بار دیگر به وضعیت موسوم به «ترامپ همیشه عقب‌نشینی می‌کند» (TACO) بازگشت و با آتش‌بس موافقت کرد. اکنون افزایش تورم و کند شدن فعالیت‌های اقتصادی، از شکل‌گیری موجی از رکود تورمی حکایت دارد؛ آن هم درست در آستانه انتخاباتی که می‌تواند خشم رأی‌دهندگان آمریکایی را شعله‌ور سازد.

اما مسیر تحولات از این پس چگونه خواهد بود؟ در این زمینه، چهار سناریوی محتمل قابل تصور است.

سناریوی اول: آتش‌بس پایدار و بازگشایی تنگه هرمز

در سناریوی نخست، آتش‌بس کنونی می‌تواند به مذاکراتی موفق منجر شود که به پایان درگیری‌های نظامی و بازگشایی تنگه هرمز بینجامد. ایالات متحده در این مسیر از اهرم‌هایی برخوردار است؛ از جمله محاصره کامل کشتیرانی به مقصد و مبدأ بنادر ایران که فشار مالی قابل توجهی بر حکومت وارد می‌کند. امید ترامپ آن است که جناحی میانه‌روتر در تهران ــ شاید به رهبری محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ــ بتواند تندروها را قانع کند که توافق بر سر پرونده هسته‌ای، راه را برای کاهش تحریم‌ها و ازسرگیری درآمدهای ترانزیتی هموار می‌سازد.

با این حال، تحقق این سناریو بعید به نظر می‌رسد. حکومت ایران توان تحمل فشار اقتصادی را به‌مراتب بیش از دولت ترامپ دارد؛ به‌ویژه در شرایطی که انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا نزدیک است. افزون بر این، اختلاف‌ها تنها به مسئله هسته‌ای محدود نمی‌شود. واشنگتن با برنامه موشک‌های بالستیک و پهپادی ایران، حمایت تهران از گروه‌های شبه‌نظامی در منطقه، و همچنین دریافت عوارض از عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز مخالفت دارد. حل هر یک از این موارد، مستلزم مذاکراتی پیچیده، طولانی و چندلایه است.

سناریوی دوم: تداوم آتش‌بس شکننده و بن‌بست سیاسی

سناریوی دوم، ادامه وضع موجود است؛ آتش‌بسی شکننده که در آن مذاکرات ماه‌ها به درازا می‌کشد، در حالی که تنگه هرمز همچنان بسته باقی می‌ماند. این وضعیت، اگرچه از جنگ تمام‌عیار جلوگیری می‌کند، اما هزینه‌های اقتصادی سنگینی بر اقتصاد جهانی تحمیل خواهد کرد. افزایش قیمت نفت و انرژی، کاهش رشد اقتصادی و تشدید فشارهای تورمی از پیامدهای مستقیم این سناریو است.

با این حال، چنین وضعیتی ذاتاً ناپایدار است و نمی‌تواند بیش از چند ماه دوام بیاورد. در نهایت، یا یکی از طرفین عقب‌نشینی خواهد کرد و مسیر برای بازگشایی تنگه هموار می‌شود، یا تنش‌ها به سمت تشدید درگیری سوق پیدا می‌کند. درگیری‌های پراکنده اخیر در خلیج فارس، به‌روشنی شکنندگی هرگونه آتش‌بس بدون توافق سیاسی را نشان می‌دهد.

سناریوی سوم: تشدید فشار تا مرز تسلیم

در سناریوی سوم، آمریکا و اسرائیل دامنه فشارها را به حداکثر می‌رسانند و از همه ابزارهای نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک خود برای وادار کردن حکومت ایران به تسلیم یا فروپاشی استفاده می‌کنند. در صورت تحقق این سناریو، تهران ناچار خواهد شد غنی‌سازی هسته‌ای را به‌طور کامل متوقف کند و بدون قید و شرط تنگه هرمز را بازگشایی کند. چنین نتیجه‌ای، مطلوب‌ترین سناریو برای آمریکا، اروپا، آسیا و در مجموع اقتصاد جهانی خواهد بود.

اما ریسک اصلی اینجاست که حکومت ایران بتواند از این فشار حداکثری جان سالم به در ببرد.

سناریوی چهارم: گسترش بحران و شوک بزرگ نفتی

در بدترین سناریو، ایران با استفاده از توان باقی‌مانده موشکی، پهپادی و دریایی خود، حملات گسترده‌تری را علیه زیرساخت‌های انرژی در خلیج فارس انجام می‌دهد و در عین حال کنترل تنگه هرمز را حفظ می‌کند. در این حالت، قیمت نفت ممکن است به مرز ۲۰۰ دلار در هر بشکه یا حتی بالاتر برسد؛ وضعیتی که جهان را با رکود تورمی شبیه دهه ۱۹۷۰، رکود اقتصادی فراگیر و سقوط بازارهای سهام مواجه خواهد کرد.

پیامدهای اقتصادی و خطای بازارها

از منظر پیامدهای بلندمدت، بهترین سناریو سناریوی سوم است، زیرا به بازگشایی دائمی تنگه می‌انجامد. پس از آن، سناریوی اول قرار می‌گیرد؛ هرچند در این حالت نیز ایران می‌تواند هر زمان که احساس تهدید کند، دوباره تنگه را مسدود سازد. این نااطمینانی، به‌تنهایی می‌تواند قیمت نفت را به‌طور دائمی ۱۵ تا ۲۰ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ نگه دارد.

بدترین وضعیت، ادامه وضع موجود است؛ زیرا هر ماه بن‌بست سیاسی، رشد جهانی را تضعیف و تورم را تشدید می‌کند. تنها سناریویی که از این هم پرهزینه‌تر است، سناریوی چهارم خواهد بود.

با وجود این ریسک‌ها، بازارهای جهانی ــ از بورس آمریکا تا آسیا ــ همچنان در سطوحی نزدیک به رکورد تاریخی معامله می‌شوند. دلیل این خوش‌بینی، از یک سو امید سرمایه‌گذاران به دائمی شدن آتش‌بس و کاهش قیمت نفت است و از سوی دیگر، اتکای آنها به رشد هوش مصنوعی و توسعه مراکز داده به‌عنوان نیرویی قوی‌تر از تبعات جنگ. اما این خوش‌بینی می‌تواند گمراه‌کننده باشد. بازارها نه‌تنها احتمال دستیابی به آتش‌بس پایدار را بیش از حد واقعی در قیمت‌ها لحاظ کرده‌اند، بلکه در صورت تشدید تنش‌ها، حتی خوش‌بینانه‌ترین سناریوها نیز با افزایش نوسان و ریسک‌های نزولی همراه خواهد بود.

نظر شما