twitter share facebook share ۱۴۰۵ تیر ۰۷ 27
اکنون گروه‌های نیابتی از جمله حزب الله تنها بخشی از مجموعه ابزارهای فشار ایران هستند، نه سپر اصلی دفاعی آن. حتی می‌توان گفت امروز این ایران است که برای نجات آنها وارد عمل می‌شود، نه اینکه آنها از ایران محافظت کنند.

رهبران جدید ایران این روزها خود را در موقعیت برتر می‌بینند. تفاهم‌نامه اولیه با آمریکا در کوتاه‌مدت منابع مالی قابل توجهی در اختیار تهران قرار می‌دهد و در بلندمدت نیز می‌تواند منافع اقتصادی بسیار بیشتری به همراه داشته باشد؛ آن هم بدون اینکه ایران مجبور شود در همان ابتدا درباره برنامه هسته‌ای یا موشکی خود امتیاز مهمی بدهد.

در واقع، تنها تعهد فوری ایران این است که اجازه دهد رفت‌وآمد کشتی‌ها در تنگه هرمز ادامه پیدا کند؛ هرچند تهران هم‌زمان به دنبال راهی است تا با نامی دیگر، از عبور کشتی‌ها عوارض دریافت کند.

اما در پس این موفقیت‌ها، تغییری اساسی در راهبرد ایران رخ داده است. جمهوری اسلامی دیگر مانند گذشته برای بازدارندگی در برابر دشمنانش به نیروهای نیابتی، به‌ویژه حزب‌الله، وابسته نیست.

البته نیروهای نیابتی همچنان برای ایران مفید هستند، اما دیگر ستون اصلی راهبرد بازدارندگی تهران به شمار نمی‌روند. ایران دریافته است که تهدید بازار جهانی انرژی و آسیب‌پذیر کردن متحدان آمریکا در منطقه، بسیار سریع‌تر و مؤثرتر از موشک‌های حزب‌الله یا حملات گروه‌های نیابتی می‌تواند بر واشنگتن فشار وارد کند.

این به معنای بی‌اهمیت شدن حزب‌الله، حماس یا حوثی‌ها نیست، بلکه نقش آنها تغییر کرده است. اکنون این گروه‌ها تنها بخشی از مجموعه ابزارهای فشار ایران هستند، نه سپر اصلی دفاعی آن. حتی می‌توان گفت امروز این ایران است که برای نجات آنها وارد عمل می‌شود، نه اینکه آنها از ایران محافظت کنند.

پیش از حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ‌هایی که پس از آن آغاز شد، جمهوری اسلامی برای بازدارندگی در برابر دشمنان خود تا حد زیادی به شبکه نیروهای نیابتی متکی بود.

اگر آمریکا یا اسرائیل به ایران حمله می‌کردند، حزب‌الله با در اختیار داشتن بیش از صد هزار موشک و هزاران نیروی آموزش‌دیده که تجربه سال‌ها جنگ در سوریه را داشتند، می‌توانست سراسر اسرائیل را هدف قرار دهد و حتی عملیات نفوذ زمینی در مرزها انجام دهد.

اگر اسرائیل نیز به لبنان حمله می‌کرد، حزب‌الله می‌توانست یا آن را شکست دهد یا دست‌کم جنگ را به بن‌بست بکشاند؛ همان‌گونه که در جنگ سال ۲۰۰۶ چنین کرد و در طول ۳۴ روز نبرد، به طور مداوم شهرهای اسرائیل را موشک‌باران نمود.

در چنین شرایطی، حماس و دیگر گروه‌های مورد حمایت ایران در فلسطین، عراق، یمن و سایر نقاط منطقه نیز می‌توانستند وارد جنگ شوند.

مجموع این نیروهای نیابتی، همراه با برنامه موشکی ایران، ابزار اصلی تهران برای پاسخ دادن به دشمنانش بودند.

نیروهای نیابتی علاوه بر نقش نظامی، برای ایران ابزاری کم‌هزینه جهت گسترش نفوذ منطقه‌ای نیز محسوب می‌شدند.

برای نمونه، در دهه ۱۹۹۰، تهران که مذاکرات صلح میان اسرائیل و فلسطینیان را تلاشی از سوی آمریکا برای منزوی کردن خود می‌دانست، از جنبش جهاد اسلامی فلسطین و حماس حمایت کرد.

حملات این گروه‌ها به تضعیف روند صلح کمک نمود و در نهایت زمینه را برای پیروزی بنیامین نتانیاهو، مخالف اصلی روند صلح، در انتخابات سال ۱۹۹۶ اسرائیل فراهم ساخت.

به طور کلی نیز این گروه‌ها به ایران امکان می‌دادند با وجود ضعف اقتصادی، در بسیاری از کشورهای اسلامی نفوذ و تأثیرگذاری داشته باشد.

ایران همچنین از طریق نیروهای نیابتی، به‌ویژه حزب‌الله، در عملیات‌های تروریستی علیه اهداف آمریکایی و کشورهای منطقه مشارکت داشت.

در سال ۱۹۸۳، حزب‌الله همراه با یک گروه عراقی مورد حمایت ایران، مجموعه‌ای از حملات هماهنگ را در کویت انجام داد که در آن شش نفر کشته شدند. هدف این حملات، مجازات کویت به دلیل حمایت از عراق در جنگ ایران و عراق بود.

در سال ۱۹۹۶ نیز تروریست‌های مورد حمایت ایران با انفجار برج‌های خبر در عربستان سعودی، ۱۹ نظامی آمریکایی را کشتند.

علاوه بر این، ایران و حزب‌الله در اروپا نیز برای ترور مخالفان و جداشدگان جمهوری اسلامی با یکدیگر همکاری می‌کردند.

اما حمله ۷ اکتبر همه این معادلات را بر هم زد.

اگرچه حماس همچنان مهم‌ترین بازیگر فلسطینی در نوار غزه است، اما از نظر نظامی به شدت تضعیف شده است. بخش بزرگی از رهبران و نیروهای آن کشته شده‌اند و زرادخانه موشکی‌اش نیز در سال‌های جنگ با اسرائیل تا حد زیادی نابود شده است.

در عملیات اسرائیل در سال ۲۰۲۴ نیز هزاران نیروی حزب‌الله بر اثر حملات هوایی یا عملیات‌های مخفیانه، مانند انفجار پیجرهای اعضای این گروه، کشته یا زخمی شدند.

اسرائیل همچنین حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله، و بسیاری از فرماندهان ارشد نظامی و سیاسی این گروه را ترور کرد و تعدادی از جانشینان آنان نیز بعدها کشته شدند.

برآوردها نشان می‌دهد که زرادخانه موشکی حزب‌الله که زمانی حدود ۱۵۰ هزار موشک تخمین زده می‌شد، اکنون به حدود ۲۵ هزار فروند یا حتی کمتر کاهش یافته است.

زمانی که اسرائیل و آمریکا در سال ۲۰۲۶ به ایران حمله کردند و آشکارا اعلام کردند که هدفشان تغییر نظام جمهوری اسلامی است؛ انتظار می‌رفت شبکه نیروهای نیابتی ایران وارد عمل شود.

حزب‌الله در واکنش، تعدادی موشک و پهپاد به سمت اسرائیل شلیک کرد، اما از آغاز یک جنگ تمام‌عیار خودداری نمود و تأثیر عملیاتش بر اسرائیل محدود بود.

این حملات بیشتر با هدف اعلام همبستگی با ایران انجام شد تا گسترش جنگ.

حزب‌الله نه بخش عمده زرادخانه موشکی باقی‌مانده خود را به کار گرفت، نه تلاش کرد نیروهایش را وارد خاک اسرائیل کند و نه آنچه از توان نظامی‌اش باقی مانده بود، به‌طور کامل بسیج کرد.

دیگر گروه‌های نیابتی نیز تقریباً منفعل بودند. برای مثال، حوثی‌های یمن تنها چند حمله موشکی محدود و نمادین علیه اسرائیل انجام دادند.

یکی دیگر از بزرگ‌ترین ضربه‌هایی که به ایران و نیروهای نیابتی آن وارد شد، سقوط حکومت بشار اسد در سوریه در سال ۲۰۲۴ بود؛ رخدادی که ارتباط مستقیمی با اسرائیل نداشت.

پس از سقوط اسد، دولتی به رهبری احمد الشرع، که پیش‌تر سابقه حضور در جریان‌های جهادی داشت، قدرت را در سوریه به دست گرفت.

در گذشته، سوریه مهم‌ترین شریک منطقه‌ای ایران در حمایت از حزب‌الله و اعمال فشار بر اسرائیل بود.

اما احمد الشرع، به دلیل حمایت ایران از حکومت بشار اسد در طول جنگ داخلی سوریه، موضعی کاملاً خصمانه نسبت به تهران و حزب‌الله دارد.

البته این گروه‌ها همچنان وجود دارند و به فعالیت خود ادامه خواهند داد. حوثی‌های یمن همچنان یکی از ابزارهای مهم ایران به شمار می‌روند. حزب‌الله نیز تلاش خواهد کرد توان نظامی خود را بازسازی کند.

همچنین آمریکا، گروه کتائب حزب‌الله عراق را متهم کرده است که در حال برنامه‌ریزی برای انجام عملیات‌های تروریستی در آمریکا و اروپا بوده است.

بنابراین، این شبکه هنوز از میان نرفته، اما نقش آن نسبت به گذشته تغییر کرده است.

مهم‌ترین نتیجه جنگ‌های اخیر این بود که نیروهای نیابتی دیگر نتوانستند آمریکا و اسرائیل را از حمله به ایران بازدارند.

حتی برعکس، همین شبکه نیروهای نیابتی به یکی از دلایل حمله اسرائیل به ایران تبدیل شد.

بلافاصله پس از حمله ۷ اکتبر، مقام‌های اسرائیلی ایران را مسئول اصلی این عملیات معرفی کردند.

حتی اگر تهران مستقیماً دستور اجرای عملیات را صادر نکرده باشد، سال‌ها آموزش، تأمین مالی و تسلیح حماس و دیگر گروه‌ها باعث شد جمهوری اسلامی از دید اسرائیل مسئول این حملات شناخته شود.

به همین دلیل، از نگاه اسرائیل معادله تغییر کرد.

اگر نیروهای نیابتی ایران به هر حال علیه اسرائیل وارد جنگ شده بودند، دیگر دلیلی برای خودداری از حمله مستقیم به خود ایران وجود نداشت.

ایران اکنون ناچار است بخش قابل توجهی از منابع مالی و نظامی محدود خود را صرف بازسازی حزب‌الله کند.

پس از شکست‌های سال ۲۰۲۴، تهران در سازمان‌دهی مجدد ساختار نظامی حزب‌الله نقش فعالی ایفا کرد.

نگرانی از اینکه ایران بخشی از درآمدهای ناشی از کاهش تحریم‌ها را صرف تقویت گروه‌هایی مانند حزب‌الله کند، نگرانی بی‌اساسی نیست.

اما در عین حال، این اقدام برای خود ایران نیز هزینه‌بر خواهد بود؛ زیرا این کشور برای بازسازی اقتصاد داخلی خود به همین منابع مالی نیاز مبرم دارد.

ایران امروز کمتر از گذشته به حزب‌الله نیاز دارد

مهم‌ترین تغییر این است که جمهوری اسلامی اکنون ابزارهای مؤثرتری نسبت به گذشته در اختیار دارد.

ایران با نشان دادن اینکه می‌تواند تنگه هرمز را ببندد، موفق شده قیمت انرژی را در سراسر جهان افزایش دهد؛ موضوعی که حتی در آمریکا نیز بر فضای سیاسی تأثیر گذاشته و جمهوری‌خواهان را نگران کرده است که افزایش قیمت سوخت به زیان آنها تمام شود.

همچنین درآمد حاصل از عوارض عبور کشتی‌ها و کاهش فشار تحریم‌ها، بخشی از ابزارهای فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران را خنثی کرده است.

علاوه بر تنگه هرمز، ایران اکنون می‌تواند مستقیماً منافع متحدان آمریکا در کشورهای عربی خلیج فارس را هدف قرار دهد.

در جنگ اخیر، تهران به تأسیسات انرژی، هتل‌ها، فرودگاه‌ها و پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه حمله کرد.

همین مسئله باعث شده برخی کشورهای عربی خلیج فارس برای جلوگیری از حملات ایران، در عمل هزینه‌هایی به تهران بپردازند تا کشتی‌هایشان بدون مزاحمت از منطقه عبور کنند.

کشورهای دیگر نیز، از بیم تکرار حملات در صورت آغاز دوباره جنگ، بر واشنگتن فشار خواهند آورد تا از تشدید درگیری جلوگیری نماید.

بنابراین جمهوری اسلامی امروز خود را آن‌قدر قدرتمند می‌داند که بتواند از حزب‌الله دفاع کند، نه اینکه برای دفاع از خود به حزب‌الله وابسته باشد.

در حالی که اسرائیل همچنان حزب‌الله را در لبنان هدف حملات خود قرار می‌دهد، تهران تهدید کرده است اگر این حملات متوقف نشود، از مذاکرات صلح خارج خواهد شد.

رهبران ایران اطمینان دارند که آمریکا در نهایت عقب‌نشینی خواهد کرد؛ به همین دلیل حتی حاضرند توافقی را که از نظر اقتصادی برایشان سودمند است، به خطر بیندازند.

ایران سال‌ها با هزینه‌ای نسبتاً اندک، از نیروهای نیابتی برای گسترش نفوذ، اعمال فشار و ایجاد بازدارندگی استفاده می‌کرد. اما امروز شرایط تغییر کرده است.

نیروهای نیابتی، به‌ویژه حزب‌الله، به همان اندازه که برای ایران یک دارایی محسوب می‌شوند، به یک مسئولیت و بار مالی و نظامی نیز تبدیل شده‌اند.

حتی قدرتمندترین این گروه‌ها نیز اکنون بیش از گذشته به حمایت ایران نیاز دارند، بی‌آنکه بتوانند در مقابل، همان سطح از امنیت و بازدارندگی سابق را برای تهران فراهم کنند.

این گروه‌ها همچنان اسرائیل، آمریکا و متحدانشان را تهدید خواهند کرد، اما دیگر مانند گذشته موجب احتیاط و بازدارندگی طرف مقابل نمی‌شوند.

تناقض خاورمیانه پس از ۷ اکتبر این است که اگرچه «محور مقاومت» هنوز وجود دارد، اما دیگر توان انجام مأموریت اصلی خود، یعنی حفاظت از ایران، را مانند گذشته ندارد.

منبع: فارین پالیسی


نظر شما