«امیدوارم وضعیت کنونی مقدمهای برای هرجومرج بیشتر نباشد. اگر فعالان اقتصادی میخواهند کارها بهدرستی پیش برود، شعارهایشان باید در همان حوزهٔ اقتصادی باقی بماند.»
احمد بخشایش اردستانی، نمایندهٔ مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران، با این جمله دیدگاه خود را دربارهٔ اعتراضات گستردهای که این هفته در ایران شکل گرفت، جمعبندی کرد.
تأکید او بر محدود ماندن مطالبات معترضان در حوزهٔ اقتصاد، نشانهای از نگرانی حاکمیت است؛ نگرانی از آنکه اعتراضات از مطالبات اقتصادی به عرصهٔ سیاسی کشیده شود و سپس به درگیریهای خشونتآمیز با نیروهای امنیتی بینجامد؛ مسیری با پیامدهایی غیرقابل پیشبینی.
اظهارات اردستانی بازتابدهندهٔ رویکرد فعلی تهران است: در این چارچوب، اعتراضات بهجای آنکه مقدمهٔ نافرمانی مدنی و تهدیدی برای بقای نظام تلقی شوند، واکنشی به سیاستهای اقتصادی دولت بهشمار میآید.
بر اساس این نگاه، جمهوری اسلامی راهبرد گفتوگو با رهبران اعتراضات، شنیدن مطالبات آنها، پرهیز از تقابل و نمایش قدرت تا حد امکان، و اتخاذ اقدامات فوری برای کاهش دستکم بخشی از «خشم اقتصادی» را در پیش گرفته است.
اردستانی در گفتوگویی با خبرگزاری کار ایران (ایلنا) توضیح داد: «ما وظیفه داریم شعارهای گروههای معترض را بررسی و به آنها احترام بگذاریم. اگر مطالبات اقتصادی به مطالبات سیاسی تبدیل شود، مشکلات زیادی بهوجود خواهد آمد.»
منظور او از این «مشکلات»، بازگشت به اعتراضات گستردهٔ سالهای ۲۰۰۹، ۲۰۱۷، ۲۰۱۹ و ۲۰۲۲ بود؛ اعتراضاتی که با درگیریهای خیابانی، بازداشتها و کشتهشدن معترضان همراه شدند.
با این حال، هر یک از این موجهای بزرگ اعتراضی دلایل خاص خود را داشت و حکومت از همهٔ آنها جان سالم به در برد. این بار هم ممکن است تعبیر اعتراضات بهعنوان نشانهٔ قطعی آغاز سقوط نظام، شتابزده باشد.
بسیاری امیدوار بودند جنگ خردادماه گذشته با اسرائیل به فروپاشی نظام منجر شود، اما در عمل، بخش بزرگی از جامعهٔ ایران در کنار حاکمیت قرار گرفت و حملات اسرائیل و آمریکا را جنگی علیه خود مردم، نه فقط حکومت، تلقی کرد. نظام نیز از این همبستگی عمومی تمجید نمود و بار دیگر وعده داد به مطالبات مردم گوش دهد و اصلاحات اقتصادی و اجتماعی را اجرا کند.
اما این وعدهها محقق نشد و عواملی چون خشکسالی شدید (که تولید غلات را حدود ۳۰ درصد کاهش داد)، کمبود برق و گاز، و افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی، وضعیت ایران را به سطحی بیسابقه از وخامت رساند.
روز چهارشنبه، دولت به بهانهٔ شرایط جوی نامساعد، مدارس، نهادهای دولتی و شرکتهای دولتی را تعطیل کرد؛ اقدامی که هدف آن کاهش مشارکت در تظاهرات بود. تحولات روزهای آینده، بهویژه نحوهٔ واکنش حکومت، سرنوشت این اعتراضات را تعیین خواهد کرد؛ اعتراضاتی که تاکنون به بسیاری از مناطق کشور گسترش یافتهاند.
در تلاش برای مهار اعتراضات، کابینهٔ مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، روز چهارشنبه بهسرعت رئیس بانک مرکزی، محمدرضا فرزین ــ که دوشنبه استعفا داده بود ــ را با عبدالناصر همتی، اقتصاددان شناختهشده، جایگزین کرد.
فرزین مسئول سقوط شدید ارزش ریال دانسته میشود. همتی در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۱ نامزد شد و از ابراهیم رئیسی ــ که بعدها در سانحهٔ سقوط بالگرد کشته شد ــ شکست خورد. او سپس بهعنوان وزیر امور اقتصادی و دارایی در دولت پزشکیان فعالیت کرد، اما مجلس در ماه مارس بهدلیل «سوءمدیریت» و سیاستهایی که بهگفتهٔ نمایندگان باعث تضعیف ریال شده بود، او را برکنار نمود.
با این حال، همتی از نگاه جریانهای محافظهکار ــ بهویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بیش از نیمی از اقتصاد ایران را در اختیار دارد ــ چهرهای مسئلهساز بهشمار میرود. او در جریان کارزار انتخاباتی خود، بیپروا به سپاه حمله کرد، وعده داد در صورت پیروزی پنج زن را به کابینهاش بیاورد و حتی از تشکیل کمیتهای برای بررسی کشتار معترضان در اعتراضهای ۲۰۲۲، که پس از مرگ مهسا امینی آغاز شد، سخن گفت.
همتی همچنین حامی جدی توافق هستهای با ایالات متحده است و بارها تأکید کرده مشکلات ایران ریشه در انزوای خودخواستهٔ این کشور از جهان ــ بهویژه غرب ــ دارد. اعلام انتصاب او به ریاست بانک مرکزی با استقبال عمومی مواجه شد، باعث تقویت ارزش ریال گردید و این پیام را به حاکمیت داد که چند اقدام مدیریتی میتواند به آرامسازی فضا کمک کند.
با این همه، انتصاب همتی راهحل جادویی بحران عمیق ایران نیست. لایحهٔ بودجهای که دولت برای تصویب به مجلس ارائه کرده، شامل افزایش ۲۰ درصدی حقوق کارکنان دولت و شرکتهای دولتی است؛ رقمی که فاصلهٔ زیادی با نرخ تورم بالای ۴۵ درصد دارد.
برای آرامکردن اعتراضات، نمایندگان مجلس روز چهارشنبه پیشنهاد دادند میزان افزایش حقوق به ۳۰ درصد برسد و فهرستی از کالاهای اساسی تهیه شود که قیمت آنها پایین، ثابت و تحت نظارت سختگیرانهٔ دولت باشد.
در عین حال، بودجه خواستار افزایش حدود ۶۰ درصدی درآمدهای مالیاتی دولت و کاهش حدود ۳۵ درصدی هزینههای عمومی است. دشوار است تصور کنیم دولت چگونه میخواهد به این اهداف درآمدی دست یابد، در حالی که بیش از ۳۰ درصد جمعیت ایران زیر خط فقر زندگی میکنند؛ یا چگونه میخواهد چنین کاهش شدیدی در هزینهها اعمال کند، وقتی سطح فعلی خدمات عمومی خود بهطرزی شرمآور پایین است.
با توجه به این رویکرد مجلس، تردید جدی وجود دارد که همتی و دولت پزشکیان بتوانند اصلاحات ضروری را اجرایی کنند؛ بهویژه در شرایطی که در کشمکش سیاسی میان دولت و مجلس، انتظار میرود پزشکیان با مخالفت سپاه پاسداران روبهرو شود؛ نهادی که از اصلاحاتی که منابع درآمدیاش را تهدید کند، هراس دارد.
حتی اگر دولت و همتی تحت فشار اعتراضات موفق به تصویب اصلاحات شوند، مانع اصلی همچنان پابرجاست: تحریمهای آمریکا و جامعه بین الملل علیه ایران. بدون لغو این تحریمها، اقتصاد کشور امکان بازگشت به مسیر بهبود را نخواهد داشت.
اما لغو تحریمها منوط به دستیابی به توافق هستهای جدید است؛ توافقی که در حال حاضر هیچ مذاکرهٔ جدیای دربارهٔ آن جریان ندارد. عباس عراقچی، وزیر خارجهٔ ایران، در گفتوگویی با وبسایت «راشا تودی» فاش کرد که ماههاست با استیو ویتکاف، نمایندهٔ ویژهٔ آمریکا، گفتوگویی نداشته است. تنها «گفتوگوی رسمی» موجود، همان تقابل علنی میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو با ایران است؛ تقابلی سرشار از تهدید و آکنده از بوی جنگ.
مواضع اعلامی طرفین همچنان بدون تغییر باقی مانده است. ایران اعلام کرده هر زمان آمادهٔ ازسرگیری مذاکرات است، مشروط بر آنکه بر پایهٔ «احترام متقابل» باشد؛ یعنی آمریکا حق غنیسازی اورانیوم در خاک ایران را بهرسمیت بشناسد و موضوع موشکهای بالستیک را کنار بگذارد؛ موضوعی که تهران آن را صرفاً بازدارندگی دفاعی میداند.
ایالات متحده نیز بهصورت علنی از آمادگی برای یک اقدام دیپلماتیک سخن میگوید، اما بر اساس شروط خود: توقف برنامهٔ هستهای و ممنوعیت غنیسازی اورانیوم در خاک ایران. اخیراً محدودسازی برنامهٔ موشکی نیز به این شروط افزوده شده؛ موضوعی که در مذاکرات پیشین در کانون توجه نبود و در توافق اولیهٔ هستهای هم جایی نداشت. بنابراین، باید دید که چه نقطهٔ گشایشی میتواند راه را برای ازسرگیری مذاکرات هموار کند.
پایگاه خبری «امواج مدیا»، که در امور ایران و عراق تخصص دارد، این هفته گزارش داد که نتانیاهو از طریق یک «دوست مشترک» ــ ظاهراً ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه ــ پیامی غیرمستقیم برای علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، ارسال کرده و در آن تأکید نموده اسرائیل قصد تشدید عملیات نظامی علیه ایران را ندارد. تاکنون تأیید مستقلی برای این گزارش منتشر نشده است.
با وجود این، و علیرغم رکود مذاکرات، تلاشها برای احیای گفتوگوها ادامه دارد و عربستان سعودی، عمان، قطر و ترکیه سرگرم ارائهٔ پیشنهادهایی موسوم به «شرایط قابل قبول» هستند تا روند مذاکرات دوباره آغاز شود.
در ماه نوامبر، رئیسجمهور ایران نامهای به محمد بن سلمان ارسال کرد و از او خواست نقش میانجی را ایفا کند. از رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، نیز خواسته شد در دیدار خود با ترامپ موضوع مذاکرات را مطرح کند؛ همانطور که امیر قطر، شیخ تمیم بن حمد، چنین درخواستی دریافت کرد. همهٔ این رهبران به ترامپ دربارهٔ پیامدهای وخیم یک جنگ جدید میان اسرائیل و ایران هشدار دادهاند و بهنظر میرسد آمادگی خود را برای ایفای نقش میانجی و ضامن رفتار ایران اعلام کردهاند.
با این حال، اظهارات علنی ترامپ در دیدار این هفتهاش با نتانیاهو، در ایران بهمنزلهٔ چراغ سبز به یک حملهٔ احتمالی اسرائیل تعبیر شد. برخی تحلیلگران ایرانی برآورد کردهاند که اسرائیل ممکن است اعتراضهای کنونی ــ که دقیقاً همزمان با دیدار ترامپ و نتانیاهو آغاز شد ــ را فرصتی برای حمله و سرنگونی نظام ببیند.
این تفسیر همچنین از سوی حکومت برای متهمکردن معترضان به «بازی در زمین دشمن» استفاده میشود؛ با این استدلال که حتی اگر مطالبات اقتصادی آنها بحق باشد، تجمعاتشان امنیت ملی را به خطر میاندازد. از اینجا تا تشدید بحران و سرکوب خشونتآمیز اعتراضها، راهی کوتاه باقی میماند.
ایرانیان دیگر تحمل ندارند
موجی از اعتراضات که ماه دسامبر توسط مغازهداران در تهران آغاز شد، به سرعت گسترش یافت. سال گذشته برای ایرانیها بسیار سخت بود؛ سطح زندگی آنها به شدت پایین آمده و حس بنبست سیاسی حاکم است، بنابراین وقتی خیابانها پر از تظاهرات شد، کسی چندان متعجب نشد.
از یک دانشجوی ایرانی پرسیدم چرا در اعتراضات شرکت کرده است. او با طنز پاسخ داد: «بله خب، چرا باید اعتراض کنیم؟ اوضاع که خیلی خوبه!»
جرقهٔ این اعتراضات، کاهش شدید ارزش پول ملی ایران بود. هفتهٔ گذشته، هر دلار آمریکا تقریباً ۱.۵ میلیون ریال معامله شد و بیش از نصف ارزش خود را در یک سال از دست داد. در سال ۲۰۲۱ هر دلار حدود ۲۵۰ هزار ریال بود و ده سال پیش، حدود ۳۰ هزار ریال. این کاهش مستمر باعث از بین رفتن پساندازها، نابودی طبقهٔ متوسط ایران و رنج واقعی طبقات کارگر شده است.
اعتراضات توسط مغازهدارانی آغاز شد که به واردات کالاهای برقی وابستهاند و حالا تعداد کمی توان خرید دارند. اما این اعتراضات به سرعت گسترش یافت—مثل موجهای اعتراضی ۲۰۱۷، ۲۰۱۹ و ۲۰۲۲—و به شهرهایی در استانهایی مثل همدان، اصفهان و لرستان رسید و دانشجویان، بازنشستگان و نسل جوان را هم وارد ماجرا کرد.
مثل گذشته، این اعتراضات به سرعت رنگ و بوی سیاسی پیدا کرد. معترضان شعارهایی مانند «مرگ بر دیکتاتور» سر دادند و رهبر هشتادسالهٔ ایران، آیتالله علی خامنهای، را هدف گرفتند؛ کسی که از سال ۱۹۸۹ در بالاترین مقام کشور است و چندان پاسخگو نیست. به گفتهٔ دانشجویان دانشگاه بهشتی تهران: «این نظام جنایتکار، آیندهٔ ما را برای ۴۷ سال گروگان گرفته است. با اصلاحات یا وعدههای دروغین تغییر نخواهد کرد.»
رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکیان، که سال گذشته با وعدهٔ حکومتداری خوب انتخاب شد، طی این مدت شاهد قطعی آب و برق بوده و نتوانسته وعدههای اصلی خود، مانند رفع محدودیتهای اینترنت، را عملی کند. او که میخواست نشان دهد با سلف سختگیرش متفاوت است، سریعاً وعده داد با نمایندگان معترضان دیدار خواهد کرد. سخنگوی او هم «حق قانونی اعتراض مسالمتآمیز» ایرانیان را تأیید کرد.
اما پزشکیان کنترل نیروهای امنیتی را در دست ندارد، بنابراین این وعدهها چندان اثرگذار نیست. دهها معترض تاکنون بازداشت شدهاند. در شهرهای کوچک کوهدشت و فسا، نیروهای امنیتی به سمت معترضان تیراندازی کردند. معترضان همچنین در همدان و نجفآباد با پلیس درگیر شدند.
روز سهشنبه، پزشکیان با نمایندگان برخی صنوف و اتحادیههای تجاری دیدار کرد و وعده داد وضعیت اقتصادی را بهبود ببخشد. محمدرضا فرزین، رئیس بانک مرکزی که توسط رئیسجمهور پیشین منصوب شده بود و محبوبیت کمی داشت پس از تقریباً ۱۸ ماه، بالاخره کنار گذاشته شد. جانشین او، عبدالناصر همتی، اقتصاددان طرفدار اصلاحات و وزیر سابق اقتصاد در دولت پزشکیان، وعدهٔ ثبات اقتصادی داده است.
اما همتی با چالش بزرگی مواجه است. او احتمالاً نرخ بهره را کاهش میدهد (در حال حاضر نرخ رسمی ۴۰ درصد است) و اصلاحات بانکی و ارزی را دنبال میکند. اما این اقدامات درمان کامل اقتصاد بیمار ایران نیست؛ اقتصادی که تحت تأثیر انزوای بینالمللی، تحریمهای غرب و مدیریت ضعیف داخلی قرار دارد و سالها رفاه مردم در اولویت نبوده است.
حداقل دستمزد ماهانه کنونی ایران، حدود ۱۰۴ میلیون ریال، حتی برای خرید یک گرم طلای ۱۸ عیار (معیاری برای ارزش واقعی) کافی نیست. پرستاران و معلمان بین ۱۵۰ تا ۲۵۰ میلیون ریال درآمد دارند و برای اجاره یک آپارتمان در تهران حدود ۲۰۰ میلیون ریال باید بپردازند. بسیاری مجبورند برای جبران کمبود درآمد خود به شغل دوم، مثل رانندگی در تاکسیهای اینترنتی، روی بیاورند و هزاران نفر برای زندگی بهتر، از کشور مهاجرت کردهاند.
بهعلاوه، ایرانیان از احتمال حملات نظامی اسرائیل یا آمریکا هم بیم دارند. یک جوان شرکتکننده در اعتراضات گفت: «در این کشور نمیتوان حتی برای دو هفته برنامهریزی کرد. بدون ثبات، هیچ چشماندازی برای رشد و رفاه وجود ندارد. ما روزمره زندگی میکنیم.»
برای تغییر این وضعیت، نظام باید به توافقی با دولت ترامپ برسد که تحریمها را لغو کند یا حداقل ایران را از جنگ مصون نگه دارد. اما موضع ایدئولوژیک سختگیرانهٔ آقای خامنهای علیه اسرائیل و آمریکا، دستیابی به چنین توافقی را دشوار میکند. روز سهشنبه، معترضان در تهران شعاری کلاسیک سر دادند: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران.» این شعار که از ۲۰۰۹ رایج است، نشاندهندهٔ مخالفت با حمایت ایران از گروههایی مانند حماس و حزبالله است. معترضان معتقدند ماجراجوییهای نظامی، منابع کشور را هدر داده و ایران را با غرب و همسایگان عرب در تضاد قرار داده است. به عبارت دیگر، ایرانیها مشکلات اقتصادی را با سیاست خارجی نظام پیوند میدهند.
فراخوان ترامپ!
دونالد ترامپ در واکنش به اعتراضات ایران تهدید کرده است که اگر حکومت به معترضان شلیک کند و آنها را بکشد، آمریکا نیز «به نجات آنها خواهد آمد». ترامپ سپس میگوید «ما آمادهایم».
این که ادعای ترامپ درباره «نجات» معترضان و حمایتش از آنها چقدر با اندیشه و رفتار و کارنامه او سازگاری دارد یا نه بماند، اما این اظهاراتش پس از گذشت حدود یک هفته از اعتراضات داخلی در ایران در واقع «فراخوانی» برای گسترش آن است.
به نظر میرسد که هم آمریکا هم اسرائیل معتقد هستند که بخش بزرگی از ناراضیان از بیم برخوردهای امنیتی به خیابان نمیآیند، از این رو، ترامپ با تهدید به دخالت تلاش کرده است هم بر محاسبات حکومت ایران تاثیر بگذارد و هم قشر ناراضی خاموش را به خیابانها بکشاند.
این سخنان ترامپ ممکن است تاثیری ناهمگون بر جای بگذارد؛ این که مشوق برخی شود و احساس حمایت کنند و یا در کنار مواضع اسرائیل برخی دیگر را متردد و منصرف کند، اما جدا از تلاش او برای کشاندن جمعیت بیشتری به خیابانها روی مهمتر این اظهارات مقدمهسازی برای مداخله نظامی دیگر در ایران این بار نه از رهگذر بمباران تاسیسات هستهای و نظامی بلکه از کانال حمایت از معترضان است.
اما این مداخله هم مستلزم به خشونت کشیده شدن اعتراضات و وقوع درگیریهای خشن است و از این منظر در اصل میتوان فراخوان ترامپ را دعوتی به «کشتار و درگیری» توصیف کرد که پس از آن در قامت «نجاتگر» معترضان دستور دخالت نظامی را صادر کند.
در وهله اول به نظر میرسد که اظهارات ترامپ منعکس کننده همراهی او با طرح نتانیاهو برای تغییر رژیم در ایران است که در نتیجه انفجار داخلی رخ دهد، اما این بدان معناست نیست که گزینه جنگ کنار گذاشته شده است، بلکه در عین حال هم آمریکا با این نوع مداخلهها به دنبال زمینهسازی برای جنگی دیگر البته به شکلی متفاوت از ژوئن گذشته است. در جنگ 12 روزه، بهانه جنگ رفع تهدید هستهای از طریق حمله به تاسیسات هستهای برای نابودی برنامه هستهای ایران بود؛ اما بعید نیست که هم آمریکای ترامپ هم اسرائیل به این باور رسیده باشند که نه برنامه هستهای و نه برنامه موشکی ایران با جنگ از بین نمیرود و تنها راه را در «چنج رژیم» ببینند.
اما در عین حال هم گویا به این جمعبندی رسیدهاند که این مهم نیز صرفا با اعتراضاتی در این سطح هم حاصل نمیشود، بلکه نیازمند راهکاری تلفیقی است؛ یعنی گسترش اعتراضات در داخل و بسترسازی برای مداخله نظامی خارجی که البته به جنگ گسترده پرهزینه در منطقه ختم نشود.
این بسترسازی نیز احتمالا برای توجیه مداخلهای است که این بار شخصیتها و دستگاههای سیاسی، امنیتی و حکومتی و نه صرفا نظامی و هستهای را هدف قرار دهد.
حالا ممکن است که برخی گمان کنند مساله «چنج رژیم» با این نوع حمایت آمریکا و اسرائیل به سادگی رخ میدهد و سریعا وضعیت مطلوبی شکل خواهد گرفت؛ اما قرائتی عمیق و آیندهنگرانه و تجربه تاریخی نتایج دخالت بازیگران خارجی در اعتراضات داخلی کشورها دستکم در دو دهه اخیر نشان میدهد که این دست مداخلات آشکار و بیپروا نه به نفع اعتراضات و مطالبات بحق مردم معترض به وضعیت کنونی است و نه به بهبودی اوضاع کمکی میکند، بلکه صرفا بر پیچیدگی آن میافزاید و اگر هم روایت حاکم را در جهت کنترل و پایان دادن سریع به اعتراضات فربهتر نکند، چرخهای از خشونت افسارگسیخته را خلق میکند که کسی از آن منتفع نخواهد بود.
*کانال تلگرام صابر گل عنبری


نظر شما