آینده نامعلوم کودکان زندانی در عراق

twitter sharefacebook share۱۳۹۸ اسفند ۰۸ - 2020-02-27

اگر به آسیب های روحی پسرانی که زیر سن قانونی بوده اما در بازداشت به سر می برند رسیدگی نشود، می تواند حالتی را ایجاد کند که آنان بعد از آزادی تبدیل به تهدیدهای امنیتی شوند

درگیر با آسیب های روحی ناشی از گذشته ای که او نقشی در انتخابش نداشته، جوانی که سابق بر این عضو داعش بود، حالا مشتاق بازگشت به زندگی عادی است. عدنان درحالی که در زندان نشسته، سرش را پایین نگاه داشته و به صندل های خود خیره شده است؛ چشمان خسته و پوست عرق کرده اش به او ظاهر مردی با دو برابر سن واقعی اش می دهد. عدنان که وقتی دستگیر شد 14 سال داشت، اکنون 17 ساله است و بسیاری از سالهای نوجوانی اش را در بخش بازپروری زنان و کودکان در اربیل پایتخت کردستان عراق گذرانده است. در حال حاضر در این بازداشتگاه 32 پسری که مظنون به عضویت در داعش هستند نگهداری می شوند.

سه سال قبل عدنان در اردوگاهی در نزدیکی موصل زندگی می کرد. آنگونه که وی به ما می گوید، پسر دیگری او را متهم کرد که عضو داعش بوده و اینگونه بود که به نیروهای امنیتیِ کُرد سپرده شد. عدنان قبل از آنکه دادگاه او را به جرم همکاری با داعش به 5 سال نگهداری در مرکز بازپروری محکوم کند، شش ماه در زندان به سر برد.

عدنان می گوید که بیگناه است. تقریبا همه پسرانی که با آنها مصاحبه کردیم به ما گفتند به این دلیل که در زمان نامناسب در مکان اشتباه و نامناسب بودند، یا به دلیل اشتراک نام با پسرانی که در لیست مظنونان داعش قرار داشتند، پشت میله های زندان هستند. 

داستان او و بسیاری دیگر از بازداشتی هایی که ادعای بیگناهی می کنند را نمی توان به طور مستقل تایید کرد، اما در خصوص اتهاماتی که علیه عدنان مطرح می شود، وکلای مدافع به این نکته اشاره می کنند که کودکانی که در درگیری های مسلحانه شرکت می کنند خودشان قربانی هستند و به جای حبس نیاز به توانبخشی و کمک دارند.

تخمین زده می شود که هزاران کودک عراقی توسط داعش جذب شده باشند. در عراق، جایی که حداقل سن مسئولیت کیفری نه سال است، دادستان ها بین کسانی که از روی میل و اشتیاق به داعش پیوسته اند و کسانی که ناگزیر به این کار شده اند تمایز کمی قائل می شوند؛ همچنین میزان و وسعت همکاری با داعش مورد توجه قرار نمی گیرد. در قوانین ضد تروریسم عراق، علیه کسی که در داعش نقشی جزئی داشته، مثلا آشغال ها را جمع می کرده یا آشپز بوده، و کسی که به طور فعال در جنگ و فعالیت های تروریستی مشارکت داشته، به یک اندازه اعلام جرم می شود.

سامر 17 ساله می گوید «نیروهای امنیتی مرا تهدید کردند و گفتند اگر اعتراف نکنم سالهای بیشتری در زندان خواهم بود». بعد از آنکه داعش از محله وی خارج شدند، سامر تلاش کرد برای کار به اربیل برود؛ اما در ایست بازرسی کردها، به اتهام عضویت در داعش دستگیر شد و از ترس گرفتن احکام طولانی مدت، به جرمی که به گفته خودش نکرده بود اعتراف کرد.

سازمان ملل نگرانی های خود را بابت این اعترافات اجباری نشان داده است. گزارش اخیر سازمان ملل نشان می دهد، شکنجه و تعقیب متهمان بیشتر به دلیل ارتباط و مشارکت در گروه داعش صورت می گیرد تا به علت شرکت در فعالیت های تروریستی. این سیستمی است که آقای بَکر مدیر بخش حقوق کودکان سازمان دیده بان حقوق بشر آن را نه تنبیهی که دارای اثرات معکوس و مخرب می خواند: «مقامات عراق بچه ها را بر اساس لیستی که نام افراد تحت تعقیب در آن ردیف شده، دستگیر می کنند و به اتهاماتی مورد تردید که از منابع نامعلوم و ناشناخته بدست آمده، این بچه ها را برای اعتراف تحت شکنجه قرار داده و بازداشت می کنند و از تحصیل محروم می کنند؛ لذا افزایش آسیب و خشم دستگیرشدگان و به تبع آن افزایش شکایات علیه دولت اجتناب ناپذیر است»

نسلی با زخم های روحی

ابراهیم رؤیای تبدیل شدن به فوتبالیستی حرفه ای در سر می پروراند و در دوران کودکی در مسابقات محلی موصل شرکت کرد. در نوجوانی هم فوتبال را زیر حکمرانی داعش ادامه داد، گرچه در آن دوران محدودیت هایی حاکم بود، مثلا پوشیدن شورت ورزشی ممنوع بود و هنگام نماز بازی متوقف می شد. ابراهیم که فکر می کرد بعد از فرار و خروج از زیر چتر داعش، می تواند فوتبال را به شکل حرفه ای دنبال کند؛ حالا در بازداشت، 21 ساله شده و می گوید که بیش از همیشه از هدفش دور گشته است «گاهی که به رؤیای از دست رفته ام فکر می کنم، خیلی عصبانی می شوم». او که مدعی است مجبور به اعترافات دروغین شده، می گوید «دیروز خیلی عصبانی شدم و سرم را به دیوار می کوبیدم و فریاد می زدم»

متخصصان هشدار می دهند که اگر به آسیب های روحی پسرانی که مثل ابراهیم زیر سن قانونی هستند اما در بازداشت به سر می برند رسیدگی نشود، می تواند حالتی را ایجاد کند که آنان بعد از آزادی تبدیل به تهدیدهای مهم امنیتی برای عراق شوند. آنگونه که «زیاد سعید» وکیل عراقی می گوید: «ما در حال خلق جنایتکارانی جدید هستیم. آنها به 5 تا 15 سال حبس محکوم می شوند و بعد از آن درحالیکه پر از نفرت هستند و هیچ بازپروری ای روی آنها صورت نگرفته است، آزاد می شوند».

گرچه برنامه هایی از جانب اشخاص خصوصی و در مقیاس های کوچک، برای بچه های عراقی که در حکومت داعش دچار آسیب های روحی شده اند (به ویژه برای یزیدی ها) وجود دارد؛ اما تلاشی همه جانبه که حمایت های روانشناختی را برای اعضای سابق داعش فراهم کند وجود ندارد.

بیش از یکسال زیاد سعید و همکارانش در یک موسسه حقوقی در بغداد، برای تمهید شرایطی که جوانان بازداشتی دوباره در جامعه ادغام شوند، با سازمان های دولتی رایزنی می کردند. وی در رفت و آمد خود به دفتر نخست وزیری، دادگستری و پارلمان، نگرانی مسئولان را می شنید، اما اراده ای برای دخالت و تغییر در وضعیت موجود، در آنها نمی دید «این کار اولویت دولت نیست، دولت هیچ راهبرد و برنامه ای ندارد»

درس هایی که باید از پاکستان آموخت

پاکستان در زمینه بازپروری کودکانی که توسط طالبان شستشوی مغزی شده اند تا دست به عملیات انتحاری بزنند، اقدامات مؤثری انجام داده که می تواند الگوی خوبی برای عراق باشد. از سال 2009 مرکز مبارزه با افراطی گری با حمایت ارتش شروع به فعالیت کرد. گفته می شود بیش از 230 کودکی که سابقا عضو گروههای تندور شبه نظامی بودند، با حضور در این مرکز دوباره در جامعه ادغام شده و به آغوش خانواده های خود بازگشتند؛ همچنین نرخ ارتکاب مجدد جرم توسط این کودکان، بعد از حضور در مرکز نزدیک به صفر بوده است.

«فریحه پراچا» روانشناس و مدیر مرکز مبارزه با افرطی گری باور دارد که رویکرد این مرکز می تواند روی وابستگان به داعش نیز کارگر باشد «فکر می کنم عراق و پاکستان از نظر فرهنگی از هم دور نیستند و کودکان نیز همه جا مثل یکدیگرند».

قبل از آغاز درمان، شخصیت هر کودک به طور مجزا تعریف و تجزیه و تحلیل می شود، تا عوامل جاذبه و دافعه روی آنها شناسایی گردد. در این روند که معمولا چندسال طول می کشد، پسران در کنار تحصیلات آکادمیک، تعلیمات مذهبی دریافت می کنند و سعی می شود که آموزه های مذهبی سابق آنها اصلاح گردد. یکی از اهداف مرکز این است که بچه ها به مدرسه بازگردند یا کار پیدا کنند. به گفته فریحه: «کاری که ما انجام می دهیم این است که بچه ها برنامه فردی داشته باشند. شما نمی توانید روی آنها مثل کارخانه مونتاژ کار کنید؛ بچه ها باهم فرق دارند و مثل هم نیستند». فریحه رمز موفقیت برنامه را در نظارت ها و مراقبت های پس از درمان می داند. مدیران مرکز، دوبار در ماه شخصاً وضعیت پسران را دنبال می کنند و در انجمن ها مورد بررسی قرار می دهند.

اما در مرکز بازپروری زنان و کودکان اربیل، چنین نظارت و مراقبتی بعد از آنکه مردان جوان مرکز را ترک می کنند وجود ندارد. به گفته یکی از نگهبانان مرکز «وقتی پسران وارد مرکز می شوند کاملا شستشوی مغزی شده اند». دوران محکومیتشان که تمام می شود، مسئولان تصمیم می گیرند که آیا می شود آنها را آزاد کرد یا نه؟ کسانی که هنوز مستعد و متمایل به خشونت تشخیص داده شوند، ممکن است زمان بیشتری در انجا نگه داشته شوند.

لکه ننگ زندان

مدافعان برنامه های بازپروری و ادغام فرد در جامعه، می گویند کمتر پیش می آید که ایدئولوژی، دلیل اصلی پیوستن کودکان به گروههای مسلح باشد. یکی از مطالعات سازمان ملل در سال 2018 که روی کودک سربازان در عراق، سوریه، مالی و نیجریه انجام شده، نشان می دهد که عوامل محرک برای پیوستن کودکان به این گروهها غالبا فشار دوستان و همسن و سالان، تعهدات خانواده و نیازهای مالی بوده است.

آنگونه که «وسام» به یاد می آورد: وقتی داعش او و دوستانش را برای آموزش برد، 14 ساله بود و گزینه دیگری پیش رو نداشت «من 15 روز بین داعش بودم اما به کسی آسیب نزدم». دوره آموزشی آنها شامل دو هفته آموزش های دینی و آموزش نحوه استفاده از سلاح بود. اکنون که پنج سال از آن دوران گذشته، وسام می گوید که هیچکدام از آن آموزه ها را به یاد ندارد. او آرزو دارد که به کلاس های درس معمولی برگردد و تحصیلات متوسطه را تمام کند، اما می ترسد که چند ماه دیگر که مرکز بازپروری را ترک گفت، داغ حضور در داعش با او همراه باشد «من در عراق نخواهم ماند چون می دانم که بعد از آزادی دوباره دستگیر می شوم؛ داغ داعش برای همیشه به پیشانی من خورده است».

*منبع: میدل ایست آی

مترجم: فاطمه رادمهر