twitter share facebook share ۱۳۹۶ آذر ۰۸ 891

رابطه ایران و عربستان همیشه محور مطالعات سیاسی در حوزه علوم سیاسی بوده است. وقایعی مانند: گردن زدن حاجی ابوطالب، پیروزی انقلاب اسلامی، کشتار حجاج ایرانی، حادثه منی و شهادت شیخ نمر بازخودهایی در روابط دو کشور داشته. نوشتار پیش رو به گذشته، حال و آینده این رابطه می پردازد.

در سال 1943 به مدت چهار سال روابط ایران و عربستان قطع می شود علت نیز گردن زدن یک حاجی ایرانی است. او که در حال طواف بوده دچار تهوع می شود و پلیس مذهبی سعودی که همان هیئت امر به معروف و نهی از منکر هستند وی را به اتهام توهین به کعبه و حجر الاسود دستگیر می کنند. به طور طبیعی دشمنی با تشیع در این دستگیری عامل اساسی بوده است. این واقعه و نام حاجی که اوطالب نام داشت در تاریخ ذکر شده است. مرحوم فقیهی در کتاب وهابیت خود که جزء اولین کتابها در خصوص وهابیت است این واقعه را دقیق ذکر کرده است و در برخی خاطرات مکتوب  و سفرنامه های عربی نیز قید شده است.

این واقعه نشان می دهد دشمنی با تشیع از سوی وهابیت ریشه ای فراتر از وقایع کنونی دارد. در سال 1950 در جده رسما کنسولگری افتتاح می گردد ولی در سال 1979 در اثر انقلاب اسلامی ایران روابط دو کشور مجددا متشنج می شود. کشتار حجاج ایرانی در مراسم برائت از مشرکین عامل حمله مجدد به سفارت عربستان درتهران و قطع مجدد روابط بود. سعودی ها مدعی هستند که تظاهر کنندگان می خواستند با حرکت به سوی کعبه و حرم مکی آنرا اشغال کرده و بی نظمی در کشور ایجاد کنند و پلیس درحین جلوگیری از این حرکت آنان، بعد از زد و خورد از دو طرف تعدادی کشته شدند. این روند قطع روابط تا سال 1990 ادامه داشت تا اینکه با لابی مرحوم ایت الله هاشمی رفسنجانی روابط از سر گرفته شد و از همه مهم تر به یک توافق امنیتی دو جانبه بین ایران و سعودی انجامید که دکتر روحانی در آن زمان مسئول گفت و گوها بودند.

بین سالهای 2001 تا به قدرت رسیدن دکتر احمدی نژاد یکی از بهترین دوران در روابط ایران و سعودی است . در این بازه زمانی ملک عبدالله به عنوان ولی عهد و پادشاه شرایط منطقه را ارام کرده بود و روابط خوبی بین دو کشور حاکم گردید. حتی هنگامی که در ایام مقاومت علیه اسرائیل قبل از عقب نشینی سال 2000 فرزند سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله به شهادت رسید یک هیئت عالی رتبه از سعودی و سفارت عربستان برای تقدیم تسلیت با دبیر کل حزب الله ملاقات کردند. به هر صورت از سال 2011 تا کنون روابط ایران و عربستان شاهد تنش های مختلفی بوده. بعد از فاجعه منی که به فوت تعداد زیادی از زوار ایرانی انجامید، هیچ تحرکی علیه سفارت عربستان صورت نگرفت اما متاسفانه با اعدام شیخ نمر عده ای در تهران و مشهد به سفارت عربستان یورش برده و بازی برده ایران را به بازی باخته تبدیل کردند. عربستان که به خاطر مسائل منی و نیز اعدام چند نفر از معارضان شیعه به شدت تحت فشار رسانه ای و سیاسی قرار داشت به بهترین شکل از این حرکت استفاده کرد.

با توجه به تغییرات جدی در کادر رهبری عربستان و به میدان آمدن برخی نیروهای شبهه مدرن که خواهان تغییرات جدی در عربستان هستند و به طور طبیعی الگوی چین را در توسعه پیگیری می کنند این خطر وجود دارد که تنش بین ایران و عربستان به ناارامی در سایر نقاط خاورمیانه دامن بزند. کادر رهبری سابق بیشتر تمایل داشتند با ریش سفیدی و ضمن حرکت در چهارچوب های قبیله ای و کدخدا منشانه به نوعی سیاست محافظه کارانه خود را به پیش برند اما زمامدارن کنونی سرمست از دلارهای نفتی و سلاح های پیشرفته امریکایی و نیز قدرت ناشی از رسانه های عربی و غربی علیه ایران، خود را در موضع برتر می بینند و این کار را دشوار خواهد کرد. از نظر این کادر رهبری جدید، ایران درمنطقه و جهان اسلام توان تحرک ندارد و با توجه به تنش با آمریکا و اروپا شرایط برای منزوی کردن بیشتر ایران آماده است. هر گونه تنش جدید با اتحادیه اروپا و غرب می تواند باعث گستاخی و تحرک بیشتر سعودی ها علیه ایران باشد. از سوی دیگر افکار عمومی عربی نیز همراهی چندانی با ایران ندارد و برگه مقاومت در برابر اسرائیل نیز توان بسیج خود را از دست داده است. در این شرایط سیاست گذاری و تحرکت در فضای منطقه ای و بین المللی و رسانه ای از حساسیت زیادی برخوردار می شود. متاسفانه مشاهده می شود که نهادهای حاکمیتی بدون در نظر گرفتن این دست حساسیت ها عمل می کنند. شرایط کنونی منطقه و عربستان، همراهی و هماهنگی همه نهادهای حاکمیتی را در چهار چوب یک سیاست منسجم و عقلانی برای تامین منافع ملی طلب میکند.                                                                                                                                     

نظر شما