انفجار بیروت و بحران عمیق لبنان

twitter sharefacebook share۱۳۹۹ مرداد ۱۶ - 2020-08-06

لبنان زیر بار فاجعه ها و مصائب تکان دهنده خم شده است. انفجار بزرگ و وحشتناکی که روز سه شنبه بخش هایی از بیروت را تخریب کرد، ضربه نهایی را به کشوری وارد آورد که مردمش چندین نسل است در معرض آسیب های روحی قرار دارند؛ از قحطی گرفته تا جنگ داخلی، ورود بیش از یک میلیون پناهجوی سوری، هرج و مرج های سیاسی و ناکارآمدی اقتصادی که بیشتر طبقه متوسط را در یکسال گذشته دچار فقر و تنگدستی کرده، بخشی از این بحران هاست.

منشأ این انفجار، انباری در بندر بیروت بود؛ اما در قبرس نیز که بیش از 150 مایل با محل حادثه فاصله دارد، حس شد. انفجار حداقل 135 کشته و بیش از هزاران زخمی بر جای گذاشت و بیمارستان های بیروت را -که خود بدلیل شیوع کرونا با شمار زیاد مراجعه کنندگان روبرو بودند- تحت فشار مضاعف قرار داد. همچنین طبق تخمین ها بیش از 300 هزار نفر بی خانمان شده اند.

با فروکش کردن شوک اولیه حادثه، خشم و ناامیدی لبنانیان شدت گرفته است. به گفته «نبیل علام» مدیرمالی یکی از بیمارستان های بیروت «دیگر چه چیزی را باید تحمل کنیم؟ بحران مالی داریم، بحران سیاسی داریم، بحران خدمات درمانی داریم و حالا هم این انفجار».

برخی انفجار بیروت را شبیه به حمله اتمی هیروشیما می دانند؛ برخی نیز نام چرنوبیل لبنان را بر آن گذاشته اند. این انفجار شبیه به یک رویداد آخرالزمانی بود که ناکامی و فساد طبقه سیاسی حاکم بر لبنان را نشان می داد. شایعاتی در مورد منشأ انفجار منتشر شد که آیا ارتباطی به حزب الله داشت؟ آیا کار اسرائیل بود؟ اما تحقیقات اولیه نشان می داد که قصور و سهل انگاری، سبب این رخداد تلخ بوده است. مقامات ارشد لبنان معتقدند که انفجار بعد از سرایت آتش سوزیِ انبار به 2750 تن نیترات آمونیوم ذخیره شده رخ داده است. این مواد سال 2014 بار یک تانکر بود که توقیف شد و هیچگاه اقدامی برای انتقال امن آن صورت نگرفت.

نخست وزیر لبنان حسن دیاب سه شنبه شب در نطقی تلویزیونی اعلام کرد «من قول می دهم که این فاجعه بی پاسخ نمی ماند و کسانی که مسئول آن بودند، تاوانش را خواهند داد. حقایق پیرامون مواد خطرناکی که از سال 2014 انبار شده، اعلام خواهد شد». اما مردم دیگر در برابر تشکیلات سیاسی حاکم صبر ندارند. خستگی و دل بریدگی از سازمان های مذهبی، طبقه سیاسی حاکم و خانواده های مهم و بانفوذ در بین مردم افزایش پیدا کرده است؛ زیرا که این سه گروه را مسئول فروپاشی مالی کشور، سقوط ارزش پول، پایان یافتن پس اندازهای خود، قطع برق و انباشت زباله در کوچه ها و خیابان ها می دانند.

سال گذشته اعتراضات سبب سقوط دولت شد، اما دولت جدید نیز نتوانست اعتماد مردم را جلب کند. آنگونه که «ربیح علم الدین» در واشنگتن پست نوشته است «صحبت از یک فرد یا گروه خاصی نیست، بلکه کل سیستم حکومتداری شکست خورده است. سالها هر حزب و گروهی، دیگری را مقصر مشکلات و مصایب کشور می دانست. جنگ داخلی لبنان تنها زمانی به پایان رسید که همه طرف ها فهمیدند با همکاری هم می توانند پول بیشتری بدزدند».

نویسنده لبنانی «لینا منذر» با اشاره به دوستان و همکارانش می نویسد: «خستگی و فرسودگی در صدا و صورت هرکس که ملاقات کردم، پیدا بود. اینکه ما ملتی هستیم که می توانیم پس از هر ضربه ای، دوباره بلند شویم، شاید دروغی است که به خود می گوییم تا بتوانیم تحت حکمرانی فاسدانی که نمی توانند حتی حداقل خدمات اجتماعی را به مردم ارائه کنند، همچنان به زندگی و فعالیت ادامه دهیم».

*منبع: واشنگتن پست

مصائب و بحران های ناتمام لبنان

لبنان در مقاومت مشهور است؛ اینکه می تواند دوباره خود را بازسازی کند و وقتی به نظر همه چیزش را از دست داده، دوباره برخیزد و زندگی را از سر گیرد. اما ده ماه است که بحران های پیاپی دامن این کشور را گرفته است و گویی کشور گرفتار در آزمون مقاومتی شده که پایانی برای آن متصور نیست.

ابتدا بحران دلار منجر به فروپاشی اقتصاد لبنان شد؛ بی ارزش شدن پول ملی، ایجاد محدودیت بر سر سپرده گذاران برای خارج کردن پول از بانک، طبقه سیاسی فاسدی که در برابر هرگونه تغییر ایستادگی می کنند و فاقد اراده و توانایی در انجام اصلاحات هستند و بعد هم شیوع جهانی کرونا که بیمارستان های کشور را به زانو درآورد، منجر به ایجاد بحرانی عمیق شد. اما این پایان کار نبود و کشور با انفجار مهیبی مواجه شد که بیروت را نابود کرد.

در پی این انفجار «نبیه بری» رئیس مجلس از این گفت که بیروت همچون ققنوس بار دیگر از خاکستر بر می خیزد؛ اما واقعیت این است که این انفجارها لبنان را دچار فاجعه ای بزرگ کرده است. قبل از شیوع کرونا بانک جهانی تخمین می زد که بیش از 50% از جمعیت کشور سال 2020 زیر خط فقر خواهند بود؛ اکنون انفجار سه شنبه، حرکت نزولی کشور را به سمت فقر و فروپاشی شتاب خواهد داد. مغازه ها، ادارات و اتومبیل های هزاران نفر از ساکنان پایتخت چنان خسارتی دیده که دیگر قابل استفاده نیست و لذا راه امرار معاش خود را از دست داده اند. طبق تخمین دولت، بازسازی شهر نیاز به هزینه ای 3 تا 5 میلیارد دلاری دارد.

حتی قبل از این فاجعه، دولت به سختی به کار خود ادامه می داد و برای مهار فروپاشی اقتصاد، نیاز به کمک های بین المللی داشت. اما کمک های بین المللی به ویژه 11 میلیارد دلار وامی که در «کنفرانس توسعه اقتصادی از طریق اصلاحات و تجارت» CEDRE در پاریس تعهد داده شد، منوط به اصلاح سیستم در لبنان بود؛ امری که اتفاق نیافتاد و لذا کمک نیز انجام نگرفت.

انفجار اخیر می تواند گفتگوهایی که با صندوق بین المللی پول بر سر ارائه کمک های مالی وجود داشت را بار دیگر براه انداخته و در جهت نتیجه بخشی به پیش ببرد. این احتمال وجود دارد که صندوق بین المللی پول به خاطر انفجار، احساس فشار کرده و بر سر اهدای کمک مالی توافق کند.

علاوه بر کمک صندوق بین المللی پول، احتمالا کمک کشورها نیز به لبنان سرازیر خواهد شد؛ چنانکه عربستان، فرانسه و حتی اسرائیل پیشنهاد کمک رسانی به اشکال مختلف کرده اند. اما ضمانتی نیست که این کمک ها به شکل مسئولانه و مؤثری خرج شود؛ به ویژه که این انفجار ظاهرا به دلیل سوء مدیریت مقامات اداری و اجرایی رخ داده است و اعتراضات سراسری که از 17 اکتبر سال گذشته برپا شد نیز در اعتراض به فساد بخش های دولتی بود. همه اینها باعث می شود در نحوه مصرف کمک ها دچار تردید شویم.

انفجار روز سه شنبه، بزرگترین بندر لبنان و سیلوی گندم کشور را نیز نابود کرد. این ضربه بزرگی به کشوری است که بر واردات بیش از 80% مواد غذایی متکی می باشد. بدون امکان ذخیره سازی و بدون وجود بندری که واردات را از طریق دریا دریافت کند، نگرانی های جدی ای در خصوص امنیت غذایی لبنان وجود دارد. بحث امنیت غذایی پیش از این نیز در لبنان مطرح بود، زیرا بحران اقتصادی منجر به افزایش چشمگیر قیمت مواد غذایی و کالاهای اساسی شده بود؛ اما اکنون مشکل بدتر شده است.

علاوه بر همه اینها، بخش درمان لبنان نیز در آستانه فروپاشی است. پیش از این، بخش درمان با مشکل افزایش شمار مبتلایان به کرونا مواجه بود و اکنون هزاران مجروحی که صدمات جدی دیده اند و نیاز به درمان دارند، مشکل را دوچندان کرده است. بیمارستان ها به شدت به واردات تجهیزات پزشکی و یکبار مصرف متکی هستند و به دلیل بحران اقتصاد، خدمات رسانی خود را به تدریج کاهش داده اند. شب گذشته، پزشکان بیمارستان هایی که در انفجار آسیب دیده اند، در پارکینگ ها از بیماران مراقبت کردند؛ برخی از مجروحان هم برای درمان به طرابلس که پنجاه مایلی شمال بیروت قرار دارد منتقل شدند.

ساکنان بیروت، کمپین هایی در فضای مجازی برای کمک به کسانی که عزیزانشان را در این حادثه گم کرده اند، براه انداخته اند و برخی دیگر درب خانه شان را به روی کسانی که منازلشان در انفجار خراب شده و سرپناهی ندارند، گشوده اند.

لبنان داستانی طولانی از مصیبت و بحران های پی در پی دارد و پیشینه کشور، از ناآرامی های اجتماعی و پانزده سال جنگ داخلی گرفته تا تسلط سوریه بر کشور و سپس حمله و اشغال خاک لبنان توسط اسرائیل، این واقعیت را نشان می دهد. اکنون سیاستمداران فرصت دارند دست به تغییرات بزنند؛ تغییراتی که نه تنها ضروری است که مردم مظلوم و رنجدیده لبنان شایسته انجامش هستند؛ به ویژه که دیگر توانی برایشان نمانده است.

*منبع: میدل ایست مانیتور

مترجم: فاطمه رادمهر