twitter share facebook share ۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۳ 36
مقام‌های ایران اذعان دارند که منافع چین الزاماً با راهبرد تشدید تنش ایران در هرمز همسو نیست و پکن می‌کوشد از اختلال طولانی‌مدت در جریان انرژی جهانی و بی‌ثباتی گسترده‌تر منطقه جلوگیری کند.

در آستانه نشست پرمخاطره دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ، ایران با نگرانی و خوش‌بینی محتاطانه به این دیدار می‌نگرد؛ نگاهی که ریشه در وابستگی راهبردی تهران به پکن دارد.

برای تهران، چین صرفاً یک خریدار بزرگ نفت یا شریک ژئوپولیتیکی نیست. در شرایط بن‌بست شکننده پس از جنگ در تنگه هرمز، پکن بیش‌ازپیش به‌عنوان تنها قدرت جهانی دیده می‌شود که همزمان می‌تواند واشنگتن را مهار کند، ثبات منطقه را حفظ نماید و مانع از فرو رفتن بیشتر ایران در انزوا شود.

اما همین وابستگی، آسیب‌پذیری‌های ایران را نیز آشکار می‌کند. در تهران، مقام‌ها و تحلیلگران به‌طور فزاینده‌ای اذعان دارند که منافع چین الزاماً با راهبرد تشدید تنش ایران در هرمز همسو نیست؛ به‌ویژه آنکه پکن می‌کوشد از اختلال طولانی‌مدت در جریان انرژی جهانی و بی‌ثباتی گسترده‌تر منطقه جلوگیری کند.

این مسئله در مصاحبه عبدالرضا رحمانی‌فضلی، سفیر ایران در چین، با خبرگزاری ایرنا در روز سه‌شنبه به‌روشنی نمایان شد؛ جایی که او تصویری حساب‌شده از انتظارات تهران از سفر ترامپ به پکن در فاصله ۱۳ تا ۱۵ مه ارائه داد.

اگرچه سفیر ایران در ظاهر بر استحکام روابط تهران و پکن تأکید نمود، اما سخنانش همزمان نگرانی فزاینده در تهران را نیز آشکار می‌کرد؛ این نگرانی که چین ممکن است به‌تدریج به کانالی برای انتقال فشارهای آمریکا درباره صادرات نفت ایران و امنیت دریایی تبدیل شود.

رحمانی‌فضلی گفت: «اقدامات امنیتی ایران پاسخی به تهدیدها و جنگ تحمیلی است، نه اقدامی علیه تجارت قانونی یا منافع شرکای راهبردی.»

او در ادامه، اقدامات تهران در تنگه هرمز را «دفاعی» توصیف کرد.

این تمایز، بخش مهمی از پیام فعلی ایران به پکن است. از زمان آغاز جنگ با آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه، ایران تلاش کرده حضور نظامی خود در هرمز را نه حمله‌ای علیه تجارت جهانی، بلکه واکنشی به آنچه «جنگ تحمیلی» در خلیج فارس می‌نامد معرفی کند؛ جنگی که به‌گفته تهران با حضور و نظامی‌سازی غرب در منطقه همراه بوده است.

این استدلال برای چین اهمیت دارد؛ کشوری که بخش عمده صادرات نفت ایران را خریداری می‌کند و به عبور بی‌وقفه تجارت دریایی از تنگه هرمز به شدت وابسته است.

حدود یک‌پنجم نفت جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند و هرگونه بی‌ثباتی طولانی‌مدت در آن، تهدیدی مستقیم برای امنیت انرژی چین و همچنین بازارهای جهانی به‌شمار می‌رود.

به‌نظر می‌رسد مقام‌های ایرانی کاملاً به این واقعیت آگاه‌اند.

پشت اصرار علنی تهران بر اینکه چین همچنان شریک راهبردی ایران است، این درک رو‌به‌رشد وجود دارد که پکن در نهایت ثبات را بر همسویی ایدئولوژیک ترجیح می‌دهد.

برخی تحلیلگران ایرانی نیز آشکارتر از گذشته به این موضوع اشاره می‌کنند. حتی بخشی از جریان‌های تندرو هم پذیرفته‌اند که تحمل چین در برابر بی‌ثباتی طولانی‌مدت در هرمز نامحدود نیست؛ به‌ویژه اگر اختلال‌ها منافع اقتصادی گسترده‌تر پکن را تهدید کند.

علی قلهکی، تحلیلگر نزدیک به حکومت، هشدار داد که چین هیچ علاقه‌ای به بسته‌شدن تنگه هرمز توسط ایران ندارد و این موضوع را با جزئیات به عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، منتقل کرده است.

او گفت: «نکته مهم این است که ... ایستگاه نهایی این جنگ در پکن است.»

همین احتمال — یعنی نزدیک‌تر شدن مواضع پکن به واشنگتن درباره هرمز — ظاهراً بر موضع‌گیری دیپلماتیک ایران پیش از نشست ترامپ و شی تأثیر گذاشته است.

سفیر ایران بارها بر «ساختاری» بودن روابط تهران و پکن تأکید کرد و این شراکت را نه ناشی از همسویی موقت در دوران جنگ، بلکه حاصل نیاز متقابل دانست.

او گفت روابط نفتی دو کشور باید در چارچوب اقتصاد سیاسی «مقاومت» و منافع مشترک دیده شود: «چین برای امنیت انرژی خود به منابع متنوع نیاز دارد و ایران هم برای عبور از فشارهای غیرقانونی، به شرکای باثبات محتاج است.»

تهران با چنین پیامی تلاش می‌کند به پکن اطمینان دهد که با وجود تنش‌های کنونی در هرمز، جمهوری اسلامی همچنان شریکی قابل اتکا در بلندمدت باقی خواهد ماند.

با این حال، ایران همزمان باید مانع نزدیک‌شدن چین به موضع آمریکا درباره هرمز شود. این نگرانی به‌ویژه در آستانه سفر ترامپ شدت گرفته است.

مقام‌های آمریکایی پیش‌تر اعلام کرده‌اند که گفت‌وگوهای ترامپ و شی شامل خرید نفت ایران توسط چین، امنیت دریایی و ثبات خلیج فارس خواهد بود.

نگرانی تهران این است که پکن به‌تدریج از نفوذ خود برای واداشتن ایران به کاهش تنش، آن هم بر مبنایی نزدیک‌تر به خواسته‌های واشنگتن، استفاده کند.

سفیر ایران در حالی که از نقش احتمالی چین در کاهش تنش میان تهران و واشنگتن استقبال کرد، هشدار داد که از نگاه تهران، میانجیگری نباید به ابزاری برای مدیریت فشار علیه ایران تبدیل شود.

در واقع، ایران نگران است دیپلماسی‌ای که از طریق پکن پیش می‌رود، به مکانیزمی برای اجرای مطالبات آمریکا بدل شود؛ به‌ویژه درباره هرمز، غنی‌سازی اورانیوم و امتیازدهی در زمینه تحریم‌ها.

این نگرانی تا حدی ریشه در تجربه‌های اخیر دارد. گزارش‌های ایرانی و خارجی حاکی از آن است که چین در پشت‌صحنه نقش مهمی در ترغیب تهران به پذیرش آتش‌بس‌های قبلی، که با میانجیگری پاکستان انجام شد، ایفا کرده بود.

نفوذ پکن همچنین از زمان میانجیگری توافق آشتی ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ به‌طور پیوسته افزایش یافته و جایگاه چین را به‌عنوان بازیگری دیپلماتیک در منطقه ارتقا داده است.

مقام‌های ایرانی اکنون بارها به آن توافق اشاره می‌کنند تا نشان دهند چین خود را ذی‌نفع ثبات خلیج فارس می‌داند، نه بازیگری در رقابت‌های منطقه‌ای.

رحمانی‌فضلی گفت: «آینده منطقه باید به‌دست کشورهای منطقه و با مشارکت قدرت‌هایی ساخته شود که به استقلال کشورها احترام می‌گذارند.»

او همچنین از ابتکار چهارماده‌ای شی جین‌پینگ برای امنیت خلیج فارس تمجید کرد.

برای تهران، جذابیت طرح چین دقیقاً در این است که آنچه مقام‌های ایرانی «امنیت وارداتی» می‌نامند — یعنی ائتلاف‌های نظامی تحت رهبری آمریکا در خلیج فارس — را رد می‌کند.

سفیر ایران چارچوب پیشنهادی پکن را مبتنی بر همزیستی، حاکمیت ملی و گفت‌وگو دانست، نه فشار و مهار.

این روایت کاملاً با دیپلماسی دوران جنگ ایران همخوانی دارد. تهران پس از ماه‌ها تشدید نظامی، تلاش کرده بحران را از نظر سیاسی، اقتصادی و حقوقی بین‌المللی کند، بی‌آنکه مسیر دیپلماسی کاملاً فروبپاشد.

حرکت ایران به‌سمت پکن — اندکی پس از سفر عراقچی به مسکو — همچنین نشان‌دهنده تلاش تهران برای اثبات این موضوع است که با وجود فشارهای شدید نظامی و اقتصادی، منزوی نشده است.

با این حال، پشت لحن مطمئن مقام‌های ایرانی، نوعی نااطمینانی آشکار دیده می‌شود.

وقتی از رحمانی‌فضلی پرسیده شد آیا تهران پیام مشخصی از طریق پکن برای ترامپ فرستاده یا نه، او پاسخ روشنی نداد. در عوض تأکید کرد که ایران دیپلماسی را «شبکه‌ای از ظرفیت‌ها» می‌بیند و همزمان از تعامل با چین، پاکستان و قطر سخن گفت.

به‌نظر می‌رسد این نوع بیان، تلاشی برای مقابله با این تصور در داخل ایران باشد که تهران بیش‌ازحد به چین وابسته شده است.

موضع چین در طول درگیری اخیر نیز نوعی موازنه‌گری را نشان داده است. پکن همواره با تشدید نظامی علیه ایران مخالفت کرده، فشارهای آمریکا را مورد انتقاد قرار داده و از حق ایران برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای دفاع کرده است.

اما در عین حال، مقام‌های چینی بارها بر ضرورت بازگشت «عبور و مرور عادی و امن» در هرمز تأکید نموده‌اند و از تاکتیک‌های دریایی ایران حمایت نکرده‌اند.

همین رویکرد دوگانه توضیح می‌دهد چرا تهران با ترکیبی از امید و نگرانی به نشست ترامپ و شی نگاه می‌کند.

از یک سو، مقام‌های ایرانی احتمالاً باور دارند که چین می‌تواند مانع از حرکت واشنگتن به‌سوی تشدید بیشتر نظامی یا خفه‌کردن کامل اقتصاد ایران شود.

اما از سوی دیگر، تهران نگران است که این نشست به شکل‌گیری تفاهمی هماهنگ‌تر میان آمریکا و چین درباره امنیت کشتیرانی و صادرات نفت ایران منجر شود.

آتش‌بس میان ایران و آمریکا پس از درگیری‌های اخیر در نزدیکی هرمز، شکست پیاپی ابتکارهای دیپلماتیک و افزایش نظامی‌سازی منطقه، همچنان به‌شدت شکننده باقی مانده است.

در همین حال، کشورهای عربی خلیج فارس نیز عمیقاً نگران آن هستند که ازسرگیری جنگ، زیرساخت‌های انرژی و مسیرهای کشتیرانی منطقه را درگیر کند.

در چنین فضایی، چین بیش‌ازپیش جایگاهی منحصربه‌فرد پیدا کرده است.

برخلاف روسیه، پکن روابط اقتصادی گسترده‌ای با همه بازیگران اصلی خلیج فارس — از جمله ایران، عربستان و امارات — دارد. برخلاف اروپا، اهرم نفوذ مستقیمی بر تهران از طریق تجارت انرژی در اختیار دارد. و برخلاف آمریکا، از نگاه ایران یک دشمن نظامی محسوب نمی‌شود.

همین ترکیب، به چین وزن دیپلماتیک ویژه‌ای می‌دهد؛ اما در عین حال، محدودیت‌هایی نیز برایش ایجاد می‌کند.

مهم‌ترین اولویت پکن همچنان ثبات است. و برای تهران، این واقعیت هم یک فرصت به‌شمار می‌رود و هم یک محدودیت راهبردی.

ایران شاید چین را مهم‌ترین سپر خارجی خود در تقابل کنونی بداند، اما همزمان بیش‌ازپیش آگاه شده — و شاید حتی نگران است — که حمایت پکن مشروط به جلوگیری از خارج‌شدن بحران خلیج فارس از کنترل می باشد.

منبع: المانیتور


منافع اقتصادی، پکن را به کمک ترامپ برای پایان‌دادن به جنگ سوق می‌دهد

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، قرار است روز پنج‌شنبه برای سفری دو روزه در پکن با شی جین‌پینگ دیدار کند. قراردادهای تجاری و اقتصادی در صدر دستور کار رهبران دو اقتصاد بزرگ جهان قرار دارد، اما ایران نیز در پس‌زمینه این دیدار نقش پررنگی خواهد داشت.

کارشناسان می‌گویند حمایت نظامی چین از ایران در جنگش با آمریکا و اسرائیل، برای پکن مزایایی به همراه داشته، اما در عین حال این درگیری روابط چین با کشورهای خلیج فارس و حتی مدل اقتصادی گسترده‌تر آن را نیز با چالش روبه‌رو کرده است.

وانگ یی‌وی، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه رنمین پکن، به «میدل ایست آی» گفت: «پاسخ شجاعانه ایران [به حمله آمریکا] درسی به ترامپ داد. ترامپ نمی‌تواند با آنچه “هنر معامله” می‌نامد، از چین باج‌گیری کند.»

چین تنها رقیب هم‌تراز آمریکا در جهان به‌شمار می‌رود و دو کشور در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، مواد معدنی راهبردی و تایوان درگیر رقابتی فشرده هستند.

ناکامی آمریکا در به زانو درآوردن ایران در چین با استقبال مواجه شده واین قدرت آسیایی صرفاً در حاشیه نظاره‌گر نبوده است.

«میدل ایست آی» نخستین رسانه‌ای بود که گزارش داد چین پس از جنگ ژوئن ۲۰۲۵ میان ایران و اسرائیل، سامانه‌های پدافند هوایی در اختیار تهران قرار داده است. این رسانه همچنین گزارش داد که چین در آستانه حمله سال ۲۰۲۶، پهپادهای انتحاری در اختیار ایران گذاشته بود.

پس از آن، نیویورک‌تایمز نیز گزارش داد که محموله‌هایی از سامانه‌های پدافند هوایی دوش‌پرتاب چینی در ماه آوریل به ایران ارسال شده بود.

فایننشال تایمز هم نوشت ایران از ماهواره‌های پیشرفته چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس استفاده کرده است.

برخی کارشناسان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را برای واشنگتن با «لحظه سوئز» مقایسه کرده‌اند؛ اشاره به بحران سال ۱۹۵۶ مصر بر سر کانال سوئز که آغاز افول سلطه امپراتوری بریتانیا در خاورمیانه تلقی می‌شود.

آموس هوخشتاین، مقام ارشد پیشین آمریکایی، این ماه گفت ایران «برای همیشه» کنترل تنگه هرمز را در اختیار خواهد داشت؛ آن هم با وجود محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا.

در همین حال، آمریکا نتوانسته ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران را به‌دست آورد یا زرادخانه عظیم موشک‌های بالستیک این کشور را نابود کند.

پکن همچنین از جنگ ایران و آمریکا،  منافعی تاکتیکی به دست آورده است. برای مثال، واشنگتن مجبور شد بخشی از تجهیزات نظامی خود را موقتاً از اقیانوس آرام خارج کرده و برای عملیات در خاورمیانه به کار گیرد.

اما احمد ابودوح، پژوهشگر همکار در اندیشکده چتم‌هاوس و رئیس واحد مطالعات چین در مرکز سیاست‌گذاری امارات، به «میدل ایست آی» گفت پکن و واشنگتن در پایان‌دادن به جنگ خاورمیانه منافع مشترکی دارند.

او گفت: «چین و آمریکا هر دو مخالف دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای هستند و هر دو خواهان بازگشایی تنگه هرمز هستند.»

پاکستان، که یکی از نزدیک‌ترین شرکای امنیتی و اقتصادی چین محسوب می‌شود، در حال میانجیگری مذاکرات میان آمریکا و ایران است.

دو روز پس از آنکه اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، از چین خواست برای بازگشایی تنگه هرمز «دیپلماسی فعال‌تری» به خرج دهد، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، برای گفت‌وگو با وانگ یی، دیپلمات ارشد چین، راهی پکن شد.

ابودوح گفت: «زمان‌بندی این سفر مهم بود. چینی‌ها می‌خواهند به آمریکایی‌ها نشان دهند که بر ایران نفوذ دارند. اما واقعاً هم می‌خواهند این جنگ پایان یابد.»

ترامپ روز دوشنبه گفت آتش‌بس با ایران «روی دستگاه تنفس مصنوعی» قرار دارد و همزمان پیشنهاد ایران برای پایان جنگ را رد کرد.

او روز سه‌شنبه نیز این ایده را رد کرد که برای پایان‌دادن به جنگ به کمک چین نیاز دارد.

ترامپ به خبرنگاران گفت: «فکر نمی‌کنم برای ایران به کمکی نیاز داشته باشیم. به هر شکل، چه مسالمت‌آمیز چه غیر از آن، پیروز خواهیم شد.»

جسی مارکس، مدیرعامل مؤسسه مشاوره‌ای «ریحله ریسرچ اند ادوایزری» که بر خاورمیانه و آسیا تمرکز دارد، به «میدل ایست آی» گفت شی جین‌پینگ «راه خروجی از جنگ ایران» را به ترامپ پیشنهاد نخواهد داد، اما می‌تواند در «سازوکارهای» یک توافق هسته‌ای کمک کند.

او گفت: «اگر توافق روشنی روی میز باشد که چین بتواند در آن نقشی سازنده ایفا کند و بدون گرفتارشدن در بحران، نتیجه بدهد، احتمالاً پکن آن نقش را خواهد پذیرفت.»

مارکس افزود: «چین پیش‌تر بررسی کرده بود که به‌عنوان بخشی از یک توافق، در خارج‌کردن ذخایر اورانیوم غنی‌شده موجود از ایران کمک کند.»

چین دلایل خاص خود را برای پایان جنگ دارد.

جنگ علیه ایران اقتصادهای آسیایی را تکان داده، زیرا این کشورها وابستگی زیادی به نفت و گاز خلیج فارس دارند.

نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، روز یکشنبه از مردم کشورش خواست مصرف بنزین و گازوئیل را کاهش دهند و خرید طلا را متوقف کنند.

ورنر گفت: «متحدان آمریکا در منطقه — ژاپن، کره جنوبی و هند — احتمالاً پیش از چین در برابر بسته‌شدن هرمز دچار بحران می‌شوند.»

او افزود: «پکن از تضعیف روابط دوجانبه این کشورها با آمریکا بدش نمی‌آید، اما از آسیب اقتصادی هم خوشحال نیست، چون اقتصاد چین به آن اقتصادها گره خورده است. اقتصاد آن‌ها بر پایه تجارت و صادرات بنا شده.»

این درگیری همچنین توجه‌ها را به روابط اقتصادی چین و ایران جلب کرده است.

پیش از جنگ، چین حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران را خریداری می‌کرد و مقام‌های آمریکایی نیز روی همین خریدها متمرکز شده‌اند.

اوایل همین ماه، چین به شرکت‌های خود دستور داد تحریم‌های آمریکا علیه پنج پالایشگاه خریدار نفت ایران را رعایت نکنند.

اما روابط اقتصادی چین با ایران در مقایسه با سرمایه‌گذاری‌های عظیمش در کشورهای ثروتمند خلیج فارس بسیار محدودتر است.

برای مثال، عربستان سعودی در سال ۲۰۲۵ سومین دریافت‌کننده بزرگ قراردادهای ساختمانی چین در چارچوب طرح «کمربند و جاده» بود؛ قراردادهایی به ارزش حدود ۲۰ میلیارد دلار.

چین همچنین چهارمین منبع بزرگ سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در امارات محسوب می‌شود.

شرکت‌های چینی میلیاردها دلار در منطقه صنعتی خلیفه در ابوظبی سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

در همین حال، شرکت دولتی کشتیرانی «کاسکو» بندر خلیفه را به مرکز فعالیت‌های خود در خاورمیانه تبدیل کرده است.

ورنر گفت: «چین میلیاردها دلار در شورای همکاری خلیج فارس سرمایه‌گذاری کرده؛ بسیار بیشتر از پولی که به ایران داده است.»

او افزود: «این سرمایه‌گذاری‌ها حالا دیگر چندان مطمئن به نظر نمی‌رسند. جنگ، سرمایه‌گذاری‌های چین در خلیج فارس را به‌هم ریخته است.»

ابودوح نیز به «میدل ایست آی» گفت چین می‌خواهد مانع ورود کشورهای خلیج فارس به جنگ شود.

او گفت: «این همان نقطه اختلاف اصلی آن‌ها با آمریکاست؛ چون واشنگتن کشورهای خلیج فارس را برای ورود به درگیری تحت فشار گذاشته است.»

به گفته او، چین مایل است توافقی را که در سال ۲۰۲۱ میان ایران و عربستان شکل داد و به عادی‌سازی روابط دو کشور انجامید، گسترش دهد.

ابودوح گفت: «چینی‌ها آن توافق را مدلی می‌دانند که وقتی موشک‌ها و پهپادها دیگر پرواز نکنند، می‌توان آن را در مقیاسی بزرگ‌تر تکرار کرد.»

منبع: میدل ایست ای


نظر شما