واشنگتن و تهران بارها در آستانه توافق بوده اند. دستکم ۳۸ بار در طول ماههای مذاکرات برای پایان دادن به جنگ ایران، دونالد ترامپ اعلام کرد که توافقی در دسترس است؛ اما هر بار اختلافات تازه، تشدید درگیریهای نظامی یا روایتهای متناقض، خط پایان را دورتر برد.
دیپلماسی در فضایی پیش رفته که مملو از حملات و ضدحملات، تهدید به گسترش جنگ و آتشبسهایی بوده که بارها نقض شده است. رئیسجمهور آمریکا بارها ادعاهایی را علناً مطرح کرد که گاهی تنها چند ساعت بعد، رویدادهای میدانی خلاف آنها را ثابت میکردند. حتی اکنون نیز، با وجود آنکه مقامهای ارشد دولت آمریکا میگویند مذاکرهکنندگان تقریباً بر سر متن یک یادداشت تفاهم به توافق رسیدهاند، این توافق هنوز امضا نشده است.
طرح جدید، مجموعهای از محدودیتهای هستهای، مشوقهای اقتصادی و تلاش گستردهتر برای کاهش تنشهای منطقهای را در بر میگیرد. این توافق بهطور مشخص به بازگشایی تنگه هرمز میپردازد؛ ایران اختلال در عبور و مرور کشتیها را متوقف خواهد کرد و در مقابل، در نهایت به بخشی از داراییهای مسدودشده خود دسترسی مییابد و از کاهش تدریجی تحریمهای صادرات نفت بهرهمند میشود.
همچنین این توافق مذاکرات درباره سرنوشت مواد هستهای ایران را آغاز خواهد کرد و چارچوبی ایجاد میکند که بر اساس آن، در صورت پایبندی تهران به تعهداتش، مشوقهای مالی در اختیار ایران قرار گیرد. مذاکرهکنندگان طی هفتههای اخیر پیشرفت چشمگیری داشتهاند و متنی را تدوین کردهاند که به نظر میرسد هر دو طرف آماده پذیرش آن باشند، هرچند هنوز زمان و محل امضای توافق مشخص نشده است.
یک مقام ارشد دولت ترامپ که نخواست نامش فاش شود، به خبرنگاران گفت: «هنوز کاملاً به خط پایان نرسیدهایم، اما بسیار به آن نزدیک شدهایم.»
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز در شبکه ایکس تأیید کرد که دو طرف به توافق نزدیک شدهاند و وزارت خارجه ایران اعلام کرد که بیشتر مسائل حلوفصل شدهاند.
حتی یک توافق موقت نیز میتواند به ترامپ اجازه دهد اعلام کند که جنگ عملاً پایان یافته است. از سوی دیگر، حکومت ایران نیز میتواند نشان دهد که علیرغم هفتهها بمباران توسط آمریکا و اسرائیل، همچنان پابرجا مانده است.
بخش هستهای همچنان در مرکز مذاکرات قرار دارد. به گفته مقامهای آمریکایی، ایران متعهد خواهد شد که بهطور نامحدود به دنبال ساخت یا دستیابی به سلاح هستهای نرود؛ تعهدی که پیش از جنگ نیز بهصورت رسمی اعلام میکرد. همچنین تهران باید گامهایی برای برچیدن برنامه هستهای خود بردارد، از جمله نابودی یا انتقال اورانیوم غنیشدهای که میتواند در ساخت سلاح هستهای به کار رود.
اما مقامهای دولت آمریکا اذعان دارند که صرف تعهدات سیاسی کافی نیست و هیچ تضمینی برای اجرای پایدار آنها وجود ندارد.
این مقام ارشد آمریکایی گفت: «فکر نمیکنم ایرانیها به ما اعتماد داشته باشند و فکر نمیکنم ایالات متحده هم به ایرانیها اعتماد داشته باشد. ما تلاش میکنیم فرآیندی ایجاد کنیم که بتواند این اعتماد را بهتدریج بسازد، این پرونده را ببندد و دستاوردی معنادار برای هر دو کشور به همراه داشته باشد. این مذاکرات بر پایه اعتماد یا وعدههای توخالی شکل نگرفته، بلکه بر اساس اقداماتی قابل راستیآزمایی طراحی شده که هم به نفع آمریکا و هم به نفع ایران است.»
مقامهایی از کشورهای پیرامون این مناقشه میگویند نسبت به پایبندی ایران به چنین توافقی عمیقاً بدبین هستند. برخی معتقدند شرایط توافق با شتاب تدوین شده، زیرا ترامپ آشکارا خواهان پایان جنگی است که قرار بود تنها شش هفته طول بکشد اما اکنون وارد ماه چهارم خود شده است.
این جنگ بازارهای جهانی را متلاطم کرده، قیمت بنزین را در آمریکا افزایش داده و حتی در داخل جریان «ماگا» نیز شکاف ایجاد کرده است.
یکی از مقامهای حوزه خلیج فارس گفت: «ایرانیها در حال آماده شدن هستند تا بیشترین بهره را از این وضعیت ببرند.»
مقامهای دولت آمریکا استدلال میکنند که تحولات اخیر موقعیت مذاکراتی واشنگتن را تقویت کرده است. به گفته آنها، توانایی ایران برای اعمال کنترل بر تنگه هرمز کاهش یافته و همین امر باعث شده در هفتههای اخیر حجم بیشتری از نفت نسبت به مراحل ابتدایی جنگ از این آبراه عبور کند.
یکی از مقامها همچنین مدعی شد که توان نظامی متعارف ایران و ظرفیت آن برای اعمال نفوذ در سراسر منطقه بهشدت آسیب دیده و همین مسئله انگیزه تهران برای دستیابی به کاهش فشارهای اقتصادی از مسیر دیپلماسی را افزایش داده است.
با این حال، خود مقامهای آمریکایی نیز بر وجود بیاعتمادی عمیق میان دو طرف تأکید دارند. در چارچوب پیشنهادی، ایران تنها زمانی از مزایای اقتصادی بهرهمند خواهد شد که مراحل مشخصی از تعهدات خود را اجرا کند و در صورت تخلف، فشارها ادامه خواهد یافت.
اما بسیاری از کارشناسان نسبت به نتیجه نهایی توافق تردید دارند.
جان الترمن، کارشناس خاورمیانه درمرکز مطالعات بین الملل، معتقد است: «اگر ایرانیها به خواسته خود برسند ــ و گمان میکنم برسند ــ نتیجه نهایی بسیار کمتر از آن چیزی خواهد بود که در ظاهر به نظر میرسد.»
به گفته او، برداشت تهران این است که پیروز شده است: «بزرگترین قدرت منطقه و بزرگترین قدرت جهان علیه ایران متحد شدند و با این حال ایران هنوز پابرجاست.»
آلترمن اضافه میکند که رقبای ایران با مشکلات داخلی و انتخاباتی خود دستوپنجه نرم میکنند و از دید تهران، دلایل زیادی برای صبر و انتظار وجود دارد.
دولت ترامپ این توافق را بخشی از یک پروژه گستردهتر برای کاهش تنش در منطقه میداند؛ پروژهای که ایران، اسرائیل، لبنان و کشورهای عربی خلیج فارس را در بر میگیرد.
یکی از عناصر کلیدی توافق، سازوکار بازرسی و نظارت است که قرار است پیش از اعطای هرگونه امتیاز اقتصادی، اجرای تعهدات ایران را راستیآزمایی کند. مقامهای آمریکایی میگویند هفتهها صرف تنظیم دقیق بندهای مربوط به نابودی و انتقال مواد غنیشده شده و شخص ترامپ نیز مستقیماً بر این بخش نظارت داشته است.
در سه ماه گذشته، آمریکا، ایران، اسرائیل و کل منطقه خلیج فارس تحت تأثیر این جنگ دگرگون شدهاند. با این حال، هیچیک از طرفهای درگیر نمیتوانند ادعا کنند که بدون آسیب از این نبرد خارج شدهاند.
جنگ میلیاردها دلار هزینه بر جای گذاشته، قیمت نفت را بالا برده و عرضه برخی کالاهای کلیدی مانند کود شیمیایی را محدود کرده است. نیروهای آمریکایی دستکم چهار بار در دو ماه گذشته موشکها، پهپادها و دیگر تجهیزات ایران را در آنچه «حملات دفاعی» نامیدند هدف قرار دادهاند؛ توصیفی که خود نشان میدهد ایران همچنان ظرفیت نظامی قابلتوجهی در اختیار دارد.
ایران نیز چندین بار به شرکای آمریکا در خلیج فارس حمله کرده و تنها در همین ماه یک فرودگاه تجاری و یک تأسیسات آمریکایی در کویت را هدف قرار داده است.
تلاشهای پیشین میانجیها برای نزدیک کردن دو طرف به نتیجه نرسید و ترامپ نیز همین هفته تهدید کرد کنترل جزیره خارک را در دست خواهد گرفت؛ تهدیدی که بسیاری آن را صرفاً لفاظی سیاسی دانستند.
پیشنویس توافق فعلی نشانهای است از اینکه نه واشنگتن و نه تهران خواهان بازگشت به جنگ گسترده موشکی و هوایی نیستند. همانند بسیاری از جنگهای معاصر، این نبرد نیز ممکن است نه با یک پیروزی قاطع، بلکه با توافقی پایان یابد که همه طرفها را خسته، فرسوده و با دستاوردی کمتر از انتظارات اولیهشان رها کند.
چگونه آمریکا و ایران از آستانه جنگی تازه به مرز صلح رسیدند؟
دونالد ترامپ تازه توانسته بود آخر هفته گذشته میان اسرائیل و ایران آتشبس برقرار کند که بحران دیگری در خاورمیانه سر برآورد. یک بالگرد آپاچی آمریکایی در نزدیکی تنگه هرمز سقوط کرد؛ حادثهای که به گفته مقامهای آمریکایی، در پی برخورد یک پهپاد ایرانی رخ داد.
این بالگرد اندکی پس از ساعت یک بامداد سهشنبه به وقت محلی، در حال رصد آسمان برای شناسایی تهدیدهای احتمالی علیه کشتیهای تجاری بود که پهپاد ایرانی درست مقابل آن منفجر شد. مقامهای آمریکایی میگویند سامانه هدایت مادون قرمز پهپاد روی پای یکی از خلبانان افتاد و بخشی از لباس پرواز او را سوزاند. بقایای پهپاد نیز در بدنه بالگرد گیر کرد.
به گفته این مقامها، آپاچی در آب فرود اضطراری کرد. دو خلبان گیج و مبهوت، بقایای کابین را رها کردند و تنها چند ثانیه پیش از غرق شدن بالگرد، با اجتناب از برخورد با پرههای چرخان، خود را به آب انداختند. آنها حدود دو ساعت روی آب شناور ماندند تا سرانجام توسط یک شناور بدون سرنشین هدایتشونده نجات یافتند.
این حادثه بار دیگر الگوی آشنایی را که بیش از صد روز درگیری میان آمریکا و ایران را تعریف کرده است، تکرار کرد: دو دشمن که ظاهراً هر دو خواهان پایان دادن به جنگ هستند، ناگهان حملات را از سر میگیرند و سپس دوباره از لبه پرتگاه عقب مینشینند.
پس از سقوط آپاچی، ترامپ در ابتدا مسیر تشدید تنش را در پیش گرفت. او دستور حملات تلافیجویانه علیه ایران را صادر کرد و تهدید نمود زیرساختهای غیرنظامی را هدف قرار خواهد داد. تهران نیز در پاسخ، پایگاههای آمریکا و متحدان واشنگتن در خلیج فارس را هدف قرار داد.
اما در ادامه، دیپلماتهای قطر و پاکستان به سرعت وارد عمل شدند. آنها پیامهایی میان تهران و واشنگتن ردوبدل کردند مبنی بر اینکه توافق صلح تقریباً نهایی شده است. همین پیامها ترامپ را متقاعد کرد که حملات جدیدی را که برای چهارشنبه شب وعده داده بود، لغو کند.
از آن زمان، مجموعهای از پیامهای متناقض از واشنگتن و تهران منتشر شده است. برخی مقامها میگویند صلح هرگز تا این اندازه نزدیک نبوده، در حالی که برخی دیگر ــ از جمله تعدادی از میانجیها ــ تأکید دارند که هیچیک از طرفین از خطوط قرمز خود عقبنشینی نکردهاند.
در حالی که فضای مذاکرات همچنان شکننده است، ارتش آمریکا جمعه شب اعلام کرد چندین پهپاد تهاجمی ایران را که به سمت کشتیهای عبوری از تنگه هرمز پرتاب شده بودند، سرنگون کرده است. رسانههای ایرانی نیز از وقوع انفجارهایی در منطقه خبر دادند و مدعی شدند این انفجارها ناشی از تیرهای هشداردهنده نیروهای ایرانی برای اعمال کنترل بر آبراه بوده است.
با وجود این تنشها، نشانههای قدرتمندی وجود دارد که این بار توافق از همیشه نزدیکتر است.
Danny Citrinowicz، افسر سابق اطلاعات نظامی اسرائیل و پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات امنیت ملی، میگوید: «هر دو طرف به شدت خواهان رسیدن به توافق هستند. انتخاب دیگری ندارند.»
رفتوآمد مداوم ترامپ میان تهدید نظامی و ادعای دستیابی به توافق، نشاندهنده معضل بزرگی است که او با آن روبهروست. تحلیلگران معتقدند هر توافقی که ایران حاضر به امضای آن شود، احتمالاً در داخل آمریکا به سختی میتواند به عنوان یک پیروزی کامل سیاسی فروخته شود.
به همین دلیل، استراتژی ترامپ این بوده که حساسترین موضوعات را به آینده موکول کند؛ به این امید که همین مقدار برای همراه کردن تهران کافی باشد.
ایران نیز با مشکل مشابهی مواجه است. حکومت باید توافق را به تندروهای حاضر در (سپاه پاسداران) بفروشد؛ نیروهایی که به شدت با پذیرش محدودیتهای هستهای مورد نظر ترامپ مخالفاند، بهویژه اگر واشنگتن از ابتدا امتیازهای ملموسی ارائه نکند.
با این حال، خسارات جنگ و فشارهای ناشی از محاصره خلیج فارس توسط آمریکا، تهران را به سمت توافق سوق داده است.
توافقی محدود برای باز کردن گرههای فوری
میانجیها میگویند به تکمیل توافقی نزدیک شدهاند که تنگه هرمز را بازگشایی میکند و بخشی از محدودیتهای ناشی از محاصره آمریکا را کاهش میدهد؛ در حالی که موضوعات پیچیدهتر، از جمله برنامه هستهای ایران و آزادسازی داراییهای بلوکهشده، به مذاکرات بعدی موکول خواهد شد.
William Wechsler، مدیر برنامههای خاورمیانه در شورای اتلانتیک، میگوید: «راههای زیادی وجود دارد که ایران بتواند فقط زمان بخرد. این به نفع آنهاست و احتمالاً همین الگو ادامه پیدا خواهد کرد.»
نقطه عطف تحولات هفته گذشته روز چهارشنبه رقم خورد؛ زمانی که هیأتی از دیپلماتهای قطری پس از سفر به تهران، با پیشنهادهای تازهای برای متن توافق بازگشتند.
همزمان، مقامهای پاکستانی ترامپ را متقاعد کردند که توافق در دسترس است و همین امر باعث شد او حملاتی را که برای همان شب برنامهریزی کرده بود، لغو کند.
با این حال، هنوز اختلافاتی میان دو طرف وجود دارد؛ از جمله درباره میلیاردها دلار دارایی مسدودشده ایران، نحوه کنترل تنگه هرمز و سرنوشت اورانیوم با غنای بالای ایران.
تهران همچنان خواهان دسترسی زودهنگام به منابع مالی بلوکهشده خود است.
مقامهای آمریکایی میگویند ایران تنها پس از انجام اقدامات مشخص در برنامه هستهای خود، از مزایای اقتصادی و کاهش تحریمها بهرهمند خواهد شد.
بر اساس چارچوب مورد بحث، اگر ایران تأسیسات هستهای خود را از رده خارج کند، غنیسازی را متوقف سازد و حمایت مالی از گروههای نیابتی مانند حزب الله را پایان دهد، میتواند شاهد کاهش گسترده تحریمها باشد؛ امری که برای اقتصاد آسیبدیده ایران اهمیت زیادی خواهد داشت.
گفته میشود جی دی ونس قصد دارد برای امضای یادداشت تفاهم به ژنو سفر کند و پس از آن مذاکرات فنی و جزئیتر در اسلام آباد ادامه یابد.
آیا این توافق بهتر از برجام خواهد بود؟
یکی از پرسشهای مهم این است که آیا حمله نظامی ترامپ به ایران، در نهایت توافقی بهتر از آنچه بدون جنگ ممکن بود حاصل شود، به همراه خواهد داشت یا نه؛ و آیا نتیجه نهایی از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ یعنی برجام بهتر خواهد بود؟
Caitlin Talmadge، استاد مؤسسه فناوری ماساچوست، معتقد است: «کاملاً ممکن است توافق جدید بسیاری از همان ضعفهایی را داشته باشد که منتقدان تندرو درباره برجام مطرح میکردند.»
حتی اگر توافق چارچوبی نهایی شود، آمریکا و ایران هنوز ماهها مذاکره دشوار در پیش خواهند داشت. خطر شکست مذاکرات یا تبدیل شدن آنها به گفتوگوهای بینتیجه همچنان جدی است.
علاوه بر این، ایران پس از جنگ نیز توانایی نظامی لازم برای بستن تنگه هرمز را حفظ خواهد کرد؛ آبراهی که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند.
به گفته تالمج: «سؤال اصلی این است که چه سازوکاری در این توافق وجود دارد که مانع شود ایران در آینده و هنگام بروز بحران بعدی، دوباره از این اهرم استفاده کند؟»
مقامهای ایرانی نیز تأکید کردهاند که هنوز تصمیم نهایی درباره پذیرش توافق گرفته نشده است. اسماعیل بقایی اعلام کرده که متن توافق در مراحل پایانی بررسی داخلی قرار دارد و عباس عراقچی نیز گفته است که یادداشت تفاهم «هرگز تا این اندازه به نهایی شدن نزدیک نبوده است».
در مجموع، تصویر کنونی نه از یک صلح قطعی، بلکه از یک آتشبس شکننده و توافقی موقت حکایت دارد؛ توافقی که میتواند جنگ را متوقف کند، اما بعید است به تنهایی همه اختلافات راهبردی میان تهران و واشنگتن را حلوفصل نماید.
توافق با ایران نزدیک است؛ اما دشوارترین مرحله مذاکرات تازه آغاز خواهد شد
ایالات متحده، ایران و پاکستان ــ که نقش اصلی میانجیگری را بر عهده دارد ــ روز جمعه اعلام کردند که توافق صلح برای پایان دادن به جنگ تقریباً نهایی شده است. با این حال، چنین توافقی تنها آغاز مرحلهای بسیار دشوارتر خواهد بود: مذاکرات پیچیده درباره برنامه هستهای ایران در ماههای آینده.
یک مقام ارشد دولت ترامپ گفت حدود ۸۰ درصد اطمینان دارد که طی چند روز آینده توافق حاصل خواهد شد. به گفته او، این توافق شامل تعهد ایران به عدم توسعه یا دستیابی به سلاح هستهای و همچنین نابودی ذخایر اورانیوم با غنای بالای این کشور خواهد بود.
بر اساس طرح مورد مذاکره، ایران در ازای اقداماتی که برای محدود کردن برنامه هستهای خود انجام میدهد، از کاهش تحریمها و مزایای اقتصادی برخوردار خواهد شد.
این مقام آمریکایی توضیح داد که اگر ایران تأسیسات هستهای خود را از رده خارج کند، برنامه غنیسازی را متوقف سازد، و حمایت مالی از گروههای نیابتی مانند حزب الله را پایان دهد، میتواند از کاهش گسترده تحریمها بهرهمند شود؛ موضوعی که برای اقتصاد تحت فشار ایران اهمیت فراوانی دارد.
امضای توافق اولیه، یک دوره ۶۰ روزه را آغاز خواهد کرد که طی آن ایران تنگه هرمز را بازگشایی میکند، آمریکا نیز محاصره بنادر و تجارت ایران را به تدریج کاهش میدهد.
در همین دوره، مذاکرات بر سر توافق نهایی هستهای و میزان رفع تحریمها ادامه خواهد یافت.
با این حال، مقام آمریکایی تأکید کرد که برخلاف خواسته تهران، ایران در ابتدای کار هیچ پولی دریافت نخواهد کرد.
ایران خواهان دسترسی فوری به حدود ۲۴ میلیارد دلار دارایی مسدودشده خود و همچنین برخی امتیازات اقتصادی اولیه است، اما واشنگتن فعلاً با این درخواست موافقت نکرده است.
وزیر امور خارجه ایران، اعلام کرد که یادداشت تفاهم «هرگز تا این اندازه به نهایی شدن نزدیک نبوده است.»
همچنین شهباز شریف گفت: «میتوانیم تأیید کنیم که متن نهایی و مورد توافق توافق صلح آماده شده است.»
با وجود این، مقامهای ایرانی هشدار دادند که هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده است.
سخنگوی وزارت خارجه ایران، اسماعیل بقایی، گفت: «در مرحله نهایی بررسی داخلی متن توافق قرار داریم.»
کاخ سفید در ابتدای جنگ خواهان توافقی بود که فعالیت هستهای ایران را به طور دائمی پایان دهد، برنامه موشکهای بالستیک ایران را محدود کند، و حمایت تهران از گروههای نیابتی منطقهای را متوقف سازد.
اکنون به نظر میرسد دولت ترامپ پذیرفته که رسیدن به این اهداف در یک مرحله ممکن نیست و باید به صورت تدریجی دنبال شود.
یک مقام آمریکایی گفت: «اگر ایران مواد هستهای را تحویل دهد، چیزی دریافت میکند. اگر تأسیسات هستهای خود را برچیند، امتیاز دیگری میگیرد. و اگر واقعاً به صلح و ثبات منطقهای متعهد شود، مزایای بیشتری نصیبش خواهد شد.»
به گفته میانجیها، مهمترین مانع فعلی نه وزارت خارجه ایران بلکه محافل امنیتی و نظامی نزدیک به سپاه پاسداران است.
این گروهها هنوز توافق اولیه را تأیید نکردهاند.
میانجیها میگویند تندروهای امنیتی بیش از پایان جنگ، بر بازسازی بازدارندگی ایران و جلوگیری از آنچه «پیروزی آمریکا و اسرائیل» تلقی میکنند تمرکز دارند.
همین فرایند پیچیده تصمیمگیری، در گذشته نیز بارها باعث توقف پیشرفت مذاکرات شده است.
حتی کانالهای میانجیگری نیز از هم جدا شدهاند؛ یک کانال برای دیپلماسی رسمی و کانالی دیگر برای ارتباط با سپاه.
عراقچی روز جمعه در گفتوگو با رسانههای دولتی ایران تأکید کرد: «موضوع هستهای به توافق نهایی موکول شده است.»
او افزود: «خواستههای آمریکا درباره موضوع هستهای در این مرحله به هیچ وجه برای ما قابل قبول نبود.»
این اظهارات نشان میدهد که دشوارترین اختلافات هنوز حل نشدهاند و صرفاً به مراحل بعدی منتقل شدهاند.
ترامپ روز جمعه بار دیگر از ایران انتقاد کرد و نوشت: «در مورد آنها چیزی به نام مذاکره با حسن نیت وجود ندارد. باید خیلی سریع خودشان را جمعوجور کنند.»
این در حالی است که تنها یک روز قبل، او اعلام کرده بود: «ما به یک توافق عالی برای پایان جنگ رسیدهایم.»
و حتی مدعی شده بود که عالیترین سطوح رهبری ایران نیز آن را تأیید کردهاند.
این اظهارات بازارها و پایتختهای منطقه را غافلگیر کرد، زیرا تنها چند ساعت قبل از آن، ترامپ تهدید کرده بود حملات جدیدی علیه ایران انجام خواهد داد و حتی از احتمال تصرف جزیره خارک سخن گفته بود.
یکی دیگر از نقاط اختلاف، موضوع لبنان است.
اسرائیل کاتز اعلام کرده که اسرائیل ممکن است در آینده به طور مستقل علیه ایران اقدام کند و قصد خروج از لبنان را ندارد.
در مقابل، عراقچی تأکید کرده است که هر توافقی باید شامل لبنان نیز باشد و اسرائیل باید مناطق اشغالشده را ترک کند.
مقام آمریکایی میگوید توافق پیشنهادی آتشبس لبنان را نیز در بر خواهد گرفت، اما اسرائیل همچنان حق پاسخ به هرگونه حمله را برای خود محفوظ خواهد دانست.
در هفتههای اخیر درباره چند موضوع پیشرفت حاصل شده است: نحوه آزادسازی بخشی از داراییهای ایران، بازگشایی تنگه هرمز، و فرمولبندی برخی بندهای مرتبط با برنامه هستهای.
طبق نسخه فعلی سند، تنگه هرمز بدون اخذ عوارض از کشتیها بازگشایی میشود و ظرف ۳۰ روز حجم تردد به سطح پیش از جنگ بازمیگردد.
اما مهمترین مانع همچنان باقی است: ایران میخواهد زودتر به میلیاردها دلار دارایی مسدودشده خود دسترسی پیدا کند، در حالی که آمریکا میخواهد این پولها تنها پس از اجرای تعهدات تهران آزاد شوند.
این موضوع برای ترامپ حساسیت سیاسی ویژهای دارد، زیرا او در دوره نخست ریاستجمهوری خود، اوباما را به دلیل آزادسازی منابع مالی ایران در چارچوب برجام به شدت مورد انتقاد قرار داده بود.
کوتاه سخن اینکه اگر توافق اولیه امضا شود، جنگ احتمالاً متوقف خواهد شد و تنگه هرمز دوباره به روی تجارت جهانی باز میشود. اما مسائل اصلی ــ برنامه هستهای، موشکهای بالستیک، گروههای نیابتی، داراییهای بلوکهشده و ترتیبات امنیتی منطقه ــ همچنان حل نشده باقی خواهند ماند.
به همین دلیل، توافق قریبالوقوع را میتوان بیش از آنکه پایان بحران دانست، آغاز مرحلهای تازه و بسیار دشوار از مذاکرات میان تهران و واشنگتن تلقی کرد.


نظر شما