twitter share facebook share ۱۴۰۵ تیر ۲۸ 53
چهار دیپلمات غربی که سال‌ها با ایران مذاکره کرده‌اند، معتقدند کاهش تنش در شرایط کنونی کار بسیار دشواری است. یکی از آن‌ها حتی توصیه می‌کند که فعلاً نباید مذاکرات از سر گرفته شود. آن‌ها برای موفقیت هرگونه گفت‌وگوی احتمالی چند پیشنهاد مطرح کرده‌اند.

با فروپاشی آتش‌بس و ادامه درگیری ایران و آمریکا بر سر کنترل تنگه هرمز، چشم‌انداز کاهش تنش میان دو کشور بسیار دور از دسترس به نظر می‌رسد.

با این حال، آزادی یک شهروند ایرانی-آمریکایی از سوی تهران و همچنین اظهارات محمدباقر قالیباف، رئیس تیم مذاکره‌کننده ایران، مبنی بر اینکه کشورش ممکن است برای گفت‌وگو آمادگی داشته باشد، این احتمال را زنده کرده است که هنوز راه دیپلماسی کاملاً بسته نشده باشد.

محمدرضا باهنر، از چهره‌های بانفوذ سیاسی ایران نیز روز جمعه گفت: «گفت‌وگو و مذاکره ادامه جنگ و بخشی از آن است.»

با وجود سال‌ها مذاکره، روابط پرتنش چند دهه‌ای میان ایران و آمریکا همچنان پابرجاست. چهار دیپلمات باسابقه غربی که سال‌ها به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم با ایران مذاکره کرده‌اند، معتقدند کاهش تنش در شرایط کنونی کار بسیار دشواری خواهد بود. یکی از آن‌ها حتی توصیه می‌کند که فعلاً نباید مذاکرات از سر گرفته شود. آن‌ها برای موفقیت هرگونه گفت‌وگوی احتمالی چند پیشنهاد مطرح کرده‌اند.

ابتدا باید هدف نهایی مشخص شود

دولت دونالد ترامپ اهداف مختلفی را برای این جنگ مطرح کرده است؛ از تغییر حکومت در ایران گرفته تا پایان دادن به برنامه هسته‌ای، محدود کردن توان نظامی ایران و بازگشایی تنگه هرمز تا کشتی‌های تجاری بتوانند آزادانه از آن عبور کنند.

کاترین اشتون، سیاستمدار بریتانیایی و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴، معتقد است مهم‌ترین مسئله این است که هر دو طرف دقیقاً بدانند به دنبال چه نتیجه‌ای هستند.

او می‌گوید آمریکا باید مشخص کند به چه نتیجه‌ای حاضر است رضایت دهد و ایران نیز باید روشن کند هدف نهایی‌اش چیست.

به گفته او، ازسرگیری دیپلماسی تنها زمانی ممکن است که دو طرف درباره مقصد نهایی و نقشه راه رسیدن به آن به توافق برسند.

اشتون سال‌ها در مذاکرات مربوط به جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای حضور داشت.

فدریکا موگرینی، جانشین اشتون در اتحادیه اروپا و از معماران توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵، نیز می‌گوید انتظار اینکه ایران و آمریکا در همان آغاز مذاکرات بر سر همه خواسته‌های ترامپ به توافق برسند، از اساس واقع‌بینانه نیست.

به اعتقاد او، اگر آمریکا قصد دارد مذاکرات را دوباره آغاز کند، باید هدف نهایی خود را به‌طور شفاف و بر پایه واقعیت‌های موجود تعریف نماید.

کاهش تنش، شرط ادامه مذاکره است

موگرینی به تجربه مذاکرات سال ۲۰۱۵ اشاره می‌کند؛ زمانی که در یکی از حساس‌ترین مراحل گفت‌وگوها، میان هیأت ایرانی و طرف‌های بین‌المللی مشاجره شدیدی درگرفت.

او می‌گوید دیپلمات‌های ایرانی معمولاً حتی در شرایط سخت آرامش خود را حفظ می‌کنند، اما وقتی یکی از کشورهای اروپایی در حساس‌ترین لحظه موضوعی بی‌ارتباط با پرونده هسته‌ای را مطرح کرد، طرف ایرانی کنترل خود را از دست داد.

به همین دلیل، او دستور داد مذاکرات برای چند ساعت متوقف شود تا فضای جلسه آرام گردد. پس از ازسرگیری گفت‌وگوها نیز همه طرف‌ها دوباره فقط بر موضوع هسته‌ای تمرکز کردند.

موگرینی معتقد است دولت ترامپ باید در برخورد با ایران رفتاری منطقی‌تر، باثبات‌تر و کمتر احساسی داشته باشد و از موضع‌گیری‌های متناقض و غیرمنتظره در عرصه عمومی پرهیز کند.

او همچنین می‌گوید حضور کشورهای دیگر یا نهادهای بین‌المللی در مذاکرات می‌تواند مفید باشد، زیرا حضور بازیگران بیشتر، از شدت فضای تقابلی میان ایران و آمریکا می‌کاهد.

شاید زمان مذاکره هنوز نرسیده باشد

برخی از محافظه‌کاران آمریکایی معتقدند واشنگتن نباید عجله‌ای برای بازگشت به مذاکرات داشته باشد.

الیوت آبرامز که در دولت سه رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه، از جمله ترامپ، در حوزه سیاست خاورمیانه فعالیت کرده، می‌گوید تنها مذاکره‌ای که آمریکا در شرایط فعلی باید انجام دهد، توافقی بسیار محدود درباره تنگه هرمز است.

از نگاه او، آمریکا تنها در صورتی باید محاصره دریایی خود را کاهش دهد که ایران نیز عبور آزاد کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز را تضمین کند.

آبرامز معتقد است آمریکا به‌تازگی مذاکره با ایران را امتحان کرده و نتیجه آن این بوده که مقام‌های ایرانی احساس پیروزی کرده‌اند و تصور می‌کنند اکنون می‌توانند کنترل تنگه هرمز را در دست بگیرند و از آن درآمد کسب کنند.

به همین دلیل، او بازگشت سریع به میز مذاکره را به سود آمریکا نمی‌داند.

این رویکرد با اظهارات اخیر کاندولیزا رایس، مشاور پیشین امنیت ملی و وزیر خارجه آمریکا در دولت جورج بوش، نیز همسو است.

رایس در سخنرانی خود در ایالت کلرادو گفت اگر تصمیم با او بود، اجازه می‌داد ایران مدتی با مشکلات اقتصادی خود دست‌وپنجه نرم کند؛ کشوری که بسیاری از دانشمندان ارشد هسته‌ای خود را از دست داده و به باور او، در درون حکومت نیز با اختلاف‌های داخلی جدی روبه‌رو است.

تعیین ضرب‌الاجلی که عملی باشد

آتش‌بسی که ایران و آمریکا ماه گذشته بر سر آن توافق کردند، مهلتی ۶۰ روزه برای دستیابی به یک توافق صلح نهایی در نظر گرفته بود؛ توافقی که باید درباره موضوعات دشواری مانند محدودیت برنامه هسته‌ای ایران و وضعیت تنگه هرمز تصمیم‌گیری می‌کرد.

اما اکنون که تقریباً نیمی از این مهلت گذشته، دو طرف بیش از گذشته از یکدیگر فاصله گرفته‌اند.

کاترین اشتون می‌گوید تعیین ضرب‌الاجل اقدام درستی است، اما تنها زمانی که از ابتدا مشخص باشد قرار است در آن بازه زمانی چه موضوعاتی بررسی شود و هر دو طرف نیز با آن موافق باشند.

رابرت مالی که در دولت‌های باراک اوباما و جو بایدن عضو تیم مذاکره‌کننده آمریکا با ایران بود، می‌گوید مذاکرات با ایران معمولاً بسیار طولانی می‌شود، زیرا مقام‌های ایرانی درباره همه جزئیات با دقت فراوان گفت‌وگو می‌کنند، حتی توافق‌های اولیه را دوباره بررسی می‌کنند و تا زمانی که کاملاً مطمئن نشوند، به طرف مقابل اعتماد نمی‌کنند.

او معتقد است اگر مذاکرات تازه‌ای آغاز شود، نباید انتظار یک توافق بزرگ و سریع را داشت؛ بلکه گفت‌وگوها احتمالاً بر سر تک‌تک بندها و حتی واژه‌های متن توافق با دقت و زمان فراوان ادامه خواهد یافت.

مالی می‌گوید دولت ترامپ سرعت و ساده‌سازی را ترجیح می‌دهد، اما اقداماتی که تاکنون انجام داده باعث شده هر توافق احتمالی، حتی در بهترین حالت، بسیار کند، دشوار و فرسایشی باشد.

منبع: نیویورک تایمز


نظر شما