جزایر سه گانه در کانون جنگ ایران و آمریکا
گسترش عملیات نظامی آمریکا علیه ایران، بار دیگر سه جزیره کوچک واقع در محل اتصال خلیج فارس و تنگه هرمز را به یکی از مهمترین نقاط درگیری تبدیل کرده است.
جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک که ایران در سال ۱۹۷۱ آنها را تصرف کرد، اکنون به پایگاههای نظامی ایران تبدیل شدهاند و نقش مهمی در اعمال کنترل تهران بر تنگه هرمز ایفا میکنند.
حملات اخیر آمریکا به دو جزیره از این سه جزیره، بار دیگر بحثها درباره سرنوشت این جزایر کوچک و صخرهای را که مالکیت آنها همچنان محل اختلاف است، زنده کرده است.
مجموع مساحت این سه جزیره تنها حدود ۲۵ کیلومتر مربع است، اما موقعیت جغرافیایی آنها اهمیت راهبردی فوقالعادهای به آنها داده است؛ زیرا در امتداد مسیر آبهای عمیقی قرار دارند که کشتیها برای ورود و خروج از تنگه هرمز و خلیج فارس از آن استفاده میکنند.
بزرگترین این جزایر، ابوموسی، علاوه بر داشتن یک روستا، عمدتاً به عنوان پایگاه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مورد استفاده قرار میگیرد. سپاه در این جزیره قایقهای تندرو، موشکها و سامانههای پدافند هوایی مستقر کرده است؛ تجهیزاتی که بارها برای ایجاد مزاحمت یا حمله به کشتیهای عبوری از تنگه هرمز به کار گرفته شدهاند.
جزیره تنب بزرگ نیز کارکردی مشابه دارد و نیروهای نظامی و تجهیزات دفاعی ایران در آن مستقر هستند، در حالی که تنب کوچک که از دو جزیره دیگر کوچکتر است، تقریباً به طور کامل کاربری نظامی دارد.
همین اهمیت راهبردی باعث شده است که قدرتهای منطقهای طی دهههای گذشته همواره بر سر کنترل این جزایر رقابت کنند.
ایران در دوران حکومت محمدرضا شاه پهلوی، در ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱ و تنها دو روز پیش از تشکیل رسمی امارات متحده عربی، این جزایر را تصرف کرد. در آن زمان، شاه که مهمترین متحد امنیتی آمریکا در منطقه محسوب میشد، با مخالفت جدی بینالمللی روبهرو نشد.
پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی از این جزایر به عنوان پایگاهی برای حمله به کشتیها در جریان «جنگ نفتکشها» در دهه ۱۹۸۰ استفاده کرد؛ دورهای که نیروی دریایی آمریکا مأموریت اسکورت نفتکشها را در حالی بر عهده داشت که ایران آنها را هدف قرار میداد.
ایران از این جزایر هم برای زیر نظر گرفتن تردد در تنگه هرمز و هم برای اعزام شناورهای مینگذار یا حمله مستقیم به کشتیها استفاده میکرد.
برآوردهای آمریکا نشان میدهد ایران در آن دوره به بیش از ۱۶۰ کشتی حمله کرده بود.
در جنگ کنونی نیز، بر اساس آمار «مرکز مشترک اطلاعات دریایی» که زیر نظر نیروی دریایی آمریکا فعالیت میکند، تاکنون بیش از ۵۰ حمله علیه کشتیها و سکوهای نفتی ثبت شده است. البته این آمار شامل مواردی نیز میشود که نیروهای آمریکایی به کشتیهایی شلیک کردهاند که قصد شکستن محاصره دریایی ایران را داشتهاند.
در روزهای اخیر و همزمان با تشدید درگیریها، ارتش آمریکا جزایر ابوموسی و تنب بزرگ را هدف حملات هوایی قرار داد. همین مسئله گمانهزنیهایی را درباره احتمال حمله زمینی نیروهای آمریکایی برای تصرف این جزایر به وجود آورده است.
ایزابل اوکشات، ستوننویس روزنامه تلگراف که اکنون در دبی زندگی میکند، در توصیف اهمیت این جزایر نوشته است که آنها در کنار هم «سامانهای چندلایه برای جلوگیری از دسترسی به مهمترین گلوگاه انرژی جهان» ایجاد کردهاند. او جزیره ابوموسی را به «یک ناو هواپیمابر ثابت» برای ایران تشبیه کرده است.
از نظر نظامی، تصرف این جزایر برای آمریکا امکانپذیر به نظر میرسد؛ زیرا نیروهای تفنگدار دریایی و یگانهای هوابرد آمریکا در منطقه حضور دارند.
اما حفظ این جزایر بسیار دشوارتر خواهد بود. نیروهای آمریکایی پس از استقرار در این جزایر به شدت در معرض حملات ایران قرار خواهند گرفت.
براندون کار، تحلیلگر مؤسسه کوئینسی در واشنگتن، هشدار میدهد که بدون استحکامات دفاعی مقاوم و از پیش آمادهشده، حتی با وجود پشتیبانی هوایی ناوهای آمریکایی، حفاظت از نیروها با چالشهای بسیار بزرگی روبهرو خواهد شد.
او میگوید تفنگداران دریایی آمریکا در چنین شرایطی زیر آتش موشکهای بالستیک و پهپادهای ایران قرار میگیرند و همین موضوع توان آنها را برای اعمال کنترل بر تنگه هرمز به شدت محدود خواهد کرد.
در سالهای اخیر، امارات متحده عربی توانسته است چین و روسیه را متقاعد کند که در بیانیههای مشترک خود، بر حل اختلاف درباره مالکیت این جزایر از طریق مذاکره یا مراجعه به دادگاههای بینالمللی تأکید کنند.
این موضع خشم تهران را برانگیخت، اما در سطح بینالمللی توجه چندانی به این اختلاف جلب نشد.
نوره محمد المری، پژوهشگر حقوقی اهل امارات، چند ماه پیش نوشت: «آنچه جهان یک اختلاف مرزی دوجانبه مینامید، از همان ابتدا در واقع ادعایی راهبردی بر سر کنترل یکی از مهمترین گلوگاههای جهان بود.»
او میافزاید: «ابهام درباره چنین آبراه مهمی، موضعی بیطرفانه نیست؛ بلکه انتخابی است که هزینه دارد و اکنون جهان در حال پرداخت بهای آن است.»
ایزابل اوکشات نیز پیشبینی میکند که امارات متحده عربی، که هم میزبان نیروهای آمریکایی است و هم بارها در جریان این جنگ هدف حملات ایران قرار گرفته، پس از پایان درگیریها تلاش خواهد کرد بار دیگر موضوع بازپسگیری این جزایر را مطرح کند.
به نظر میرسد عملیات نظامی آمریکا ممکن است سرانجام این اختلاف را، پس از گذشت حدود ۵۵ سال، به مرحلهای تعیینکننده برساند.
تلاش عراق برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز با سرمایهگذاری جدید شورون
شرکت آمریکایی شورون روز جمعه توافقهای اولیهای را برای سرمایهگذاری در دو میدان نفتی عراق امضا کرد و همزمان برای بررسی امکان احداث خط لولهای که مناطق نفتخیز عراق را به سواحل سوریه متصل می کند، به کنسرسیومی از سرمایهگذاران پیوست.
عراق و دیگر تولیدکنندگان نفت خاورمیانه در پی جنگ ایران و آمریکا، به دنبال یافتن مسیرهایی جایگزین برای تنگه هرمز هستند.
دولتهای عربی حاشیه خلیج فارس اکنون میلیاردها دلار برای ساخت خطوط لوله جدید، کریدورهای ریلی و مراکز ذخیرهسازی انرژی سرمایهگذاری میکنند تا وابستگی خود را به تنگه هرمز کاهش دهند؛ روندی که انتظار میرود یکی از ماندگارترین پیامدهای این جنگ باشد.
توافق با شورون بخشی از برنامه گستردهتر علی الزیدی، نخستوزیر جدید عراق، برای جذب سرمایهگذاری بیشتر از آمریکا است.
اتاق بازرگانی آمریکا روز جمعه در واشنگتن میزبان نشست تجاری آمریکا و عراق بود؛ نشستی که با حضور علی الزیدی، کریس رایت وزیر انرژی آمریکا و شماری دیگر از مقامها برگزار شد و برگزارکنندگان اعلام کردند قراردادهایی به ارزش حدود ۶۰ میلیارد دلار به امضا رساندند.
یکی از گزینههایی که کنسرسیوم به رهبری شورون در حال بررسی آن است، بازسازی خط لوله نفت کرکوک–بانیاس است؛ خط لولهای که میدانهای نفتی شمال عراق را به بندر بانیاس سوریه در ساحل دریای مدیترانه متصل میکرد اما بیش از دو دهه است از مدار خارج شده است. این خط لوله در جریان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ آسیب دید.
کنسرسیوم قصد دارد مطالعات فنی انجام دهد تا مشخص شود بازسازی همین خط لوله مقرونبهصرفهتر است یا ساخت خط لولهای کاملاً جدید که بتواند به شبکه خطوط لوله موجود از طریق ترکیه متصل شود.
یکی از مدیران ارشد شورون میگوید این شرکت طی ۱۲ تا ۱۸ ماه گذشته با دولت عراق در حال مذاکره بوده، اما هنوز تا نهایی شدن توافق فاصله زیادی وجود دارد.
علی الزیدی روز پنجشنبه از مقر مرکزی شورون در شهر هیوستون بازدید کرد و با هیأتی به ریاست مارک نلسون، نایبرئیس هیئتمدیره این شرکت، دیدار داشت.
کلی نیف، رئیس بخش عملیات نفت و گاز شورون، در این باره گفت: «از اینکه فرصت دیدار با رهبران عراق و گفتوگو درباره این موضوع را پیدا کردیم که چگونه میتوانیم با تجربه خود در اجرای پروژههای بزرگ نفت و گاز در سراسر جهان، به توسعه منابع عظیم انرژی عراق کمک کنیم، خرسندیم.»
شورون همچنین درباره سرمایهگذاری در دو میدان بزرگ نفتی عراق، یعنی غرب القرنه ۲ و ناصریه، با دولت این کشور مذاکره میکند.
چند روز پیش از آغاز جنگ ایران و آمریکا، شورون اعلام کرده بود که مذاکرات انحصاری خود را با شرکت دولتی نفت بصره برای خرید سهمی از میدان نفتی غرب القرنه ۲ آغاز کرده است؛ این میدان یکی از بزرگترین میدانهای نفتی خشکی جهان است.
دولت عراق پیشتر شرکت روسی لوکاویل را از مدیریت این میدان، که در جنوب عراق و حدود ۶۵ کیلومتری شمال بصره قرار دارد، کنار گذاشت.
این میدان روزانه حدود ۴۶۰ هزار بشکه نفت تولید میکند و در زمان آغاز مذاکرات، شورون برای مدت یک سال حق انحصاری مذاکره جهت دستیابی به توافق را دریافت کرده بود.
میدان نفتی ناصریه نیز اگرچه کوچکتر است، اما یکی از میادین مهم جنوب عراق به شمار میرود.
دونالد ترامپ روز سهشنبه در جریان سفر یکهفتهای علی الزیدی به آمریکا، در کاخ سفید با نخستوزیر عراق دیدار کرد.
ترامپ پس از این دیدار گفت: «قرار است قراردادهای زیادی امضا کنیم. فرصتهای شغلی فراوانی برای هر دو کشور ایجاد خواهد شد و نفت زیادی استخراج خواهیم کرد. نفت فراوانی تولید خواهد شد و این کار را شرکتهای آمریکایی انجام خواهند داد.»
عراق پس از عربستان سعودی، دومین تولیدکننده بزرگ نفت در خاورمیانه است. این کشور در شرایط عادی حدود ۵ درصد نفت جهان، معادل تقریباً ۴.۵ میلیون بشکه در روز، تولید میکند، اما صادرات آن در جریان جنگ به شدت کاهش یافته است.
بخش عمده تولید نفت عراق از میدانهای بزرگ جنوبی انجام میشود و این میدانها تقریباً به طور کامل به صادرات از طریق تنگه هرمز وابستهاند. شرکت ریستاد انرژی در گزارشی اعلام کرده است که مسیرهای جایگزین، از جمله خطوط لوله شمال عراق به بندر جیهان ترکیه، ظرفیت محدودی دارند و پاسخگوی حجم صادرات عراق نیستند.
جنوب ایران زیر آتش
یکی از مشاوران تیم مذاکرهکننده ایران اخیراً گفته است که تهران باید خود را برای سالها وضعیت «نه جنگ، نه صلح» آماده کند. این عبارت در میان تحلیلگران سیاسی ایران رواج یافته و برای توصیف شرایطی به کار میرود که ظاهراً مبهم به نظر میرسد؛ از یک سو گفته میشود جنگ پایان یافته، اما از سوی دیگر ایران همچنان به کشتیها و متحدان آمریکا در خلیج فارس حمله میکند و آمریکا نیز به بمباران ایران ادامه میدهد.
اما برای مردم بندرعباس، شهری بندری با حدود نیم میلیون نفر جمعیت در جنوب ایران، هیچ ابهامی در این وضعیت وجود ندارد.
یکی از ساکنان ۴۵ ساله این شهر که خود را امید معرفی می کند میگوید: «چند روز است که به خاطر انفجارهای مداوم نتوانستهایم بخوابیم. مگر فقط وقتی تهران را بزنند اسمش جنگ است؟»
بر اساس آمار رسمی ایران، طی دو هفته گذشته دهها حمله آمریکا، سواحل ۱۸۰۰ کیلومتری ایران و جزایر خلیج فارس را هدف قرار داده و بیش از ۳۰ غیرنظامی کشته شدهاند.
بندرعباس بیشترین آسیب را دیده است، اما حملات تنها به این شهر محدود نبوده و اهدافی را از ماهشهر در جنوبغربی ایران، نزدیک مرز عراق، تا چابهار در جنوبشرق، در نزدیکی مرز پاکستان، دربر گرفته است.
سواحل ایران در امتداد خلیج فارس و دریای عمان به دلیل تمرکز گسترده تأسیسات نظامی و غیرنظامی، به یکی از اصلیترین اهداف حملات تبدیل شدهاند.
امید که خانهاش حدود یک و نیم کیلومتر با تأسیسات بندری فاصله دارد، میگوید: «مثل طوفان بود. تمام خانه لرزید. بچهها را روی زمین خواباندم و با بدنم آنها را پوشاندم.»
در بسیاری از شهرهای جنوبی ایران برق به طور مکرر و گاه برای ساعتهای طولانی قطع میشود؛ آن هم در روزهای تابستان که دمای هوا گاهی به حدود ۵۵ درجه سانتیگراد میرسد.
حملات تنها به نوار ساحلی محدود نمانده است. روز سهشنبه حملهای به یک پایگاه ارتش در جنوبشرق ایران، هفت سرباز از جمله پنج سرباز وظیفه جوان را کشت. این پایگاه حدود ۳۲۰ کیلومتر از ساحل فاصله دارد.
حکومت ایران در ازسرگیری این درگیریها مسئولیت قابل توجهی بر عهده دارد. تفاهمنامهای که ۱۷ ژوئن میان ایران و آمریکا امضا شد، در مجموع به سود تهران ارزیابی میشد، اما جمهوری اسلامی با هدف بازگرداندن کنترل خود بر تنگه هرمز، حملات مکرری علیه کشتیهای عبوری انجام داد و همین موضوع سرانجام به ازسرگیری جنگ انجامید.
در داخل ساختار قدرت ایران طیفی از نیروهای تندرو که اگرچه از نظر سیاسی در اقلیت قرار دارند، اما همچنان فعال هستند، از همان ابتدا با توافق با آمریکا مخالفت میکردند و خواستار ادامه جنگ بودند. اکنون بسیاری از منتقدان، همین جریان را عامل ازسرگیری درگیریها میدانند.
روزنامه جمهوری اسلامی روز چهارشنبه در سرمقالهای از کسانی که به گفته این روزنامه «بیشرمانه شأن مذاکرهکنندگان ایران را زیر سؤال بردند» انتقاد کرد و نوشت که آنان «دشمنی با عقلانیت را عادیسازی میکنند.»
این روزنامه همچنین با لحنی انتقادی پیشنهاد کرد این افراد از تهران به مناطق جنگزده جنوب اعزام شوند تا از نزدیک ببینند مردم چگونه زندگی میکنند و چه رنجی میکشند.
همزمان، کارزاری اینترنتی که خواستار اعزام چهرههای تندرو به جنوب کشور شده، تاکنون بیش از صدهزار امضا جمعآوری کرده است.
در این کارزار از سعید جلیلی، که گفته میشود تنها عضو شورای عالی امنیت ملی بوده که به تفاهمنامه رأی مثبت نداده، و همچنین از برخی مجریان و تحلیلگران صداوسیمای جمهوری اسلامی، که رسانهای نزدیک به جریان تندرو محسوب میشود، نام برده شده است.
یکی از رزمندگان سابق جنگ ایران و عراق در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به این جریان نوشته است: «ای کاش همانقدر که برای جنوب لبنان غیرت دارید، برای جنوب ایران هم غیرت داشتید.»
تصویر آیتالله روحالله خمینی در صفحه شخصی این رزمنده نشان میدهد که او از مخالفان جمهوری اسلامی نیست، بلکه انتقادش متوجه سیاستهای کنونی است.
این سخنان یادآور تجربه جنگ ایران و عراق است؛ جنگی که پس از عقب رانده شدن نیروهای عراقی چند سال ادامه یافت و بار اصلی خسارتها بر دوش استانهای جنوبغربی و غربی ایران قرار گرفت. این مناطق سالها طول کشید تا از نظر اقتصادی و عمرانی دوباره احیا شوند.
اکنون نیز این نگرانی وجود دارد که جنوب ایران بار دیگر هزینه ادامه جنگی را بپردازد که بیش از دیگر مناطق کشور بر مردم این ناحیه فشار وارد میکند.
حملات اخیر بسیاری از قایقهای ماهیگیری و شناورهای تجاری کوچک را که منبع اصلی درآمد خانوادهها بودند، نابود کرده است؛ شناورهایی که جایگزینی آنها هزینه بسیار بالایی دارد.
علیرضا، دانشجوی ساکن یکی از شهرهای استان هرمزگان، میگوید پدرش پیش از آغاز جنگ از کار ساختمانی در بندرعباس ماهانه حدود ۲۵۰ میلیون ریال درآمد داشت، اما از زمان آغاز حملات، درآمد او تقریباً به نصف کاهش یافته است.
او میگوید: «دیگر کسی حاضر نیست ساختمان بسازد و مصالح هم خیلی گران شده است.»
علیرضا از کاربرد واژه «تنش» برای توصیف این وضعیت انتقاد میکند و میگوید: «نمیدانم چرا اسمش را تنش گذاشتهاند. این جنگ است. همچنین نمیدانم چرا میگویند جنوب را زدند؛ نه، ایران را زدند.»
در همین روزها، هزاران دانشآموز ایرانی نیز خود را برای شرکت در آزمون سراسری ورود به دانشگاه، که قرار است در مردادماه برگزار شود و نقش تعیینکنندهای در آینده تحصیلی و شغلی آنها دارد، آماده میکنند.
نرگس، دختر ۱۸ سالهای که قرار است در چابهار در این آزمون شرکت کند، میگوید: «شبها زیر صدای موشک درس میخوانیم و صبحها در حالی به مدرسه میرویم که اطرافمان صدای انفجار میآید.»
این ویرانی در شرایطی رخ داده که جنوب ایران در سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری به یکی از محبوبترین مقاصد گردشگری داخلی تبدیل شده بود.
سواحل بکر، جزایر دیدنی، فرهنگ غنی، فضای آرام و اقامتگاههای بومگردی جدید، شمار زیادی از گردشگران ایرانی را به این منطقه کشانده بود. سال گذشته نیز یک مجموعه اقامتی در جزیره هرمز موفق به دریافت یکی از معتبرترین جوایز جهانی معماری شد.
اما اکنون جزایر پرطرفداری مانند کیش و قشم از آسیبهای جنگ در امان نماندهاند و تصاویر ویرانی آنها بسیاری از ایرانیان را شوکه کرده است.
مقامهای دولت در روزهای اخیر تلاش کردهاند همدلی خود را با مردم جنوب نشان دهند.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در شبکه اجتماعی ایکس از جنوب کشور به عنوان «نماد مقاومت در برابر استعمار» یاد کرد و وعده داد دولت در کنار مردم این منطقه خواهد ماند.
سخنگوی دولت نیز نوشت: «جنوب ایران، قلب تپنده این سرزمین است.»
اما کسانی که در جنوب زندگی میکنند، بیش از هر چیز خواهان پایان جنگ هستند، نه ستایش از جایگاه و اهمیت منطقهشان.
نرگس در پایان میگوید: «انگار هر دو طرف دلیلی برای ادامه جنگ دارند، اما برای ما فقط استرس، بیخوابی، کمبود آب و قطع برق باقی مانده است.»
تشدید حملات آمریکا به ایران؛ راهبردی تازه یا تکرار مسیر شکستخورده؟
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، حملات هوایی علیه ایران را تشدید کرده و از گسترش دامنه عملیات نظامی سخن گفته است، اما شواهد چندانی وجود ندارد که راهبرد نظامی که تاکنون نتوانسته تهران را به عقبنشینی وادار کند، این بار نتیجه متفاوتی به همراه داشته باشد.
پس از فروپاشی آتشبس موقتی که یک ماه پیش میان دو طرف برقرار شده بود، ترامپ در موقعیت دشواری قرار گرفته است. او میکوشد کنترل ایران بر تنگه راهبردی هرمز را از بین ببرد و تهران را به پذیرش خواستههای خود وادار کند.
با وجود آنکه دو طرف تاکنون از بازگشت به یک جنگ تمامعیار خودداری کردهاند، امیدها برای یافتن راهی جهت پایان دادن به بحران، بیش از پیش کاهش یافته است؛ بحرانی که بار دیگر قیمت جهانی نفت را افزایش داده و بازارهای مالی را با شوک مواجه کرده است.
امروز نیز حملات متقابل ایران و آمریکا ادامه یافت. همزمان، ایران این پیام را منتقل کرد که اگر واشنگتن، همانگونه که ترامپ تهدید کرده، زیرساختهای برق این کشور را هدف قرار دهد، ممکن است از حوثیهای یمن بخواهد تنگه بابالمندب، در ورودی دریای سرخ، را به روی کشتیهای نفتکش ببندند.
ترامپ که نشانههایی از افزایش نارضایتی و ناامیدی در مواضعش دیده میشود، در گفتوگو با مشاوران خود و حتی به صورت علنی، از گزینههایی مانند حمله به نیروگاههای برق و پلهای ایران، اعزام نیرو برای تصرف جزیره خارگ و بمباران تأسیسات هستهای زیرزمینی موسوم به «کوه پیکاکس» سخن گفته است.
برخی از این گزینهها به دلیل خطرهای سنگین و پیامدهای داخلی و بینالمللی، چندان واقعبینانه به نظر نمیرسند. ترامپ نیز در گذشته بارها تهدیدهای مشابهی مطرح کرده، اما در نهایت از اجرای آنها صرفنظر کرده است.
با این حال، بیشتر تحلیلگران بر این باورند که حتی اگر آمریکا دامنه حملات خود را به طور قابل توجهی گسترش دهد، بعید است بتواند تهران را وادار به تغییر رفتار کند؛ مگر آنکه به عملیات زمینی گسترده و پرهزینه برای سرنگونی حکومت ایران روی آورد.
جاناتان پانیکوف، معاون پیشین بخش خاورمیانه در جامعه اطلاعاتی آمریکا و پژوهشگر کنونی اندیشکده شورای آتلانتیک، میگوید: «هیچ دلیلی وجود ندارد که تصور کنیم این دور از حملات یا هر اقدام دیگری که رئیسجمهور در ذهن دارد، باعث تغییر محاسبات ایران شود. احتمال بیشتری وجود دارد که موضع تهران را سرسختتر کند.»
در مقابل، یکی از مقامهای ارشد دولت ترامپ در پاسخ به پرسشهای خبرگزاری رویترز تأکید کرد که رئیسجمهور همچنان دیپلماسی را ترجیح میدهد، اما «تنها زبانی که ایران میفهمد، زبان زور است» و آمریکا به دلیل آنچه «اقدامات تروریستی ایران در تنگه هرمز» میخواند، همچنان این کشور را تحت فشار قرار خواهد داد.
فروپاشی توافق موقت در شرایطی رخ داده که ترامپ برای پایان دادن به جنگی که هزاران کشته بر جای گذاشته، به اقتصاد آمریکا آسیب رسانده و محبوبیت او را در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره در ماه نوامبر کاهش داده است، تحت فشار قرار دارد.
مذاکراتی که قرار بود این توافق موقت را به یک توافق دائمی صلح تبدیل کند، متوقف شده است؛ هرچند نشانههایی از تحرکات دیپلماتیک همچنان دیده میشود.
ترامپ از آزادی یک شهروند آمریکایی که در ایران بازداشت شده بود، به عنوان نشانهای مثبت یاد کرد، اما قوه قضائیه ایران اعلام کرد هیچ زندانی آزاد یا مبادله نشده است.
به نظر میرسد ترامپ امیدوار است با تشدید حملات، ایران را بار دیگر بر سر برنامه هستهای خود به میز مذاکره بازگرداند؛ موضوعی که از آغاز جنگ، اصلیترین هدف اعلامشده او بوده است.
اما ریشه اصلی بحران کنونی، اختلاف دو طرف بر سر تفسیر توافق اولیه درباره نحوه اداره تنگه هرمز است؛ آبراهی که ایران در جریان جنگ نشان داد میتواند عبور حدود یکپنجم نفت جهان از آن را مختل کند.
ایران معتقد است باید در مدیریت تنگه هرمز نقش داشته باشد و حتی احتمال دریافت عوارض از کشتیهای عبوری را مطرح کرده است. در مقابل، آمریکا و متحدان عرب آن بر بازگشت کامل آزادی کشتیرانی بدون هیچگونه محدودیتی تأکید دارند.
اکثر کارشناسان معتقدند نشانهای وجود ندارد که ایران حاضر باشد امتیازهایی را که ترامپ خواستار آن است، بپذیرد.
سه مقام آمریکایی به رویترز گفتهاند موج جدید حملات آمریکا ممکن است در واقع «عملیات شکلدهنده» باشد؛ یعنی حملاتی که با هدف از میان بردن توانمندیهای نظامی ایران انجام میشود تا در صورت تصمیم ترامپ برای اقدامات گستردهتر، گزینههای بیشتری در اختیار واشنگتن قرار گیرد.
در مقابل، ایران نیز هشدار داده است اگر آمریکا دامنه حملات خود را گسترش دهد، تأسیسات غیرنظامی متحدان واشنگتن در کشورهای عربی خلیج فارس را هدف قرار خواهد داد. ایران همچنان بخش مهمی از توان موشکی و پهپادی خود را حفظ کرده است.
سه منبع آگاه به رویترز گفتهاند تهران از حوثیهای یمن خواسته است در صورت حمله آمریکا به زیرساختهای برق ایران، برای بستن مسیر نفتی دریای سرخ از طریق تنگه بابالمندب آماده باشند.
چنین اقدامی میتواند تهدیدی جدی برای امنیت انرژی جهان باشد؛ بهویژه آنکه بخشی از صادرات نفت که پیشتر از مسیرهای دیگر انجام میشد، اکنون به دریای سرخ منتقل شده است.
در مقابل، مارک دوبوویتز، رئیس اندیشکده بنیاد دفاع از دموکراسیها در واشنگتن، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت ایران از سر استیصال «کارت هرمز» را بازی میکند و چنین اقداماتی تنها باعث خواهد شد کشورهای جهان با سرعت بیشتری به سمت ساخت خطوط لوله و مسیرهای جدید حملونقل انرژی حرکت کنند و توان ایران برای فشار بر اقتصاد جهانی کاهش یابد.
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر مسائل ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و افسر پیشین اطلاعات نظامی این کشور، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مهم نیست دولت آمریکا چه میزان فشار بیشتری وارد کند یا چه تهدیدهای تازهای مطرح سازد؛ بعید است رهبران ایران تسلیم شوند.»
او افزود: «اگر رئیسجمهور ترامپ دامنه اهداف نظامی را گسترش دهد، تهران نیز به همان نسبت واکنش نشان خواهد داد.»
تهدید علیه مسیر اصلی صادرات نفت عربستان
افزایش تنشها میان عربستان سعودی و جنبش انصارالله یمن، که از حمایت ایران برخوردار است، تهدیدها علیه یکی از مهمترین مسیرهای صادرات نفت این کشور را افزایش داده است؛ مسیری که ریاض برای دور زدن اختلال در تنگه هرمز از آن استفاده می کند.
عربستان از طریق خط لولهای که نفت را از شرق کشور به بندری در ساحل دریای سرخ منتقل میکند، توانسته است در طول جنگ آمریکا و ایران، صادرات نفت خود را تا حد زیادی حفظ کند. نفتکشها پس از بارگیری در این بندر، از تنگه بابالمندب عبور کرده و راهی بازارهای اصلی آسیا میشوند. این مسیر به عربستان کمک کرده است تا در شرایطی که حملات ایران عبور و مرور در خلیج فارس را مختل نموده، از جهش شدید قیمت نفت جلوگیری کند.
تا امروز، تنگه بابالمندب عمدتاً به دلیل مذاکرات عربستان با انصارالله باز مانده است. این در حالی است که حملات پراکنده این گروه طی سه سال گذشته بارها کشتیرانی در دریای سرخ را مختل کرده بود. اما اکنون آتشبس سال ۲۰۲۲ که پایه این تفاهمها بود، در حال فروپاشی است.
پس از آنکه انصارالله، عربستان را به بمباران باند فرودگاه صنعا برای جلوگیری از فرود یک هواپیمای ایرانی متهم کرد، این گروه با پهپاد و موشک فرودگاهی غیرنظامی در جنوبغرب عربستان را هدف قرار داد.
سپس، عبدالملک الحوثی، رهبر انصارالله، روز پنجشنبه در یک سخنرانی تلویزیونی با لحنی تند، عربستان را تهدید کرد.
او گفت: «معادله واقعی این است؛ فرودگاه صنعا در برابر فرودگاه ریاض. فرودگاه در برابر فرودگاه، بندر در برابر بندر و محاصره در برابر محاصره.»
رهبر انصارالله همچنین هشدار داد اگر عربستان، که بیش از یک دهه پیش رهبری ائتلاف نظامی علیه این گروه را بر عهده داشت، بار دیگر وارد جنگ در یمن شود، تأسیسات نفتی این کشور هدف قرار خواهند گرفت.
او همچنین از هواداران خود خواست روز جمعه در اعتراض به محدودیتهایی که عربستان و متحدان یمنی آن بر رفتوآمد به داخل و خارج یمن اعمال کردهاند، تجمع کنند. انتظار میرود حوثیها بهزودی بار دیگر برای فرود یک هواپیمای ایرانی در فرودگاه صنعا تلاش کنند تا واکنش عربستان را بیازمایند.
اگرچه عبدالملک الحوثی نشانه روشنی از آغاز قریبالوقوع حملات دوباره به کشتیهای عبوری از دریای سرخ ارائه نکرد، اما مقامها و تحلیلگران معتقدند تحولات منطقه میتواند این گروه را دوباره به هدف قرار دادن کشتیها در سواحل یمن سوق دهد.
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا، روز جمعه در جریان سفر به جیبوتی گفت: «اوضاع در دریای سرخ بار دیگر در حال وخیمتر شدن است. حملات موشکی اخیر انصارالله به عربستان که آتشبس چهار ساله را نقض کرد، هشداری است که نشان میدهد بیثباتی در خشکی بهسرعت به ناامنی در دریا تبدیل میشود.»
آخرین باری که انصارالله مسیر کشتیرانی دریای سرخ را مختل کرد، آمریکا در سال ۲۰۲۵ عملیات نظامی گستردهای علیه این گروه انجام داد. با وجود این، حملات انصارالله به صورت پراکنده ادامه یافت و ماهها کشتیرانی را با مشکل مواجه کرد.
این بار اما هرگونه اختلال در بابالمندب همزمان با محدود شدن تردد در تنگه هرمز بر اثر حملات ایران رخ خواهد داد.
مؤسسه مشاورهای «کپیتال اکونومیکس» پیشبینی کرده است اگر هر دو آبراه برای مدتی طولانی همزمان مسدود شوند، یا زیرساختهای خط لوله و بنادر عربستان آسیب جدی ببینند، اقتصاد جهانی ممکن است وارد رکود شود.
جنگ ایران و آمریکا و اختلال در تنگه هرمز، روزانه میلیونها بشکه نفت را از بازار جهانی خارج کرده است. تاکنون مصرفکنندگان با استفاده از ذخایر نفتی خود این کمبود را جبران کردهاند، اما این ذخایر نیز در نهایت کاهش خواهد یافت.
عربستان اکنون روزانه حدود چهار میلیون بشکه نفت را از طریق خط لولهای که شبهجزیره عربستان را به دریای سرخ متصل میکند، صادر میکند و به این ترتیب مجموع صادرات خود را در حدود ۴.۶ میلیون بشکه در روز حفظ کرده است.
این رقم در مقایسه با صادرات ۷.۳ میلیون بشکهای پیش از آغاز جنگ کاهش یافته، اما اگر مسیر دریای سرخ وجود نداشت، افت صادرات بسیار شدیدتر بود.
تحلیلگران میگویند انصارالله با این تصور که ایران در رویارویی اخیر دست برتر را در برابر آمریکا به دست آورده، احساس قدرت بیشتری میکند و فرصت مناسبی میبیند تا بر عربستان فشار وارد کند؛ کشوری که انگیزه زیادی دارد تا مانع کشیده شدن یمن به جنگ منطقهای شود.
اپریل لانگلی الی، مشاور ارشد پیشین فرستاده ویژه سازمان ملل در امور یمن، میگوید: «انصارالله این وضعیت را بهخوبی درک کرده است. آنها احساس میکنند فرصت مناسبی برای افزایش فشار بر عربستان به دست آمده و از آن استفاده خواهند کرد.»
به نظر میرسد دو طرف اکنون بیش از هر زمان دیگری از زمان آتشبس سال ۲۰۲۲ به ازسرگیری درگیریها محدود نزدیک شدهاند؛ توافقی که پس از هفت سال جنگ، تقریباً به همه حملات فرامرزی پایان داده بود.
قرار بود این توافق با اقداماتی مانند کاهش محدودیتهای عربستان بر ورود سوخت به بندر الحدیده و ازسرگیری پروازهای تجاری فرودگاه صنعا همراه شود، اما پیشرفت چندانی در اجرای این تعهدات حاصل نشد.
آمریکا از سال ۲۰۱۵ از ائتلاف تحت رهبری عربستان در جنگ یمن حمایت کرده است. تحلیلگران معتقدند واشنگتن همچنان از ریاض حمایت خواهد کرد، اما با توجه به درگیری همزمان با ایران، تلاش میکند از ورود مستقیم به جنگی تازه در یمن پرهیز کند.
مقامهای آمریکایی و سعودی اوایل همین هفته درباره وضعیت یمن گفتوگو کردند و وزارت خارجه آمریکا نیز با فروش حدود دو میلیارد دلار تسلیحات به عربستان، از جمله بیش از ۲۰ هزار کیت هدایت دقیق مهمات، موافقت کرد.
در کوتاهمدت، فرودگاه صنعا احتمالاً همچنان مهمترین نقطه تنش میان دو طرف خواهد بود؛ فرودگاهی که برای هر دو از نظر سیاسی و نمادین اهمیت زیادی دارد.
عربستان نگران است که کاهش محدودیتها به ایران اجازه دهد بار دیگر سلاح و مستشاران نظامی در اختیار انصارالله قرار دهد.
در مقابل، تحلیلگران میگویند انصارالله که با افزایش شدید قیمتها و کمبود کالاهای اساسی در مناطق تحت کنترل خود روبهرو است، انگیزه زیادی دارد تا مسیر هوایی صنعا را دوباره باز کند.
اپریل لانگلی الی میگوید: «برای انصارالله، این موضوع بیش از هر چیز یک محاسبه داخلی است؛ آنها میخواهند منابع بیشتر، استقلال بیشتر و آزادی عمل بیشتری برای تثبیت کنترل خود بر یمن و حوزه دریای سرخ به دست آورند.»
انصارالله سالهاست نسبت به محدودیتهای عربستان بر رفتوآمد به یمن اعتراض دارد. مراسم تشییع علی خامنهای، رهبر پیشین ایران، در همین ماه فرصتی فراهم کرد تا این گروه میزان آمادگی ریاض برای ورود به یک رویارویی تازه را بیازماید.
دو هفته پیش هیأتی از انصارالله برای شرکت در این مراسم به تهران سفر کرد؛ سفری که با اعتراض رئیس دولت مورد حمایت جامعه جهانی در یمن، که در ریاض اقامت دارد، همراه شد.
این هیأت هنگام بازگشت، پس از بمباران فرودگاه صنعا، ناچار شد به یکی دیگر از شهرهای تحت کنترل انصارالله منتقل شود.
تحلیلگران معتقدند اگر بار دیگر پروازی از ایران راهی صنعا شود و عربستان فرودگاه این شهر را هدف قرار دهد، انصارالله احتمالاً واکنش خود را تشدید خواهد کرد و این مسئله میتواند ریاض را نیز، با وجود تمایلش به اجتناب از جنگ، به پاسخ سختتر وادار کند.
محمد الپاشا، مدیر مؤسسه مشاوره ریسک «پاشا ریپورت» در واشنگتن، میگوید انصارالله این هفته بهطور علنی قواعد درگیری خود را تغییر داده و هشدار داده است که جلوگیری عربستان از پروازهای جدید ایران، خطر بازگشت جنگ را افزایش میدهد.
او درباره رهبر انصارالله میگوید: «عبدالملک الحوثی همیشه پلهپله تنش را بالا میبرد. او یکباره وارد جنگ تمامعیار نمیشود، چون خودش هم خواهان چنین جنگی نیست.»
یکی از عوامل اصلی که عربستان را به پذیرش آتشبس سال ۲۰۲۲ واداشت، حملات موشکی و پهپادی انصارالله به شهرهای این کشور، از جمله ریاض، بود؛ حملاتی که برنامههای بلندپروازانه توسعه اقتصادی محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، را با تهدید روبهرو کرد.
اکنون اگر این حملات از سر گرفته شود، پیامدهای آن احتمالاً حتی شدیدتر خواهد بود. هرچند سامانههای دفاع هوایی عربستان نسبت به گذشته تقویت شدهاند، اما توان موشکی و پهپادی انصارالله نیز افزایش یافته و هزینههای جنگ با ایران نیز فشار بیشتری بر برنامههای اقتصادی ریاض وارد کرده است.


نظر شما