تروریسم وهابی، فرصتی است که تشیع را جهان گیر کنیم

twitter sharefacebook share۱۳۹۵ مرداد ۲۶ - 2016-08-16

تروریسم، بلایی خانمان سوز که به جان انسانیت افتاده و کشورهای زیادی را به خود مشغول ساخته است. انگشت اتهام، دشمن دیرینه شیعیان را نشانه رفته و فرصتی برای نشر افکار تشیع فراهم اورده.

جهان امروزه شاهد جنگی گسترده است. کشورهای بسیاری به بهانه مبارزه با تروریسم و در حقیقت برای تحقق اهداف سیاسی، ایدئولوژیکی و اقتصادی خود، به پیشرفته ترین سلاح ها و فناوری های روز مجهز شده، در این میدان پر آشوب به پیش می تازند.

تروریسم سالهاست که بلای جان شیعیان عراق است. از بغداد و دیالی گرفته تا کربلا و بابل مردم هدف حمله و کشتار گروههای تکفیری اند و حجم خشونت ها به حدی است که برای رسانه ها به امری روزمره و بدون هیچ ارزش خبری بدل گشته است. اما آنچه توجه ها را به سوی این گروه سازمان یافته تکفیری معطوف نمود و عزم کشورهای قدرتمند را برای مبارزه با این جنایات بیرحمانه جزم ساخت، نه کشتار مردم در خاورمیانه که هدف قرار گرفتن مردم پاریس، بروکسل و سان فرناندو، آن هم در مقیاسی بسیار کوچک تر و با تلفاتی به مراتب کمتر بود.

پیش از آنکه خشونت راه خود را به سوی کشورهای غربی بگشاید، رسانه های بزرگ می کوشیدند کشتار شیعیان توسط تکفیری ها را جنگی فرقه ای قلمداد کرده، آن را بی ارتباط با جهان غرب معرفی نمایند. این در حالی بود که رهبران شیعه بارها به کشورهای حامی تروریسم و آنانکه چشمان خود را به روی این خشونت لجام گسیخته بسته بودند، هشدار می دادند که هیچ ملتی از خطر افراط گرایی در امان نیست و هر آن این احتمال وجود دارد که نوک پیکان برگشته و آنان نیز هدف حمله قرار گیرند. اما سران غرب، سرمست از پولهای پیش کشی عربستان، تمام این هشدارها را نادیده انگاشتند و رویه ای را که در پیش گرفته بودند، همچنان ادامه دادند، تا اینکه انفجارهای پاریس چشمانشان را به روی حقیقت گشود و نشان داد که تروریسم دوست و دشمن نمی شناسد و تندروان سلفی مورد حمایت عربستان تا چه اندازه می توانند خطرناک و غیر قابل پیش بینی باشند. بدین ترتیب هدف قرار گرفتن شهروندان اروپا مقامات این کشورها را برای مبارزه جدی با تروریسم مصمم ساخت و تندروان سلفی را به دشمن مشترک شیعیان و اروپاییان بدل نمود.

اما این تنها پیامد انفجارهای پاریس نبود. این رویداد گرچه جان عده ای از مردم بیگناه را گرفت ولی فواید بسیاری را متوجه جهان تشیع ساخت. پروژه اسلام هراسی غربیان را با شکست مواجه کرد و آنان را مجبور به جداسازی مسلمانان میانه رو از تندرو نمود؛ در این میان شیعیان با توجه به همزیستی مسالمت آمیزی که از خود به نمایش گذاشتند، در صدر لیست مسلمانان میانه رو قرار گرفتند. همچنین آن دسته از اهل سنتِ ناراضی از اقدامات سلفیان نیز با مشاهده روح تسامح و عدالت جوی شیعه -که جلوه بارز آن در رفتار شیعیان عراق در پرهیز از جنگ فرقه ای و مقابله به مثل با جنایاتی که بر آنان روا شد به منصه ظهور رسید- بیش از پیش به این مذهب گرایش یافتند.

روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال در گزارشی به قلم یاورسلاو تروفیموف به این مهم اشاره نموده بیان می کند: اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان نیجریه و بسیاری دیگر از کشورهای آفریقایی، سنی مذهب و صوفیِ باطنی اند که اقدامات وحشیانه بوکوحرام سبب بیزاری آنان گشته و آنها را به تغییر دین خود به شیعه سوق داده است. موجی که به گزارش سایت ارم نیوز می توان شروع آن را از قرن 19 و جنوب عراق دانست.

این گزارش می افزاید: آمار دقیقی از تعداد افرادی که تغییر مذهب داده اند در دست نیست اما 12 درصد از 90 میلیون جمعیت مسلمان نیجریه خود را شیعه می دانند، درحالیکه این آمار در سال 1980 مساوی با صفر بوده است. نتایج تحقیقات مؤسسه پیو نیز نشان می دهد که 21 درصد از مسلمانان چاد، 20 درصد از مسلمانان تانزانیا و 8 درصد از مسلمانان غنا خود را شیعه مذهب معرفی می کنند.

تکفیر شیعیان توسط عالمان سنی و در کنار آن مشاهده انهدام آثار باستانی در موصل و تدمر و کشتار بیرحمانه پیروان سایر ادیان به دست کسانیکه خود را مسلمان می نامند، آندسته از اهل سنت را که وجدانی پاک و بیدار داشته، از اینگونه اقدامات بیزاری می جویند با سؤالات بسیاری روبرو کرده و آنان را نسبت به پاره ای از اصول اعتقادی خود دچار تردید ساخته است. همین امر فرصتی را در اختیار شیعیان قرار می دهد تا افراد بیشتری را جذب آیین خود نموده، روز به روز بر شمار جمعیت شان بیفزایند.

گرچه جهان غرب پس از حوادث تروریستی فرانسه و بلژیک در مبارزه با گروههای تکفیری جدی به نظر می رسد، اما همچنان با یک مانع بزرگ روبروست: عربستان سعودی. این کشور سالهاست که به عنوان متحد استراتژیک کشورهای غربی به شمار می رود و آنان از رابطه با عربستان به سودهای کلان اقتصادی دست یافته اند، بنابراین هرگونه اقدامی که خشم عربستان و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس را برانگیزد ضربه سنگینی به منافع دول غرب وارد خواهد کرد. اما این مسأله باعث نشده که آنها از اعمال فشار بر عربستان و متحدان منطقه ای اش برای مبارزه با اندیشه های وهابی و تروریسم تکفیری دست بردارند، تا آنجا که همین فشارها در کنار ترس از دست دادن حمایت های کشورهای غربی، عربستان را وادار به انجام عملیات نظامی مشترک با سایر کشورهای عضو ائتلاف عربی، علیه القاعده یمن کرد و ملک سلمان با ارائه آمار و ارقامی هرچند غیر واقعی از هلاکت 800 تن از عناصر القاعده در روز اول عملیات خبر داد و این حملات را گامی در جهت همکاری های بین المللی برای مبارزه با سازمان های تروریستی در یمن دانست.

عادل الجبیر وزیر امور خارجه عربستان نیزدر مصاحبه با روزنامه فرانسوی فیگارو بزرگترین دشمن عربستان را داعش و القاعده خواند و با تروریست نامیدن آنان، از حوثی های یمن با این عنوان یاد کرد: حوثیها همسایه ما هستند و ما با آنان در کویت مذاکره میکنیم، تاکنون پیشرفت های خوبی حاصل شده، اما برخی موارد اختلافی همچنان پابرجاست.

به عقیده برخی از تحلیلگران، عربستان تحت فشار آمریکا پایگاههای داعش و القاعده را در یمن بمباران کرد و هم اکنون نیز با این تهدید روبروست که اگر از یافتن راه حلی مسالمت آمیز در خصوص بحران یمن عاجز بماند و همچون دیگر کشورهای غربی مبارزه با تروریسم را در رأس اولولیت های خود قرار ندهد، آمریکا هماهنگی های نظامی با فرماندهان عربستان را به حالت تعلیق درآورده، از دادن اطلاعات به آنان خودداری می کند. اما علی رغم همه این فشارها و تهدیدات، هنوز شاهد تغییراتی جدی در سیاست عربستان نیستیم و این اقدامات مقطعی، تنها جدایی آل سعود را از هم پیمانان غربی اش به تأخیر انداخته است.

اینجاست که شیعیان می توانند ابتکار عمل را در دست گیرند و به نمایندگی از اسلام میانه رو، به کشورهای غربی ثابت کنند که قدرت و قابلیت مبارزه با سازمان های تروریستی را دارند و این هدف مشترک در کنار روح مسالمت جوی شیعه و سایر ارزش های انسانی مورد احترام طرفین، می تواند همچون پلی دو ملت را با یکدیگر پیوند دهد.

تاکنون گام اول را در نمایش قدرت و عزم راسخ خود در مبارزه با گروههای افراطی با موفقیت برداشته اند و پیروزی های بزرگی که در عراق و سوریه از آن خود کردند، کشورهای غربی را از اظهارات جنگ طلبانه علیه گروههای منتسب به تشیع همچون دولت سوریه وادار به عقب نشینی کرد و تلاش برخی رسانه ها را در ارائه چهره ای جنایت کار از مبارزان شیعه ناکام گذاشت.

اما در گام دوم که شناساندن چهره حقیقی اسلام راستین، فرهنگ گذشت و مهربانی و روح تساهل و تسامح تشیع است، تاکنون شاهد اقدامات مؤثری نبوده ایم. حال آنکه پیشوایان این مذهب اولین قربانیان ترور و خشونت اند؛ امام اول شیعه با شمشیر نیاکان داعش در محراب مسجد شهید شد اما از عفو قاتل خویش با فرزندش سخن گفت، امام دوم مسموم و جسدش تیرباران شد و امام حسین علیه السلام و فرزندان و یارانش با خشونتی وصف ناپذیر به وسیله مسلمانانی منحرف به شهادت رسیدند. همچنین میراث این دین پر است از احادیث و سخنان گهرباری که به گذشت و پرهیز از خشونت فرا می خواند که از جمله آن حدیث مشهور حضرت علی علیه السلام است؛ آنجا که با دعوت مردم به همزیستی مسالمت آمیز و پرهیز از اختلاف افکنی می فرمایند: «مردم دو دسته اند: یا برادر دینی تو هستند و یا انسانند و در آفرینش با تو یکسان». شیعیان باید میراث تاریخی و اندوخته های فرهنگی خود را به دنیا عرضه کنند تا به عنوان بزرگترین قربانی تروریسم و با سابقه ترین مدافع حقوق انسان شناخته شوند.

این در حالی است که حقوق بشر و ارزش های انسانی نقش مهمی در جلب قلوب جهانیان ایفا می کند. پس شیعیان باید در کنار فریاد مظلومیت خود، در مقابل هرگونه ندایی که از تندروان بر می خیزد بایستند و بکوشند صداهایی که تاریخ را نبش قبر نموده و با مستمسک قرار دادن آنچه در گذشته رویداده است، یا توهین و ناسزا را به خودی روا دانسته یا کشورهای غربی را آماج حملات خود قرار می دهد خفه کنند.