آیا سکولاریسم تُرک به پایان رسیده است؟

twitter sharefacebook share۱۳۹۹ مرداد ۰۵ - 2020-07-26

اسلام سیاسی خط قرمزهایی ایجاد کرده است که هیچ یک از شخصیت های سیاسی جرأت عبور از آنها را ندارد

روز 24 ژوئیه، ایاصوفیه به روی نمازگزاران گشوده شد. درحالی که کشورهای مختلف جهان سعی داشتند اردوغان رئیس جمهور ترکیه را از تصمیم غیرمنتظره اش بازدارند، بسیاری از چهره های مخالف وی در داخل کشور، به او بابت این تصمیم تبریک گفتند.

شور و اشتیاق حزب اسلامی «سعادت» یا حزب «حرکت ملی» که شریک اردوغان در تشکیل دولت ائتلافی است، در تبدیل شدن ایاصوفیه از موزه به مسجد قابل درک است؛ اما واکنش سایر احزاب شگفت آور می باشد.

نظرسنجی های اخیر نشان می دهد که فقط 20% از هواداران حزب «خوب»، 21.8% از حزب چپ گرای «جمهوری خلق» (CHP) و 33% از حزب «دموکراتیک خلق کرد» (HDP) موافق تصمیم اردوغان بودند؛ با این وجود «محرم اینجه» نامزد حزب جمهوری خلق در انتخابات ریاست جمهوری 2018 گفته بود که اگر برای شرکت در اولین نماز جمعه در ایاصوفیه دعوت شود، شرکت خواهد کرد.

«تیمور کوران» استاد علوم اقتصاد و سیاست دانشگاه دوک به المانیتور می گوید: «همراهی گروههای مخالف با تصمیم اردوغان به خاطر تأیید این تصمیم نیست؛ بلکه این گروهها می ترسند که انگ ضد اسلام بخورند». برخی از روشنفکرانی که از این تصمیم انتقاد کردند، در رسانه های هوادار دولت با برخورد شدیدی مواجه شدند. یکی از جالب ترین اظهار نظرها از طرف «اورهان پاموک» برنده نوبل ادبیات مطرح شد. وی گفت: «میلیون ها سکولار ترک همچون من هستند که علیه این تصمیم فریاد می زنند؛ اما صدای اعتراضشان شنیده نمی شود».

اسلام سیاسی خط قرمزهایی ایجاد کرده است که هیچ یک از شخصیت های سیاسی جرأت عبور از آنها را ندارد. ترس از جریحه دار کردن احساسات مسلمانان، دست و پای گروههای مخالف دولت را بسته و آنان را مجبور کرده است که در بسیاری از موضوعات، تسلیم خواسته ها و اقدامات اردوغان شوند. اردوغان هم با خوشحالی از این شرایط استفاده کرده و قدرت را بیش از پیش، در قبضه خود درآورده است.

این ترس پیامدهای سیاسی مهمی در دو دهه گذشته در پی داشته است؛ برای مثال دولت ترکیه به این بهانه که طب سنتی توسط پیامبر اسلام مورد سفارش قرار گرفته است، بر خلاف توصیه مراکز پزشکی و درمانی، مبالغ نامعلومی را در بخش طب سنتی سرمایه گذاری کرد و گروهای مخالف نیز در مقابل این اقدام سکوت نمودند. نمونه دیگر، حقوق زنان است که نخستین و بدترین قربانی اسلام سیاسی می باشد. در سالهای اخیر، زن کُشی افزایش پیدا کرده و حضور زنان در عرصه های کار و تحصیل و پارلمان کمتر شده است. نظرسنجی اخیر نشان می دهد شمار کسانی که از اجرای قانون شریعت حمایت می کنند، افزایش یافته است؛ این تعداد در سال 2009 حدود 14 تا 19% بود، اما در سال 2019 به 27 الی 32% رسید. بودجه «دیانت» نهاد رسمی مذهبی ترکیه، روز به روز بیشتر می شود و پرسنل شاغل در آن، مبلّغ اسلام سیاسی در جهان شده اند. گروههای مذهبی در نهادهای دولتی به چنان قدرتی دست یافته اند که به عقیده برخی از تحلیلگران، حتی می توانند دولت موازی تشکیل دهند. نتیجه این قدرت گیری را در کودتای نافرجام سال 2016 دیدیم؛ اما جنبش فتح الله گولن تنها یکی از این گروههای مذهبی است.

«لونت کوکر» استاد حقوق به المانیتور می گوید: «حزب عدالت و توسعه از دین به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف سیاسی خود استفاده می کند؛ این امر نهاد دیانت را به ابزاری برای تحقق هژمونی سیاسی حزب بدل کرده است. البته استفاده آک پارتی از دین، به معنای تلاش حزب برای تبدیل جمهوریت ترکیه به حکومتی اسلامی نیست؛ بلکه آنچه درحال وقوع است، ظهور حکومتی استبدادی با ارجاع به دین در بستر تاریخی-سیاسی می باشد. این سوال باقی می ماند که آیا این شکل از اقتدارگرایی و استبداد، قابل برگشت است یا باید شاهد ترکیه ای بر پایه شریعت باشیم؟ پیشینه تاریخی کشور می گوید که گزینه دوم غیرمحتمل است؛ بازگشت از اقتدارگرایی هم گرچه امکانپذیر می باشد اما در شرایط فعلی که شاهد حکومت اقتدارگرایان پوپولیست و ملی گرا در جهان هستیم، این امر دشوار خواهد بود».

«بیرول باشکان» از محققان مؤسسه خاورمیانه به المانیتور می گوید: «گرچه در حال حاضر اسلام سیاسی در قانونگذاری دخالتی ندارد؛ اما در رسیدن به اهداف اصلی خود موفق بوده است. برای مثال بحث هایی که سالهاست حول موضوعاتی همچون «اسلام و دموکراسی»، «اقتصاد اسلامی»، «اسلام و زنان» و.. در کشور جریان دارد، بر اساس این فرضیه صورت گرفته است که اسلام به همه عرصه های زندگی مربوط است و در هر موضوعی چیزی برای عرضه دارد». باشکان در ادامه، گروههای مخالف را متهم کرد که با سکوت و محافظه کاری خود به ایجاد وضع موجود دامن زده اند.

«آیکان اردمیر» مدیر ارشد برنامه ترکیه در بنیاد دفاع از دموکراسی ها و عضو سابق پارلمان ترکیه نیز به المانیتور می گوید: «هژمونی جهان نگر سُنی، ناخودآگاه در اکثر چهره های سکولار ترکیه درونی شده است؛ لذا نمی توان آینده ای را بدون کنترل مستقیم دولت ترکیه روی امور دینی متصور شد». اردمیر می افزاید: یکی از پیامدهای مهم درونی شدن این هژمونی و کج فهمی سکولاریسم «بی تفاوتی مخالفان نسبت به تبعیض و آزار و اذیت اقلیت های دینی ترکیه است؛ اکنون در شرایطی که اردوغان بر طبل فرقه گرایی می کوبد، حتی نسخه ای محافظه کارانه از سکولاریسم، در ترکیه مورد استقبال قرار نمی گیرد»

*منبع: المانیتور

مترجم: فاطمه رادمهر