چه دلایلی پشت حضور برون مرزی نیروی نظامی ترکیه نهفته است؟

twitter sharefacebook share۱۳۹۹ آذر ۱۱ - 2020-12-01

استفاده رو به فزونی ترکیه از نیروی نظامی اش، دو دلیل دارد: مستحکم تر کردن جایگاه سیاسی اردوغان و کسب موقعیت و جایگاهی ممتاز در منطقه

توافق آتش بسی که به شش هفته جنگ در قره باغ پایان داد، در ترکیه با عنوان «موفقیت مقدس برای برادران آذربایجانی» مورد استقبال قرار گرفت. اما شادی آنکارا به خاطر دستاوردهای متحدش در میدان جنگ نبود، بلکه نتایج حاصل از این جنگ، موفقیت دیگری را برای اردوغان رقم زد. اردوغان توانست در ادامه نقش آفرینی خود در لیبی و سوریه، این بار در جنوب قفقاز با استفاده از نیروی نظامی، بازی را به نفع متحدش تغییر دهد.

به گفته تحلیلگران، ترکیه از خلأیی که با عدم حضور و نقش آفرینی آمریکا و سایر بازیگران اروپایی ایجاد شده، استفاده می کند تا جاه طلبی های اردوغان و سلطه طلبی او را در منطقه تحقق بخشد و محبوبیت وی را در داخل افزایش دهد. دستاوردهای اردوغان آخرین نمونه از تأثیرگذاری دیپلماسی ناوچه توپدار[1] است.

نکته مهم دیگر این است که جاه طلبی های ترکیه، این کشور را روز به روز بیشتر وارد گود رقابت با روسیه می کند. به گفته «آصلی آیدینتاش» متخصص امور ترکیه در شورای روابط خارجی اروپا «واضح است که ترکیه برای تبدیل شدن به قدرت اول منطقه خیز برداشته و می داند که برای رسیدن به این منظور، نیاز دارد در مناطق جنگی به عنوان بازیگری فعال حضور پیدا کند. اردوغان فکر می کند که ما وارد عصر جدیدی از رقابت قدرت های بزرگ شده ایم و می خواهد مطمئن شود که ترکیه به عنوان قدرتی بزرگ، در این رقابت حضور یافته و سربلند بیرون آید. اقدامات ترکیه از دید سایر کشورها ماجراجویی است درحالیکه در داخل کشور، مایه غرور و افتخار می باشد و گامی است برای ایجاد امپراتوری ترکیه در عصر جدید.»

نفوذ گسترده ترکیه

اکثر تحلیلگران بر این عقیده هستند که نیروهای آذری نمی توانستند بدون حمایت تسلیحاتی ترکیه، بر ارمنستان فائق شده و خاک خود را پس بگیرند. فروش سلاح از انکارا به آذربایجان طی امسال شش برابر شد، بطوری که تنها در ماه سپتامبر به 77 میلیون دلار رسید. به این ترتیب آذربایجان به بزرگترین مشتری سلاح های ترکیه بدل شد. طبق گزارش ها ترکیه همچنین جنگجویان مزدوری را که خود آموزش داده بود، از سوریه روانه آذربایجان کرد.

نبرد ارمنستان-آذربایجان تنها عرصه نبرد در منطقه نبود که ترکیه در آن اِعمال نفوذ کرد:

- مداخله به موقع نظامی ترکیه در لیبی در بهار گذشته در حمایت از دولت طرابلس که توسط سازمان ملل به رسمیت شناخته شده است و جلوگیری از پیشروی بیشتر خلیفه حفتر که مورد حمایت روسیه و فرانسه و عربستان می باشد، به اعتبار این کشور افزود.

- از سال 2016 ترکیه روز به روز نقش نظامی مؤثرتری در سوریه و عراق برای جلوگیری از قدرتگیری شبه نظامیان کُرد ایفا کرده و برای این منظور حتی بهار گذشته مستقیما با نیروهای ویژه آمریکا و نیروهای روسیه در شمال غربی سوریه بر سر محاصره ادلب رو دررو شد.

- ترکیه بر سر ذخایر تازه یافت شده انرژی در شرق مدیترانه، با یونان و قبرس نیز وارد منازعه شده است

- این کشور روابط کجدار و مریزی نیز با اروپا دارد که بخشی از آن ناشی از ادعای اردوغان بر سر رهبری جهان تسنن است. رئیس جمهور ترکیه اکتبر گذشته تلاش های دولت فرانسه برای ایجاد محدودیت عمل بیشتر در برابر مسلمانان را مورد نکوهش قرار داد و گفت که مکرون به درمان ذهنی نیاز دارد.

چنین فعالیت هایِ ملی گرایانه و اسلام گرایانه ای، در داخل به نفع اردوغان تمام می شود به ویژه که چالش های اقتصادی ترکیه به محبوبیت او آسیب زده است. به گفته «سینان اولگان» دیپلمات سابق ترک و رئیس مرکز مطالعات اقتصاد و سیاست خارجی استانبول «با توجه به مشکلات اقتصادی ترکیه، تکیه اردوغان بر سیاست های ملی گرایانه و اسلام گرایانه اش برای سرپوش گذاشتن بر کاستی های داخلی، نمی تواند زیاد ادامه پیدا کند، به ویژه که اقتصاد ما به غرب وابسته است».

وی افزود که آنچه به نفوذ و موفقیت ترکیه در عرصه خارجی کمک کرده، دو تغییری است که همزمان در نظم جهانی ایجاد شده است: نخست آنکه آمریکا به این بخش از جهان بی علاقه تر شده است و دیگری سیاست خارجی اتحادیه اروپا است که فاقد اثرگذاری و پویایی لازم می باشد. این دو عامل، عرصه را برای بازیگرانی که قدرت کمتری دارند همچون ترکیه باز کرده است تا با قدرت بیشتری در منطقه وارد عمل شوند. البته در داخل هم، حزب حاکمِ عدالت و توسعه حامی شعار ترکیه ای قوی در خارج است و دوست دارد با استفاده از قدرت سخت افزاری این شعار را تحقق بخشد.»

توجه روسیه به دست اندازی های ترکیه در حیاط خلوت این کشور

تحرک ترکیه توجه سایر قدرت های مداخله گر و در رأس آن روسیه را به خود جلب کرده است. روسیه، ترکیه را در جبهه مقابل خود در سوریه و لیبی می بیند؛ حمایت ترکیه از آذربایجان را نیز که سابق بر این جزء اتحاد جماهیر شوروی بود، دست اندازی به حیاط خلوت خود می داند. برای مثال روزنامه روسی Moskovsky Komsomolets نوشت که «ترکیه نفوذ و پیشرفت غیرمنتظره ای در مناطقی داشته که مسکو همیشه منحصر به خود می دانست». به گفته «روسلان پوخوف» مدیر اتاق فکر دفاعی روسیه: «نتیجه جنگ قره باغ برای روسیه فاجعه بار بود. واقعیت تلخ این است که تأثیر مسکو در منطقه قفقاز به شدت کاهش یافته و در مقابل، اعتبار ترکیه با این پیروزی به شدت افزایش پیدا کرده است.»

همکاری روسیه و ترکیه در توافق صلح اخیر و نحوه ای که روسیه با ترکیه به عنوان بازیگری مؤثر در منطقه رفتار می کند، نشان می دهد که چگونه حضور و نقش آفرینی ترکیه در منطقه، از بهار عربی در سال 2011 تاکنون تغییر کرده است. در آن زمان اردوغان تور پیروزی راه انداخت و به تونس، قاهره و طربلس رفت تا این باور که ترکیه «الگوی موفقی از کشور اسلامیِ مدرن برای دوران پسا دیکتاتوری» است را در این کشورها گسترش دهد. اما با گازهای اشک آوری که به سمت معترضان در پارک گزی استانبول در سال 2013 پرتاب شد، چهره این کشور به عنوان کشوری مدرن اسلامی خدشه دار شد و با افزایش استبداد و اقتدارگرایی اردوغان، این اعتبار بیش از پیش از بین رفت.

به گفته خانم آیدینتاش «یک دهه قبل ترکیه با استفاده از ابزارهای قدرت نرم، خود را به عنوان الگو به سایر کشورهای منطقه نشان داد؛ اما امروزه این کشور رو به استفاده از قدرت سخت آورده و به بازیگری مؤثر در منطقه بدل شده است.»

ترکیه چگونه از نفوذ خود بهره می برد؟

ترکیه از نخستین باری که مرز شمال سوریه را در سال 2016 درنوردید، روند مداخله گری خود در سایر کشورها را توسعه داده است، ولی روشن نیست که چگونه از افزایش حضور نظامی و نفوذش در جاهایی همچون لیبی استفاده خواهد کرد و نفع خواهد برد. به گفته خانم آیدینتاش «متأسفانه ما به همه ابعاد و جنبه های این حضور فکر نکرده ایم. برای مثال کشورهای غربی از استفاده از قدرت سخت در خاورمیانه می ترسند زیرا بازده حضورنظامی اندک است و هزینه اش سنگین. اما ترکیه علاقه زیادی به افزایش حضور نظامی خود دارد، زیرا این حضور به بهبود موقعیت رئیس جمهور و تصویری که ترکیه از خودش ساخته، کمک می کند.» 

به گفته آقای اولگن «این واقعیت که بسیاری از تُرک ها تمایل به مداخله کشورشان در نزاع های برون مرزی دارند، دلیل اصلی مداخله گری و حضور خارجی ترکیه است. از آن سو با توجه به اینکه محبوبیت اردوغان بدلیل نابسامانی اقتصادی کشور در معرض آسیب قرار گرفته، سیاست خارجی و فعالیت های برون مرزی ترکیه به کاستن از این فشار کمک کرده است. ولی در بین سیاستمداران این نقص وجود دارد که در تحلیل رویکرد سیاست خارجی ترکیه تنها به تأثیر مقطعی این سیاست ها و نقشی که در تحکیم قدرت حزب حاکم داشته می پردازند و به نتیجه نهایی این سیاست ها و پیامدهایی که می تواند برای کل کشور و منطقه داشته باشد توجهی نمی کنند.»

*منبع: کریستین ساینس مانیتور

مترجم: فاطمه رادمهر


[1] ديپلماسى ناوچه‌هاى توپدار اصطلا‌حاً رسيدن به هدف با استفاده از قدرت نظامى يا تهديد به استفاده از زور است