twitter share facebook share ۱۳۹۹ اسفند ۲۲ 612

کمپین فشار حداکثری آمریکا، ناخواسته باعث تغییر استراتژی تهران شده است

هشتم فوریه وزیر اطلاعات ایران محمود علوی در مصاحبه ای، از تمایل کشورش به سلاح هسته ای سخن گفت: «رهبر صریحا فتوا داد که سلاح هسته‌ای حرام و خلاف شرع است و جمهوری اسلامی سراغ آن نمی رود؛ اما اگر گربه را در گوشه‌ای گیر بیندازند، ممکن است رفتارش با وقتی که آزاد است متفاوت باشد. اگر (کشورهای غربی) ایران را به آن سمت سوق دهند دیگر تقصیر ایران نیست»

این تهدید بی سابقه، توجه گسترده رسانه ها را برانگیخت. منتقدان داخلی به ویژه تندروها، وزیر اطلاعات حسن روحانی را بدلیل ضربه زدن به منافع ایران و تضعیف فتوای رهبر علیه سلاح های کشتار جمعی، مورد حمله قرار دادند. تحلیلگران امور خاورمیانه، بر بی اعتبار بودن فتوای رهبر به عنوان عاملی بازدارنده در مسیر دستیابی ایران به سلاح اتمی تأکید کردند و برخی دیگر، اظهارات علوی را تاکتیکی برای اعمال فشار بر بایدن، جهت الحاق مجدد به برجام و رفع تحریم ها تلقی نمودند.

اما همه این تحلیل گران در درک مفهوم واقعی سخن علوی دچار مشکل شده اند. آنچه مهم است و تحلیل گران باید بدان توجه کنند، آن است که این اظهارات، بازتاب دهنده تغییر تفکر ایرانیان در مورد بمب است. به نظر می رسد که گستره وسیعی از جامعه ایران از جمله مردم عادی و سیاست گذاران، به سلاح نه تنها به عنوان عامل بازدارنده که به عنوان علاجی برای مشکلات امنیتی ایران و چالش هایی که قدرت های خارجی علیه اقتدار و حاکمیت کشور ایجاد می کنند می نگرند.

پیش از اظهارات علوی، در ایران سلسله اقداماتی انجام شد که اسباب شرمساری ارگان های امنیتی و ضد جاسوسی را فراهم کرد. در سالهای اخیر ایران قاسم سلیمانی معمار استراتژی منطقه ای خود را از دست داد و برخی از مهمترین تجهیزات نظامی و زیربنایی اش از جمله نطنز و خجیر هدف حمله و عملیات خرابکارانه قرار گرفت. اوج این ضربات تحقیرآمیز، نوامبر گذشته رقم خورد و استراتژیست هسته ای ایران محسن فخری زاده، در نزدیکی تهران ترور شد.

کمی پس از آنکه آمریکا سلیمانی را در ژانویه 2020 ترور کرد، سایت تابناک مقاله ای منتشر کرد و در آن از خوانندگانش در مورد بازدارندگی سلاح های هسته ای و راههای تحقق پیشبرد منافع و تقویت امنیت ملی پرسید. در مقاله، نوشته شده بود «برخی از تحلیلگران بر این باور هستند که داشتن یک عامل بازدارنده هسته ای، مانع از جاه طلبی های منطقه ای اسرائیل می شود و برخی دیگر معتقدند که این عامل می تواند مانع از این شود که قدرت های بزرگ، جنگ جدیدی در منطقه راه انداخته و تنش ایجاد کنند».

مقاله مشابهی نیز در سایت الف یکی دیگر از سایت های محافظه کار منتشر شده بود و ادعا می کرد که «سیاست های مخرب» واشنگتن علیه ایران و «انفعال اروپایی ها»، تهران را به سمت اتخاذ «تصمیم بزرگ» سوق داده است. در تحلیل دیگری که در اسپوتنیک منتشر شد، این سؤال مطرح شده بود که «چرا ایران باید به مقررات بین المللی متعهد شود و از ساخت سلاح هسته ای دوری گزیند، درحالیکه دشمنانش همگی مجهز به این سلاح ها هستند و شبانه روز ایران را تهدید به نابودی می کنند؟»

این سؤالات و نگرانی ها از زمانی که نخستین دانشمند هسته ای در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد (2005-2013) مورد حمله تروریستی قرار گرفت، در جامعه و بین مردم مطرح شد. اما پس از ترور فخری زاده توسط اسرائیل بود که مردم به شکل گسترده بابت آسیب پذیری ایران ابراز تأسف نمودند و حمایت شان را از سلاح های هسته ای نشان دادند.

فریدون عباسی رئیس کمیسیون انرژی مجلس، ماه دسامبر در مصاحبه ای گفت «پاسخ ما به این ترور باید پاسخی علمی باشد» و پیشنهاد داد که سیاست گذاران تمایل بیشتری به افزایش ظرفیت و توان هسته ای کشور از خود نشان دهند «گام هایی به سمت افزایش دانش علمی و فنی خود بر خواهیم داشت». قابل ذکر است که عباسی سال 2010 زمانی که رئیس سازمان انرژی اتمی بود از یک سوء قصد جان سالم به در برد.

ماه دسامبر تحلیل دیگری در سایت راهبرد معاصر منتشر شد که اصرار داشت تهران از پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای خارج شود تا بتواند در برابر دشمنانش «بازدارندگی پایدار» ایجاد کند. این مقاله تولید «سلاح های بازدارنده» را «تنها راه» تضمین امنیت ملی ایران می دانست. برخی از ناظران سیاسی نیز تا بدانجا پیش رفته اند که از ساخت بمب هسته ای به عنوان پیش شرط توسعه اقتصادی ایران دفاع می کنند و معتقدند که بازدارندگی هسته ای «تنها گزینه ای» است که می تواند «معضل امنیتی» ایران را یکبار برای همیشه حل کند. بنابراین تهدید «گربه گیر افتاده» وزیر اطلاعات، در واقع بیان صریح تر این تمایلات بود.

با تمام این تفاصیل، این سؤال همچنان حل نشده باقی می ماند که چرا ایران هنوز هسته ای نشده است؟ پاسخ این سؤال در ویژگی های روان شناختی رهبر ایران یا فتوای تحریمش نیست.

بیشتر تحلیلگرانِ سیاست خارجی، تصمیم رهبر ایران در سال 2013 برای شروع مذاکرات هسته ای چند جانبه را ناشی از فشار مؤثر بین المللی بر حکومت، موافقت دولت اوباما با خواست غنی سازی اورانیوم ایران یا ترکیبی از این دو می دانند. گرچه این دو امر مهم هستند اما این تحلیلگران تأثیر عوامل و محرک های قدرتمند داخلیِ اجتماعی را بر تغییر سیاست هسته ای ایران در آن مقطع تاریخی نادیده می گیرند. در آن زمان افکار عمومی که حامی و همراه دیپلماسی هسته ای بود، با انتخاب روحانی به ریاست جمهوری، خواست و تمایل خود را به قوه حاکمه نشان داد و آن را مجبور کرد به دیپلماسی فرصت بدهد.

این تصور که رهبر ایران خواهان مذاکره بود و به همین منظور در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد در عمان مخفیانه با دولت اوباما مذاکره می کرد درست نیست، چنانکه بعد از برجام، برخورد تاکتیکی وی را با توافق هسته ای و مخالفتش را با پیشنهادهای دولت روحانی در مورد برجام داخلی و منطقه ای دیدیم. در واقع آنچه آقای خامنه ای می خواست، راه حلی موقتی برای حل بحران های ایران بود.

حالا حدود هشت سال گذشته و تحت تأثیر کمپین فشار حداکثری آمریکا، همان نیروی جمعی که ایران را مجبور به سازش با غرب در برنامه هسته ای کرد، حالت معکوس یافته است. نظرسنجی ای که به طور مشترک توسط مرکز مطالعات بین الملل و امنیت دانشگاه مریلند و مرکز نظرسنجی ایران مستقر در کانادا انجام شده، نشان می دهد دیدگاه و احساسات ضد سازش با غرب در طول سال گذشته در ایران تقویت شده است؛ حمایت عمومی از برجام از 76% در آگوست 2015 به 51% در فوریه 2021 کاهش یافته است. 73% از شرکت کنندگان در نظرسنجی، بر اقدام سال گذشته مجلس ایران در کاهش تعهدات برجامی مهر تأیید زدند؛ 69% گفتند که ایران نباید با آمریکا وارد مذاکره شود مگر اینکه آن کشور به برجام برگردد و به تمام تعهداتش جامه عمل بپوشاند. بیش از 88% هم گفتند پس از آنکه آمریکا به برجام برگشت و تعهداتش را کامل انجام داد، ایران هم می تواند به تعهدات برجامی خود عمل کند.

تغییر افکار عمومی ایران در مورد برنامه هسته ای کشور بی سابقه است و نشان می دهد که چرا اظهاراتی همچون گربه گیرافتاده علوی، از اهمیت استراتژیک بسیاری برخوردار می باشد. با افزایش حس خشم و بی عدالتی در قبال مسائل هسته ای و در شرایطی که عربستان و اسرائیل فعالیت های هسته ای خود را توسعه می دهند، نگرشی که از ساخت بمب حمایت می کند بیشتر شده و مشروعیت افزون تری پیدا کرده است.

این تغییر شگرف در نظر ایرانیان نسبت به سلاح هسته ای، نتیجه مستقیم کمپین فشار حداکثری آمریکا است که از ایجاد اختناق اقتصادی تا عملیات خرابکاری و ترورهای هدفمند را شامل می شود. کوتاه سخن اینکه: تصمیم واشنگتن به خروج از برجام، در جهت رفع یکی از مهمترین موانع سیاسی ایران برای دستیابی به بمب عمل کرد.

 *منبع: فارین پالیسی

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما