twitter share facebook share ۱۴۰۰ آذر ۰۱ 284

غالبا از نقش و نفوذ حزب الله در داخل لبنان به عنوان «دولت در دولت» تعبیر می شود؛ اما در شرایط کنونی، با توجه به ناکامی دولت لبنان در ارائه خدمات اولیه به مردمِ ناامیدی که گرفتار بدترین بحران اقتصادی در قرن اخیر شده اند، دقیق تر این است که حزب الله را «دولت در غیر دولت» بنامیم.

در گذشته حزب الله نقش چندانی در دولت نداشت؛ لذا می توانست بین خود و دایره دولتمردان و حاکمانِ کشور تفاوت گذاشته و از نام و اعتباری که به عنوان نیروی مقاومت در برابر اسرائیل در بین مردم کسب کرده بود، استفاده کند. اما در سالهای اخیر حزب الله با طبقه فاسد حاکم بیش از پیش درآمیخته و مدافع وضع موجود شده است؛ غافل از آنکه بیزاری مردم از حلقه دولتمردان، دامن این گروه را نیز خواهد گرفت. تغییر نقش حزب الله، هم ضررهایی برای این گروه داشته و هم باعث تضعیف تلاش هایی شده است که به هدف تقویت و حضور پررنگ تر افراد مستقل و تکنوکرات در صحنه سیاست لبنان صورت می‌گیرد.

ایران سالها است که روی حزب الله سرمایه گذاری کرده و حزب الله هم به عنوان نیروی ایران در منطقه شام، در برابر اسرائیل عملکرد موفقی داشته است. مهمترین دستاورد این گروه، وادار کردن اسرائیل به عقب نشینی از جنوب لبنان در سال 2000 بود که اعتبار بسیاری برای حزب الله به همراه آورد؛ به گونه ای که در جریان جنگ ویرانگر سال 2006 بسیاری از مردم لبنان و جهان عرب پشت این گروه ایستادند. از آن زمان تاکنون به شکل غیررسمی بین اسرائیل و حزب الله آتش بس برقرار بوده و جنوب لبنان در آرامش به سر می برد.

سال 1992 حزب الله با فرستادن 8 نماینده به مجلس رسما وارد سیاست شد. بعد از ترور رفیق حریری از سال 2005 این گروه در دولت های متعدد حضور داشته است (معمولا دو تن از وزیران کابینه از حزب الله هستند). در پانزده سال اخیر گرچه حزب الله توسط آمریکا، بریتانیا، آلمان، اسرائیل و اتحادیه عرب یک سازمان تروریستی شناخته شده، اما نفوذ خود را بر صحنه سیاست لبنان تثبیت کرده است؛ البته اغلب کسانی که حزب الله متهم به ترور آنها است (از جمله رفیق حریری) شهروندان لبنان می باشند.

افزایش دخالت های حزب الله در امور داخلی لبنان در شرایطی است که کشور در آستانه فروپاشی قرار گرفته است و رهبران فرقه هایی که در پی توافق طائف حکومت را در دست دارند، به تقسیم غنائم و حضور خود در قدرت ادامه می دهند. حزب الله با چند تن از این رهبران از جمله میشل عون رئیس جمهور و نبیه بری رئیس مجلس ائتلاف کرده است. دولت حتی در ارائه ابتدایی ترین خدمات به مردم از جمله برق با مشکل روبرو است؛ ارزش لیر به شدت کاهش یافته و باعث فقر گسترده شده است. در چنین شرایطی بسیاری از لبنانی ها به ویژه مسیحیان در جستجوی زندگی بهتر کشور را ترک می کنند.

در مقابل دولت، حزب الله ارتش، مدارس و بیمارستان های خاص خود را دارد و سازمان های خیریه بسیاری تأسیس کرده است. در وزارتخانه های مختلف نفوذ دارد و با استفاده از پوشش دولت، اقدام به جمع آوری کمک های مالی از شیعیان در نقاط مختلف جهان می کند. به این ترتیب این گروه وضعیتی خودمختار دارد و می تواند بدون اینکه پاسخگو باشد به برخی از فعالیت های مخفیانه خود ادامه دهد؛ در عین حال در دولت حق وتو داشته باشد و بر خواسته های خود پافشاری کند.

این وضعیت، چهره حزب الله را به مدافع طبقه سیاسی فاسد کشور تغییر داده است و این بزرگترین خطر برای آینده سازمان است. واکنشی که حزب الله، اکتبر 2019 به مردمی داشت که نسبت به تقسیمات فرقه ای در دولت معترض بودند، محبوبیت این گروه را کاهش داد. موضع حزب الله پس از انفجار ویرانگر بندر بیروت در اوت 2020 نیز ضربه بیشتری به آن زد؛ لبنانی ها آگاه بودند که بندر و مرز سوریه در کنترل این سازمان است. حالا حزب الله با روند تحقیقات درباره انفجار مخالفت می کند و در برابر خواست مردم برای تحقق عدالت و پاسخگویی می ایستد و به اختلافات موجود در کشور دامن می زند.

در شرایطی که کشور در دست سیاستمدارانی فاسد و ناکارآمد است، این مردم هستند که بیش از همه هزینه می دهند. خشم عربستان و چند کشور دیگر شورای همکاری خلیج فارس که منجر به فراخواندن سفیران و شهروندانشان از لبنان، تعلیق صدور ویزا و ممنوعیت واردات از لبنان شد، بیشترین آسیب را به مردم وارد می کند و سبب تقویت حزب الله و متحدانش می شود. این تحولات آخرین فصل از رقابت و تسویه حساب بین عربستان و ایران در لبنان است. چند هفته قبل نماینده اتحادیه عرب به لبنان رفت تا راهی برای خروج از این بحران پیدا کند اما این راه حل که شامل برکناری جورج قرداحی از دولت بود، با مخالفت حزب الله مواجه شد.

این امید وجود دارد که در انتخابات پیش رو نامزدهای مستقلی به نمایندگی از جنبش اعتراضی اکتبر 2019 به مجلس راه یابند. اما حزب الله با توجه به نقشی که در تقویت و حمایت از جامعه شیعه دارد، همچنان از پایگاه قابل توجهی بین شیعیان برخوردار است. البته همانطور که در مورد شیعیان عراق شاهد بودیم، نارضایتی های فزاینده ای بابت اتکای بیش از حد این گروه به ایران وجود دارد.

در چنین شرایطی جامعه بین الملل باید حمایت خود را از نیروهای مسلح لبنان ادامه دهند؛ زیرا ارتش همچنان ستون فقرات این کشور است. همچنین باید از استقلال قوه قضائیه حمایت کرده و از جان قضات حفاظت کنند. این نکته اخیر با توجه به تهدیداتی که علیه قاضی بیطار، قاضی رسیدگی کننده به پرونده انفجار بندر بیروت وجود دارد، حائز اهمیت است. نیز باید در تدوین یک استراتژی مالی و بانکی به دولت نجیب میقاتی کمک کنند و با تقویت همکاری دولت لبنان با صندوق بین الملل پول و بانک جهانی، مانع از سقوط دولت شوند. با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس گفتگو کرده و از انان بخواهند به خاطر حزب الله کل مردم لبنان را مجازات نکنند. حمایت واشنگتن از مذاکرات دریایی اسرائیل و لبنان و تلاش برای واردات گاز مصر نوید بخش است؛ اما مهمترین اقدام، حمایت جامعه بین الملل از انتخاباتی آزاد و عادلانه و جلوگیری از به تعویق انداختن آن می باشد.

*منبع: اندیشکده بروکینگز

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما