twitter share facebook share ۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۴ 741

حملات متقابل ایران و اسرائیل قطعا سبب خواهد شد که ایران سیاست های خود را مورد بازبینی قرار دهد. این دور از تشدید تنش ها با حمله هوایی اسرائیل به سفارت ایران در دمشق آغاز شد؛ ایران 13 آوریل دست به حمله تلافی جویانه زد و اسرائیل 18 آوریل به حمله ایران به شکل محدود پاسخ داد

ایران و اسرائیل دیگر نمی توانند به دوران جنگ در سایه برگردند. هر دو طرف نشان داده اند که می توانند سایت های حساس طرف مقابل را با زرادخانه نظامی خود مورد هدف قرار دهند؛ ولی این نخستین بار از زمان تشکیل محور مقاومت در 20 سال گذشته است که تهران باید تصمیم بگیرد آیا می خواهد کل استراتژی امنیتی خود را حول درگیری با اسرائیل متمرکز کند یا خیر

جنگ نیابتی ایران این کشور را منزوی کرده و اسباب نگرانی همسایگان عرب ایران را فراهم ساخته است. معادله هزینه-فایده ای که مدل جنگ نیابتی ایران را توجیه می کرد، در هفته های اخیر به میزان زیادی تغییر کرده است. ارزیابی ایران از این مدل جنگ نیابتی این بود که اینگونه می تواند با رقیبان منطقه ای خود دور از مرزهای کشور و با هزینه مالی کمتری مبارزه کند. ولی ورود ایران و اسرائیل به مرحله درگیری مستقیم، نشان داد که ادامه این سیاست دیگر امکانپذیر نیست

ایران نخستین کشوری نیست که از نیروهای نیابتی برای پیشبرد برنامه های خود استفاده می کند. در طول قرن گذشته آمریکا، روسیه و چین همگی از نیروهای نیابتی برای دستیابی به اهداف خود استفاده کرده اند؛ ولی اگر هزینه استفاده از نیروی نیابتی بیش از منافعش باشد، تمام این کشورها دست از این سیاست می کشند. ضمن اینکه این کشورها برای سنجش هزینه استفاده از نیروهای نیابتی، به عواملی مانند منافع ژئوپلیتیک، هزینه های مالی و حمایت عمومی داخلی دقت می کنند

در مورد ایران ناآرامی های سیاسی ناشی از بهار عربی و خلأ امنیتی ایجاد شده در مناطقی مانند سوریه و یمن، فرصت مناسب را برای استفاده از نیروهای نیابتی فراهم ساخت؛ ولی اتفاقاتی که اخیرا در صحنه سیاست سوریه افتاده است باید برای ایران درس باشد تا در استراتژی خود بازبینی کند. طبق گزارش ها رئیس جمهور سوریه نه تنها با آمریکایی ها دیدار می کند -اقدامی که تهران از انجام ان خودداری می ورزد- بلکه از پیوستن به تهران در رویارویی با اسرائیل دوری گزیده است. گزارش ها حاکی از آن است که حتی این احتمال وجود دارد برخی از عناصر نظام سوریه، اطلاعاتی را به اسرائیلی ها می دهند تا اسرائیل بتواند بر اساس این اطلاعات، تجهیزات و نیروهای ایران را در سوریه هدف قرار دهد. اکنون که نظام سوریه از انقلاب مردمی جان سالم به در برده، شاید دیگر نیازی به ایران نداشته باشد. حتی اگر این گزارش ها را فاقد اعتبار بدانیم، می توانیم مطمئن باشیم که وفاداری اسد به ایران امری قطعی نیست

در همین حال گزارش های رسانه های اسرائیل نشان می دهد که نه تنها اورشلیم بلکه روسیه و امارات نیز به اسد فشار می آورند تا از دخالت و نقش آفرینی در تنش اسرائیل و ایران خودداری کند و مناطق مرزی سوریه با اسرائیل را از درگیری مسلحانه دور نگه دارد. همین گزارش ها به عنوان شاهد، به آرامش نسبی در بلندی های جولان اشاره می کنند

آنچه مسلم است این است که دولت اسد چند سال گذشته را صرف ایجاد روابط با کشورهای ثروتمند خلیج فارس مانند امارات کرده است، تا در صورت فراهم بودن شرایط سیاسی و تجاری، این کشورها در بازسازی سوریه سرمایه گذاری کنند. ایرانِ تحریم شده و فقیر، چیز زیادی برای ارائه به سوریه ندارد. همین امر تهران را نگران کرده است که نتواند در سوریه پس از جنگ نقشی داشته باشد و از فرصت های اقتصادیِ این کشور بهره مند شود

همه اینها نشان می دهد که ایران دلایل زیادی برای ارزیابی مجدد هزینه-فایده سیاست خود در منطقه و تغییر نظر در استراتژی جنگ نیابتی اش علیه اسرائیل دارد. ایران در طول این سالها هرگز خطر جنگ با اسرائیل را این چنین نزدیک حس نکرده، برخی از شریکانش در محور مقاومت برنامه های خود را دنبال می کنند و همراهی با ایران را مشروط کرده اند و افکار عمومی در ایران نیز با استراتژی جنگ نیابتی مخالف هستند

تنش های اخیر ایران و اسرائیل حداقل در کوتاه مدت، تلاش های دیپلماتیک برای احیای گفتگوهای هسته ای را افزایش می دهد. انگیزه این تلاش ها از آنجا ناشی می شود که واشنگتن و تهران در تنش های اخیر، موفق به برقراری ارتباط و مهار درگیری بین ایران و اسرائیل شدند. طرف آمریکایی موفق شد هر دو طرف اسرائیل و ایران را راضی به محدود کردن واکنش تلافی جویانه خود کند و از درگیری گسترده تر جلوگیری نماید. به نظر می رسد که مدیریت موفق بحران توسط آمریکا، ممکن است باعث شود تهران و واشنگتن در پی یافتن راهی برای شروع مذاکرات هسته ای برآیند. گفته می شود علی باقری معاون وزیر امور خارجه ایران از طریق میانجی هایی –به احتمال زیاد عمان و قطر- با آمریکایی ها گفتگو می کند و سعید ایروانی نماینده ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک نیز، در تلاش برای احیای مذاکرات هسته ای است

رسانه های ایران تا آنجا پیش رفته اند که می گویند مذاکرات رسمی هسته ای بین ایران و آمریکا می تواند تا پایان ماه می آغاز شود. تهران می تواند ادعا کند که شلیک موشک و پهپادهایش به اسرائیل، باعث شده است با دست پر و با این امید که بار تحریم ها را از اقتصاد ایران کاهش دهد، دوباره وارد مذاکره شود. واشنگتن نیز یک انگیزه اصلی دارد: منصرف کردن تهران از دستیابی به سلاح هسته ای. با توجه به اینکه بعد از حملات متقابل اخیر بین ایران و اسرائیل، تهران ممکن است در آینده ای نزدیک به بازدارندگی هسته ای متوسل شود، لزوم جلوگیری فوری از گسترش برنامه هسته ای ایران بیش از پیش احساس می شود.

گرچه احیای مذاکرات در سال انتخاباتی آمریکا دور از ذهن است؛ ولی برجام اکتبر 2025 منقضی می شود و پس از آن شورای امنیت وظیفه دارد قطعنامه 2231 را خاتمه داده و پرونده هسته ای ایران را ببندد. بنابراین مسئله زمان در احیای مذاکرات هسته ای مهم است و می توان امیدوار بود که دو طرف به سرعت وارد مذاکره شوند

در پایان اینکه: یکی از دلایل اصلی شکست برجام، تأثیر تنش های منطقه بر آن و فشاری بود که از سوی رقیبان منطقه ای ایران وارد می شد. در مورد مذاکرات جدید نباید همین اشتباه دوباره تکرار شود و باید همزمان با تلاش برای احیای برجام، کوشید تا تنش های منطقه را کاهش داد. تنش های منطقه ای –به ویژه تنش بین ایران و اسرائیل- امروزه نسبت به سال 2015 بسیار بالاتر است و جنگ غزه مادامی که ادامه دارد منطقه را ملتهب نگه می دارد. جنبه مثبت ماجرا این است که تمام قدرت های درگیر از جمله ایران، اسرائیل و آمریکا بی میلی شدیدی نسبت به تشدید درگیری دارند و تنش اخیر بین ایران و اسرائیل، این کشورها را متوجه لزوم بازبینی سیاست های خود در این برهه حساس ساخته است.

منبع: مؤسسه خاورمیانه

 مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما