twitter share facebook share ۱۴۰۵ اردیبهشت ۳۱ 40
جذب یمنی ها توسط روسیه برای جنگ با اوکراین، نقش پررنگ شبه نظامیان شیعه عراق در حمله به کشورهای خلیج فارس در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و تلاش امارات برای نفوذ در سوریه را در ادامه می خوانید

 قمار امارات در سوریه

امارات متحده عربی به‌تدریج در حال گسترش سرمایه‌گذاری های خود در سوریه است؛ اقدامی که بخشی از تلاش ابوظبی برای ایفای نقشی بزرگ‌تر در شکل‌دهی به آینده اقتصادی و جهت‌گیری منطقه‌ای این کشور محسوب می‌شود. فراتر از بازسازی، امارات اکنون سوریه پسااسد را به‌عنوان عرصه‌ای راهبردی می‌بیند که از طریق آن می‌تواند نفوذ خود را گسترش دهد، شبکه‌های تجاری فراتر از تنگه هرمز را تقویت کند و در نظم منطقه‌ایِ در حال ظهور ــ هم‌زمان با افول نفوذ ایران ــ جایگاه پررنگ‌تری به دست آورد. در این چارچوب، حضور امارات در سوریه به بخشی از رقابت ژئوپولیتیکی گسترده‌تر با قدرت‌های منطقه‌ای مانند عربستان سعودی و ترکیه بر سر آینده سیاسی و اقتصادی دمشق تبدیل شده است.

نقش امارات در سوریه را می‌توان از سال ۲۰۱۱ تاکنون، سیال‌ترین و انطباق‌پذیرترین سیاست در میان شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس دانست. در حالی که برخی کشورهای خلیج فارس ــ به‌ویژه قطر و کویت ــ همچنان بر انزوای دمشق در دوران بشار اسد پافشاری می‌کردند، کشورهایی مانند بحرین و عربستان پس از سال ۲۰۲۰ به‌تدریج به سمت تعامل محتاطانه با دمشق حرکت نمودند تا خطرات امنیتی را مدیریت کنند. عمان نیز عمدتاً سیاست سنتی بی‌طرفی و تعامل با حاکمان مستقر در دمشق را، صرف‌نظر از گرایش سیاسی آنان، حفظ کرد.

اما رویکرد امارات در واکنش به تحولات، بارها تغییر کرده است. در سال‌های ابتدایی قیام سوریه، دولت امارات در ابوظبی از مخالفان سوری حمایت می‌کرد و خواستار برکناری اسد بود. با گذشت زمان، امارات درباره جانشین احتمالی اسد از ترجیحات عربستان و قطر فاصله گرفت و به‌تدریج موضع خود را بازتنظیم کرد. بعدها، ابوظبی از مداخله روسیه به‌عنوان ضرورتی برای مقابله با تروریسم حمایت کرد، در حالی که ریاض هنوز مردد بود، ابوظبی روابط دیپلماتیک خود را با اسد احیا نمود و نهایتاً به یکی از اصلی‌ترین حامیان عرب بازگرداندن سوریه به نظم منطقه‌ای تبدیل شد. دیپلماسی امارات، چه به‌طور مستقیم و چه غیرمستقیم، در بازگشت سوریه به اتحادیه عرب نقش داشت.

پس از فروپاشی حکومت اسد، امارات بار دیگر خود را با واقعیت سیاسی جدید تطبیق داد. ابوظبی در ابتدا با احتیاط به رهبری جدید دمشق نزدیک شد. حاکم انتقالی سوریه ــ که سابقه جهادی داشت اما بعدها تلاش کرد چهره‌ای میانه‌رو، اصلاح‌طلب و متعهد به اداره یک دولت کثرت‌گرا ارائه دهد ــ در آغاز با تردید از سوی امارات نگریسته می‌شد. با این حال، امارات در نهایت تصمیم گرفت وزن اقتصادی و دیپلماتیک خود را پشت دولت جدید قرار دهد. از نگاه ابوظبی، نفوذ در دمشق فرصتی بیش از حد مهم بود که بتوان از آن صرف‌نظر کرد؛ به‌ویژه در دوره‌ای انتقالی که قدرت‌های منطقه‌ای از جمله عربستان، ترکیه و قطر برای شکل‌دهی به روند بازسازی و جهت‌گیری آینده سوریه رقابت می‌کردند.

واضح‌ترین نشانه این تغییر، اعلام سرمایه‌گذاری‌های عظیم امارات در سوریه طی هفته گذشته بود. شرکت بزرگ اماراتی «اعمار» اعلام کرد قصد دارد حدود ۱۱ میلیارد دلار در دمشق و مناطق اطراف آن سرمایه‌گذاری کند و علاوه بر آن، تا ۷ میلیارد دلار دیگر نیز به پروژه‌هایی در امتداد سواحل سوریه اختصاص دهد. پیش‌تر نیز در ژوئیه ۲۰۲۵، شرکت «دی‌پی ورلد» متعهد شده بود ۸۰۰ میلیون دلار برای توسعه ظرفیت بندر طرطوس سرمایه‌گذاری کند؛ این نخستین توافق بزرگ اقتصادی بود که دولت انتقالی سوریه امضا می کرد. اگرچه این سرمایه‌گذاری‌ها ممکن است نشانه اعتماد به موقعیت رو به تثبیت دولت سوریه باشد، اما در اصل بازتاب‌دهنده جاه‌طلبی‌های ژئوپولیتیکی گسترده‌تر ابوظبی ‌است.

اهمیت راهبردی بنادر سوریه به‌ویژه پس از بسته شدن تنگه هرمز آشکارتر شده است. عراق هم‌اکنون استفاده از زیرساخت‌های سوریه، از جمله بندر بانیاس، را به‌عنوان مسیر جایگزین صادرات به بازارهای اروپایی آغاز کرده است. برای امارات، سواحل سوریه اکنون بخشی از راهبرد گسترده‌تر اتصال منطقه‌ای محسوب می‌شود که هدف آن کاهش آسیب‌پذیری‌های دریایی در خلیج فارس است. امارات طی سال‌ها نفوذ خود را بر زیرساخت‌های دریایی و کریدورهای لجستیکی در خاورمیانه، شاخ آفریقا و مناطق دیگر گسترش داده است. اکنون که دولت انتقالی سوریه کنترل بیشتر خاک کشور را در دست گرفته، ابوظبی مشتاق است سوریه را نیز وارد این شبکه کند.

زمان‌بندی سرمایه‌گذاری‌های امارات همچنین بازتاب‌دهنده اعتماد فزاینده به تثبیت قدرت دولت انتقالی سوریه است. دمشق اخیراً توافق ادغام با «نیروهای دموکراتیک سوریه» را نهایی کرده و ایالات متحده نیز بخشی از هماهنگی‌های ضدتروریسم خود را از نیروهای کرد به دمشق منتقل نموده است. مجموعه این تحولات، نشانه افزایش اعتماد منطقه‌ای و بین‌المللی به توانایی دولت سوریه برای  حفظ ثبات و اجرای برنامه‌ای اقتصادی و سیاسی جهت تثبیت کشور فراتر از دوره انتقالی سه تا پنج‌ساله مورد انتظار است.

در این چارچوب، رویکرد سرمایه‌گذاری امارات در سوریه به‌طور فزاینده‌ای شبیه الگوی پیشین ابوظبی در مصر شده است. در آنجا، سرمایه خلیج فارس نه‌فقط ابزاری برای تثبیت اقتصادی، بلکه مکانیزمی برای گسترش نفوذ سیاسی بلندمدت و اهرم اقتصادی راهبردی در مصرِ گرفتار بحران مالی بود. از نگاه ابوظبی، مدل قاهره تا حد زیادی کارآمدی استفاده راهبردی از سرمایه خلیج فارس را به‌عنوان ابزاری برای نفوذ سیاسی و بازده اقتصادی اثبات کرده است. شرکت اعمار به‌تنهایی بیش از ۱۸ میلیارد دلار در مصر سرمایه‌گذاری کرده و پروژه‌های آن در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۰۳ میلیون دلار و در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۹۰ میلیون دلار سودآوری داشته‌اند. بنیان‌گذار و مدیرعامل اعمار نیز آشکارا ابراز امیدواری نموده که بخش‌هایی از مدل توسعه ساحلی مصر را در سوریه تکرار کند؛ موضوعی که نشان می‌دهد ابوظبی معتقد است سرمایه‌گذاری راهبردی در سوریه می‌تواند هم اهرم ژئوپولیتیکی ایجاد کند و هم بازده اقتصادی بلندمدت به همراه داشته باشد.

رقابت با عربستان سعودی نیز یکی دیگر از محرک‌های اصلی تحرک امارات در سوریه است. رئیس‌جمهور انتقالی سوریه تاکنون تلاش کرده ضمن پاک‌سازی نفوذ ایران از کشور، استقلال خود را از بلوک‌های رقیب منطقه‌ای نشان دهد. اگرچه ترکیه و عربستان به‌طور گسترده دارای بیشترین نفوذ سیاسی در سوریه تلقی می‌شوند، اما هر دو با محدودیت‌هایی مواجه‌اند. ترکیه همچنان با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند و شاید منابع لازم برای سرمایه‌گذاری‌های گسترده بازسازی را نداشته باشد؛ در حالی که بسیاری از وعده‌های مالی عربستان هنوز عملی نشده‌اند.

در نتیجه، رقابت رو‌به‌افزایش عربستان و امارات بر سر نفوذ منطقه‌ای و برتری اقتصادی، اکنون به سوریه نیز کشیده شده است. کنترل جریان سرمایه‌گذاری در بنادر سوریه، زیرساخت‌ها و کریدورهای لجستیکی می‌تواند روابط آینده دمشق با شرکای خلیجی‌اش را شکل دهد. برای مثال، موفقیت «کریدور اقتصادی هند ـ خاورمیانه ـ اروپا» به‌شدت به توسعه گذرگاه‌های زمینی جنوب سوریه در شهر درعا و بنادر طرطوس و لاذقیه وابسته است. همین مسئله توضیح می‌دهد چرا سرمایه‌گذاری‌های امارات عمدتاً بر سواحل سوریه و خود دمشق متمرکز شده‌اند.

با این حال، این جاه‌طلبی‌ها با یک محدودیت ساختاری روبه‌رو هستند: هر کریدور زمینی میان خلیج فارس و سوریه باید از اردن و جنوب سوریه عبور کند؛ منطقه‌ای که به‌دلیل فعالیت‌های نظامی اسرائیل و تنش‌های سیاسی روزبه‌روز پیچیده‌تر می‌شود. همین امر ممکن است نقش ویژه‌ای برای امارات به‌عنوان میانجی در پرونده در حال تحول اسرائیل و سوریه ایجاد کند. احتمال فزاینده‌ای وجود دارد که رهبران انتقالی سوریه سرمایه‌گذاری امارات را نه‌تنها یک شریان اقتصادی، بلکه نوعی بیمه سیاسی بدانند؛ ابزاری که هزینه‌های دیپلماتیک و راهبردی هرگونه تلاش احتمالی اسرائیل برای بی‌ثبات‌سازی سوریه را افزایش می‌دهد.

امارات، به‌عنوان تنها شریک منطقه‌ای اسرائیل، بالقوه می‌تواند از سرمایه‌گذاری‌های فزاینده و نفوذ سیاسی خود در سوریه استفاده کند تا اسرائیل را به اتخاذ رویکردی کمتر تهاجمی در جنوب سوریه ترغیب نماید. افزون بر این، در شرایطی که مذاکرات سوری‌ها و اسرائیلی‌ها درباره ترتیبات امنیتی جدید به بن‌بست رسیده، امارات شاید بتواند همراه با آمریکایی‌ها نقش تسهیل‌کننده‌ای در این گفت‌وگوها ایفا کند. هم‌زمان، خود اسرائیل نیز ممکن است حضور پررنگ‌تر امارات در سوریه را بر گسترش نفوذ ترکیه ترجیح دهد؛ سناریویی که پس از فروپاشی شبکه منطقه‌ای ایران، به نگرانی فزاینده‌ای برای سیاست‌گذاران اسرائیلی تبدیل شده است.

اینکه راهبرد ابوظبی نهایتاً موفق شود یا نه، به عواملی بستگی دارد که تا حد زیادی خارج از کنترل امارات‌اند: ثبات شکننده داخلی سوریه، تنش‌های حل‌نشده میان سوریه و اسرائیل، و رقابت ترکیه و عربستان. با این حال، امارات در این رقابت از مزیت‌های مهمی برخوردار است. این کشور نسبت به ترکیه نقدینگی مالی بیشتری دارد و روابط نزدیک‌تری با اسرائیل ــ قدرت هژمونیک نوظهور منطقه ــ نسبت به هر کشور عربی یا خلیجی دیگر حفظ کرده است. اگرچه سرمایه‌گذاری‌های امارات به‌تنهایی بعید است بتواند سوریه را تثبیت کند یا تجارت خلیج فارس را کاملاً از شوک‌های آینده منطقه‌ای مصون سازد، اما می‌تواند به‌تدریج اهرم ژئوپولیتیکی ابوظبی را در منطقه گسترش دهد.

منبع: فارین پالیسی

 

بیشتر حملات به عربستان از سوی شبه‌نظامیان نزدیک به ایران در عراق انجام شده است

عربستان سعودی روز یکشنبه اعلام کرد که سه پهپاد را پس از ورود به حریم هوایی این کشور از سمت عراق رهگیری کرده است.

سرتیپ ترکی المالکی، سخنگوی وزارت دفاع عربستان، گفت ریاض در برابر هرگونه تلاش برای نقض امنیت و حاکمیت این کشور، اقدامات لازم را انجام خواهد داد.

وزارت خارجه عراق روز دوشنبه اعلام کرد که در حال بررسی این ادعاست، اما سامانه‌های پدافندی عراق هیچ پهپادی را که از داخل حریم هوایی این کشور به پرواز درآمده باشد، شناسایی نکرده‌اند.

با این حال، به گفته مقام‌ها و دیپلمات‌های منطقه‌ای، حملات پهپادی به عربستان در چارچوب الگویی گسترده‌تر قرار می‌گیرد.

دو دیپلمات مستقر در منطقه و یک مقام ارشد عراقی، به المانیتور گفتند از زمان آغاز درگیری ایران در ۲۸ فوریه، بخش عمده حملات علیه عربستان از خاک عراق انجام شده و ظاهراً شبه‌نظامیان شیعه مورد حمایت ایران مسئول آن بوده‌اند.

یکی از این مقام‌ها گفت: «دولت عربستان معتقد است تقریباً همه حملات موشکی و پهپادی از عراق انجام شده، نه از داخل ایران.» او افزود این ارزیابی را دولت ترامپ نیز قبول دارد. مقام عراقی هم گفت: «از زمان آغاز جنگ، حدود نیمی از حملات پهپادی علیه کشورهای خلیج فارس از عراق صورت گرفته است.»

ایران سال‌هاست برای حمله به دشمنانش به نیروهای نیابتی خود در عراق، سوریه، یمن و لبنان تکیه کرده است.

جیمز جفری، سفیر پیشین آمریکا در عراق و پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن، به المانیتور گفت ایران با وجود ضربات سنگینی که خورده، هنوز نشان می‌دهد که «تهدید نیروهای نیابتی» برایش کارآمد است؛ «این دقیقاً همان شیوه کلاسیک ایران است؛ حمله به یک سفارت آمریکا از طریق نیروهای واسطه.»

به گفته جفری، ایران همچنین کشورهای خلیج فارس را تهدیدی وجودی برای نظام ایدئولوژیک خود می‌بیند و می‌خواهد به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس یادآوری کند که «هدف ما این است که شما را مطیع خود کنیم.»

او مانند بسیاری از ناظران معتقد است واکنش نظامی کشورهای خلیج فارس تأثیر محدودی بر ایران دارد؛ کشوری که در جنگ دهه ۱۹۸۰ با عراق خسارت و ویرانی بسیار بزرگ‌تری را تحمل کرده بود. جفری گفت: «ایران قبلاً هزینه‌های بسیار سنگین‌تری داده و توان تحمل این فشارها را دارد.»

بیانیه روز یکشنبه نخستین بار بود که عربستان به‌طور رسمی نام عراق را در ارتباط با این حملات مطرح می‌کرد. وزارت خارجه عربستان در ۱۲ آوریل سفیر عراق در ریاض، صفیه طالب السهیل، را احضار و نسبت به ادامه حملات از خاک عراق هشدار داده بود.

روابط عراق و عربستان سال‌ها تحت تأثیر نفوذ گسترده ایران بر بغداد پرتنش بود. اما از سال ۲۰۱۵، با تبادل سفرا و بازگشایی گذرگاه مرزی عرعر در سال ۲۰۲۰، تنش‌ها رو به کاهش گذاشت. روند آشتی پس از توافق ایران و عربستان با میانجی‌گری چین در سال ۲۰۲۳، که به احیای روابط دیپلماتیک دو کشور انجامید، سرعت بیشتری گرفت.

اما جنگ ایران این روند را معکوس کرده است.

رویترز ۱۳ مه گزارش داد که عربستان در جریان جنگ، مواضعی مرتبط با شبه‌نظامیان شیعه مورد حمایت ایران در عراق را بمباران کرده است؛ برخی از این حملات هوایی هم‌زمان با آتش‌بس ۸ آوریل میان آمریکا و ایران انجام شد. رویترز پیش‌تر نیز گزارش داده بود که عربستان در واکنش به حملات ایران، مستقیماً خاک ایران را هدف قرار داده است.

خط لوله شرق ـ غرب عربستان، که پس از بسته شدن تنگه هرمز تنها مسیر باقی‌مانده صادرات نفت این کشور به شمار می‌رود، تنها چند ساعت پس از اعلام آتش‌بس هدف حمله قرار گرفت. همین خط لوله در سال ۲۰۱۹ نیز با پهپادهایی که از عراق پرتاب شده بودند هدف قرار گرفته بود.

دو نفر از مقام‌ها گفتند احتمال زیادی وجود دارد که حمله پهپادی سوم مارس به سفارت آمریکا در ریاض نیز از عراق انجام شده باشد. مقام چهارمی گفت شواهد هنوز قطعی نیست، اما منشأ حمله به احتمال زیاد عراق بوده است.

یکی از مقام‌ها گفت مذاکرات محرمانه میان ایران و عربستان همچنان «به‌طور فشرده» ادامه دارد. به گزارش فایننشال تایمز، ریاض ایده یک پیمان عدم تجاوز میان ایران و چند کشور خاورمیانه را مطرح کرده تا از حملات بیشتر ایران جلوگیری کند.

مایکل نایتس، رئیس مؤسسه Horizon Engage که پیش‌تر به دولت آمریکا درباره عراق مشاوره داده، گفت یکی از دلایل انجام حملات از خاک عراق این است که مرز عراق و عربستان به اندازه سواحل خلیج فارس حفاظت‌شده نیست.

از زمانی که دونالد ترامپ در آوریل اعلام کرد برای پیگیری توافقی با ایران جهت بازگشایی تنگه هرمز، توقف برنامه هسته‌ای ایران و انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده این کشور، درگیری‌ها را متوقف می‌کند، سطح تنش‌ها تا حد زیادی کاهش یافته است.

پاکستان، متحد نظامی اصلی عربستان و تنها کشور مسلمان دارای سلاح هسته‌ای، میانجی این مذاکرات است. مقام‌های منطقه‌ای می‌گویند اسلام‌آباد بدون موافقت عربستان چنین نقشی را نمی‌پذیرفت. رویترز دوشنبه گزارش داد پاکستان طبق پیمان دفاعی مشترک، حدود ۸ هزار نیرو، یک اسکادران جنگنده و سامانه پدافند هوایی به عربستان اعزام کرده است.

حمایت عربستان از راه‌حل دیپلماتیک، اختلافات این کشور با امارات متحده عربی را عمیق‌تر کرده است؛ کشوری که در میان دولت‌های خلیج فارس موضعی تهاجمی‌تر نسبت به ایران دارد و نزدیک‌ترین روابط را نیز با اسرائیل برقرار کرده است.

به گزارش وال‌استریت ژورنال، امارات نیز مانند عربستان به‌صورت محرمانه چندین حمله علیه ایران انجام داده است. هفته گذشته عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در پیامی در تلگرام، امارات را «شریک فعال این تجاوز» خواند و گفت در این موضوع «هیچ تردیدی وجود ندارد.» اما تهران تاکنون چنین حملات لفظی مستقیمی علیه عربستان انجام نداده است.

کمی پس از حملات روز یکشنبه به عربستان و امارات، ترامپ در شبکه Truth Social هشدار داد که صبرش رو به پایان است. او نوشت: «برای ایران، زمان به سرعت در حال تمام شدن است و باید خیلی سریع اقدام کنند، وگرنه چیزی از آن باقی نخواهد ماند.»

ایران روز دوشنبه اعلام کرد پاسخ اصلاح‌شده‌ای به آمریکا ارائه کرده، اما جزئیاتی منتشر نکرد.

هشدار ترامپ چند ساعت پس از تلاش برای حمله به عربستان و حمله دیگری به یک نیروگاه هسته‌ای در امارات صادر شد. مقام‌های اماراتی گفتند آتش‌سوزی در نزدیکی نیروگاه هسته‌ای براکه بر اثر پهپادی ایجاد شده که از سوی ایران یا یکی از نیروهای نیابتی‌اش پرتاب شده بود.

انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس امارات، در شبکه ایکس این اقدام را «تشدیدی خطرناک» توصیف کرد؛ «چه مستقیماً توسط عامل اصلی انجام شده باشد و چه از طریق نیروهای وابسته به آن.»

یکی از مقام‌ها گفت این حمله احتمالاً پیامی به آمریکا و امارات بوده است: «اگر زیرساخت‌های انرژی ما را هدف بگیرید، زیرساخت هسته‌ای شما هم نابود خواهد شد.»

به گفته نایتس، استفاده ایران از نیروهای نیابتی این امکان را به تهران می‌دهد که نقش مستقیم خود را انکار کند. او همچنین میان حملات اخیر و خبر بازداشت یکی از فرماندهان ارشد کتائب حزب‌الله عراق ارتباط می‌بیند؛ گروهی که آمریکا آن را مهم‌ترین بازوی ایران در عراق می‌داند.

محمد باقر سعد داوود الساعدی، که به گفته دادستان‌های آمریکا در طراحی دست‌کم ۱۸ حمله تروریستی در اروپا و کانادا علیه آمریکایی‌ها و یهودیان نقش داشته، متهم است قصد انجام حملاتی در داخل آمریکا و همچنین انتقام‌گیری به‌خاطر جنگ علیه ایران را داشته است. او هنگام بازداشت گذرنامه ویژه عراقی همراه داشت.

جیمز جفری گفت دولت‌های پیاپی عراق نه تمایل جدی و نه موفقیت چندانی در مهار شبه‌نظامیان شیعه داشته‌اند؛ گروه‌هایی که برای جلب رضایت تهران با یکدیگر رقابت می‌کنند.

علی الزیدی، نخست‌وزیر جدید عراق که هفته گذشته پس از ماه‌ها بن‌بست سیاسی سوگند یاد کرد، اکنون با فشار فوری آمریکا برای مهار این گروه‌ها روبه‌رو خواهد بود.

نایتس در پایان گفت احتمالاً الزیدی اکنون به این نتیجه رسیده که: «شاید واقعاً مجبور باشم علیه این گروه‌ها اقدامی کنم و ریسک آن را بپذیرم، چون دیگر فقط در عراق دردسرساز نیستند؛ حالا ثابت شده که در عملیات خارجی علیه آمریکا، اروپا و کشورهای خلیج فارس هم نقش دارند.»

منبع: المانیتور


روسیه با وعده پول و تابعیت، یمنی‌ها را برای جنگ در اوکراین جذب می‌کند

میدل‌ایست‌آی دریافته است که روسیه با پرداخت مبالغ کلان، حقوق ماهانه بالا و وعده اعطای تابعیت، جنگجویان یمنی را برای حضور در جنگ اوکراین جذب می‌کند.

چندین منبع به میدل‌ایست‌آی گفته‌اند جوانانی که پیش‌تر در خطوط مقدم نبرد در تعز، مأرب یا مرز عربستان جنگیده‌اند ــ چه در صفوف حوثی‌ها، چه نیروهای دولت یمن و چه گروه‌های مورد حمایت امارات ــ اکنون با پیشنهادهایی روبه‌رو شده‌اند که چندین برابر حقوق نظامی در یمن است. برای بسیاری از آن‌ها، جنگ روسیه به راهی پرسود ــ هرچند مرگبار ــ برای فرار از فقر تبدیل شده است.

خانواده و دوستان احمد نبیل، جوان یمنی که تا سال گذشته در نیروهای گارد جمهوری در سواحل غربی یمن می‌جنگید، می‌گویند او نیز در میان ده‌ها نفری بوده که طی یک سال گذشته راهی روسیه شده‌اند.

فوزی، نظامی‌ای که همراه نبیل در گارد جمهوری جنگیده بود، به میدل‌ایست‌آی گفت نبیل ماهانه حدود ۲۶۰ دلار حقوق می‌گرفت؛ مبلغی تقریباً معادل درآمد یک حسابدار باتجربه در یمن. با این حال، وعده درآمد بیشتر در روسیه برای او وسوسه‌برانگیز بود.

فوزی گفت: «اواسط سال ۲۰۲۵ حدود ۱۰ سرباز، از جمله نبیل، تصمیم گرفتند به روسیه بروند. به نظر می‌رسید با فردی که از قبل در روسیه بود ارتباط داشتند، اما ما از جزئیات خبر نداشتیم.»

او افزود: «سعی کردیم منصرفشان کنیم و گفتیم جنگ آنجا خطرناک است، اما آن‌ها می‌گفتند تجربه کافی دارند و می‌توانند در هر جبهه‌ای در دنیا بجنگند.»

از زمان حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ و اشغال حدود ۲۰ درصد خاک این کشور، گزارش‌هایی منتشر شد که نشان می‌داد برخی یمنی‌ها با وعده شغل‌های غیرنظامی پردرآمد فریب خورده و به جنگ فرستاده می‌شوند.

اما فوزی می‌گوید همه سربازانی که او می‌شناخت و راهی روسیه شدند، می‌دانستند قرار است به خطوط مقدم اعزام شوند.

به گفته او، مشوق‌های مالی پیشنهادی در مقایسه با وضعیت اقتصادی یمن بسیار وسوسه‌کننده بود. دلال‌ها ظاهراً به نیروها وعده می‌دادند که در ابتدا ۱۵ هزار دلار دریافت کنند، ماهانه ۵ هزار دلار حقوق بگیرند و در نهایت تابعیت روسیه هم به دست آورند.

فوزی گفت: «وقتی این پیشنهادها را شنیدم، خودم هم به رفتن به جنگ اوکراین فکر کردم.»

اما او ادامه داد: «وقتی دیدم تقریباً هیچ‌کدام از دوستانم برنگشته‌اند، از این فکر منصرف شدم. فهمیدم آن پول‌ها در واقع بهای خون من است.»

با وجود گزارش‌هایی درباره کشته شدن یا ناپدید شدن یمنی‌ها در جنگل‌های اوکراین، او می‌گوید هنوز هم هر روز نیروهای بیشتری راهی روسیه می‌شوند؛ افرادی که تصور می‌کنند تجربه جنگی‌شان به آن‌ها کمک می‌کند زنده بمانند.

التماس جنگجویان برای بازگشت به خانه

در یک سال گذشته، چندین جنگجوی یمنی در شبکه‌های اجتماعی شروع به انتشار روایت‌هایی از «واقعیت» میدان جنگ کرده‌اند.

برخی نوشته‌اند یمنی‌هایی که به خطوط مقدم می‌رسند، معمولاً تا پایان قرارداد یک‌ساله خود با ارتش روسیه اجازه خروج ندارند.

بسیاری شرایط جنگ در اوکراین را بسیار سخت‌تر از جنگ خونین یمن توصیف کرده‌اند و بعضی حتی به دیگران هشدار داده‌اند که هرگز به آنجا نروند.

در همین حال، برخی حساب‌هایی که میدل‌ایست‌آی زیر نظر داشته، ماه‌هاست هیچ مطلب تازه‌ای منتشر نکرده‌اند؛ موضوعی که گمانه‌زنی‌ها درباره کشته شدن صاحبان آن‌ها را افزایش داده است.

تعدادی از کسانی که در ویدئوها ظاهر شده‌اند، از دولت یمن خواسته‌اند برای بازگرداندنشان کمک کند.

اما دولت یمن تاکنون هیچ اقدامی در این زمینه انجام نداده است. همچنین آمار رسمی‌ای درباره شمار یمنی‌های حاضر در جنگ اوکراین وجود ندارد، زیرا بیشتر آن‌ها از طریق دلال‌ها و مسیرهای غیررسمی اعزام می‌شوند.

ام توحید، زنی که می‌گوید پسرش بدون اطلاع او به روسیه رفت و در اوکراین کشته شد، از اینکه نتوانسته فرزندش را به خاک بسپارد ابراز اندوه کرد.

او گفت: «پسرم در مرز عربستان می‌جنگید، اما پنج ماه پیش شوکه شدم وقتی فهمیدم برای جنگ به اوکراین رفته است.»

او ادامه داد: «از شنیدن این خبر خوشحال نشدم و از همسرش خواستم به او بگوید برگردد، اما گفتند این کار غیرممکن است.»

ام توحید می‌گوید از بستگان و همسایه‌ها کمک خواسته بود تا پسرش را برگردانند، اما ماه گذشته همان خبری را شنید که از آن می‌ترسید.

او گفت: «صدای گریه و فریاد همسر توحید را شنیدم. همان لحظه فهمیدم توحید کشته شده است. آخرین امیدم این بود که دست‌کم جسدش را ببینم، اما حتی این هم ممکن نشد.»

توحید که پدر سه فرزند بود، ابتدا برای تأمین هزینه‌های زندگی همسر، فرزندان و مادرش به جنگ در مرز عربستان پیوسته بود.

این جنگ ما نیست

بسیاری از خانواده‌های یمنی مخالف رفتن فرزندانشان به جنگ اوکراین هستند، اما برای خود جنگجویان، این سفر اغلب تلاشی ناامیدانه برای فرار از فقر است.

محمود الصبری، ۳۷ ساله، در چندین جبهه جنگ یمن حضور داشته است. اواخر سال ۲۰۲۵ به خانواده‌اش گفت قصد دارد برای کار در یک رستوران به جیبوتی، کشوری کوچک در شاخ آفریقا، برود. او واقعاً به جیبوتی رفت، اما بستگانش بعداً فهمیدند سفرش را به روسیه ادامه داده است.

مصطفی، پدر محمود، به میدل‌ایست‌آی گفت: «هیچ پدر و مادری خوشحال نمی‌شود پسرش در اوکراین بجنگد.»

او افزود: «این جنگ ما نیست و نمی‌دانم چه چیزی باعث شد پسرم وارد آن شود.»

مصطفی تأکید کرد که پسرش فقط به خاطر پول نرفته و احتمال می‌دهد فریب خورده باشد.

او گفت: «به من گفته بود برای کار به جیبوتی می‌رود، اما بعد فهمیدیم در روسیه است. حالا نمی‌توانم با او صحبت کنم، ولی امیدوارم زود برگردد تا حقیقت را بفهمیم.»

خانواده آخرین بار اوایل آوریل از محمود خبری دریافت کردند؛ زمانی که گفته بود همراه گروهی از جنگجویان در یک جنگل حضور دارد.

پدرش گفت: «نمی‌دانیم زنده است، کشته شده یا بازداشت شده، اما امیدوارم دوباره صدایش را بشنویم.»

محمد علی، روزنامه‌نگار و ناظر باسابقه مسائل یمن، گفت هرچند بیشتر یمنی‌هایی که امروز به روسیه می‌روند می‌دانند قرار است بجنگند، اما برخی در موج‌های اولیه جذب نیرو توسط دلال‌ها فریب خورده بودند.

او توضیح داد: «دلال‌ها به قربانیان می‌گفتند قرار است کار غیرنظامی انجام دهند؛ مثلاً در رستوران‌ها یا مزارع کار کنند. اما وقتی به روسیه می‌رسیدند، خود را در اردوگاه‌های نظامی می‌دیدند و چاره‌ای جز امضای قرارداد یک‌ساله نظامی نداشتند.»

به گفته او، این فریبکاری به‌ویژه در میان گروه‌هایی که در سال ۲۰۲۳ و اوایل ۲۰۲۴ به روسیه اعزام شدند رایج بود. اما حالا بیشتر نیروهای جدید کاملاً آگاه‌اند که قرار است به خطوط مقدم جنگ بروند.

او افزود: «وضعیت بد اقتصادی و پرداخت نامنظم حقوق در ارتش یمن و دیگر گروه‌های نظامی، نقش مهمی در سوق دادن جنگجویان یمنی به روسیه برای یافتن درآمد بهتر داشته است.»

میدل‌ایست‌آی سال گذشته نیز گزارش داده بود که به جوانان اردنی وعده شغل‌های امن و پردرآمد در روسیه داده می‌شود، اما آن‌ها در نهایت با تهدید، فریب و قراردادهای جعلی به جنگ اوکراین فرستاده می‌شوند.

سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در ماه مارس تأیید کرد که اتباع خارجی در جنگ اوکراین حضور دارند، اما گفت دولت روسیه کسی را برخلاف میلش برای جنگ استخدام یا اعزام نمی‌کند.

او گفت: «داوطلبان کاملاً مطابق قوانین روسیه به آنجا می‌روند.»

منبع: میدل ایست ای


نظر شما