در اواخر فوریه، همزمان با حملات حزبالله به اسرائیل، نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان، در اقدامی نادر زبان به انتقاد گشود. گزارشها حاکی از آن بود که او از اقدامات حزبالله «شوکه» شده است. چند روز بعد نیز بری از قدرت سیاسی خود علیه این گروه استفاده کرد و مانع تصمیم لبنان برای ممنوعیت شاخه نظامی حزبالله نشد.
بری رهبر «جنبش امل» است؛ حزبی شیعی که از دهه ۱۹۸۰ تاکنون همراه با حزبالله، نوعی دوگانه قدرت شیعی در لبنان را شکل داده است. گفته میشود حزبالله به بری اطمینان داده بود که در جنگ میان ایالات متحده و اسرائیل با ایران دخالت نخواهد کرد و لبنان را به جنگی دیگر نخواهد کشاند. اما حزبالله برخلاف این وعده عمل نمود و همین مسئله اتحاد شیعیان را دچار لرزش کرد.
ممنوعیت شاخه نظامی حزبالله هنوز نه به خلع سلاح این گروه انجامیده و نه جنگ را متوقف کرده است، اما دستکم نشانهای از انسجام ملی لبنان بود. همین موضوع باعث شد گمانهزنیهایی شکل بگیرد مبنی بر اینکه شاید جنبش امل آماده فاصله گرفتن از حزبالله و ترسیم مسیری مستقل برای جامعه شیعی لبنان باشد؛ مسیری که دولت لبنان را تقویت کرده و حزبالله را منزوی نماید.
اما بری، استاد سخنان دوپهلو است. در حالی که او این تصور را ایجاد کرده که شاید در حال فاصله گرفتن از حزبالله باشد، همزمان از منافع این گروه محافظت نموده و پوشش سیاسی لازم را برای ادامه حملات به اسرائیل و حفظ سلاحهایش فراهم آورده است. او خواستار «گفتوگویی آرام و مبتنی بر اجماع» درباره سرنوشت سلاحهای حزبالله شد، نه خلع سلاح فوری آن.
حنین غدار، پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن، میگوید: «بری از حزبالله و سلاحهایش سود میبرد؛ [جنبش امل] بدون آنها نمیتواند در انتخابات پیروز شود. او مگر زمانی که به نفعش باشد، حمایت خود را از حزبالله پس نخواهد گرفت.»
پرسش اصلی برای بری و جنبش امل این است که آیا باید همچنان در کنار حزبالله بمانند یا سرانجام جامعه شیعی لبنان را زیر پرچم امل متحد کنند. این محاسبه به عوامل متعددی بستگی دارد، از جمله میزان نارضایتی شیعیان از حزبالله. از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بمبارانهای اسرائیل بیش از یک میلیون لبنانی را آواره کرده است.
بری همچنین شاید تنها فردی باشد که بتواند شیعیان را در چارچوب لبنان نگه دارد و مانع فروپاشی کشور شود؛ آن هم در شرایطی که درخواستها برای فدرالی شدن لبنان ــ یعنی تقسیم کشور بر اساس خطوط فرقهای ــ رو به افزایش است.
سامی نادر، تحلیلگر سیاسی لبنانی، میگوید: «در لبنان درخواستهای فزایندهای برای فدرالیسم و حتی در برخی موارد تجزیه وجود دارد. شمار بیشتری از مسیحیان و اهل سنت اکنون میگویند فدرالیسم میخواهند، نوعی جدایی... آنها درباره حزبالله میگویند: اگر میخواهید سلاحهایتان را حفظ کنید و ارتش خودتان را داشته باشید، آن را در منطقه خودتان نگه دارید. نمیتوانید ما را مجبور کنید با ایران همسو شویم.»
با این حال، بری در قبال تعامل با اسرائیل موضعی مصالحهجویانهتر اتخاذ کرده است. او در ۹ مارس درخواست ژوزف عون، رئیسجمهور لبنان، برای گفتوگوهای مستقیم با اسرائیل جهت حل تنشهای فزاینده مرتبط با ایران را رد کرد. اما پس از آنکه اسرائیل در ۸ آوریل مناطقی در لبنان را که محل حمایت جنبش امل بود بهشدت بمباران نمود، بری عقب نشست.
غدار میگوید: «محلههای تحت کنترل امل هدف قرار گرفتند، از جمله دفتر مرکزی بری. تعدادی از اعضای جنبش امل کشته شدند... این پیام اسرائیل به بری بود: دست از کمک به حزبالله بردار.»
با این حال، بری هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته و بهنظر میرسد بیش از آنکه به یکسو متمایل شود، در حال حفظ توازن و احتیاط است. اگر جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به نتیجهای قاطع برسد و ایران در چارچوب یک معامله بزرگ با واشنگتن با خلع سلاح حزبالله موافقت کند، بری آماده است تا رهبری جامعه شیعه لبنان را در دست بگیرد. یا اگر خود شیعیان لبنان علیه حزبالله موضع بگیرند و این گروه را مسئول ویرانیها و تلفات جنوب لبنان بدانند، بری میتواند حزبش را بهعنوان جایگزینی معتدلتر معرفی کند.
علی مراد، پژوهشگر و فعال سیاسی لبنانی که در انتخابات پارلمانی ۲۰۲۲ بهعنوان نامزد اپوزیسیون ضدساختار قدرت شرکت کرده بود، میگوید: «شیعیان شروع کردهاند بگویند حزبالله با حمله به اسرائیل اشتباه کرد.» با این حال، هنوز مشخص نیست این جنگ چه تأثیری بر دوگانه قدرت شیعیان خواهد گذاشت.
فعلاً بری روی حزبالله شرطبندی کرده است. بنبست کنونی میان آمریکا، اسرائیل و ایران در سطح گستردهای بهعنوان موفقیت ایران تلقی میشود و همین مسئله به حفظ موقعیت حزبالله کمک کرده است. افزون بر آن، جامعه شیعه هنوز بهطور قاطع این گروه شبهنظامی را رد نکرده است.
مراد میگوید: «جامعه شیعه یکشبه حزبالله را رها نخواهد کرد. به دیگران نگاه کنید؛ ولید جنبلاط در جنگ داخلی لبنان عملکرد خوبی نداشت، اما همچنان رهبر دروزیهاست. سمیر جعجع، فرمانده سابق شبهنظامیان، هنوز رهبر نیروهای لبنانی و بخش بزرگی از مسیحیان است.»
مراد میگوید با این حال، شیعیان لبنان ــ که خانههایشان ویران شده و زندگیشان از هم پاشیده ــ کمکم روایت پیروزی حزبالله را به چالش میکشند.
او میافزاید: «شکی نیست که خسارتهای حزبالله سنگین بوده و هزینهای که جامعه شیعه پرداخته عظیم است. آنها در بدترین وضعیت تاریخ معاصر خود قرار دارند.»
بری در سیرالئون متولد شد، اما خیلی زود به جنوب لبنان نقل مکان کرد. در دهه ۱۹۷۰، او پیرو موسی صدر، رهبر برجسته شیعیان لبنان، شد؛ کسی که «جنبش محرومان» را برای ارتقای وضعیت شیعیان لبنان بنیان گذاشت و بعدها این جنبش به «امل» تغییر نام داد. موسی صدر در سال ۱۹۷۸ بهطرزی مرموز در لیبی ناپدید شد و بری در سال ۱۹۸۰ رهبری جنبش را برعهده گرفت. از آن زمان تاکنون، او چهره و مسیر این جنبش را شکل داده است.
در سالهای ابتدایی رهبری بری بر جنبش امل، اسرائیل در تلاش بود تهدید و چالش ناشی از نیروهای سازمان آزادیبخش فلسطین را که در لبنان مستقر بودند از میان ببرد. همین مسئله بری و سازمان آزادیبخش فلسطین را در تقابل قرار داد. او بعدها گفته بود: «شبهنظامیان پس از شلیک موشکهایشان فرار میکردند و بعد اسرائیل وارد میشد و روستاهای جنوب لبنان را با توپخانه و جنگندههایش نابود میکرد.»
بهنوعی، رخدادهای امروز یادآور همان دوران است. اما اکنون دیگر این موشکهای سازمان آزادیبخش فلسطین نیست که بحران میآفریند؛ بلکه موشکهای حزبالله است.
خشونت درونفرقهای همواره در میان شیعیان لبنان تابو محسوب میشد. اما با وجود این، بری سابقهای طولانی در جنگ سخت و بیامان با حزبالله برای کسب برتری دارد. «جنگ برادران» در دهه ۱۹۸۰ کشتههای بسیاری برجای گذاشت و زخمی عمیق بر جامعه شیعه وارد کرد.
خشونت، بهویژه در زمانی که شیعیان خود را در داخل لبنان و در سطح منطقه در محاصره میبینند، اقدامی کاملاً زیانبار تلقی میشود. بری از این حساسیتها آگاه است و در خاطراتی که در سال ۲۰۰۴ منتشر کرد، درگیریهای پیشین با حزبالله را «دورانی تاریک» توصیف نمود.
مایکل یانگ، کارشناس سیاسی لبنانی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «بله، حزبالله با خشم شدیدی در درون جامعه شیعه روبهروست، اما حس من این است که این خشم بهتدریج فروکش خواهد کرد، چون جامعه شیعه احساس میکند در داخل لبنان محاصره، منزوی و طرد شده است. حزبالله شاید در نهایت از این احساس عمیق اضطراب سود ببرد. سیاست فرقهای لبنان همیشه میتواند غافلگیرکننده باشد.»
در حالی که مذاکرات میان آمریکا و ایران به بنبست خورده و آتشبس اسرائیل و لبنان بیروت را از جنگ دور نگه داشته اما جنوب شیعهنشین لبنان همچنان زیر آتش است، بری مواضع واقعی خود را آشکار نمیکند. او به روزنامه عربزبان الاخبار گفت: «فعلاً صحبت نخواهم کرد؛ اما وقتی مذاکرات [با اسرائیل] پایان یابد، حرفهایی برای گفتن خواهم داشت.»
با این حال، در حالی که دولت لبنان خواهان هدایت مستقیم مذاکرات با اسرائیل است و این مذاکرات را مسئلهای حاکمیتی میداند، بری گفته هر توافقی باید زیر «چتر سعودی ـ ایرانی ـ آمریکایی» قرار گیرد. بهنظر میرسد او فعلاً بیش از هر چیز در پی آن است که خود را مهمترین میانجی و بازیگر داخلی لبنان معرفی کند.
برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به:
چرخش حساب شده بری و آینده شیعیان در صحنه سیاسی لبنان
لبنان بدون استراتژی در برابر اسرائیل


نظر شما