twitter share facebook share ۱۴۰۴ اسفند ۰۲ 57
در تهران باور بر این است که ایران ازمذاکره چیزی به دست نخواهد آورد. پس باید جنگ را بپذیرد، برای مدیریت آن آماده شود و امیدوار باشد که در نهایت، درگیری، آمریکا را آن‌قدر فرسوده کند که به توافق هسته‌ای مطلوب‌تری تن بدهد.

به نظر می‌رسد ایالات متحده در آستانه آغاز یک حمله بزرگ نظامی علیه ایران قرار دارد. آخرین دور گفت‌وگوهای دو کشور فرصتی بود تا ایران از وقوع جنگ جلوگیری کند، اما تهران امتیاز چندانی به واشنگتن نداد. این نه از سر لجبازی یا گرفتار بودن رهبران ایران در الگوهای فکری قدیمی است؛ بلکه از آن‌جاست که آن‌ها امید چندانی به دیپلماسی ندارند و بیش‌ازپیش جنگ را اجتناب‌ناپذیر می‌بینند. از نگاه تهران، مذاکرات بیشتر شبیه یک دام است تا راه‌حل؛ بنابراین جنگی گریزناپذیر را بهتر از توافقی ضعیف تلقی می‌کنند. تمرکز اصلی‌ آنها اکنون بر این است که چگونه جنگ را مدیریت کنند و حتی از آن به نفع خود بهره ببرند.

رهبر جمهوری اسلامی به‌شدت به رئیس‌جمهور آمریکا بی‌اعتماد است. این ترامپ بود که از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ خارج شد و تحریم‌های سخت‌گیرانه‌ای اعمال کرد؛ تحریم‌هایی که به بحران ارزی انجامید و تهران آن را عامل ناآرامی‌های داخلی می‌داند. سپس تابستان گذشته، در بحبوحه گفت‌وگوهای هسته‌ای، چراغ سبز حمله اسرائیل به ایران را داد و بعد هم برنامه هسته‌ای ایران را بمباران کرد.

وقتی معترضان در دسامبر و ژانویه به خیابان‌ها آمدند، ترامپ آن‌ها را به سرنگونی جمهوری اسلامی تشویق کرد و وعده حمایت نظامی آمریکا را داد. دولت ایران برای جلوگیری از تغییر رژیم، اعتراض‌ها را با‌خشونت سرکوب کرد. پس از این سرکوب، آمریکا خواستار توافق هسته‌ای تازه‌ای شد. از همین رو، رهبران تهران قانع نشده‌اند که ترامپ واقعاً به دنبال توافق است و بیم دارند که هدف اصلی او همچنان سرنگونی آن‌ها باشد.

معیار اصلی تهران این است که مذاکرات و هر توافقی باید تضمین کند ایران هدف حمله قرار نخواهد گرفت؛ آمریکا به توافق پایبند می‌ماند و تحریم‌ها را لغو می‌کند؛ و اصراری بر چشم‌پوشی ایران از حق غنی‌سازی غیرنظامی اورانیوم نخواهد داشت. اما هیچ‌یک از این امتیازها در دو دور اخیر مذاکرات روی میز نبوده است. برعکس، آمریکا از ایران می‌خواهد نه‌تنها برنامه هسته‌ای، بلکه موشک‌ها و نیروهای نیابتی منطقه‌ای‌اش را هم کنار بگذارد.

پذیرفتن این خواسته‌ها احتمال تغییر رژیم را بیشتر می‌کند. به بیان ساده، آمریکا به دنبال خلع سلاح کامل ایران است، بی‌آنکه شرایط دشواری را که کشور با آن روبه‌روست -فشار شدید اقتصادی و تهدید دائمی جنگ- تغییر دهد. دولت ایران می‌ترسد که در چنین وضعی یا خیلی سریع فروبپاشد یا به مرگی تدریجی دچار شود، سرنوشتی شبیه عراق در دوران صدام پس از جنگ اول خلیج فارس.

هدف دیپلماسی ایران فقط جلوگیری از جنگ نیست، بلکه تغییر همین شرایط است. در تهران نوعی اجماع در حال شکل‌گیری است که ایران پای میز مذاکره چیزی به دست نخواهد آورد. در عوض، باید جنگ را بپذیرد، برای مدیریت آن آماده شود و امیدوار باشد که در نهایت، درگیری، آمریکا را آن‌قدر فرسوده کند که از پیگیری تجاوزهای بعدی دست بردارد و به توافق هسته‌ای مطلوب‌تری تن بدهد.

خیزش سراسری و سرکوب خشونت‌بار آن شکافی عمیق میان جمهوری اسلامی و شهروندان خشمگین ایجاد کرده است و این هم بخشی از محاسبات رژیم است. آمریکا انتظار دارد مردم دوباره قیام کنند و رهبران خود را سرنگون سازند. حاکمان ایران امید دارند برعکس، جنگ احساسات میهن‌پرستانه را برانگیزد و ملی‌گرایی دست بالا را پیدا کند.

شرط‌بندی روی جنگ خطرناک است و ممکن است رهبران ایران وضعیت را به‌اشتباه بخوانند. اما رژیمی که چشم خود را به روی واقعیت بسته، بیش از هر زمان دیگری مستعد پذیرش ریسک‌های مرگبار است. از نگاه تهران، جنگ ۱۲روزه سال گذشته شکست نبود؛ چون توانست برترین نیروهای نظامی جهان را، بدون اینکه به اهداف کامل جنگی‌شان برسند، به آتش‌بس برساند. با وجود شوک اولیه، ایران ضربات سنگین اسرائیل را تاب آورد و سپس پاسخ داد. در نهایت این آمریکا بود که درخواست آتش‌بس کرد. سپاه پاسداران با توقف جنگ در آن مقطع موافق نبود، زیرا احساس می‌کرد اگر درگیری ادامه یابد، سامانه‌های دفاعی اسرائیل فرسوده شود و تلفات افزایش یابد، تهران در نهایت سود خواهد برد.

این بار ایران خود را برای جنگی طولانی آماده می‌کند؛ درگیری‌ای فرسایشی و پرهزینه که منافع و متحدان آمریکا در سراسر منطقه را تحت تأثیر قرار خواهد داد. حتی اگر آمریکا حمله‌ای عظیم انجام دهد و موفق شود توان ایران برای تلافی علیه نیروهای آمریکایی یا اسرائیل را محدود نماید، تهران ممکن است همچنان بتواند از نیروهای نیابتی منطقه‌ای استفاده کند و تأسیسات نفتی و مسیرهای تأمین انرژی را هدف بگیرد. حتی ممکن است پیش از آنکه آمریکا بتواند زرادخانه‌اش را نابود کند، بخش بزرگی از توان نظامی خود را علیه آمریکا و متحدانش به کار گیرد و جنگ را به‌سرعت تشدید کند.

محاسبه تهران ممکن است این باشد که هرچه جنگ طولانی‌تر شود و هزینه‌ها بالاتر برود، احتمال اینکه آمریکا به دنبال راهی برای پایان دادن به آن بگردد بیشتر می‌شود. در آن صورت، مذاکرات می‌تواند نتیجه‌ای متفاوت ــ و مطلوب‌تر برای ایران ــ نسبت به امروز به بار آورد. بسیاری در غرب این طرز فکر را یک خطای محاسباتی فاجعه‌بار می‌دانند که به ویرانی ایران و سقوط جمهوری اسلامی می‌انجامد. اما کنار گذاشتن یا دست‌کم نگرفتن آن، خود اشتباه خواهد بود.

منبع: فایننشال تایمز



نظر شما