چهارشنبه گذشته، درست یک روز پیش از ورود یزید بن فرحان، فرستاده ویژه عربستان، به بیروت، ریاض اعلام کرد که همه محدودیتهای اعمالشده بر صادرات کالاهای لبنانی به عربستان را لغو میکند.
این تصمیم بهطور گسترده به عنوان نشانه حمایت عربستان از دولت لبنان، بهویژه رئیسجمهور جوزف عون و نخستوزیر نواف سلام، تفسیر شد.
این اقدام در زمانی صورت گرفت که لبنان بهشدت به حمایت اقتصادی نیاز دارد؛ کشوری که هم با خسارتهای گسترده ناشی از حملات اسرائیل روبهرو است و هم در میانه رویارویی غیرمستقیم ایران و اسرائیل قرار گرفته است.
در ماههای اخیر، عربستان همراه با ترکیه، مصر، قطر و پاکستان تلاش کرده است هم نفوذ و قدرت فزاینده اسرائیل در منطقه را مهار کند و هم مانع از تشدید تنشهای داخلی لبنان و وقوع درگیریهای داخلی شود.
این کشورها از سر همدلی ایدئولوژیک با ایران یا حزبالله وارد عمل نشدهاند.
منطق آنها همان منطق کلاسیک «موازنه قوا» است؛ یعنی جلوگیری از آنکه یک قدرت واحد بتواند بر کل منطقه مسلط شود.
از نگاه این کشورها، با کاهش تدریجی حضور آمریکا در خاورمیانه، خلأیی در حال شکلگیری است و نباید اجازه داد هیچ کشوری ــ چه ایران و چه اسرائیل ــ این خلأ را به تنهایی پر کند.
به همین دلیل، همانقدر که با سلطه منطقهای ایران مخالفاند، نسبت به برتری مطلق اسرائیل نیز نگران هستند.
در موضوع لبنان، عربستان و شرکای منطقهای آن تلاش کردهاند فشارهای آمریکا و اسرائیل برای خلع سلاح فوری و اجباری حزبالله را تعدیل کنند.
دلیل این نگرانی روشن است: آنها میترسند چنین سیاستی لبنان را به سمت جنگ داخلی سوق دهد.
چند هفته پیش، ریاض میزبان علی حسن خلیل، نماینده رئیس پارلمان لبنان نبیه بری و یکی از کانالهای ارتباطی اصلی با حزبالله، بود.
پیام سعودیها به او روشن بود: آنها نمیخواهند لبنان بار دیگر گرفتار خشونتهای فرقهای و درگیری داخلی شود.
در همین چارچوب، مصر سال گذشته طرحی را تدوین کرد که به جای خلع سلاح اجباری حزبالله، بر «مهار و مدیریت» سلاحهای این گروه تأکید دارد.
هدف این طرح جلوگیری از رویارویی مستقیم میان حزبالله و ارتش لبنان است.
متنی از این طرح اکنون در محافل سیاسی در حال گردش است و به گفته افرادی که آن را دیدهاند، عربستان نیز در تدوین آن نقش داشته است.
اما ریاض بر یک موضوع خاص تأکید دارد: اجرای کامل «توافق طائف».
توافق طائف توافقی بود که با حمایت عربستان به جنگ داخلی لبنان پایان داد و زمینه اصلاح قانون اساسی این کشور را فراهم کرد، اما بسیاری از بندهای آن هرگز به طور کامل اجرا نشد.
گنجاندن توافق طائف در این طرح نشانه آن است که عربستان مسئله سلاح حزبالله را صرفاً یک موضوع امنیتی نمیبیند.
در این دیدگاه، کنار گذاشتن تدریجی سلاحهای حزبالله باید بخشی از یک توافق سیاسی گستردهتر باشد.
در سند مورد بحث، این روند نه «خلع سلاح اجباری» بلکه «گذار تدریجی و سازمانیافته» توصیف شده است.
مفهوم ضمنی این طرح آن است که جامعه شیعه لبنان در ازای واگذاری تدریجی سلاح حزبالله، سهم و نفوذ بیشتری در ساختار دولت و نظام سیاسی کشور به دست آورد.
حزبالله نیز نظرات خود را درباره این سند ارائه کرده است، اما این نظرات نشان میدهد که هنوز فاصله زیادی تا دستیابی به توافق نهایی وجود دارد.
در این میان، سفر اخیر فرمانده ارتش لبنان، ژنرال رودولف هیکل، به پاکستان توجه بسیاری را جلب کرده است.
جزئیات گفتوگوها منتشر نشده، اما برخی ناظران این سفر را با نقش میانجیگرانه پاکستان میان ایران و آمریکا مرتبط میدانند.
این احتمال وجود دارد که اسلامآباد در حال کمک به طراحی نقشی برای ارتش لبنان در جنوب کشور باشد؛ نقشی که از یک سو به تقابل مستقیم با حزبالله منجر نشود و از سوی دیگر بتواند رضایت ایران را نیز جلب کند.
مهمترین نتیجهای که می توان از این تحولات گرفت این است که لبنان بهتر است برای حل مسئله حزبالله بر یک راهحل منطقهای تکیه کند، نه بر طرحهایی که ممکن است ارتش لبنان را وارد جنگی ویرانگر با این گروه نماید.
آتشبس فعلی میان آمریکا و ایران فرصتی کمسابقه ایجاد کرده است تا بحران لبنان نیز وارد دستور کار مذاکرات تهران و واشنگتن شود؛ موضوعی که ایران در گذشته معمولاً با آن مخالفت میکرد.
اگر چنین اتفاقی رخ دهد، طرح ائتلاف پنجگانه میتواند به نقشه راهی برای حل مسئله سلاح حزبالله تبدیل شود.
برای اثبات این تغییرات می توان به سخنان اخیر اردوغان اشاره کرد.
اردوغان هفته گذشته اعلام کرد که حملات اسرائیل به سوریه و لبنان امنیت ترکیه را نیز تهدید میکند.
این سخنان نشان میدهد کشورهای منطقه به تدریج در حال تعریف حوزههای نفوذ و خطوط قرمز امنیتی خود هستند؛ پدیدهای که در دوران سلطه کامل آمریکا بر منطقه کمتر دیده میشد.
دولت لبنان باید این تحولات را جدی بگیرد.
ژوزف عون و دولتش همچنان تصور میکنند که با هماهنگی کامل با دستورکار آمریکا میتوانند لبنان را از ویرانی بیشتر نجات دهند. اما نه آمریکا و نه اسرائیل چندان نگران حفظ صلح داخلی لبنان نیستند.
همانطور که تصور اینکه لبنانیها بدون حمایت آمریکا بتوانند حملات و فشارهای اسرائیل را متوقف کنند اشتباه است، این تصور نیز به همان اندازه نادرست خواهد بود که لبنان بتواند بدون مشارکت و حمایت کشورهای منطقه، به راهحلی برای مسئله حزبالله و سلاحهای آن دست پیدا کند.
دلیل این امر آن است که حزبالله و زرادخانه نظامی آن صرفاً یک موضوع داخلی لبنان نیستند. این مسئله مستقیماً با رقابتها، توازن قوا و منازعات گستردهتر منطقهای گره خورده است. به همین خاطر، احتمال دستیابی به یک نتیجه قابل قبول و پایدار تنها زمانی وجود دارد که راهحل در سطح منطقهای تعریف شود؛ راهحلی که نه فقط کشورهای عضو ائتلاف پنجگانه، بلکه آمریکا و مهمتر از همه ایران نیز در آن نقش داشته باشند.
از این رو، به سود لبنان خواهد بود که تلاش کند طرح ارائهشده از سوی این ائتلاف پنجکشوری و پیشنهادهای آن درباره آینده سلاحهای حزبالله و روند خلع سلاح تدریجی این گروه را وارد مذاکراتی کند که قرار است میان آمریکا و ایران آغاز شود. به بیان دیگر، اگر قرار باشد گره مسئله حزبالله باز شود، این اتفاق بیش از آنکه در بیروت رخ دهد، در چارچوب یک توافق منطقهای گستردهتر میان بازیگران اصلی خاورمیانه و قدرتهای مؤثر بر لبنان رقم خواهد خورد.


نظر شما