twitter share facebook share ۱۴۰۵ تیر ۰۲ 36
تمام طرف‌های ذی‌نفع در لبنان مواضعی دارند که با یکدیگر سازگار نیست و جالب آنکه اسرائیل، یعنی طرفی که در حال اشغال خاک لبنان است، اساساً در مذاکرات میان ایران و آمریکا حضور ندارد.

در ۱۸ ژوئن، ایران و آمریکا توافقی را با عنوان «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» امضا کردند که دو طرف را متعهد می‌کرد فوراً و به‌طور دائمی به خصومت‌ها پایان دهند، تنگه هرمز را بازگشایی کنند و ظرف ۶۰ روز برای دستیابی به یک توافق نهایی وارد مذاکره شوند.

اما کمتر از ۴۸ ساعت بعد، ایران بار دیگر تنگه را بست. دلیل این اقدام نه شکست مذاکرات هسته‌ای بود ــ که هنوز حتی آغاز نشده بودند ــ و نه اختلاف بر سر رفع تحریم‌ها. دلیل آن لبنان بود؛ کشوری که نامش سه بار در بند نخست توافق آمده است. دولت لبنان نه طرف مذاکرات بود و نه حتی با آن مشورت شده بود.

آنچه بن‌بست لبنان آشکار می‌کند این است که «تفاهم نامه اسلام‌آباد» برای حل مشکلات آمریکا طراحی شده است، بی‌آنکه مسائل ساختاری‌ای را که لبنان را در وضعیت جنگی نگه داشته‌اند، برطرف کند.

اگر این توافق به‌طور کامل اجرا شود، مهم‌ترین سند دیپلماتیکی خواهد بود که طی سال‌های اخیر در خاورمیانه بدست آمده است. اما مفاد مربوط به لبنان از اساس با یکدیگر ناسازگارند، زیرا بازیگرانی که رفتارشان در لبنان تعیین‌کننده است ــ اسرائیل، ایران، حزب‌الله و دولت لبنان ــ منافع و اهدافی دارند که نمی‌توان همزمان همه آن‌ها را تأمین کرد. آنچه در هفته نخستِ پرآشوب توافق مانع فروپاشی آن شد، انرژی و تلاش خستگی‌ناپذیر میانجی‌ها بود.

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، از میانجیگری خستگی‌ناپذیر قطر و پاکستان تمجید کرد. گفته می‌شود مذاکرات در اقامتگاهی کنار دریاچه در شهر بورگن‌اشتوک سوئیس طی ۱۸ ساعت گفت‌وگوی فشرده انجام شده است.

با وجود یک وقفه جدی ــ زمانی که هیئت مذاکره‌کننده ایران پس از تهدید دونالد ترامپ مبنی بر اینکه «بار دیگر به‌شدت ایران را هدف قرار خواهد داد» جلسه را ترک کرد ــ مذاکرات از هم نپاشید. تا روز دوشنبه، قطر و پاکستان از تشکیل یک «گروه رفع تنش» برای لبنان خبر دادند تا رخدادهای لبنان موجب فروپاشی مذاکرات میان ایران و آمریکا نشود.

دیپلمات ارشد ایران این سازوکار لبنان را «نخستین آزمون واقعی» توافق توصیف کرد؛ توصیفی دقیق از چالشی که در پیش است. میانجی‌ها هنوز تناقضات پرونده لبنان را حل نکرده‌اند، اما دست‌کم فعلاً سازوکاری ایجاد کرده‌اند که بتواند این تناقضات را مدیریت کرده و مانع از آن شود که کل توافق را از هم بپاشد.

بند اول یادداشت اسلام‌آباد بر «تضمین تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان» تأکید می‌کند. معنای این بند آن است که نیروهای اسرائیلی باید خاک لبنان را ترک کنند. اما اسرائیل که هم‌اکنون حدود ۲۳۴ مایل مربع از جنوب لبنان را در اشغال دارد، هیچ نشانه‌ای از تمایل به عقب‌نشینی نشان نداده است. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، گفته است نیروهای اسرائیلی «تا هر زمانی که برای حفاظت از مردممان لازم باشد» در آنجا خواهند ماند. ایران نیز اصرار دارد که ادامه حضور اسرائیل نقض توافق است.

در روزهای اخیر شکاف میان طرف‌ها بیشتر شده است. ایتامار بن‌گویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل، از نتانیاهو خواست به ترامپ بگوید که «ما نمی‌توانیم این توافق را اجرا کنیم» و حتی اعلام کرد لبنان باید به «زمین بازی اسرائیل» تبدیل شود. از سوی دیگر، مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، ایده اخراج تمامی اعضای حزب‌الله به «سرزمین مادری‌شان در ایران» را مطرح کرد. در مقابل، دولت لبنان تأکید دارد که خروج اسرائیل به دولت امکان خواهد داد «حاکمیت خود را گسترش داده و هرگونه توجیه برای تداوم وجود سلاح‌ها را از بین ببرد.»

تمام طرف‌های ذی‌نفع در لبنان مواضعی دارند که با یکدیگر سازگار نیست و جالب آنکه اسرائیل، یعنی طرفی که در حال اشغال خاک لبنان است، اساساً در مذاکرات میان ایران و آمریکا حضور ندارد.

ترامپ مدعی شده این موضوع اهمیتی ندارد، زیرا به گفته او «آن‌ها احترام زیادی برای من قائل‌اند و هرچه بگویم انجام می‌دهند.» اما پاسخ اسرائیل، که اسموتریچ وزیر دارایی آن را بیان کرده، وعده حضور چندساله در لبنان صرف‌نظر از خواسته‌های آمریکا بوده است.

در زیر این کشمکش‌های ژئوپلیتیکی، بن‌بست داخلی لبنان نیز همچنان پابرجاست. حزب‌الله تا زمانی که بخشی از خاک لبنان در اشغال باشد، حاضر به بحث درباره خلع سلاح نیست. نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله، اشغالگری اسرائیل را به‌طور کامل رد کرده و یادداشت تفاهم اسلام‌آباد را «پیروزی بزرگی» برای ایران خوانده است.

در مقابل، دولت لبنان به رهبری جوزف عون، رئیس‌جمهور، و نواف سلام، نخست‌وزیر، وعده داده‌اند که همه سلاح‌ها را تحت کنترل دولت درآورند؛ اما نه ابزار لازم برای این کار را در اختیار دارند و نه اجماع سیاسی لازم را.

حزب‌الله همچنان نیرویی قدرتمند در پارلمان لبنان است و نبیه بری، رئیس پارلمان، متحدی کلیدی محسوب می‌شود که از نظر ساختاری در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند هر چارچوبی برای خلع سلاح را متوقف کند.

همچنین احتمال اینکه تهران پس از کاهش تحریم‌ها منابع مالی بیشتری به حزب‌الله منتقل کند، کاملاً واقعی است. ایران طی یک سال گذشته، بنا بر گزارش‌ها، مسیرهای تازه‌ای برای انتقال پول به حزب‌الله ایجاد کرده است. واشنگتن می‌گوید این منابع نباید به سازمانی برسند که از سوی آمریکا تروریستی شناخته شده است. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در دفاع از توافق گفت: «ما دقیقاً می‌دانیم پول‌ها قرار است کجا جابه‌جا شوند و خواهیم دید که آیا تلاش می‌کنند سازمان‌های تروریستی را تأمین مالی کنند یا نه.»

هفته گذشته، وزارت خزانه‌داری آمریکا محمود قماتی، از مسئولان حزب‌الله، را به اتهام هماهنگی انتقال نقدی پول از ایران به حزب‌الله تحریم کرد.

با وجود این اقدامات و تحریم‌های سنگین، وزارت خزانه‌داری آمریکا مدعی است ایران تنها در ده ماه نخست سال ۲۰۲۵ حدود یک میلیارد دلار به حزب‌الله منتقل کرده است؛ ادعایی که واشنگتن در نوامبر سال گذشته برای اعمال تحریم‌های بیشتر به آن استناد کرد. بنابراین توافقی که بخشی از این تحریم‌ها را کاهش دهد، بعید است موجب قطع حمایت مالی ایران از مهم‌ترین متحد منطقه‌ای‌اش شود. اگر این پول‌ها همچنان جریان یابند، حزب‌الله می‌تواند با حفظ سلاح‌های خود احیا گردد و حتی موقعیت داخلی‌اش به واسطه همان دیپلماسی‌ای که قرار بود آن را مهار کند، تقویت شود.

در برابر این وضعیت، پیشنهادهای غرب برای تقویت دولت لبنان با جدول زمانی توافق همخوانی چندانی ندارد. آمریکا در حال میانجیگری مذاکرات تاریخی میان اسرائیل و لبنان است و دور جدیدی از این گفت‌وگوها قرار است این هفته در واشنگتن برگزار شود.

همزمان، واشنگتن برنامه‌هایی برای افزایش کمک‌ها و آموزش نیروهای مسلح لبنان دارد. فرانسه نیز اعلام کرده برای جلب حمایت‌های بیشتر از ارتش لبنان کنفرانسی برگزار خواهد کرد. هدف همه این تلاش‌ها آن است که ارتش لبنان آن‌قدر قدرتمند شود که بتواند حزب‌الله را خلع سلاح کند؛ اقدامی که اگر با زور انجام شود، خطر آغاز جنگ داخلی را به همراه خواهد داشت.

این اقدامات مهم هستند، اما ارتش لبنان طی بیش از بیست سال تنها حدود سه میلیارد دلار کمک از آمریکا دریافت کرده است. این ارتش عمداً در سطحی نگه داشته شده که نتواند به نیرویی واقعاً هم‌تراز با حزب‌الله تبدیل شود. بخش عمده این مسئله ناشی از قوانین آمریکا است که واشنگتن را ملزم می‌کند فروش تسلیحات به کشورهای خاورمیانه بر «برتری کیفی نظامی» اسرائیل لطمه نزند.

ارتش لبنان بهای این دکترین بوده است و اکنون این واقعیت ساختاری که طی دهه‌ها شکل گرفته، با مهلت ۶۰ روزه تعیین‌شده در یادداشت اسلام‌آباد برخورد کرده است.

با این حال، آنچه جدید است اراده سیاسی قدرتمندی است که اکنون از توافق حمایت می‌کند. قطر و پاکستان نشان داده‌اند که از ظرفیت و پشتکار لازم برخوردارند؛ چیزی که آمریکا، فاقد آن بوده است.

ترامپ هفته گذشته همزمان ایران را تهدید می‌کرد، از نتانیاهو به‌عنوان «نخست‌وزیری جنگجو» تمجید می‌نمود و حتی پیشنهاد می‌داد سوریه با حزب‌الله بجنگد؛ ایده‌ای که رئیس‌جمهور سوریه علناً آن را رد کرد.

در چنین فضایی، میانجی‌ها توانسته‌اند نظم، توالی و پیگیری را به روند مذاکرات تزریق کنند. آتش‌بس میان حزب‌الله و اسرائیل از روز شنبه برقرار مانده است. پیش از آن نیز کاخ سفید موضعی کم‌سابقه و سخت‌گیرانه در قبال اسرائیل اتخاذ کرده بود. ترامپ گفت که از نحوه برخورد اسرائیل با لبنان راضی نیست. ونس حتی فراتر رفت و هشدار داد که ترامپ «تنها رئیس دولتی در سراسر جهان است که نسبت به اسرائیل همدلی دارد.»

این فاصله‌گیری علنی از متحدی که معمولاً مصون تلقی می‌شود، به حفظ حضور ایران در مذاکرات سوئیس کمک کرد و زمینه‌ساز توافق بر سر گام‌های بعدی در پرونده لبنان و سایر موضوعات شد؛ گام‌هایی که قطر و پاکستان روز دوشنبه با افتخار از آن‌ها رونمایی کردند.

جوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، همان روز را صرف تثبیت این وضعیت از طریق رایزنی با ونس، جرد کوشنر فرستاده کاخ سفید و شیخ محمد آل ثانی، نخست‌وزیر قطر، کرد. برای نخستین بار، سازوکاری ایجاد شده است که بتواند مشکلات ناشی از بحران لبنان را مدیریت کند.

اما تفاوت و در عین حال خطر اصلی این بار آن است که چارچوب پایان دادن به جنگ لبنان مستقیماً به مذاکرات هسته‌ای و امنیت انرژی جهانی گره خورده است. از این پس، هر حمله اسرائیل به خاک لبنان می‌تواند مستقیماً بر تنگه هرمز تأثیر بگذارد.

اکنون آزمون اصلی این است که آیا دو میانجی مصمم ــ قطر و پاکستان ــ می‌توانند از این فرصت برای حل تضاد منافع آشتی‌ناپذیر حزب‌الله، ایران، اسرائیل و رهبران لبنان استفاده کنند یا خیر.

منبع: responsiblestatecraft


نظر شما