twitter share facebook share ۱۴۰۵ خرداد ۳۱ 14
راه امام حسین(ع) راهی برای ساختن انسان، رهایی از بند دنیا، غلبه بر ترس‌ها و نجات از شک و سرگردانی است. کسی که با آگاهی وارد مدرسه حسینی شود، در آن معنا، هدف و شیوه درست زندگی را خواهد یافت.

در روزهایی که در ماه محرم‌الحرام به سر می‌بریم، لازم است بار دیگر بر راه و مکتب امام حسین(ع) تأمل کنیم و با آگاهی، شناخت و بصیرت برای این ایام بزرگ و مقدس آماده شویم. محرم و صفر تنها یک مناسبت تکراری یا موسمی برای ابراز احساسات و عواطف نیستند، بلکه مدرسه‌ای بزرگ برای ساختن انسان، تجدید پیوند او با خداوند متعال و تعمیق ارتباطش با پیام اهل‌بیت(ع) هستند.

عاشورا فرصتی برای اصلاح نفس، خودسازی، تربیت نسل‌ها، بازیابی معنای زندگی، تقویت پایبندی دینی و استوار کردن یقین در دورانی است که شک، اضطراب و بحران‌ها فراوان شده‌اند. کسی که با قلبی گشوده، عقلی بینا و نیتی خالص وارد این مدرسه نشود، ممکن است از آن همان‌گونه بیرون آید که وارد شده بود؛ بی‌آنکه عاشورا در زندگی‌اش به نیرویی برای هدایت و تحول تبدیل شود.

از این رو، آمادگی برای محرم و صفر بر چند پایه اساسی استوار است:

نخست، بازنگری در اهداف زندگی

انسان متناسب با هدفش زندگی می‌کند؛ اگر هدفش کوچک باشد، زندگی‌اش نیز کوچک خواهد بود. اگر هدفش صرفاً مادی و محدود باشد، اسیر لحظه، منفعت و اضطراب می‌شود. اما اگر هدفی بلند، محمدی، علوی و حسینی داشته باشد، افق زندگی‌اش گسترش می‌یابد و از تنگنای دنیا به به سوی اهداف بزرگ الهی قدم می‌گذارد.

بنابراین باید از خود بپرسیم: آیا اهداف ما صرفاً مادی و زودگذرند، یا در راستای آرمان‌ها و ارزش‌های والای اهل‌بیت(ع) قرار دارند؟

دوم، تقویت بُعد معنوی

محرم و صفر ایستگاهی برای خودسازی، درمان ضعف‌های اخلاقی و بازیابی آرامش در روزگار بحران‌ها هستند. هرچه معنویت و ایمان انسان قوی‌تر شود، اضطراب درون او کمتر و آرامش قلبی‌اش بیشتر خواهد شد. انسان اضطراب خود را با انباشت امکانات یا سرگرمی‌های بیشتر درمان نمی‌کند؛ بلکه به درمانی عمیق‌تر نیاز دارد که او را به سوی خدا بازگرداند و به او آرامش قلب بدهد.

سوم، تربیت نسل‌ها بر پایه ارزش‌های حسینی

محرم و صفر تنها مدرسه ای برای بزرگسالان نیستند؛ بلکه فرزندان نیز در این مدرسه معنای کرامت، آزادی، استقامت، یاری حق و پایبندی به دین را می‌آموزند و یاد می‌گیرند که در زندگی هدف و آرمانی فراتر از منافع فردی داشته باشند. از این رو عاشورا ضامن آینده ما و فرزندان ماست.

چهارم، پایبندی عملی به دین از راه تقویت باورهای اعتقادی و عمل به احکام الهی

محبت امام حسین(ع) از حلال و حرام، عبادت و تقوا جدا نیست. هرچه انسان به حلال نزدیک‌تر شود، آرامش و سعادت بیشتری خواهد یافت و هرچه به سوی حرام برود، گرفتار رنج و محرومیت خواهد شد؛ هرچند همه دنیا را در اختیار داشته باشد.

بنابراین محرم و صفر تنها روزهای اندوه نیستند؛ بلکه روزهای خودسازی، رشد معنوی، تربیت نسل‌ها و دستیابی به آرامش و خوشبختی‌اند.

در اینجا پرسش اصلی مطرح می‌شود: چگونه راه امام حسین(ع) می‌تواند راه نجات از شک و اضطراب باشد؟

دین؛ راه آرامش

انسان معاصر با انواع گوناگون شک، نگرانی و بحران‌های روحی روبه‌روست. او از آینده می‌ترسد، در برابر ابهام آن دچار اضطراب می‌شود و احساس می‌کند زندگی سرشار از بحران است. ریشه بسیاری از این نگرانی‌ها در ضعف ارتباط با خداوند و دور شدن از دین به عنوان راه یقین و آرامش نهفته است.

امام حسین(ع) نجات‌بخش انسان از سرگردانی گمراهی و سقوط در دام ستم است. راه او راه بازگشت به خدا، معنا، هدف و شناخت مسیر درست زندگی است.

خداوند متعال می‌فرماید:«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا؛ اوست که آرامش را در دل‌های مؤمنان فرو فرستاد تا بر ایمانشان افزوده شود». (فتح: ۴)

دین در حقیقت راه رسیدن به آرامش است؛ زیرا برای زندگی انسان نقشه راه ارائه می‌کند و او را با قانون الهی هماهنگ می‌سازد. همان‌گونه که جهان بر پایه قوانین خود استوار است، زندگی انسان نیز تنها با هماهنگی با قانون خداوند سامان می‌یابد.

خداوند سرپرست و وکیل بندگان است؛ او روزی می‌دهد، هدایت می‌کند و از بندگانش حمایت می‌کند. از این رو کسی که امور خود را به خدا واگذارد و به دین پایبند باشد، زندگی آرام‌تر و مطمئن‌تری خواهد داشت.

خداوند می‌فرماید: «الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ؛ کسانی که ایمان آوردند و تقوا پیشه کردند، برای آنان در دنیا و آخرت بشارت است » (یونس: ۶۳-۶۴)

اما کسی که از دین فاصله بگیرد، هماهنگی خود را با سنت‌های الهی از دست می‌دهد و گرفتار بحران‌های پی‌درپی می‌شود.

خداوند می‌فرماید: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا؛ هر کس از یاد من روی گرداند، زندگی دشواری خواهد داشت » (طه: ۱۲۴)

ضَنْک تنها به معنی تنگنای معیشت مادی نیست؛ بلکه تنگنای روحی و روانی، احساس پوچی و از دست دادن لذت زندگی را نیز در بر می‌گیرد.

سه‌گانه نجات

دین صحیح سه عنصر اساسی را به انسان می‌بخشد که او را از اضطراب و سرگردانی نجات می‌دهد: معنا، هدف و نظام زندگی.

معنا به این سؤال پاسخ می‌دهد که «چرا زندگی می‌کنم؟» هدف به این سؤال پاسخ می‌دهد که «به کجا می‌روم؟» و نظام زندگی پاسخگوی این سؤال است که «چگونه زندگی کنم؟»

این سه عنصر ستون‌های اصلی شخصیت انسان هستند. اگر یکی از آنها از میان برود، اضطراب و آشفتگی آغاز می‌شود.

خداوند می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به چیزی فرا می‌خوانند که به شما زندگی می‌بخشد » (انفال: ۲۴)

معنا در برابر خلأ مادی

بزرگ‌ترین کمبود انسان امروز، فقدان معناست. انسان مدرن ابزارها و امکانات فراوانی در اختیار دارد، اما پاسخ روشنی برای این پرسش ندارد که «برای چه زندگی می‌کنم؟»

وقتی این پاسخ از میان برود، رفاه به پوچی تبدیل می‌شود و آینده به سرچشمه اضطراب بدل می‌گردد.

امام حسین(ع) انسان را به معنای حقیقی بازمی‌گرداند؛ معنای کرامت، آزادی و رهایی از بردگی هوا و هوس.

آن حضرت در روز عاشورا فرمود: «إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَكُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَارًا فِي دُنْيَاكُمْ؛ اگر دین ندارید و از روز بازگشت (قیامت) نمی‌ترسید، دست‌کم در دنیای خود آزاده باشید.»

این سخن بیانگر معنای زندگی است: انسان نباید برده شهوت، ترس و منفعت باشد.

امام حسین(ع) همچنین فرمود: «لَا وَاللَّهِ لَا أُعْطِيكُمْ بِيَدِي إِعْطَاءَ الذَّلِيلِ وَلَا أَفِرُّ فِرَارَ الْعَبِيدِ؛ به خدا سوگند، همچون انسان خوار و ذلیل تسلیم شما نمی‌شوم و مانند بردگان فرار نمی‌کنم.»

هدف در برابر پوچی و بی‌هدفی

انسان بدون هدف بزرگ، سرگردان می‌شود. دین به انسان می‌آموزد که هدف نهایی زندگی، آخرت و لقاء الهی است.

وقتی هدف تنها دنیا باشد، انسان گرفتار پوچ‌گرایی و ناامیدی می‌شود. اما وقتی مقصد، رضای الهی و آخرت باشد، زندگی معنا و جهت پیدا می‌کند.

امام حسین(ع) در این زمینه فرمود: «أَلَا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لَا يُعْمَلُ بِهِ وَأَنَّ الْبَاطِلَ لَا يُتَنَاهَى عَنْهُ؟ فَلْيَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فِي لِقَاءِ اللَّهِ مُحِقًّا؛ آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل جلوگیری نمی‌گردد؟ پس مؤمن باید مشتاق دیدار خدا در حالی باشد که بر حق است».

و خداوند می‌فرماید: «يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ؛ ای قوم من، این زندگی دنیا بهره‌ای گذراست و آخرت سرای ماندگار است » (غافر: ۳۹)

نظام زندگی

انسان به یک شیوه زندگی نیاز دارد؛ راهی که او را از مبدأ به مقصد برساند.

دین، هنگامی که در شیوه اندیشیدن، رفتار کردن و تعامل با دیگران جلوه یابد، به نظام زندگی انسان تبدیل می‌شود. اما مقصود، دین حقیقی است، نه دینداری ظاهری و منفعت‌طلبانه.

امام صادق(ع) فرمود: «مَنْ أَصْبَحَ وَأَمْسَى وَالدُّنْيَا أَكْبَرُ هَمِّهِ جَعَلَ اللَّهُ الْفَقْرَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ... وَمَنْ أَصْبَحَ وَأَمْسَى وَالْآخِرَةُ أَكْبَرُ هَمِّهِ جَعَلَ اللَّهُ الْغِنَى فِي قَلْبِهِ؛ هر کس صبح و شام کند در حالی که بزرگ‌ترین دغدغه‌اش دنیا باشد، خدا فقر را پیش چشم او قرار می‌دهد... و هر کس آخرت بزرگ‌ترین دغدغه‌اش باشد، خدا بی‌نیازی را در قلب او قرار می‌دهد.»

پیامبر اکرم(ص) نیز فرمود: «حُبُّ الدُّنْيَا أَصْلُ كُلِّ مَعْصِيَةٍ وَأَوَّلُ كُلِّ ذَنْبٍ؛ دوست داشتن دنیا ریشه هر نافرمانی و آغاز هر گناه است.»

و امام علی(ع) فرمود: «حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ الْفِتَنِ وَأَصْلُ الْمِحَنِ؛ دوستی دنیا سرچشمه فتنه‌ها و ریشه بلاهاست.»

رهایی از طاغوت درون

نهضت امام حسین(ع) تنها مبارزه با طاغوت بیرونی نبود؛ بلکه دعوت به مبارزه با طاغوت درونی نیز بود: هوس، خودخواهی، ترس و وابستگی افراطی به دنیا.

خداوند می‌فرماید: «أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ؛ آیا دیدی کسی را که هوای نفس خود را معبود خویش قرار داده است؟» (جاثیه: ۲۳)

چنین انسانی تصور می‌کند آزاد است، در حالی که اسیر خواسته‌ها و ترس‌های خویش است.

عاشورا و رهایی از محاسبات دنیوی

یاران امام حسین(ع) در عاشورا از محاسبات معمول دنیا فراتر رفتند. برای آنان مقام، ثروت و حتی حفظ جان، معیار اصلی نبود؛ بلکه یاری حق و رضای خدا مهم‌ترین هدف بود.

دین حقیقی اضطراب را درمان می‌کند، زیرا انسان را به خدا پیوند می‌دهد.

خداوند می‌فرماید: «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛ هر کس تقوای الهی پیشه کند، خدا راه نجاتی برای او قرار می‌دهد و از جایی که گمان نمی‌کند روزی‌اش می‌دهد؛ و هر کس بر خدا توکل کند، خدا او را کفایت می‌کند » (طلاق: ۲-۳)

امام حسین(ع) پاسدار دین حقیقی

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «حُسَيْنٌ مِنِّي وَأَنَا مِنْ حُسَيْنٍ؛ حسین از من است و من از حسینم.»

امام حسین(ع) ادامه‌دهنده راه پیامبر و پاسدار حقیقت اسلام بود. قیام او برای یک هدف سیاسی محدود نبود؛ بلکه برای حفظ دین راستین، آشکار کردن دین تحریف‌شده و بازگرداندن انسان به مسیر خدا انجام شد.

آن حضرت فرمود: «النَّاسُ عَبِيدُ الدُّنْيَا وَالدِّينُ لَعِقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ، يَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَايِشُهُمْ، فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّيَّانُونَ؛ مردم بنده دنیا هستند و دین تنها لقلقه زبان آنان است؛ تا زمانی که زندگی‌شان رونق دارد گرد دین می‌گردند، اما هنگامی که در بوته آزمایش قرار گیرند، دینداران واقعی اندک می‌شوند.»

راه امام حسین(ع) راهی برای ساختن انسان، رهایی از بند دنیا، غلبه بر ترس‌ها و نجات از شک و سرگردانی است. کسی که با آگاهی وارد مدرسه حسینی شود، در آن معنا، هدف و شیوه درست زندگی را خواهد یافت.

از خداوند متعال می‌خواهیم که ما را در راه امام حسین(ع) ثابت‌قدم بدارد، یقین و آرامش ما را افزایش دهد و ما را از گمراهی، تردید، ترس، اضطراب و بحران‌ها نجات بخشد. آمین.

نظر شما