خود سازی و هدایت جهانیان مهمترین وظیفه طلاب

twitter sharefacebook share۱۳۹۵ اردیبهشت ۰۹ - 2016-04-28

در روز 12 رجب الأصب 1437ق (1/2/1395) جمعی از بانوان طلبه حوزه علمیه حضرت زهرا سلام الله علیها در شهر مقدس قم با مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازی مدظله العالی دیدار کردند. در این دیدار معظم له طی سخنانی رهنمودهایی به میهمانان ارائه دادند

در روز 12 رجب الأصب 1437ق (1/2/1395) جمعی از بانوان طلبه حوزه علمیه حضرت زهرا سلام الله علیها در شهر مقدس قم با مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازی مدظله العالی دیدار کردند.

در این دیدار معظم له طی سخنانی رهنمودهایی به میهمانان ارائه دادند که به شرح زیر می باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم

خدای عزوجل در قرآن کریم می فرماید: «وَأَن لیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَی؛ و اینکه برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست»(نجم/39).

چنان که در آیه کریمه آمده است، انسان همانی را خواهد داشت که برای آن کوشیده و تلاش کرده و عمده داشته اش همین است. در آیات کریمه قرآن کریم و نیز در احادیث شریفه رسول خدا صلی الله علیه وآله و خاندان پاک آن حضرت، دو چیز ملاک و معیار موفقیت و سعادتمندی در دنیا و آخرت دانسته شده است. نخست، دعاست که در آیه ای می خوانیم: «قُلْ مَا یَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ؛ بگو پروردگار من برای شما ارجی قائل نیست اگر دعای شما نباشد»(فرقان/77) و در آیه ای دیگر می فرماید: «وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ؛ و وسیله ای برای تقرب به خدا انتخاب نمائید»(مائده/35).

ایشان افزودند: بنابراین، دو راه برای موفقیت وجود دارد؛ اول دعا، بدین معنی که انسان از طریق و به وساطت اهل بیت علیهم السلام و توأم با اخلاص در تمام کارهای مادی، معنوی، دنیوی و اخروی به خدا امید داشته باشد و پس از آن به تلاش همه جانبه بپردازد، چراکه برای موفقیت، در روایات و دعاها به تلاش و فعالیت اشاره شده است که البته باید راه های آن از اهل بیت علیهم السلام گرفته شود.

لفظ «سَعَی» که در آیه آغازینِ سخن آمده [از سعی گرفته شده است و] بدین معناست که انسان ممکن است با کمی شتاب در راه رفتن، مسیر دو ساعته را یک ساعت و با شتاب بیشتر، همین مسیر را نیم ساعته طی کند و این همان سعی است. در عرصه دانش اندوزی، تحقیق و مطالعه، نگارش و فعالیت هایی مانند آن، انسان می تواند با تلاشِ توأم با جدیت و پشتکار راه سی ساله را ده ساله طی کند. در این میانه یک موضوع بسیار مهم وجود دارد و آن این است که انسان، چه زن باشد چه مرد، با داشتن انواع گرفتاری ها باید در پی خوشگذرانی های این دنیا نباشد، چراکه با این عمرهای کوتاه که حداکثر آن ممکن است یکصد سال باشد، سزاوار نیست اندوخته ای برای آخرت خود نداشته باشد؛ آخرتی که یک روز آن بنا به تعبیر و تصریح قرآن کریم پنجاه هزار سال است؛ آن جا که می فرماید: «فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ؛ در آن روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است»(معارج/4).

بنابراین، حیف است که انسان آخرتِ چند صد میلیون سال [و حتی بی نهایت] را فدای سال های ناچیز این دنیا کند و به جای تدارک دیدن برای سرای دیگر به سرگرمی های این دنیا مشغول شود.

معظم له در ادامه فرمودند: البته این سخن به آن معنا نیست که انسان در دنیا بر خود سخت گیرد و از آسایش و رفاه و نعمت های مشروع دوری گزیند، اما آن قدر هست که بی تفاوتی در تمام امور را کنار بگذارد و چنان که امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام دستور فرموده باید منظم باشد؛ آن جا که فرموده اند: «ونظم أمرکم؛ و کارتان بر پایه نظم باشد».

به عبارت دیگر، انسان نباید به گونه ای زندگی کند که اگر روزی خواسته ای داشت اما به آن دست نیافت، روزگار خود را سیاه کند و دچار جنگ شدید اعصاب شود. بدین ترتیب عمر کوتاه انسان در راه چراها و دست نایافتنی ها و عوارض روحیِ آن تلف می شود که شایسته و سزاوار نیست.

از روح آیه «وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَی؛ و اینکه برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست»(نجم/39) دو موضوع بسیار مهم بر می آید:

1. خودسازی؛

2. هدایت دیگران.

خدای متعال در جای دیگر قرآن کریم می فرماید: «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا؛ و سوگند به نفس آدمی و آن کس که آن را منظم ساخته * سپس فجور و تقوا (شر و خیر) را به او الهام کرده است * که هر کس نفس خود را تزکیه کرده، رستگار شده»(شمس/7ـ9).

بنابر این آموزه الهی اگر انسان نَفسِ خود را تزکیه کند و در واقع خود را بسازد، در برابر کاستی ها و به دست نیاوردنِ آرایه های دنیایی یا در برابر دشنام ها و تهمت ها یا ـ خدای ناکرده ـ اگر دچار فقر، بیماری و مشکلات شود، خویشتن دار می شود.

خدای متعال خطاب به برترین و گرامی ترین آفریدگانِ خود، یعنی حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله فرمود: «یا محمد، لولاک لما خلقت الأفلاک؛ اگر به جهت آفریدن تو نبود افلاک را نمی آفریدم».

این انگیزه و علت آفرینش، که مشرکان مکه به طفیل ایشان خلق شدند، تهمت هایی چون: دیوانه، جادوگر، عاشق و جز آن را متحمل شد، اما نه تنها آنان را نفرین نکرد، بلکه برایشان دعا می کردند و به درگاه خدا عرضه می داشتند: «اللهم اهدِ قومی فإنهم لا یعلمون؛ بارخدایا قوم مرا هدایت کن که اینان نادانند».

مرجع عالیقدر افزودند: جماعت مشرکان، رسول خدا صلی الله علیه وآله را در مکه آماج سنگ قرار می دادند و چون آن حضرت به مدینه منوره هجرت کردند، مشرکان خانه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را فروختند و پول خانه را برای خود برداشتند.

بعد از فتح مکه و ورود حضرت رحمة للعالمین به مکه، فردی را که خانه ایشان را فروخته بود شناختند، اما به هیچ وجه، پول خانه را از او مطالبه نکردند.

قرآن کریم به همگان فرمان می دهد که از آن حضرت الگو بگیرند، آن جا که می فرماید: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکوئی بود»(احزاب/21).

حق مطلب نیز همین است و آن حضرت و ائمه معصومین علیهم السلام نه تنها به دنبال رسیدن به آرایه های دنیایی و خوشگذرانی نبودند، بلکه از آن نیز دوری می جستند.

ایشان افزودند: انسان ها باید این خاندان پاک را الگوی خویش قرار دهند. انسان ها نیازهایی دارند که نمی توان از آن روی برتافت، اما بسنده کردنِ به حداقلِ آن، ممکن است. به عنوان مثال، خواب ضرورت زندگی است، ولی نباید در آن زیاده روی کرد، بلکه باید به قدری خوابید که بیش از حد نباشد و جنبه خوش گذرانی نداشته باشد، به این دلیل که افرادِ موفق، به اندازه نیاز و رفع خستگی استراحت کرده و می کنند تا وقت بیشتری برای فعالیت و پیشرفت در اختیار داشته باشند.

خودسازی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، به ویژه برای آقایان و خانم هایی که در مسیر اهل بیت علیهم السلام گام بر می دارند و در حوزه های علمیه اشتغال و فعالیت دارند و علوم اهل بیت علیهم السلام را دنبال می کنند و فرا می گیرند. روشن باشد که خودسازی به وقت نیاز ندارد، بلکه مستلزم داشتن تصمیم و اراده ی قوی است. توجه داشته باشیم که هر چیزی مراتب و درجاتی دارد، از جمله همین تصمیم. وانگهی خودسازی از چنان اهمیتی برخوردار است که خدای متعال افرادی را که خودسازی و تهذیب نفس دارند رستگار خوانده است، آن جا که می فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا؛ هر کس نفس خود را تزکیه کرده، رستگار شده».

حضرت آیت الله العظمی شیرازی مدظله العالی در ادامه سخنان خود فرمودند: موضوع دوم که بسیار مهم است هدایت دیگران می باشد. این موضوع وقتِ زیادی می خواهد و پیامبران و هدایتگران 99 درصد وقت خود را صرف این مقوله می کردند.

حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله پس از بعثت، سیزده سال در مکه مکرمه و ده سال در مدینه منوره سپری نمودند، که اگر دقت شود در می یابیم که آن حضرت همین نسبت و مقدار از عمر خود را صرف هدایت مردم کردند. در باب هدایت مردم همین بس که رسول خدا صلی الله علیه وآله به امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام فرمودند: «یا علی، لئن یهدی الله بک رجلاً خیر لک مما طلعت علیه الشمس؛ یا علی، اگر خدا به دست تو یک نفر را هدایت کند، برای تو از هرچه که خورشید بر آن بتابد بهتر است».

باید توجه داشت که در بیان قرآن و روایات، لفظ «رجل» تنها مرد را شامل نمی شود، بلکه یک انسان را اراده می کند و مراد این است که یک نفر به راه راست هدایت شود و در مسیر مستقیمِ حق قرار گیرد، مثلاً یک غیر مسلمان، مسلمان و یک شیعه نه چندان پایبند، به شیعه ای متعهد و پایبند بدل شود. و در این صورت به پاس هدایت یک نفر، پاداشی به فرد هدایتگر داده خواهد شد که ارزش آن از تمام آنچه خورشید بر آن می تابد بالاتر و بیشتر است.

به بیان برخی از علما اگر کسی تمام هستی را مالک باشد و آن را در راه خدا انفاق کند، در پاداش، به پای کسی که یک نفر را هدایت کرده باشد نمی رسد.

معظم له در بخش دیگری از سخنان خود فرمودند: در روزگاران گذشته محدودیت هایی وجود داشت و دنیا فضایی بسته بود، اما امروزه کم و بیش در بیشتر کشورهای دنیا آزادی وجود دارد. بیشتر مردم نیز پذیرای حق و حقیقت هستند، منتها مردان و زنان باید به علم و اخلاق اهل بیت علیهم السلام مسلح و آراسته شوند، آن گاه آن را به جهانیان برسانند. نباید انتظار داشت که با یک پیام، سخنرانی و رهنمود، همگان جذب شوند، بلکه این کار سختی هایی دارد و رسول خدا صلی الله علیه وآله که علت آفرینش بودند نیز در این راه آماج سنگ جفای مشرکان شده، بدن مبارکشان زخمی و خونین می شد، اما ایشان در کار و بر دعوت خود استوار بودند و پافشاری می کردند و به هیچ وجه به تهمت ها و دشنام ها اعتنایی نمی کردند.

پس از بیست و سه سال مقاومت و ایستادگی رسول خدا صلی الله علیه وآله در امر تبلیغ اسلام و انجام وظیفه رسالت، شماری از این افراد در فتح مکه مسلمان شدند، و بودند در میان آنان کسانی که واقعاً ایمان آوردند و نفاقی در میان نبود.

ایشان افزودند: امروزه نیز به همین صورت است، یعنی با گفتگو و راهنمایی می توان افرادی را و در نهایت جامعه ای را به اسلام جذب کرد. البته ممکن است این کار زمانی طولانی بطلبد، اما شما و دیگران باید کار خود را با ایستادگی و به دور از خستگی انجام دهید. چنان که گزارش شده آمار زنان جوان و میانسال و سالخورده و دختران نوجوان در جهان از چهار میلیارد تن گذشته است و ممکن است تا 20 ـ 30 سال دیگر این آمار به پنج میلیارد نفر برسد. پر واضح است که 99 درصد این جمعیت بزرگ، به هدایت و ارشاد نیاز دارند، بی تفاوت که مؤمن باشد یا نه.

بنابراین، شما بانوان مؤمنی که در حوزه های علمیه مشغول تحصیل هستید سعی کنید و می توانید دوره سی ساله را ده ساله سپری کنید و بیست سال دیگر را به تبلیغ زبانی و نوشتاری اختصاص دهید. یادآوری می کنم که در سال های اخیر خانم هایی با همسران، برادران و فرزندان خود از کشورهای غیر اسلامی و جامعه غیر مسلمان و کافر نزد من آمده اند که قبلاً مسیحی، یهودی و یا ملحد بوده اند، اما بر اثر یک راهنمایی، مسلمان و شیعه شده اند و برخی از آنان نیز درباره اهل بیت علیهم السلام کتاب نوشته و چاپ و منتشر کرده اند که از نظر آمار، قابل توجه است.

مرجع عالیقدر در ادامه فرمودند: سزاوار نیست و حیف است که چنین فرصت هایی از دست برود. هیچ دلیل شرعی، عرفی و عقلایی وجود ندارد که بر اساس آن، توان خانم ها از توانمندی و قابلیت آقایان کمتر باشد، بلکه خانم ها نیز توفیق های فراوانی داشته اند، چنان که آقایان این گونه بوده اند.

البته کسی منکر گرفتاری های خانم ها و آقایان نیست و هر دو طبقه مشکلاتی دارند، اما در هر دو طبقه افراد موفق وجود داشته و دارد. بله آقایان بیشتر از خانم ها موفق بوده اند، ولی این امر به معنای قابلیتِ بالای آقایان و ناکارآمدی و قابلیت کمتر بانوان نیست، بلکه علت ها را باید در جاهای دیگر جستجو کرد و غافل نباشیم که قابلیت ها و توانمندی های یک خانم بسیار زیاد است.

به یک مطلب باید توجه داشت و آن این است که انسان تا جایی که می تواند برای مدتی ـ مثلاً ـ ده سال از خوشگذرانی و دنبال آسایش بودن و تن آسایی دوری کند. ممکن است انسان چیزی را بخواهد و برای رسیدن به آن، پیگیر باشد که وظیفه اوست. این پیگیر بودن واجب است و عیب و ایرادی متوجه آن نیست. مراد از خوشگذرانی در این گفتار، خوشگذرانیِ از نوع حرام آن نیست، بلکه خوش گذرانی مباح مدّ نظر می باشد که مایه تباه شدن عمر است.

ایشان در این معنا به بیان داستانی از زندگی یکی از عالمان گذشته پرداخته، فرمودند: یکی از علمای گذشته ـ که خدایش رحمت کند ـ زمانی به من می فرمودند دنبال این هستم راهی پیدا کنم که زمان غذا خوردن، چند دقیقه ای کمتر و کوتاه تر شود و از دیگر سو غذایی باشد نیروبخش که انسان با استفاده از آن در راه خدا و خدمت به اهل بیت علیهم السلام توان و قدرت پیدا کند.

این گونه نگرش و اندیشیدن نسبت به صرفه جویی در وقت، عین عقل است. بنابراین هر کسی می تواند خود را مصداق آیه کریمه: «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا؛ هر کس نفس خود را تزکیه کرده، رستگار شده» سازد و در صورتی که بتواند به این مرحله، یعنی خودسازی برسد و آن را در خود به وجود آورد، موفقیت فراوانی کسب خواهد کرد.

معظم له ادامه دادند: وظیفه ارشاد دیگران به عنوان واجب کفایی به شهر یا کشورهای اسلامی یا منطقه ای اختصاص ندارد و به یک گفتگو محدود نمی شود. نوشتن کتاب مفید، علمی و پر محتوا که از هر نظر کامل و شامل و راهگشا باشد تا دیگران بتوانند از آن بهره گیرند، تلاش و همت و زحمت فوق العاده می طلبد و برای این هدف باید درس خواند و مطالب را خوب فهمید تا آنچه را برای مردم بیان می کنید، علمی و مستدل و بنا به فرموده قرآن کریم «البلاغ المبین؛ ابلاغ آشکار [و شفاف]» باشد.

ایشان در ادامه افزودند: بانوان به دلیل ظرفیت های فراوان، هماره حضوری مؤثر داشته اند تا آن جا که رسول خدا صلی الله علیه وآله در جنگ های خود که تماماً دفاعی بود، برای درمان و پانسمان مجروحان جنگ و آبرسانی به رزمندگان از وجود بانوان استفاده می کردند و به عنوان مثال یکی از این بانوان «نسیبه بنت کعب» بود.

در جنگ اُحُد جنگجویان فرار کردند و چند تن از جمله امیرمؤمنان علیه السلام در کنار رسول خدا صلی الله علیه وآله ماندند. گفتنی است که امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام هیچ گاه پشت به دشمن نمی کردند و از همین رو زره ایشان پشت نداشت، از این جهت هیچ زخم شمشیر و تیر و نیزه بر پشت حضرتش وجود نداشت. در جنگ احد حضرت علی علیه السلام نود زخم بر صورت و گردن و دستان و شکم و پای مبارکشان برداشته بود؛ نه زخم سطحی، بلکه زخم های عمیقِ ناشی از جراحت شمشیر و تیر و نیزه بود. در این میان یک نفر در حال فرار بود و سپرش پشت سرش افتاده بود. چنان که در روایت آمده است، حضرت رسول خدا صلی الله علیه وآله خطاب به او فرمودند: «سپرت را بینداز و خود به جهنم برو» او هم سپر خود را افکند و راه فرار در پیش گرفت.

این سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله از آن جهت بود که بنا به فرموده قرآن کریم هرکس از جنگِ زیر پرچم رسول خدا صلی الله علیه وآله فرار کند جایگاهش دوزخ است، آن جا که می فرماید: «وَمَن یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلَی فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ؛ و هر که در آن هنگام به آنان پشت کند مگر آنکه [هدفش] کناره گیری برای نبردی [مجدد] یا پیوستن به جمعی [دیگر از همرزمانش] باشد قطعاً به خشم خدا گرفتار خواهد شد و جایگاهش دوزخ است»(انفال/16).

نسیبه بنت کعب که در خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله بود، به فرمان آن حضرت پیش رفت و سپر و شمشیر پسرش را که در رکاب رسول خدا صلی الله علیه وآله شهید شده بود برداشت و قاتل پسر خود را کشت، سپس به منظور دفاع و حفظ جان رسول خدا صلی الله علیه وآله در برابر گزندها یک سوی آن حضرت ایستاد و امیرمؤمنان علیه السلام در سمت دیگر ایستادند و چند نفر دیگر هم که جمعاً 6 ـ 7 نفر می شدند دیوار حفاظتی در برابر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله ایجاد کردند، حضرتش را در میان گرفتند و با بیش از یکصد تن جنگیدند و نسیبه به عنوان یک خانم، جانانه از ایشان دفاع کرد و رسول خدا صلی الله علیه وآله او را بسیار ستودند.

امروزه مسأله جبهه نظامی وجود ندارد و مطرح نیست، اما جبهه علمی و فکری به طور گسترده وجود دارد و ورود به این جبهه بر مرد و زن به عنوان واجب کفایی است، و بانوان در این امر مستثنا نیستند و تا زمانی که «من فیه الکفایه؛ کسی یا کسانی که از عهده این کار بر بیایند» وجود نداشته باشد بر همگان واجب عینی است.

به منظور ایفای این نقش و وظیفه باید خوب درس خواند و فرصت ها را غنیمت شمرد و از وقت ها بهتر استفاده کرد و نیک یاد گرفت و زیبا و علمی نوشت. در جهان امروز زنی غیر مسلمان کتابی می نویسد و با تیراژ میلیونی منتشر و به چندین زبان ترجمه می شود، چرا این اثر از آنِ یک بانوی مسلمان شیعه نباشد.

آیت الله العظمی شیرازی در این باب فرمودند: هر چیزی مراتبی دارد و چنان که گفته شده است: «إن من البیان لسحراً؛ برخی از بیان ها افسون و افسونگر است».

از این رو انسان باید بیان و قلم خود را زیبا کند تا گیرایی داشته باشد و از این رهگذر خواهد توانست این واجب کفایی را انجام دهد و آنچه را که باید به جهانیان برساند.

قرآن کریم پیامبران را کسانی معرفی می کند که با «بلاغ مبین؛ ابلاغ آشکار و رسا» برای اصلاح جامعه و هدایت مردم آمده اند. شما نیز با همین روش و شیوه خواهید توانست اندیشه و فرهنگ اهل بیت علیهم السلام را به سراسر جهان برسانید و جوامع بشری را با آن آشنا و از آن برخوردار کنید، منتها با بیان و استدلال قانع کننده، به گونه ای که هر شنونده ای با شنیدن آن و تأمل در آن قانع بشود.

حال اگر کسی یا کسانی پس از باور آن، روی برتابند و بدان تن در ندهند، خودشان باید در محضر خدای متعال پاسخگو باشند. مهم این است که باید انجام وظیفه بشود و به فرموده قرآن کریم: «فَمَن شَاء فَلْیُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْیَکْفُرْ؛ هر کس می خواهد ایمان بیاورد (و این حقیقت را پذیرا شود) و هر کس می خواهد کافر گردد»(کهف/29).

مرجع شیعیان جهان افزودند: بدانید هزاران کیلومتر دورتر از ما، میلیون ها خانم هستند که اگر نوشته یا نوشته های شما به آنان برسد می پذیرند و هدایت می شوند و البته ممکن است در میان آنان افرادی معاند وجود داشته باشند که از سر عناد و لجاجت نپذیرند. آن دسته از زنان دوردست ما اگر باور کنند و بپذیرند، قطعاً هزاران و صدها هزار همنوع خود را هدایت خواهند کرد.

جان سخن این که انسان بکوشد با خودسازی به مقام رستگاری دست یابد، چنان که قرآن کریم می فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا؛ هر کس نفس خود را تزکیه کرده، رستگار شده».

یکی از راه های رسیدن به این مرحله، دوری جستن از تن آسایی و خوش گذرانی است. مسلم این است که اگر این امر آنی و لحظه ای تحقق نیابد، به تدریج ممکن است و هرچند در ابتدا سخت به نظر برسد، اندک اندک برای انسان ملکه می شود. این بدان معنا نیست که انسان از نعمت های مباح الهی بهره نبرد که اسلام نیز شأنیت افراد را رعایت کرده و نیازهای طبیعی و منطقی آنان را روا دانسته است، اما اگر به مرحله ای برسد که شهوات و رغبت های نفسانی در میان باشد باید تجدید نظر کرد. آنچه باید لحاظ شود خودسازی است و تهیه وسائل و زمینه برای هدایت دیگران است.

اگر امروز شما در این زمینه اقدام نکنید دیگران دست به کار خواهند شد و شما در روز قیامت حسرت خواهید خورد، پس شما پیشقدم شوید تا دیگران در قیامت افسوس و حسرت شما را بخورند. آنچه بیان شد از مواردی است که قرآن کریم درباره آن می فرماید: «وَفِی ذَلِکَ فَلْیَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ؛ و در این نعمتهای بهشتی باید راغبان بر یکدیگر پیشی گیرند»(مطففین/26).

مسلّم بدانید که در روز قیامت آن کسی از شما به حضرت زهرا سلام الله علیها نزدیک تر خواهد بود که در این دو زمینه بیشتر کار کرده باشد و در خودسازی، مراتب بالاتری را به دست آورده باشد. بکوشید که در تهذیب نفس و خودسازی در هر مرتبه ای که هستید، به مراتب بالاتر دسترسی پیدا کنید و در راه تهیه وسائل و راهکارهای هدایت دیگران تلاش کنید یا در میدان مسابقه ای که آیه فوق بدان اشاره دارد گوی سبقت را ربوده باشید.

امیدوارم خدای عزوجل همگان را از این توفیق بزرگ بهره مند فرماید، وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین.