twitter share facebook share ۱۳۹۵ آبان ۲۶ 461

آنچه امروزْ در جریان است یک حرکت عظیم و شعاری رسا در ظهور ایمان به خدا و عشق به اولیای الهی است. یعنی مصداقی است برای شعائر الله

کسانی که به سفر حج رفته اند می دانند که آن مراسم، مغناطیس عجیبی دارد! یک بار که بروی، موسم حج که می شود، دلت هوای حرم می کند؛ دوست داری بروی طبقه دوم مسجد الحرام، یک دل سیر، آن خانه ساده را نگاه کنی، بعد هم چشم بدوزی به حاجیانی که با رنگ ها و نژادهای مختلف، یکی شده اند و بر گرد بیت المحبوب می گردند؛ بر گِرد حرم خدا...

اما سفر دیگری هم هست که همانطور هوایی ات می کند؛ پیاده روی اربعین... جایی که مسیرش دایره وار نیست؛ صراطی مستقیم است؛ از نقاط مختلف جهان به نجف و کاظمین و کوفه و بصره؛ و از آنجاها به سوی کربلا؛ حرم خوان خدا...

آری! اربعین حسینی فرامی‌رسد و صدای پای راهپیمایان حسینی روزبه‌روز فزون‌تر و رساتر می‌شود

گرچه برپایی اين سنت پسنديده در بعضی دوران‌ها كه مهم‌ترينش در دوران حاكميت پراختناق صدام بود، كمرنگ‌تر شد اما در همان دوران هم به كلی از بين نرفت. در سال‌های پس از سقوط صدام و آزاد شدن عراق، بازشدن راه كربلا به روي عاشقان امام حسين و امكان حضور تسهيل شده شيعيان در عراق، باعث شد كه اين ادای احترام تاريخی به امام حسين عليه‌السلام جان تازه‌ای بگيرد و از يك مراسم غريبانه پياده‌روی، تبديل به راهپيمايی ميليونی شود و در اين چند ساله اخير عملا به بزرگ‌ترين تظاهرات شيعی تبديل گردد و جاده نجف به كربلا رودخانه بزرگ شيعيان جهان ‌می شود كه به دريای كربلا می ريزد.

اینجا هم، مثل خانه خدا، می توانی رنگها و نژادهای مختلف را ببینی... چه می گویم؟ نه تنها نژادهای مختلف، که پیروان ادیان مختلف را... اگر در حرم خدا، ورود غیر حرام است، اما حرم خون خدا غیر مسلمان را «مُسلم» می کند؛ و پناهگاهش می شود از طوفانها و غرقاب ها؛ که فرمود: «مَثَلُ أهلِ بَيتي مَثَلُ سَفينَةِ نُوحٍ؛ مَن رَكِبَها نَجا و مَن تَخَلّفَ عَنها غَرِق».

در این مسیر، میلیونها نفر، از بلاد گوناگون، مشقتی بر خود هموار می کنند که در سوگ عزیزترین عزیزان خود بر خویش روا نمی دارند. این را هم شگفت نیست؛ که فرمود: «إنَّ لِقَتلِ الحُسَينِ حَرارَةً في قُلوبِ المُؤمِنينَ لاتَبرُدُ أبَدا».

آنچه امروزْ در جریان است یک حرکت عظیم و شعاری رسا در ظهور ایمان به خدا و عشق به اولیای الهی است. یعنی مصداقی است برای شعائر الله. در حقیقت خداى متعال خود چنين شکوه و عظمتی را برای امام حسین مشيت فرموده و مقرر داشته است که با هر چيزى كه به نوعى با ايشان مربوط است به شكلى استثنايى برخورد شود و یکی از این استثنائات پاداش زیارت قبر سیدالشهداست که به فرموده امام صادق(ع) «هر کس به‌قصد زیارت قبر امام حسین (ع) از محل زندگی‌اش خارج شود؛ اگر پیاده باشد خدا در ازای هر قدمی که برمی‌دارد حسنه‌ای برای او ثبت و گناهی را از او برطرف می‌کند».
از دیگر عطاهايى كه خداى متعال فقط به امام حسين داده، استحباب زيارت ايشان حتى در حالت ترس است و چه بسا ثواب آن دوچندان مى ‏شود. در حالى كه حج با همه عظمتى كه دارد، مشروط به خالى بودن مسير از خوف وخطر است وجمع فراوانى از فقها فرموده ‏اند كه اگر شخصى بدون اعتنا به اين شرط حج بگزارد و در طى راه خطرى متوجه او شود، حج او صحيح نيست. برخى پا را از اين هم فراتر نهاده وفرموده ‏اند: اگر راه توأم با خوف وخطر باشد ولى شخص به سلامت به حج برود، حج او صحيح نخواهد بود؛ زيرا چنين شخصى به اين شرط كه يكى از شروط استطاعت است اعتنا نكرده است. روشن است كه مفهوم استطاعت فقط ناظر به استطاعت مالى نيست وامنيت راه را نيز شامل مى ‏شود و در حالاتى كه راه ايمن نيست استطاعت حاصل نمى ‏گردد.

اما زيارت امام حسين حتى در حال خوف وترس استحباب دارد ونسبت به آن سفارش شده است. در طى تاريخ با اين كه زمامداران ستمگر، زائران حرم حضرت سيدالشهدا را به زندان مى ‏افكندند وچه بسا دست وپاى آنان را مى ‏بريدند واموالشان را مصادره مى ‏كردند، ولى با اين حال شنيده نشده است كه ائمه آنان را از اين كار نهى كرده باشند، بلكه آنان را به اين كار تشويق مى ‏فرمودند. روايت شده است كه ابن بكير به امام صادق عرضه داشت: هرگاه از منطقه ارجان مى ‏گذرم دلم براى زيارت بارگاه جدت ] امام حسين [ پر مى‏ كشد، ولى وقتى بدان جا مى ‏روم در تمام طول راه از سلطان وجاسوسان ونگهبانان مسلّح، سخت هراسناك ووحشتزده هستم. امام به او فرمود:

يابنَ بُكير، أما تُحِبُّ أن يراكَ اللهُ فينا خائِفاً، أما تَعلَمُ أَنَّهُ مَن خافَ لِخَوفِنا أظَلَّهُ اللهُ في ظِلِّ عَرشِهِ، وكانَ مُحدّثهُ الحسين تحتَ العرشِ وآمَنَهُ اللهُ مِن أفزاعِ يومِ القيامةِ، يَفزعُ النّاسُ ولا يفزعُ، فإن فَزِعَ وَقَّرَتهُ الملائكةُ وسَكَّنَتْ قَلبَهُ بِالبِشارةِ؛ اى پسر بكير، دوست ندارى خدا ببيند كه به خاطر ما ترسيده‏ اى؟ آيا نمى‏ دانى كه هركس به خاطر ما بترسد، خدا او را در سايه عرش خود جاى مى ‏دهد وامام حسين در زير عرش الهى ]همدم و[ هم سخن او خواهد بود وخدا او را از هول وهراس قيامت ايمن مى ‏دارد؟

چنين كسى وقتى مردم وحشت زده مى ‏شوند هراسناك نمى ‏شود؛ زيرا به محض آن كه وحشت زده شود فرشتگان او را دلدارى مى ‏دهند وبا بشارت دادن به او، او را آسوده خاطر مى ‏كنند.

همين مسأله باعث شده است كه زائران بارگاه ابا عبدالله الحسين در سرما وگرما ودر اوضاع دشوار وبا وجود خطرهاى گوناگون ودورى راه به سمت بارگاه ملكوتى آن حضرت بيايند وهمين امر باعث شده است كه امام صادق با چنين تعابير بلند ودرخشانى آنان را بستايد:

اللهم إنّ أعدائَنا عابوا عليهم خُروجَهم فَلَمْ ينهَهُمْ ذلكَ عَنِ الشّخوصِ إلَينا وَخِلافاً مِنهُم على مَن خالَفَنا فَارْحمْ تِلكَ الوُجوهَ الّتي قَد غَيَّرَتها الشّمسُ... اللّهم إني أستَودِعُكَ تلكَ الأنفسَ وتلكَ الأبدانَ حتّى نُوافِيَهم على الحوضِ يومَ العَطَشِ؛ خدايا، دشمنان ما بر بيرون آمدنِ آنان خرده گرفتند ولى اين كار آنان را از آمدن نزد ما باز نداشت وآنان با مخالفان ما از در مخالفت درآمدند. پس بار خدايا اين چهره‏ هايى را كه تابش آفتاب رنگشان را دگرگون كرده است مورد لطف ورحمت خود قرار ده... خدايا من اين جان ‏ها واين پيكرها را در نزد حضرتت به وديعت مى ‏نهم تا در روز تشنگى در كنار حوض كوثر با آنها ملاقات نماييم.

در حديث محمدبن مسلم آمده است كه امام باقر به او فرمود: آيا نزد قبر امام حسين مى ‏آيى؟ گفت: آرى، البته با بيم وهراس. حضرت به او فرمود:

ما كانَ مِن هذا أشدُّ فالثّوابُ فيهِ على قدرِ الخَوف؛ در اين راه هرچه سختى ‏ها بيشتر باشد، ثواب نيز بيشتر و به اندازه ترس است.

كسى‏ كه در راه خدمت به سيدالشهدا سختى ‏ها ومشكلات را تحمل كند، بى ‏شك پاداشش بيش از ديگران خواهد بود، وآن دشوارى‏ ها نيز لطفى است كه خداى متعال در حق او روا داشته است. براى مثال كسى‏ كه يك ميليون تومان در اين راه مصرف كند واين مبلغ  ده درصد دارايى او باشد، وشخص ديگرى همين مبلغ را در راه سيدالشهدا مصرف كند ولى اين مبلغ پنج درصد دارايى‏ اش را تشكيل دهد، بى ‏شك ثواب عمل شخص اول بيشتر خواهد بود.

شخص كارگرى با دسترنج خود حسينيه ‏اى در شهر خود بنا كرد؛ بدين ترتيب كه از صبح تا شب كار مى‏ كرد ودر پايان روز، مزد كار روزانه ‏اش را به سه قسمت تقسيم، وثلث آن را به نام امام حسين پس انداز مى‏ كرد. با گذشت زمان ودر پى بركتى كه خدا در اموال او قرار داد، با همان پس انداز قطعه زمينى در خارج شهر خريد وديرى نپاييد كه آن شهر توسعه يافت وزمين يادشده داخل شهر قرار گرفت. پس از آن، مرد كارگر در آن قطعه زمين حسينيه ‏اى بنا كرد كه هيچ گاه از رفت وآمد نمازگزاران وعزاداران امام حسين خالى نمى ‏شد والبته اين مسأله از توفيقات الهى حاصل شد.

در روز قيامت كه دارايى وفرزندان به كار انسان نمى‏ آيد، اين مرد حسينيه ‏اى در كارنامه اعمال خود دارد كه آن را وقف حضرت سيدالشهدا كرده است.

ما نيز بايد در اين راه قدم برداريم وهمت خود را مصروف خدمتگزارى به امام حسين كنيم وهيچ خدمتى را در اين راهِ بى ‏مانند واستثنايى، كوچك نشماريم؛ زيرا توفيق از جانب خداى سبحان است وخدا تمام امورى را كه به امام حسين مربوط است، استثنايى قرار داده است.

پس حال که کاروان اربعین در حرکت است... همپای کاروان اسرای آل محمد(ص)... و هم نوا با ام المصائب زینب(س)... اگر با پا و تن خویش همراه این کاروان نیستی، با پای دل و جان همراه آن باش... که این کاروان، کاروان عشق است... و کاروان عشق، برای همیشه تاریخ، در حرکت...

برگرفته از کتاب خون سیدالشهدا علیه السلام و مسئولیت ما، نوشته آیت الله سید صادق شیرازی

 

نظر شما