twitter share facebook share ۱۳۹۶ مرداد ۰۸ 692

تواضع، یکی از موضوعات علم اخلاق اسلامی است که بیشتر خصلت های پسندیده از این سرمایه بزرگ سرچشمه می گیرند. مرحوم نراقی در معراج السعاده، در تعریف تواضع می گوید: تواضع، عبارت است از شکسته نفسی که نگذارد آدمی خود را بالاتر ازدیگری ببیند و لازمه آن، رفتار و گفتاری است که دلالت بر احترام دیگران می کند.

هفتمین نصیحت حکیمانه و اندرز ارزشمند لقمان به پسرش نیز، مساله رعایت تواضع و فروتنی است. لقمان به پسرش چنین می گوید: «و لا تصعر خدک للناس...; پسرم! با بی اعتنایی از مردم روی مگردان» یعنی متواضع و فروتن باش.

معنا و مفهوم حقیقی تواضع آن است که انسان در مقایسه با دیگران، امتیاز و برتری ویژه ای برای خویش قائل نشود. وجود چنین حالتی در فرد، باعث می شود که دیگران را بزرگ و گرامی بدارد. زمانی که آدمی دریابد فروتنی او برای برادران مؤمنش، فروتنی برای خداست، احساس سربلندی و عزت می کند.

در روایتی از امام رضا علیه السلام آمده است که از ایشان پرسیدند: حد تواضع که اگر انسان آن را انجام دهد، متواضع محسوب می شود، چیست؟ فرمود: تواضع درجات و مراحلی دارد. یکی از آن مراحل، آن است که انسان قدر و موقعیت نفس خویش را بداند و خود را در آن جایگاه قرار دهد. با مردم آن گونه رفتار کند که انتظار دارد با او رفتار کنند. اگر بدی دید، آن را با خوبی جواب دهد. خشم خود را فرو خورد و از مردم درگذرد.

در اهمیت تواضع همین بس که خداوند سبب سخن گفتن خود با حضرت موسی علیه السلام را وجود این ویژگی در حضرت موسی بیان کرده است. امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند به حضرت موسی علیه السلام وحی کرد: ای موسی، آیا می دانی چرا از میان همه آفریدگانم تو را برای سخن گفتن با خود برگزیدم؟ موسی علیه السلام عرض کرد: پروردگارا! علت آن چه بود؟ خداوند در پاسخ گفت: ای موسی، من در میان بندگانم، کسی را از تو متواضع تر در مقابل خود ندیدم. ای موسی تو چون نماز می گذاری، گونه خویش را بر خاک می نهی.

آراستگی رفتار مدیران و کارگزاران حکومت اسلامی به زیور تواضع، شایسته تر و ضروری تر است. مردم به مقام مدیریت احترام می گذارند و این ارزش گذاری مردم گاهی تأثیر منفی بر مدیر می گذارد، یعنی خود را برتر و مردم را فروتر می پندارد. با توجه به چنین آفتی است که امام سجاد علیه السلام، در دعای مکارم الاخلاق از خداوند می خواهد: «... و هیچ درجه ای از من بین مردم بالا مبر، جز آنکه مرا معادل آن منزلت، در نزد خودم ناچیز گردانی».

مدیری که احساس خودبرتربینی پیدا کند، از یک سو رابطه اش با خداوند بریده می شود و از سوی دیگر رابطه های او با مردم و کارمندانش تیره و تار می شود، برای اینکه مدیر به چنین آفت و بلایی دچار نشود، باید دقت کند هر اندازه که مقام و موقعیتش بالاتر می رود، در حق مردم و کارمندانش فروتنی بیشتری به خرج دهد و مردم را بیش از پیش احترام کند. از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل است: «برترین مردم کسی است که در مسند قدرت و رفعت، نسبت به مردم متواضع و فروتن باشد».

مال و ثروت نیز، در انسان غرور می آفریند و در پی آن، رفتار فرد تغییر می یابد و او همواره در انتظار اطاعت بی چون و چرای دیگران به سرمی برد. به همین سبب به ثروتمندان سفارش کرده اند که در برابر نیازمندان و تهی دستان فروتنی کنند تا از خطر سرکشی و خود برتربینی و در نهایت آلودگی مادی محفوظ بماند. حضرت علی علیه السلام در سخن گهرباری می فرماید: چه خوب است تواضع و فروتنی ثروتمند در برابر فقیران، برای رسیدن به پاداش الهی و از آن بهتر بی اعتنایی و تکبر مستمندان است در برابر اغنیا، به خاطر تکیه و توکل بر خدا.

آثار و فواید تواضع

از احادیث اسلامی استفاده می شود که تواضع شرط قبولی طاعات و عبادت ها است. از جمله در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: تواضع ریشه هر کار نیک و با ارزش است و مقام والایی است... و هر کس برای خدا تواضع کند، خدا او را بر بسیاری از بندگانش شرافت می بخشد... و هیچ عبادتی برای خدا مورد قبول نخواهد بود، مگر اینکه باب آن تواضع است.

تواضع سبب استحکام روابط اجتماعی است و از تیره شدن دوستی ها و پیوندها به خاطر حسادت، جلوگیری می کند. معمولاً هرگاه نعمتی نصیب انسان می شود، مزاحمت های حسودان هم متوجه شخص می شود و گاه این حسادت ها تحمل زندگی را بر صاحب نعمت سخت می کند، ولی نعمت تواضع، حسادت حسودان را برنمی انگیزد. از امام حسن عسکری علیه السلام نقل است که فرمود: «تواضع، نعمتی است که سبب حسادت دیگران نمی شود».

انسان های متواضع را همگان دوست دارند و برای آنها ارزش و احترام قائلند. این گونه افراد با رفتاری گرم و دل نشین دیگران را به سوی خود جلب می کنند و صحبت و هم نشینی با آنان بذر دوستی و محبت را در دل ها می کارد. در نتیجه انسان های فروتن را محبوب دل ها می کند و دیگران از بودن در کنار آنها احساس آرامش می کنند. حضرت علی علیه السلام در این باره می فرماید: «نتیجه تواضع و فروتنی، محبت است و نتجیه گردن کشی، دشنام».

کسانی که از نعمت تواضع بهره مندند، محبوبیت اجتماعی بیشتری در میان مردم دارند. از این رو، مردم در کارها و مشکلات شان بیش از همه به آنها مراجعه می کنند و هم فکری و یاری آنان را می طلبند. در مقابل، مردم نیز این گونه افراد را در سختی های زندگی یاری می کنند و برای رهایی آنان از این تنگناها می کوشند. از حضرت علی علیه السلام روایت است: «سه چیز موجب محبت دیگران می شود: دینداری، فروتنی و بخشندگی».

پیامبر اکرم(ص) به برکت تواضعی که داشت، دل های بسیاری را جذب خود کرد و مردم با مشاهده فروتنی حضرت اسلام می آوردند. عدی بن حاتم، علت اسلام آوردن خود را چنین بیان می کند:  وقتی به مدینه رفتم و از مسجد با آن حضرت به سوی خانه حرکت کردیم، در بین راه پیرزنی از آن حضرت [نکاتی را] پرسید و آن حضرت با بزرگواری و فروتنی خاص، مدتی طولانی کنار او ایستاد و به سؤالات او پاسخ داد. وقتی به منزل رسیدیم، زیرانداز خود را برای من انداخت و خودش در مقابل من روی زمین نشست. من گفتم این تواضع از اخلاق انبیاست، نه از سلاطین و ایمان آوردم.

مضرات خودبرتر بینی

برخلاف افراد متواضع کسانی که دچار غرور کاذب بهتر بودن از دیگران هستند، در عملکرد فردی و روابط اجتماعی‌شان مشکلات زیادی دارند. فرد خودبین به دلیل این‌که تمام توجهش معطوف به خودش است، ظرفیت صمیمی و هم حسی‌اش با دیگران بسیار پایین است؛ پس مردم از پیرامون وی پراکنده می شوند. او هرگز نمی تواند کار گروهی و جمعی انجام دهد؛ زیرا نظر دیگران را نمی پذیرد و از مشورت در کارها پرهیز می کند.

کسانی که دارای عقده خودبرتربینی هستند به شدت نیازمند تایید دیگران‌اند. در همه زمینه‌ها دلشان می‌خواهد بهترین‌ها را داشته باشند تا بتوانند نظر دیگران را به خود جلب کنند. اگر بخواهند چیزی را به‌دست بیاورند تمام زندگیشان را برای کسب آن متمرکز می‌کنند. حالا اگر نتوانند به موفقیت برسند و شرایط تایید دیگران را به‌دست نیاورند بسیار آسیب‌پذیر می‌شوند، تا جایی که ممکن است مبتلا به افسردگی شوند.

برای رسیدن به بهترین‌ها و به دنبال آن تعریف و تمجید اطرافیان، از همین دیگران برای رسیدن به مقاصد خودشان استفاده می‌کنند و در حالی از اطرافیانشان بهره‌کشی می‌کنند که فکر می‌کنند جزء وظایف آنهاست. اگر به هدف خود نرسند احساس حقارت می کنند. از دیگر صفات بارز در این افراد کم تحملی در مقابل انتقاد و حسادت شدید است. افراد خودمحور طاقت شنیدن انتقاد را ندارند و بلافاصله در مقابل آن واکنش نشان می‌دهند و منتقدان را به نادانی، حماقت و درک نکردن واقعیت متهم می‌کنند. همچنین به دلیل حسادت نمی‌توانند با موفقیت دیگران کنار بیایند و اگر از دیگران در مقابل آنها تمجید کنند می‌رنجند.

تواضع و فروتنی، قرارگاه دفاعی میان انسان و شیطان

در خطبه قاصعه که بلندترین خطبه به یادگار مانده از امیرمؤمنان علی (ع) است و محور زیر پا گذاشتن و نفی و سرکوب گردن فرازی و خودکامگی و تکبّر است، سفارشی والا و آموزه ای سخت راهگشا آمده است: «وَ اعتَمِدُوا وَضعَ التَّذَلُّلِ عَلی رُؤُوسِکُم وَ إِلقاءَ التَّعُزُّزِ تَحتَ أَقدَامِکُم وَ خَلعَ التَّکَبُّرِ مِن أَعنَاقِکُم. اتَّخَذُوا التَّوَاضُعَ مَسلَحَةً بَینَکُم وَ بَینَ عَدُوِّکُم إِبلِیسَ وَ جُنُودِهِ؛ تاج افتخارِ فروتنی را بر سرهای خویش نهید و گردن فرازی را در زیر پاهای خود بیفکنید و حلقه خود بزرگ بینی را از گردن هاتان فرود آرید و افتادگی و فروتنی را همچون قرارگاهی دفاعی میان خود و دشمن خود، ابلیس و سپاهیان او قرار دهید». نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲

امام (ع) در این بیان، گذشته از سفارش به نفی تکبّرو گردن فرازی و خود بزرگ بینی، که مادرِ همه بیماری های روحی و منشأ همه تباهی ها در هر عرصه زندگی است، واقعیتی شگفت را بیان کرده که مغفول است و آن این که انسان به محض تکبّر و گردن فرازی و خود بزرگ بینی، خط دفاعی و پایگاه مرزبانی میان خود و شیطان را حذف می کند و به راحتی در دامان شیطان فرو می لغزد.

تعبیر شگفت امام با واژۀ «مَسلَحَة» آمده است. «مَسلَحَة»، اسلحه خانه و محل استقرار مرزبانان و نیز خود مرزبان است. در آن روزگار در مناطق مرزی محل هایی پادگان گونه وجود داشت که در آن سلاح هایی آماده، برای دفاع، قرار می گرفت و تعدادی اندک مرزبان هم در آن مستقر بودند که به محض اطلاع از تحرّک و حمله دشمن آمادۀ دفاع می شدند و مردم منطقه را بسیج می کردند و با آن اسلحه ها تجهیز کامل می کردند و به دفاع برمی خاستند .

سخن امام این است که چون انسان از افتادگی و فروتنی رخت برکَنَد و خود را برتر از دیگران، از نژاد بهتر، دارای علم و دانش برتر، نجات یافته و بهشتی و سرور، و هر گونه گردن فرازی دیگر بیند، چنان باشد که «مَسلَحَة» از مناطق مرزیِ وجود او برچیده شده باشد و دشمن (ابلیس و سپاهیانش) سرزمین وجود او را فتح کنند و او به طور کامل در اختیار شیطان قرار گیرد و شیطانی شود؛ آن را گوید که شیطان می پسندد و چنان کند که آن رانده شده از درگاه حق می خواهد.

 

نظر شما