غيرت ورزی، لازمه حفظ تعلقات آدمی

419 ۱۳۹۷ تیر ۲۶ - 2018/07/17

آدمى در مراحل زندگى تعلقاتى نفسانى يا جسمانى دارد، و همان گونه كه در جامعه، هم جذب يافت مى شود هم دفع، هر انسانى نيز بايد صفتى دافعه در خود داشته باشد تا موجوديّتش را پاس دارد و تعلقاتش را حفظ كند و بدين ترتيب به دست آزمندان غارت نشود و آماج هدف فرصت طلبان قرار نگيرد.

دين، اخلاق، زن و فرزند، و ثروت و مال و نظاير آن از لوازم و شؤون آدمى هستند كه بايد از آنها دفاع كرد و در برابر يغماگران و آز ورزان ايستاد، در غير اين صورت، وضع وحالش همچون ملاّ نصرالدين خواهد بود كه داستان آن چنين است:

ملاّ همسرى داشت و خانه اى و ميش و لباسى. روزى چند دزد براى سرقت داراييهاى او به خانه وى رفتند. دزد اوّل بيامد و ادعاى همسر او كرد و از آنجا كه همسر او از دزد جوان خوشش آمده بود دست به دامان ملا شد كه او را به دزد دهد و بدين سان ملاّ بى همسر ماند. دزد دوم بيامد و بر سر خانه با او كشمكش كرد و دو دزد ديگر گواهى دادند كه خانه از آنِ اين دزد است و زمانى نگذشت كه ملاّ ديگر خانه اى نداشت. پس از آن دزد سوم به شكل دلقكى بيامد و به ملاّ گفت كه اين ميش، خيالى است و در حقيقت سگى بيش نيست. دزدان ديگر نيز گواهى دادند كه اين ميش، سگ است و ملاّ ميش را رها ساخت و دزد سوم آن را برداشت. نوبت به دزد چهارم رسيد. او در راه ملاّ بر سر چاهى نشست و همين كه ملاّ از كنار آن چاه گذشت دزد بدو گفت كه تو را به خدا اين يك دينار را بستان و به چاه فرو رو و انگشتر گرانبهاى مرا از آن بيرون آور. ملاّ دينار را گرفت و لباسهاى خود را كه دينار نيز در آن بود، در آورْد و دزد جامه هاى او برداشت و گريخت و چون ملا از چاه بيرون آمد نيرنگى را كه خورده بود دريافت. پس عصاى خود را برداشت و آن را گرد سرِ خويش مى گردانْد و هنگامى كه دليل اين كار از او پرسيدند گفت: مى ترسم دزد پنجمى خود مرا سرقت كند.

صفت پاس دارنده اين متعلّقات را غيرت مى نامند و اسلام بسيار تأكيد دارد كه شخص به اين صفت آراسته گردد. در اين باره دو گروه حديث در دست است كه يك گروه، غيرت را مى ستايد و گروه ديگر بى غيرتى را نكوهش مى كند.

امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «إذا لم يغرّ الرجل فهو منكوس القلب؛ دل مردى كه غيرت نورزد واژگونه است».

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «كان ابراهيم غيوراً و أنا أغير منه و جدع الله أنف من لا يغار من المؤمنين و المسلمين؛ ابراهيم، غيور بود و من از او غيرتمندترم و خدا بينى آن دسته از مؤمنان و مسلمانان را كه غيرت نورزند به خاك مالد».

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در حديثى شگفت چگونگىِ نداى وجدان انسان را تمثيل مى فرمايد و در پىِ آن سخن از خاموشى آن به ميان مى آورَد به گونه اى كه هيچ آهنگى از آن بر نخيزد: «اگر مردى پيرامون خانواده يا زن يا كنيز خود به غيرت خوانده شود ليك غيرت نورزد خدا پرنده اى را كه قفندر ناميده مى شود سوى او مى فرستد. اين پرنده به در خانه او مى آيد و چهل روز به او مهلت مى دهد و هر روزه ندا سر مى دهد كه: همانا خدا غيور است و هر غيورى را دوست دارد، پس اگر آن مرد به سر غيرت آمد و آن رفتار را نكوهيد، كارى است بجا و گرنه آن پرنده به پرواز درآمده، و بر سر مرد فرود مى آيد و با دو بالش بر چشمان مرد كوبيده و مى رود و از آن پس خداى، روح ايمان را از او مى ستانَد و فرشتگان او را د..ث مى نامند».

صفات فاضله اين گونه هستند و هرگاه لگدمال شوند وجدان آدمى آن قدر بانگ مى زند كه نوميد گردد و در اين هنگام شيطان چيرگى مى يابد و وجدان به خاموشى مى گرايد و آدمى آن قدر در فرومايگى فرو مى رود كه كاملاً واژگون مى گردد و در اين هنگام ديگر براى او پناهگاه و نجات بخشى نيست. آيا ديده ايد كسى كه كار زشتى را مرتكب مى شود، براى نخستين بار وجدان او اين كار را زشت مى شمارد و وى را از ارتكاب آن باز مى دارد، ولى در مرتبه دوم و سوم اين زشت شمردن و بازداشتن تا جايى كاهش مى يابد كه همان كار زشت، زيبا مى نمايد.

حضرت على(عليه السلام) خطاب به مردانى كه غيرت از آنها گرفته شده با درشت گويى فرمود: «يا أهل العراق نُبِّئْتُ أنّ نسائكم يدافعن الرجال في الطريق أما تستحون؛ اى مردم عراق! به من خبر رسيده است كه زنان شما در گذرگاه ها به مردان تنه مى زنند، آيا شرم نمى كنيد».

«أما تستحيون؟! ولا تغارون؟! نسائكم يخرجْن إلى الأسواق و يزاحمْن العلوج؛ آيا شرم نداريد و غيرت نمى ورزيد كه زنانتان به بازار روند و با گستاخان فرومايه برخورد داشته باشند».

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) به فاطمه(عليها السلام) فرمود: «أيُّ شيء خير للمرأة، قالت: أن لا ترى رجلا و لا يراها رجل، فضمّها إليه و قال: ذريّة بعضها من بعض؛ چه چيز براى زن نيكوتر است؟ عرض كرد: اين كه زن، مردى را نبيند و مرد، زنى را. پس پيامبر او را در آغوش گرفت و فرمود: فرزندانى كه بعضى از آنان از ]نسل[ بعضى ديگرند».

گاهى نيز انسان نادان زياده روى مى كند و غيرت را در جايى به كار مى زند كه نبايد و به همين سبب پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: «من الغيرة غيرة يبغضها الله و رسوله: و هي غيرة الرجل على أهله، من غير ريبة؛ در ميان غيرتها غيرتى يافت مى شود كه خدا و رسول، آن را ناخوش مى دارند و آن غيرت بى دليل مرد است نسبت به زنش».

اميرالمؤمنين على(عليه السلام) مى فرمايد: «لا تكثر الغيرة على أهلك، فترمى بالسوء من أجلك؛ به زن خود زياد غيرت مورز كه بدين سبب به بدى كشانده مى شود».

نيز امام(عليه السلام) به فرزندش حسن(عليه السلام) فرمود: «إيّاك و التغاير في غير موضع الغيرة فإنّ ذلك يدعو الصحيحة منهنّ إلى السقم، و لكن أحكم أمرهنّ فإن رأيت عيباً فعجل النكير على الصغير و الكبير؛ از اين كه نابجا غيرت ورزى بپرهيز كه اين، زنان درستكار را به ناهنجارى مى كشانَد، و كار ايشان استوار بدار و اگر باز عيبى در ميانشان ديدى بر خُرد و كلان سخت گير».

*برگرفته از کتاب ارزش ها در نگاه اسلام؛ نوشته آیت الله سید محمد شیرازی

نظر شما
تغییر رمز