نقش تریبون های نماز جمعه در برپایی حادثه عاشورا

244 ۱۳۹۷ مهر ۲۳ - 2018/10/15

در زمان وقوع عاشورا در سال ۶۱ هجری بعضی از صحابه مانند ابوسعید خدری، جابر ابن عبدالله انصاری، سهل ابن سعد ساعدی و ... هنوز زنده بودند، سوال مهمی مطرح می‌شود که یزیدیان چگونه با وجود حضور این صحابه، حادثه کربلا را رقم زدند؟ آن هم در حالی که هر کدام از این صحابه احادیث بسیاری را در فضیلت اهل بیت(ع) نقل کرده‌اند. در شرایطی که یاد علی(ع) با آن همه فضایل در میان مردم زنده بود، حکومت بنی‌امیه آن‌گونه ایشان را تخریب کرد تا زمینه به مرور برای حذف فرزندان ایشان هم آماده شود.

نماز جمعه؛ رسانه بنی‌امیه

در روزگار امام حسین(ع)، روزنامه و لوازم سمعی بصری فعلی وجود نداشت و تنها رسانه جمعی، تریبون‌های نماز جمعه بود. یک نویسنده غربی مشهور درباره این رسانه بانفوذ می‌گوید: «نماز جمعه در صدر اسلام، نماد اقتدار حکومت‌ها بود». امامان جمعه شهرها در آن روزگار، عموماً والیان و استانداران آن دیار بودند و در بعضی شهرها نیز خطیب جمعه، مجزا از والی آن بود، اما به هر حال همه آنان توسط بنی‌امیه انتصاب می‌شدند و موظف بودند طبق بخشنامه‌ها، سیاست‌های اموی را ترویج دهند.

بنی‌امیه با سوء استفاده از نماز جمعه، لعن و سب علی(ع) را راه انداخت و تلاش کرد تمام فضایل اهل بیت(ع) را انکار کند. امامان جمعه اموی دو وظیفه داشتند: اول اینکه احادیث موجود در فضیلت اهل بیت(ع) را تکذیب یا دستکاری کنند و دوم، اینکه در فضیلت خاندان کثیف بنی‌امیه سخن‌پراکنی کنند؛ آن‌ها مجبور بودند آن قدر حدیث جعلی برای مردم از این تریبون‌ها بیان کنند تا بلکه بتوانند شخصیت کریه معاویه را با آن سابقه آلوده خانوادگی، موجه جلوه دهند.

در نقلی آمده است معاویه به مغیرة ابن شعبه گفت: تو را به نماز جمعه می‌فرستم و هیچ توصیه‌ای برایت ندارم، چون خودت به اندازه کافی باهوش هستی اما یک کار را باید تاکید کنم که حتماً انجام بدهی، آن لعن و مذمت علی ابن ابی‌طالب بر بالای منابر است که مبادا ترک کنی.

کتاب «الغارات» داستان یک کمیسیون را برای ما نقل می‌کند، نسخه اصلی این کتاب مهم در زمان جوانی ما موجود نبود اما بحمدالله در حال حاضر این اثر، تصحیح شده و متن اصلی آن موجود است. نویسنده این کتاب از ابوجعفر اسکافی، متوفای ۲۴۰ هجری نقل می‌کند که معاویه، برای جعل روایت به دو هدف زشت کردن وجهه اهل بیت(ع) و ایجاد فضایل دروغین برای بنی‌امیه، گروهی چهار نفره متشکل از: عمروعاص، مغیرة ابن شعبه، ابوهریرة و عمرو ابن زید تشکیل داد.

این گروه که کمیسیون تحقیق و تفحص معاویه محسوب می‌شد، با برنامه منظم و مشورت، جعل احادیث را در دستور کار قرار داد و موظف بود هر از گاهی، نتایج بررسی‌های دروغین خود را با مردم در میان بگذارد. از جمله دروغ‌هایی که در نماز جمعه مطرح شد و بین مردم عوام هم انتشار یافت، حدیث موسوم به «منزلت» بود. همه ما مطلع‌ایم که پیامبر(ص) به علی(ع) فرمود: تو برای من به منزلت هارون برای موسی هستی با این تفاوت که بعد از من پیامبری نیست. خطیبان جمعه بنی‌امیه با اشاره این کمیسیون بر منابر گفتند عبارت پیامبر در وصف علی، هارون نبوده بلکه قارون بوده است!، همچنین احادیث پرتعداد دیگری درباره امام علی(ع) همچون بی‌وفایی او به فاطمه زهرا(س)، اختلاف با پیامبر(ص) و ... جعل کردند.

علامه حلی در «نهج‌الحق» آورده است که تمام ائمه جمعه در زمان بنی‌امیه موظف بودند لعن و سب علی(ع) را در خطبه‌ها و حتی دعاها اعلام کنند و ایشان را شخصیتی بدعت‌گذار و خون‌ریز در تاریخ اسلام نشان دهند! یکی از احادیثی که آن‌ها جعل کردند و برای آن دوراندیشی به خرج می‌دادند، این بود: «کسی که در جامعه اسلامی تفرقه بیندازد، باید گردن او را بزنید، هر کسی که باشد»، بنی‌امیه این جمله دروغین را به پیامبر(ص) نسبت داد، آن را از تریبون‌های عمومی و رسانه نماز جمعه تکرار کرد و بدین ترتیب از سال‌ها قبل عاشورا، فضا را برای حذف شخصیت‌هایی همچون امام حسین(ع)، عادی‌سازی کرد.

وظیفه مردم در دوران بمباران تبلیغاتی

مردم اگر احساس کنند تحت تأثیر بمباران تبلیغاتی یک دستگاه، فکر و اراده و شعور خود را از دست می‌دهند باید ذهن خود را از القائات و آن صحبت‌ها دور کنند، چرا که قرآن کریم در آیه ۹۷ سوره نساء می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا»، از زیانکاران سوال می‌شود که چرا به چنین جایگاهی گرفتار شده‌اید؟ پاسخ می‌دهند ما در زمین بضاعتی نداشتیم و تحت تأثیر صاحبان قدرت بودیم، در جواب به آن‌ها گفته می‌شود زمین خدا وسیع بود، چرا مهاجرت نکردید؟ با توجه به این آیه یکی از مصادیق مهاجرت کردن، دور کردن گوش و ذهن از بمباران تبلیغاتی است.

کسی که خود را دائماً در معرض رسانه‌های ضد دین و اخبار ضعیف قرار دهد، پس از مدتی مثل آن چه از آن رسانه‌ها می‌بیند و می‌شنود، فکر می‌کند. افرادی که هر روز اخبار ضعیف گوش می‌کنند بعد از مدتی شعور و درک صحیح از اوضاع را از دست می‌دهند.

خداوند در سوره حجرات می‌فرماید: برای پذیرش خبر، حتماً ببینید گوینده خبر فاسق نباشد، بلکه عادل باشد. عجیب است که این آیه باید برای ما فقها، مستند فتوا قرار بگیرد اما فقط از این آیه به مساله حجیت خبر واحد تمرکز کرده‌ایم! به عقیده من این آیه می‌گوید رئیس یک خبرگزاری، مدیرمسئول یک روزنامه و رئیس یک صدا و سیما باید عادل باشد و این عدالت برای مردم هم مسجل شود، وگرنه برای مردم مشکل شرعی دارد اگر به رسانه‌هایی بدون این ویژگی اعتماد کنند. یکی از گناهان مردم زمان بنی‌امیه این بود که فسق خطیبانی همچون مغیرة را تشخیص نمی‌دادند، پای صحبت‌های او می‌نشستند و ادعاهای او را در جامعه برای هم بازگو می‌کردند.

همچنین آیه ۸۳ سوره نساء بیان می‌کند: «وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ»  یعنی خبر نیاز به استنباط و تحلیل دارد، اگر هم کسی توان استنباط و تحلیل ندارد باید به تحلیل‌گر مربوط مراجعه کند. مثلاً اگر کسی خبری در زمینه تاریخ می‌شنود باید برای تحلیل آن به تاریخ‌دان و اگر خبری درباره فقه می‌شنود، برای تحلیل آن به فقیه مراجعه کند. امام صادق(ع) در دو حدیث مجزا، به این مضمون می‌فرمایند چه بسیار اند اهل روایتگری و چه اندک‌اند اهل درایت! و همچنین می‌فرمایند: «همّت‌السفهاء روایة، همّت العلماء درایة»، یعنی نهایت تلاش سفیهان، روایت است در حالی که همت دانشمندان بر تحلیل و درایت معطوف می‌شود. امام علی(ع) نیز در حکمت ۶۸ نهج‌البلاغه می‌فرمایند: شما را به خدا خبر را بسنجید، آن هم با عقل درایت و نه عقل روایت.

* ایکنا/ آیت‌الله سیدمصطفی محقق داماد

نظر شما
تغییر رمز