بهداشت روانی انسان معنوی

469 ۱۳۹۷ آذر ۱۹ - 2018/12/10

همه ما پیرامون خود با افرادی برخورد کرده ایم که علی رغم بهره مندی از مال و ظواهر فریبنده، از شرایط خود راضی و خشنود نیستند و سرگردان و غمگین به نظر می رسند؛

چرایی این امر در حالات معنوی مردمان مادی نهفته است، آنانکه در زندگی جایی برای خدا قائل نیستند، دور نیست که با وجود برخورداری از امکانات دنیا، با انواع مشکلات روحی دست و پنجه نرم کنند.

یکی از مهم ترین دستاوردهای دین در زندگی ایجاد سلامت روان است. انسانی که اراده خداوند را در جزء جزء زندگی خود ساری و جاری می بیند و دنیا و دستاوردهای مادی را ارزش و هدف نخستین خویش قرار نمی دهد، از آرامش روان و رضایت باطن برخوردار بوده، شاد و امیدوار است، با غم و افسردگی میانه ای ندارد و در برابر حوادث تلخ و مشکلات روزگار ناامید نگشته، از پای نمی افتد.

امید

امید نیروی محرکه آدمی است. آنکس که امید نداشته باشد دست از کار و فعالیت کشیده دچار خمودگی و ایستایی می شود؛ حال آنکه انسان امیدوار برای رسیدن به اهداف خود دست به برنامه ریزی، کار و تلاش زده، در مقابل موانع پیش رو از حرکت باز نمی ایستد و با خوش بینی و صبر و پشتکار، سرانجام موفقیت را از آن خود می کند.

گویند که حضرت عیسی(ع) در جايی نشسته بود و پيرمردی را مشاهده کرد که با کمک بيل و کلنگ به شکافتن زمين مشغول است، حضرت عیسی(ع) به پیشگاه خداوند عرضه داشت: خدايا! اميد و آروز را از او بگير. ناگهان پيرمرد بيل را به کناری انداخت و روی زمين دراز کشيد و خوابيد. کمی بعد حضرت عیسی (ع) عرضه داشت: بارالها! اميد و آرزو را به او برگردان. ناگهان مشاهده کرد پيرمرد برخاست و دوباره مشغول فعاليت و کار شد.

حضرت از او سؤال کرد که من دو حال مختلف از تو ديدم، يک بار بيل را به کنار افکندی و روی زمين خوابيدی، اما در مرحله دوم برخاستی و مشغول به کار شدی؟ پيرمرد در جواب گفت: در مرتبه اول فکر کردم پير و ناتوان شده ام، چرا اين همه به خود زحمت دهم و تلاش کنم؟ بيل را به کنار انداختم و بر زمين خوابيدم. ولی چيزی نگذشت که اين فکر به خاطرم خطور کرد که از کجا معلوم که سال های زيادی زنده نمانم؟ انسان تا زنده است بايد برای خود و خانواده اش تلاش کند، از اين رو برخاستم و بيل را گرفتم و مشغول کار شدم. (بحارالانوار، ج41، ص923)

دین موجب می شود که انسان، قوانین حاکم بر هستی را منحصر به قوانین شناخته شده ندانسته و خواست و اراده الهی را مافوق همه قوانین و نظامات علمی بداند و همین امر، نور امید را همواره در ضمیر وی زنده نگاه دارد که به فرموده خداوند سبحان «لاَ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ؛ از رحمت خداوند نومید نشوید»، پس صبر پیشه کرده استقامت و پایداری ورزید که «إن بَعد العُسرِ یسراً».

در اسلام، اميد جايگاه رفيعی دارد تا جايی که در روايات معصومين از اميد به عنوان رحمت الهی ياد شده است. پيامبر اکرم(ص) می فرمايد: «الأمل رحمه لأمتي و لولا الأمل ما رضعت والده ي ولدها و لا غرس غارس شجرها؛ اميد، رحمتی برای امت من است و اگر اميد و آرزو نبود، هيچ مادری فرزندش را شير نمی داد و هيچ باغبانی نهالی نمی کاشت». (بحار الانوار، ج47، ص271)

قرآن در آیه 218 سوره بقره ویژگی اصلی مومنان و مهاجران و مجاهدان در راه خداوند را امید به رحمت خداوند معرفی می کند: «آنان که ایمان آورده اند و کسانی که هجرت نموده و درراه خدا جهاد کردند به رحمت خدا امید دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است»،

و در آیه 5 سوره عنکبوت جهت تشویق و ترغیب انسان به کارهای شایسته از امید بهره می برد: «کسی که به دیدار خداوند امید دارد، بداند که مهلت خداوند از سوی او آمدنی است و او شنوای دانااست»

از منظر قرآن کریم، امید، از چنان جایگاهی برخوردار است که نقطه مقابل آن، یعنی یأس و ناامیدی از جمله گناهان کبیره شمرده شده است، چراکه یأس از رحمت خداوند، در حقیقت محدود کردن قدرت و پنهان کردن وسعت رحمت اوست. انسان ناامید احساس می کند که تمامی پل های پشت سر خویش را خراب کرده و هیچ راه بازگشتی وجود ندارد. از این رو انگیزه خود را برای جبران از دست می دهد و با تصور این که راهی برای مبارزه با مشکل نیست و آینده اى مبهم و تاریک در انتظار اوست، به گرداب یأس و افسردگی روانی می افتد و در سراشیبی سقوط و غرق شدن پیش می رود

از این رو قرآن کریم در آیه 87 سوره یوسف نا امیدی از رحمت خداوند را از صفات کافران معرفی می کند: «إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ؛ جز گروه کافران کسى از رحمت‏ خدا نومید نمی‌‏شود»

و در آیه 56 سوره حجر ناامیدی را نشانه گمراهی معرفی می کند: «وَ مَن یَقْنَطُ مِن رَحْمَهِ رَبِهِ إِلَا الضَالُون؛ جز گمراهان، چه کسی از رحمت پروردگارش مأیوس می‌شود؟»

بنابراین طبق آموزه های دین باید روزنه های امید را همواره باز گذاشت و بدین منظور در گام اول بر خدا توکل نموده از او یاری جست: «و من یتوکّل على الله فهُو حسبُهُ»  زیرا که در آیه 160 سوره آل عمران آمده است: «اگر خداوند شما را یاری کند، هیچ کس بر شما چیره نخواهد شد، و اگر شما را واگذارد، چه کسی بعد از او شما را یاری خواهد داد. مؤمنان باید فقط بر خدا اعتماد کنند»

و در گام بعد به صرف توکل اکتفا نکرده، در راه هدف از بذل هرگونه تلاشی دریغ ننمود و بی وقفه کوشید و پویید چراکه اميد حقيقی، اميدی همراه با عمل نيكو و به دور از هرگونه رخوت و سستی است. خداوند در آيه 110 سوره كهف می ­فرمايد: «فَمَنْ كَانَ يَرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا؛ كسی كه اميد به ملاقات پروردگارش (و پاداش الهی) دارد، بايد عمل صالح انجام دهد». امام صادق عليه السلام در این خصوص می ­فرمايد: «مؤمن، مؤمن نباشد تا آنكه ترسان و اميدوار باشد، و ترسان و اميدوار نباشد تا برای آنچه می‌ترسد و اميدوار است عمل كند» چنین امیدی انرژی روانی انسان را افزایش داده، به او در مقابله با مشکلات، نیرو و قوت می بخشد، از ترس و اضطراب وی کاسته و سختی ها را پیش چشمش بی اهمیت جلوه می دهد و با ایجاد حس خوش بینی به زندگی، در نهایت سبب ایجاد شادی، آرامش و رضایت باطنی می شود. 

رضایت و آرامش درون

بزرگترین گمگشته انسان عصر مدرن آرامش و رضایت باطنی است. بسیارند کسانی که در کار و تحصیل به قله موفقیت رسیده و بهروزی را از آن خود کرده اند، اما با هر گامی که به پیش رفتند بر تشویش و اضطرابشان افزوده شده و روح ناآرام و سرگشته آنان را این کامیابی ها سودی نبخشیده است.

امروزه علم و تکنولوژی بسیاری از مشکلات بشر را حل نموده، ولی همزمان بیماری های روحی بسیاری همچون استرس افزایش چشمگیری داشته است، به گونه ای که استرس را بیماری قرن نامگذاری کرده اند. این امر توجه روانشناسان را بار دیگر به تأثیر دین در سلامت روان جلب نموده و روان شناسان بزرگی همچون ویلیام جیمز، کارل یونگ و هنری لینک به تأثیر ایمان در ایجاد آرامش روانی، اعتماد به نفس و قدرت روحی انسان پرداخته اند.

خداوند سبحان در آیات متعددی از قرآن کریم این حقیقت را یادآوری نموده است از جمله:

«أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» همانا با یاد خدا دلها آرامش می‎یابد (رعد: 28)

«هُوَ الَّذی اَنْزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ الْمُؤمنین» او کسی است که بر دل مؤمنان آرامش را فرو فرستاد (فتح: 28)

«الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبَسُو ایمانَهُم بِظُلْمٍ اُولئک لَهُم الاَْمْنُ وَ هُم مُهْتَدُون» آنان که ایمان آورده اند و ایمان خود را به ستم نیالوده اند، آرامش و امنیت برای آنان است و آنان هدایت یافتگانند (انعام: 82)

«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکاً» هر کس از یاد خداوند روی بگرداند، زندگی سخت و دشواری خواهد داشت ‎(طه: 124)

خداوند همچنین با ذکر نمونه هایی در قرآن، به آرامش حاصل از یاد او در هنگام بروز حوادث و سختی ها می پردازد:

هنگامی که مادر حضرت موسی(ع) فرزند خود را از ترس کشته شدن در گهواره ای نهاد یاد خدا او را آرام نمود و به مدد یاری حضرت دوست توانست این آزمایش را با موفقیت به پایان رساند: «و دل مادر موسی واله و نگران شد، به طوری که اگر قلبش را استوار نساخته بودیم که از باوردارندگانِ [وعده ما [باشد، نزدیک بود آن [ماجرا] را فاش سازد» (قصص: 10)

بنی اسرائیل هنگام فراز از مصر در حالی که لشکریان فرعون را در پی خویش می دیدند، با سخنان موسی که با اطمینان از یاری خدا سخن می گفت، آرامش یافتند: «و چون آن دو گروه یکدیگر را دیدند، اصحاب موسی گفتند: ما قطعاً به چنگ آنان خواهیم افتاد. [موسی] گفت: چنین نیست. بی تردید پروردگارم با من است و به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد.» (شعراء: 61-62)

 اصحاب کهف در میان مردم مشرک و توحیدستیز شهرشان، در اثر برخورداری از آرامش الهی با شهامت تمام در برابر همه قدرت ها و جاذبه های دنیای مادی ایستاده، شعار توحید سر دادند: «و دل هایشان را استوار ساختیم، آن گاه که قیام کردند و گفتند: پروردگار ما خداوندگار آسمان ها و زمین است، و هرگز جز او معبودی را نمی خوانیم ...» (کهف: 14)

بسیاری از آموزه های دین به نوعی با ایجاد آرامش در درون انسان مرتبط است. قناعت، ترک حرص و آز و کمک و دستگیری از دیگران از جمله این آموزه هاست؛ پس آنانکه علی رغم داعیه دینداری به آرامش درون نمی رسند، راه را اشتباه رفته اند و در نتیجه حسادت، چشم و هم چشمی، طمع و وابستگی به دنیا آرامش را از خویش سلب نموده اند.

برای مثال پذیرش واقعیت های زندگی یکی از آموزه هایی است که عمل بدان گرد غم و افسوس را از چهره انسان زدوده و بدو آرامش می بخشد. خداوند در آیه 216 سوره بقره می فرماید: «...عَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ؛ شاید چیزی را ناخوش بدارید و در آن خیر شما باشد و شاید چیزی را دوست داشته باشید و برایتان ناپسند افتد خدا می‌داند و شما نمی دانید.»

درست است که انسان دوست دارد به موفقیت رسیده و اهداف خویش را محقق کند اما اگر علی رغم تلاش بسیار به آنچه می خواست دست نیافت، کار خود را به دست با تدبیر خداوند سپرده و به فرموده امام علی(ع) «هر گاه آنچه را که می خواهی نیست پس آنچه را که هست بخواه» عمل نماید آنگاه است که به آرامش می رسد.

توصیه به ساده زیستی و دوری از تشریفات یکی دیگر از این آموزه هاست. مسلم است که هرچه زندگی پیچیده تر و تشریفات آن بیشتر شود بر تنش ها و فشارهای روحی افراد اضافه خواهد شد، حال آنکه ساده زیستی و نادیده گرفتن و اداب و سنت های دست و پاگیر به ایجاد آرامش بیشتر در افراد می انجامد. امام علی(ع) می فرمایند: «الرَّغْبَةُ مِفْتَاحُ النَّصَب وَ مَطِیةُ التَّعَبِ؛ شیفتگی دنیا، کلید دشواری و مرکب گرفتاری است.» و در حدیث گهربار دیگری از امام صادق(ع) امده است: «شیفتگی در دنیا، مایه غم و اندوه است و زهد در دنیا، آسایش جسم و جان را در پی دارد.»

اما شاید بتوان خودسازی را در رأس همه این آموزه ها دانست. اگر انسان نظام اخلاقی و باورهای خود را اصلاح نموده، روح خود را از آلودگی ها پاک کند، بی تردید آرامش روان ثمره چنین اصلاحی خواهد بود. اصلاح فرد از آنجا اهمیتی دو چندان می یابد که به اصلاح جامعه انجامیده و به تبع آن با کاهش تخلفات و جنایات و سایر آلودگی های اخلاقی در جامعه، مردم احساس امنیت و آرامش بیشتری خواهند کرد. قرآن در سوره مباركه اعراف می فرمايد: «يا بني آدم اما يأتينكم رسل منكم يقصون عليكم آياتي فمن اتقي واصلح ولاخوف عليهم ولا هم يحزنون؛ ای فرزندان آدم اگر رسولانی از خود شما به سراغتان بيايند كه آيات مرا برای شما بازگو كنند (ازآنها پيروی كنيد) زيرا آنها كه پرهيزگاری پيشه كنند وعمل صالح انجام دهند (ودر اصلاح خويش وديگران بكوشند) نه ترسی برآنها هست ونه غمناك هستند.» با توجّه به اين آيه می توان گفت كه كوشش در جهت اصلاح خويشتن وديگران، ترس وغم را از دل آدمی دور می كند، نه در اين دنيا نا امنی وتهديد وترس سراغ آدمی می آيد ونه در آخرت، چرا كه پاك سازی خويشتن وساختن نفس موجب رضای الهی می شود و در نتيجه امنيت اخروی آدمی تضمين می گردد.

شادی

دین اسلام به شادی و نشاط اهتمام ویژه ای دارد به طوری که ضمن توصیه به خوشرو بودن و پرهیز از اخم و ترشرویی، مؤمنان را به شادمان نمودن و زدودن غبار غم از چهره دیگران سفارش می کند. در روايات اسلامی آمده است كه »المومن حشر بش« يعنی مومن كسی است كه با نشاط زندگی می كند. حضرت علی(ع) نیز می فرمايد: «مومن را سه وقت است؛ وقتی كه در آن با پروردگار خود راز و نياز می كند، وقتی كه به حساب نفس خود می رسد و وقتی كه به لذت حلال و خوش می گذراند». این اهتمام از آن رو است که شادی یکی از نیازهای اساسی انسان است و اگر شخصی نتواند این نیاز طبیعی خود را برآورده سازد، آنگاه به سراغ فرهنگ ها و جوامع دیگر رفته و جذب ارزش های آنان می شود؛ بنابراین آنچه در اسلام نهی می شود نه شادی کردن که غفلت از خود است، يعنی هر چيزی كه موجب غفلت در انسان شود در اسلام از آن نهی شده است. 

گرچه تفریح و سرگرمی، کسب مال و تحصیل و... همگی به نوعی در انسان حس شادی بر می انگیزد، اما آنچه منظور نظر است و از اهمیت مضاعف برخوردار، شادی پنهانی و قلبی است که تنها به مدد ایمان و کسب معنویت حاصل می گردد. آری این دین است که در انسان ایجاد خوش بینی و امید نموده و زندگی او را هدف دار می کند و رضایت و آرامش درونی را برای او به ارمغان می آورد.

این فکر که زندگی پوچ و بی معناست در انسان حس افسردگی ایجاد می کند و احساس درماندگی در برابر حوادث و ناملایمات زندگی بر اضطراب او می افزاید؛ در چنین شرایطی است که مذهب به کمک آدمی آمده و حس آرامش و شادی را بار دیگر در او بارور می کند.

یکی از مهم ترین آموزه های دین که به حس شادی و رضایت در آدمی می انجامد کمک و دستگیری از دیگران است. وقتی که انسان به نیازمندان کمک نموده و به گونه ای باری را از دوش جامعه بر می دارد، احساس رضایت و شادمانی خواهد کرد و این سرور در دنیا و آخرت شامل حال وی خواهد شد؛ چنانکه خداوند متعال در آیه 15 سوره روم می فرماید: «فَأَمَّا الَّذِینَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِی رَوْضَةٍ یُحْبَرُونَ؛ اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، در گلستانی، شادمان می‌گردند»

«مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحاً فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاَ هُمْ یَحْزَنُونَ؛ هر که به خداوند یگانه ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد، نه ترسی در وی هست و نه غمگین خواهد شد» (مائده: 69)

«بلي من اسلم وجهه لله وهو محسن فله اجره عند ربه ولا خوف عليهم ولاهم يحزنون؛ آری، كسی كه روی خود را تسليم خدا كند ونيكوكار باشد پاداش او نزد پروردگارش ثابت است، نه ترسی بر آنهاست ونه غمگين می شوند» (بقره: 112)

پس می توان از اين آيات اينگونه برداشت كرد كه افراد نيكوكار وخدمت رسانِ به مردم، كه موجبات آرامش ديگران را فراهم می كنند، خداوند هم در مقابل شادی و آرامش دنيا وآخرت آنها را تأمین می نماید.

 گویند که شخصی شادمان و مسرور خدمت امام جواد(ع) رسید. حضرت فرمود: چیست که تو را شاد می‌بینم؟ عرض کرد: از پدرت شنیدم که می‌فرمود: «بهترین روزی که سزاوار است بنده خدا در آن روز شاد باشد، روزی است که توفیق خدمت و دستگیری از برادران مؤمن نصیب او گردد» و امروز من موفق شدم به ده نفر از برادران فقیر بخشش کنم. حضرت فرمود: «به جان خودم سوگند! تو شایسته این شادی هستی، اگر انفاق خود را با منت گذاشتن، نابود نکرده باشی».

سخن پایانی: انسان معنوی انسانی است که در زندگی به آن پایه از سلامت و بهداشت روان رسیده است که از اضطراب و تشويش رهیده و باطن آرامى یافته، افسردگی را کنار زده و از لحاظ روانى به شادی رسیده، زنگار ناامیدی را از دل خود زدوده و به زندگی امیدوار گشته، نزاع با خویش را ترک گفته و رضايت باطن را جایگزین آن ساخته و از همه مهمتر زندگى برايش معنى دار است و بسوى هدفى فراتر از زندگى مادى در حرکت.

و هدف ادیان این است كه چنين انسان‏هائى را پرورش دهند. وقتی در قرآن اوج یک انسان را اینگونه به نظاره می نشینیم «يا ايتهاالنفس المطمئنه» اين آرامش و رها بودن از اضطراب و تشويش، علامت يك انسان معنوى است؛ انسانی که همیشه شاد است و به تعبير امام علی ‏عليه السلام «لايرجون احد منكم الا ربه» به خداى خودش اميدوار. بهداشت روانى يك انسان معنوى به اين است.

نظر شما
تغییر رمز