نقش ثروت در سعادت یا شقاوت انسان

261 ۱۳۹۷ آذر ۲۴ - 2018/12/15

آيا كسى يافت مى شود كه پول را دوست نداشته باشد؟ هرگز، هر كسى پول را دوست دارد، ولى تفاوت است ميان آن كه پول را به ميزان دوست دارد و آن كه پول را بدون ميزان، خواهان است.

آن علاقه اى كه در چارچوب حكمت قرار مى گيرد، برآوردن حقوق و اسراف نكردن است و اين كه پول را دام شكار اموال بيچارگان و واماندگان قرار ندادن. چنين محبتى نسبت به پول، فضيلت شمرده مى شود وگرنه كار دنيا سامان نمى گيرد. امّا آن پول پرستى كه آدمى را كر و كور كند و تباهى به بار آورَد و واله و شيدايش گردانَد، اصل همه رذيلت ها شمرده مى شود. اسلام جايگاه ثروت را در دسترسى به سعادت اخروى با سخنان پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مشخص كرده است.

حضرت(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «يُجاء بصاحب الدنيا الذي أطاع الله فيها و ماله بين يديه كلّما يكفأ به الصراط قال له ماله: إمضِ و قد أديّت حقّ الله فيّ. ثمّ يجاء بصاحب الدنيا الذي لم يطع الله فيها، و ماله بين كفيه كلّما يكفأ به الصراط قال له ماله: ويلك أما أديّت حقّ الله فيّ؟!... فما يزال كذلك حتّى يدعو بالثبور و الويل!!; در روز رستخيز، دنيادارى كه خدا را در دنيا فرمان برده است مى آورند و دارايى اش او را همراهى مى كند و هر گام كه به سوى صراط پيش برده مى شود، مال به او مى گويد: از پل بگذر، زيرا تو حقّ خدا را پرداخته اى، آن گاه دنيادارى را مى آورند كه خدا را در دنيا فرمان نبرده است و دارايى اش او را همراهى مى كند و هر گام كه به سوى صراط پيش برده مى شود، مال به او مى گويد: واى بر تو، تو حق خدا را نپرداختى. او همچنان آنجا مى مانَد تا آرزوى هلاكت و نابودى مى كند».

در ميان آيات قرآنى نيز خواه در ستايش مال يا در نكوهش آن سخن بسيار به ميان آمده  است. خداى متعال مى فرمايد: (إِن تَرَكَ خَيْرًا); «اگر مالى برجاى گذارَد» كه منظور از خير در اين آيه دارايى هاست.

خداى متعال در منت گذاشتن به انسان مى فرمايد: (وَ يُمْدِدْكُم بِأَمْوَال وَ بَنِينَ وَ يَجْعَل لَّكُمْ جَنَّـت وَ يَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَـرًا) «و با مال و فرزند، شما را يارى مى رسانَد و براى شما بهشتها و نهرهايى قرار مى دهد».

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «نعم المال الصالح للرجل الصالح; بهترين دارايى، مال نيك و پاك است براى مردمان صالح».

و احاديث ديگرى از اين دست. اما آياتى كه دلالت بر نكوهش مال دارد:

(يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لاَ تُلْهِكُمْ أَمْوَ لُكُمْ وَ لاَ أَوْلَـدُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَن يَفْعَلْ ذَ لِكَ فَأُولَـئِكَ هُمُ الْخَـسِرُونَ); «اى كسانى كه ايمان آورده ايد مال و فرزندان، شما را از ياد خداى باز ندارد كه هر كس چنين كند از زيانكاران خواهد بود».

(وَ إِذَا رَأَوْا تِجَـرَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَيْهَا وَ تَرَكُوكَ قَآئِمًا قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجَـرَةِ); «و چون داد و ستد يا سرگرمى اى ببينند به سوى آن روى آور مى شوند و تو را در حالى كه ايستاده اى ترك مى كنند بگو آنچه نزد خداست از سرگرمى و از داد و ستد بهتر است».

(أَنَّمَآ أَمْوَ لُكُمْ وَ أَوْلَـدُكُمْ فِتْنَةٌ); «همانا مال و فرزند شما فتنه است».

(الْمَالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا); «مال و فرزندان، آرايش زندگى دنيوى اند».

اينك پاره اى احاديث پيرامون نكوهش اين گونه اموال; پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:

«حبّ المال و الشرف ينبتان النفاق كما ينبت الماء البقل; مال و جاه طلبى، نفاق را مى رويانند چنانكه آب، سبزى را».

«ما ذئبان ضاريان أرسلا في زريبة غنم بأكثر فساداً من حبّ المال و الجاه في دين الرجل المسلم; هيچ گاه دو گرگ درنده و رها شده در آغل گوسفندان آن قدر تباهى نيافريده اند كه دوستىِ مال و جاه در دين مرد مسلمان تباهى مى آفريند».

«شرّ أمّتي الأغنياء; بدترين مردم امت من توانگرانند».

مى دانيد چرا؟ زيرا در ميان هر هزار نفر از ايشان تنها چند نفر را مى يابى كه حقوق شرعىِ خويش را بپردازند.

«يقول الله تعالى: يا ابن آدم: مالي مالي و هل لك من مالك إلاّ ما تصدّقت فأمضيت أو أكلت فأفنيت أو لبست فأبليت; خداى متعال مى فرمايد: اى آدميزاده مى گويى: ثروت من، ثروت من و آيا تو ثروتى جز آنچه صدقه داده اى دارى يا ثروتت را خوردى و نابود كردى يا آن را به جامه اى دادى و پوساندى».

«أخلاّء ابن آدم ثلاثة: واحد يتبعه إلى قبض روحه و هو ماله و واحد يتبعه إلى قبره و هو أهله و واحد يتبعه إلى محشره و هو عمله; دوستان آدم سه گروهند: يكى آن كه تا دم مرگ همراه اوست و اين مال و ثروت اوست و يكى آن كه تا دم گور همراه اوست و اين خانواده اويند و ديگرى تا روز رستخيز همراه او خواهد بود و اين چيزى نيست جز عمل او».

«إنّ الدينار و الدرهم أهلكا من كان قبلكم و هما مهلكاكم; همانا درهم و دينار، پيشينيان شما را از ميان برد و شما را نيز از ميان ببرد».

«لكلّ أمّة عجل، و عجل هذه الأمّة الدينار و الدرهم; هر امتى گوساله اى دارد و گوساله اين امت، درهم و دينار است».

نيز فرمود: «به روز رستخيز مردى را مى آورند كه مال خويش از حرام گردآورده و در راه حرام هزينه كرده، پس گويند: او را سوى آتش بريد. آن گاه مردى را بياورند كه مال خود از حلال گردآورده و در حرام هزينه كرده، پس گويند: او را نيز سوى آتش بريد. آن گاه مردى را بياورند كه مال خود از حرام گردآورده و در حلال هزينه كرده، پس گويند: او را نيز سوى آتش بريد، آن گاه مردى را بياورند كه مال خود از حلال گردآورده و در حلال هزينه كرده، پس گويند: بايست، شايد در بدست آوردن اين  مال در انجام واجبات كوتاهى كرده اى و نماز را بهنگام نخوانده اى يا در ركوع و سجود و وضوى آن كوتاهى ورزيده اى؟ او مى گويد: نه بار خدايا آن را از حلال بدست آوردم و در حلال هزينه كردم و آنچه را بر من واجب گردانيدى تباه نكردم. پس به او گويند: شايد با اين مال، مركب يا جامه اى خريدى و بدان باليدى؟ او مى گويد: بار خدايا! من هيچ گاه بر كسى نباليدم. بدو گفته مى شود: شايد با اين پول به كسانى همچون خويشان، يتيمان، بيچارگان و در راه ماندگان كه من به رسيدگى آنها فرمان داده ام رسيدگى نكرده اى؟ او مى گويد: بار خدايا! من حقّ كسى را كه تو فرمودى ضايع نكردم. آن گاه اين جماعت بيايند و به خدا عرض كنند: بار خدايا! تو خود به او عطا فرموده اى و او را درميان ما نهاده اى و فرمانش داده اى تا حقوق ما بپردازد. پس اگر اين حقوق را پرداخته و چيزى از واجبات را تباه نساخته و هيچ گاه فريبكارى نكرده بدو گفته مى شود: اينك بايست و شكر نعمتهايى را كه بر تو داده ام بگزار; نعمتهايى همچون خوراك و نوشاك و ديگر لذايذ... و همچنان از او پرسش مى شود».

آيا اينها همه حق هستند؟ اگر چنين است پس جايگاه ما در اين حق گرايى كجاست؟

كسى گمان نبرد كه اين روايات به مفهوم رويگردانى از كسب مال است. چنين نيست بلكه مفهوم آن رويگردانى از مال حرام است.

اميرالمؤمنين على(عليه السلام) مى فرمايد: «لو أنّ رجلاً أخذ جميع ما في الأرض و أراد به وجه الله فهو زاهد و لو ترك الجميع و لم يرد وجه الله فليس بزاهد؛ اگر مردى همه ثروت زمين را گردآورَد و آن را براى كسب خشنودى خدا بخواهد زاهد است و اگر هيچ بدست نياورَد و جوياى خشنودى خدا نباشد زاهد نيست».

 

*برگرفته از کتاب ارزش ها در نگاه اسلام؛ نوشته آیت الله سید محمد شیرازی

نظر شما
تغییر رمز