twitter share facebook share ۱۴۰۵ فروردین ۲۰ 119
ایران دیگر توسط تعادل ظریف میان یک رهبر روحانی و نهادهای زیرمجموعه‌اش اداره نمی‌شود؛ بلکه اکنون تحت سلطه ائتلافی از نهادهای نظامی-امنیتی است که در عین رقابت، مکمل یکدیگرند.

مجتبی خامنه‌ای پس از کشته شدن پدرش در حمله ۱۰ اسفند ۱۴۰۴، به مقام رهبری منصوب شد؛ اما او هنوز در انظار عمومی ظاهر نشده است. گمان می‌رود او در همان حمله‌ای که چندین عضو خانواده‌اش را به کام مرگ کشاند، به شدت مجروح شده باشد. با این حال، علی‌رغم غیبت او، بدنه قدرت در ایران همچنان پابرجاست. در حالی که تحلیلگران می‌پرسند در این فضای جنگی، قدرتِ تصمیم‌گیری نهایی در دستان کیست، به نظر می‌رسد بقای نظام اکنون بر دوش حلقه‌ای کوچک از چهره‌های کلیدی است: فرمانده کل سپاه، دبیر شورای عالی امنیت ملی و رئیس مجلس؛ مردانی که همگی از دل لایه‌های امنیتی و نظامی برآمده‌اند.

وبسایت «المجله» در اینجا به بررسی نقش این چهره‌ها و توازن جدید قدرت می‌پردازد:

محمدباقر ذوالقدر؛ مغز متفکر در سایه

محمدباقر ذوالقدر، چهره‌ای مرموز در دهه هفتاد زندگی خود، نماد لایه‌های پنهان قدرت در ایران است. او به عنوان دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی، وظیفه هماهنگی میان ارتش، سپاه، سرویس‌های اطلاعاتی و سیاست خارجی را بر عهده دارد. در دفتر اوست که حساس‌ترین تصمیمات کشوری، از مدیریت جنگ تا پرونده هسته‌ای، شکل می‌گیرد.

انتصاب او در اسفند ۱۴۰۴، فراتر از یک تغییر اداری ساده بود؛ این حرکت نشان‌دهنده چرخش نظام به سمت مردانی است که تمام عمر خود را در نهادهای امنیتی گذرانده‌اند. ذوالقدر نه یک سیاستمدار، بلکه فرزند نهادهای نظامی (سپاه، بسیج و ستاد کل) است. طبق گزارش بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها، او یکی از معماران شبکه گروه‌های نیابتی ایران در منطقه است. در شرایطی که رهبر جدید در صحنه حضور ندارد، نقش ذوالقدر نه به عنوان یک تصمیم‌گیرنده مستقل، بلکه به عنوان «نقطه اتصال» کانون‌های مختلف قدرت، حیاتی‌تر از همیشه شده است.

احمد وحیدی؛ دکترین مشت آهنین

سردار احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه، تجسم دکترین «دفاع با استفاده از قدرت» است. او که سال‌ها فرماندهی نیروی قدس را بر عهده داشته، نامش با پرونده‌های بین‌المللی گره خورده است. برخی تحلیلگران معتقدند حضور وحیدی در مرکز ثقل قدرت، نشان‌دهنده غلبه کامل نهادهای نظامی-امنیتی بر نهادهای مذهبی سنتی است. برای او، بقای نظام نه در حجره‌های حوزه علمیه، بلکه در کنترل مطلق امنیتی و سرکوب هرگونه ناهماهنگی داخلی و خارجی تعریف می‌شود.

محمدباقر قالیباف؛ تکنوکراتِ چکمه‌پوش

قالیباف ۶۴ ساله، رئیس مجلس، چهره‌ای است که میان دنیای سیاست و امنیت ایستاده است. پس از کشته شدن علی لاریجانی در اواخر اسفند ۱۴۰۴، نقش قالیباف پررنگ‌تر شد. او مسیری کلاسیک را در ساختار قدرت ایران طی کرده است: از فرماندهی نیروی هوایی سپاه تا ریاست پلیس، شهرداری تهران و در نهایت کرسی ریاست مجلس.

به گزارش خبرگزاری رویترز، قالیباف از زمان آغاز درگیری‌ها، به مهره‌ای کلیدی در تصمیم‌گیری‌ها تبدیل شده، به‌ویژه در کانال‌های ارتباطی غیرمستقیم با غرب. او توانایی منحصربه‌فردی در صحبت با زبان نظامیان و در عین حال چانه‌زنی سیاسی دارد. در حالی که توازن میان روحانیون و سیاستمداران به هم خورده، قالیباف به عنوان چهره‌ای ظاهر شده که می‌تواند جریان اطلاع‌رسانی و دیدگاه مردم در داخل کشور را به نفع ساختار قدرت جهت‌دهی نموده و با دنیای بیرون گفتگو کند.

بازوان اجرایی: قضاوت و خیابان

بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها به دو بازوی دیگر این ساختار اشاره می‌کند:

۱. غلامحسین محسنی اژه‌ای: رئیس قوه قضائیه که سرکوب را در پوشش قانون مشروعیت می‌بخشد. با حضور او، دستگاه قضا به ابزاری برای تثبیت قدرت از طریق ایجاد هراس تبدیل شده است.

۲. احمدرضا رادان: اگر اژه‌ای احکام را امضا می‌کند، رادان مجری آن‌ها در خیابان است. او که به «سرکوب پیشگیرانه» معتقد است، اجازه نمی‌دهد هیچ اعتراضی شکل بگیرد و با مشت آهنین با هرگونه نافرمانی، از اعتراضات مدنی تا پوشش اسلامی، برخورد می‌کند.

تحول در ماهیت قدرت

آنچه از بررسی این چهره‌ها برمی‌آید، نه یک توزیع ساده قدرت، بلکه تغییری بنیادین در ماهیت حکمرانی در ایران است. ایران دیگر توسط تعادل ظریف میان یک رهبر روحانی و نهادهای زیرمجموعه‌اش اداره نمی‌شود؛ بلکه اکنون تحت سلطه ائتلافی از نهادهای نظامی-امنیتی است که در عین رقابت، مکمل یکدیگرند.

این نظم جدید، خشن‌تر، انعطاف‌ناپذیرتر و به صورت شورایی اداره می‌شود. این نظام برخلاف تصور برخی، ضعیف و در حال فروپاشی نیست؛ بلکه حول محور نهادهایی بازسازی شده که بیشترین نقش را در حفظ بقای آن ایفا می‌کنند. با این حال، چالش بزرگ در کمین است: زیرساخت‌های حیاتی مانند برق، گاز و حمل‌ونقل آسیب دیده‌اند و منابع مالی تحلیل رفته است. اگر دولت نتواند ابتدایی‌ترین خدمات را به مردم ارائه دهد، دوران «پس از جنگ» می‌تواند برای این ساختار، بسیار خطرناک‌تر از خودِ جنگ باشد.

منبع: مجله

*درج این مقاله به معنی تأیید مطالب مطرح شده نبوده و صرفا به منظور آشنایی با نظرات مختلف صورت گرفته است

برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به: محمدباقر قالیباف، شریک احتمالی آمریکا

نظر شما