مقام‌های اماراتی با درک اینکه جنگ در نهایت از طریق مذاکره پایان خواهد یافت، خود را برای توافق پس از جنگ آماده می‌کنند. آنها با بازسازی گفت‌وگو و اعتماد با ایران تلاش دارند نفوذ امارات را بر نحوه خروج ترامپ از جنگ و رسیدن او به یک راه‌حل آبرومندانه افزایش دهند.

هفته گذشته، فایننشال تایمز گزارشی مهم درباره آتش‌بس جدید میان امارات متحده عربی و ایران منتشر کرد؛ آتش‌بسی که باعث شده شهرها و زیرساخت‌های حیاتی امارات، برخلاف دیگر کشورهای خلیج فارس، از حملات مستقیم ایران در امان بمانند. بر اساس این گزارش، روند کاهش تنش پس از تماس مستقیم مقام‌های ارشد ایران و امارات در اواسط ژوئن آغاز شد. مقام‌های اماراتی در واکنش به بی‌ثباتی ادامه‌دار منطقه و ناتوانی دولت ترامپ در محافظت از کشورهای خلیج فارس در برابر پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل، گفت‌وگو با ایران را به عنوان بخشی از مجموعه‌ای از راهبردها برای مدیریت روابط با تهران دنبال کردند.

مطلب مرتبط: قمار بزرگ امارات در قبال ایران

بر اساس گزارش جدید بلومبرگ، امارات در ماه ژوئیه بیش از هر کشور تولیدکننده نفت دیگری در خلیج فارس توانست نفت خام خود را از طریق تنگه هرمز صادر کند. چند نفتکش غول‌پیکر پس از بارگیری نفت از پایانه‌های فرعی داخل خلیج فارس، در جزایر زیرکو و داس، توانستند بدون هدف قرار گرفتن از سوی ایران از تنگه عبور کنند. نفتکش‌های کوچک‌تر نیز از تنگه عبور کرده و سپس در نزدیکی فجیره، پایانه اصلی نفتی امارات در دریای عمان، عملیات انتقال نفت از یک کشتی به کشتی دیگر را انجام داده‌اند.

افزایش رفت‌وآمد نفتکش‌های اماراتی، که پیش از پیشرفت اخیر در مذاکرات ایران و عمان درباره ایجاد یک طرح جدید برای تفکیک مسیرهای دریانوردی در تنگه هرمز اتفاق افتاد، نشان می‌دهد آنچه فایننشال تایمز آن را «قمار جسورانه» امارات برای دستیابی به آتش‌بس با ایران توصیف کرده، تا حدی نتیجه داده است.

اما ایران در مقابل چه چیزی به دست آورده است؟

مقام‌های اماراتی همچنان هرگونه انتقال پول به ایران را رد می‌کنند. گزارش‌هایی که مدعی شده‌اند امارات برای متوقف کردن حملات ایران «میلیاردها دلار» به این کشور پرداخت کرده، قابل اعتماد نیستند. ورود حجم بزرگی از ارز نقد به ایران باید بلافاصله در بازار ارز این کشور قابل مشاهده باشد. ضمن اینکه بعید است ایران اصلاً درخواست پرداخت مستقیم پول کرده باشد. در شرایط جنگی، کالا برای ایران اهمیت بیشتری از پول دارد. آنچه ایران از امارات می‌خواست، کانال‌های لجستیکی و مالی لازم برای تأمین و خرید این کالاها بود.

در چند هفته گذشته، تجارت امارات با ایران افزایش چشمگیری پیدا کرده است. بر اساس داده‌های شرکت کپلر، بیش از ۵۰ کشتی کانتینری در ماه ژوئیه بین امارات و ایران رفت‌وآمد کرده‌اند؛ رقمی که تقریباً به سطح پیش از جنگ نزدیک شده است.

این کشتی‌های کانتینری کوچک‌تر در واقع نقش خطوط تغذیه‌کننده را دارند و میان بنادر لنگه و بندرعباس در ایران و بنادر رشید و جبل‌علی در امارات رفت‌وآمد می‌کنند. جبل‌علی یکی از بزرگ‌ترین بنادر کانتینری جهان است.

این کشتی‌ها عمدتاً با میوه و سبزیجات وارد امارات می‌شوند و هنگام بازگشت به ایران، کالاهای واسطه‌ای و مواد اولیه‌ای را حمل می‌کنند که برای فعالیت صنایع ایران اهمیت زیادی دارند.

به شکلی طنزآمیز، ازسرگیری تجارت دریایی میان امارات و ایران باعث شده ایران به طور غیرمستقیم از تلاش‌های امارات برای دور زدن تنگه هرمز نیز سود ببرد.

افزایش حمل‌ونقل زمینی با کامیون میان بنادر فجیره و جبل‌علی، یک مسیر تجاری جدید برای ایران ایجاد کرده است که می‌تواند بخشی از کاهش تردد کشتی‌های کانتینری از خود تنگه هرمز را جبران کند؛ کاهش ترددی که هم ناشی از هدف قرار گرفتن کشتی‌های تجاری از سوی ایران و هم نتیجه محاصره دریایی آمریکا است.

امارات همچنین به ایران کمک کرده است امنیت غذایی خود را حفظ کند.

در طول هفته گذشته، دست‌کم هشت کشتی فله‌بر از تنگه هرمز عبور کرده و در بندر امام خمینی، پایانه اصلی ایران برای واردات غلات و کالاهای کشاورزی، پهلو گرفته‌اند. این کشتی‌ها غلات و خوراک دام مورد نیاز بازار ایران را تحویل داده‌اند؛ بازاری که برای جبران فاصله میان میزان مصرف مواد غذایی و تولید داخلی کشاورزی، به واردات وابستگی زیادی دارد.

این کشتی‌ها متعلق به ایران نیستند، بلکه شرکت‌های بازرگانی آنها را از ناوگان‌های خصوصی اجاره کرده‌اند. عبور امن آنها نیز احتمالاً با هماهنگی مقام‌های ایرانی انجام شده است. با این حال، امارات در فراهم کردن شرایط لازم برای رسیدن این کالاهای ضروری به ایران، در شرایطی که جنگ با آمریکا ادامه دارد، نقش مهمی داشته است.

واردات غلات و سایر کالاهای کشاورزی مورد نیاز ایران از تحریم‌های آمریکا معاف است، اما واردکنندگان ایرانی در گذشته برای دسترسی به نقدینگی دلاری مورد نیاز جهت پرداخت هزینه این محموله‌ها با مشکل مواجه بوده‌اند.

ایران توانسته این محموله‌ها را با دسترسی دوباره به منابع دلاری از طریق نظام مالی امارات تأمین کند؛ امکانی که مقام‌های اماراتی در چارچوب تلاش‌های خود برای کاهش تنش فراهم کرده‌اند.

این تحول یک چرخش مهم محسوب می‌شود. مقام‌های اماراتی در اوایل ماه مارس، در واکنش به نخستین موج حملات پهپادی و موشکی ایران به دبی و ابوظبی، به بانک‌ها دستور داده بودند حساب‌های ایرانیان و نهادهای ایرانی را مسدود کنند.

بازگرداندن بخشی از کانال‌های لجستیکی و مالی میان امارات و ایران نمی‌تواند تمام اختلالات بزرگی را که ادامه بسته ماندن تنگه هرمز ایجاد کرده جبران کند. بسته ماندن تنگه همچنان مشکل بزرگی برای ایران و کل منطقه است.

با این حال، اگر هدف دولت ترامپ این باشد که با ادامه فشار اقتصادی و محاصره دریایی، ایران را از توانایی ادامه جنگ محروم کند، اقدامات امارات عملاً این راهبرد آمریکا را تضعیف می‌کند.

ارسال محموله‌های غذایی و دسترسی دوباره ایران به کالاهای واسطه‌ای از طریق تجارت دریایی و مسیرهای تغذیه‌کننده، دست‌کم در هفته‌های آینده به تثبیت اقتصاد ایران کمک خواهد کرد و مانع از تشدید ناگهانی بحران اقتصادی در کشور خواهد شد.

گزارش‌هایی مبنی بر اینکه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، تلاش کرده دونالد ترامپ را متقاعد کند که محاصره زمینی ایران را نیز دنبال کند، بازتاب همین واقعیت است.

پیشنهاد اسرائیل مستلزم آن است که کشورهای منطقه متقاعد شوند گذرگاه‌های مرزی و بنادر خود را به روی ایران ببندند. اما تا زمانی که اقدامات دیپلماتیک و روابط اقتصادی همسایگان ایران همچنان راهی برای مدیریت ناامنی ناشی از سیاست نوسانی دولت ترامپ فراهم می‌کند، بعید است کشورهای منطقه چنین اقدامی انجام دهند.

دولت ترامپ از یک سو از توافق با ایران سخن می‌گوید و از سوی دیگر ایران را به حملات هوایی ویرانگر تهدید می‌کند. همین نوسان باعث شده کشورهای همسایه ایران ترجیح دهند از طریق گفت‌وگو و تعامل اقتصادی، راهی برای کاهش خطرات پیدا کنند.

برخی گزارش‌های رسانه‌های غربی درباره ادامه تعامل اقتصادی امارات با ایران، این اقدامات را نوعی امتیازدهی و مماشات با تهران توصیف کرده‌اند. اما این تجارت را نباید چنین تفسیر کرد.

این روابط بیشتر بازتاب وابستگی متقابل عمیق و دیرینه میان دو کشور است.

هرچه جنگ طولانی‌تر شد، مقام‌های اماراتی بیشتر نیاز پیدا کردند که از بخش‌های مهم اقتصاد کشور، از صنعت نفت گرفته تا بخش گردشگری، در برابر آسیب‌های جنگ محافظت کنند.

در مقابل، مقام‌های ایرانی نیز به بازسازی زنجیره‌های تأمین حیاتی نیاز داشتند تا تولید صنعتی را ادامه دهند و برای حفظ ثبات کشور، امنیت غذایی مردم را تضمین کنند.

شش ماه پس از آغاز جنگ، اکنون روشن شده است که این جنگ راه‌حل نظامی ندارد و تنها راه پایان دادن به آن، راه‌حل دیپلماتیک است.

امارات با ازسرگیری تجارت با همسایه شمالی خود، در واقع به سیاست دیپلماسی اقتصادی و همکاری امنیتی با ایران بازگشته است؛ سیاستی که نخستین بار از سال ۲۰۱۹ دنبال شد، یعنی زمانی که کارزار «فشار حداکثری» ترامپ علیه جمهوری اسلامی برای نخستین بار محیط امنیتی خلیج فارس را متزلزل کرد.

مقام‌های اماراتی با درک اینکه جنگ در نهایت از طریق مذاکره پایان خواهد یافت، خود را برای توافق پس از جنگ آماده می‌کنند. آنها با بازسازی گفت‌وگو و اعتماد با ایران تلاش دارند نفوذ امارات را بر نحوه خروج ترامپ از جنگ و رسیدن او به یک راه‌حل آبرومندانه افزایش دهند.

همچنین امارات از این طریق می‌تواند نقش مؤثرتری در اجرای موفق تعهدات اقتصادی خود آمریکا در قبال ایران ایفا کند؛ از جمله تعهداتی که در تفاهم‌نامه امضاشده در اواسط ژوئن مطرح شده است.

در شرایط فعلی، ایران توان نظامی لازم برای پیروزی قاطع در جنگ را ندارد و امارات نیز نفوذ سیاسی کافی برای متقاعد کردن دولت ترامپ به پایان دادن جنگ ندارد.

بنابراین هر دو کشور تا حد زیادی ناچارند منتظر بمانند تا ترامپ و مشاورانش به این نتیجه برسند که کنار کشیدن از این جنگ به نفع خودشان است.

ممکن است این انتظار طولانی باشد و ایران و کشورهای همسایه‌اش با فشارهای شدیدی روبه‌رو هستند. بنابراین قابل درک است که مقام‌های ایرانی و اماراتی به این نتیجه رسیده باشند که بهترین راه، همکاری با یکدیگر برای دوام آوردن تا زمانی است که ترامپ از ادامه جنگ دست بکشد.

منبع: بورس و بازار


اضافة نظر