twitter share facebook share ۱۴۰۵ فروردین ۲۷ 77
به نظر می‌رسد توجه چندانی به وضعیت مردم ایران نمی‌شود؛ نه از سوی رهبران جمهوری اسلامی که اولویتشان حفظ قدرت است، و نه از سوی رئیس‌جمهور آمریکا، با وجود وعده‌هایش برای حمایت.

بیش از ۹۳ میلیون نفر در ایران در سایه جنگی زندگی می‌کنند که هر لحظه ممکن است دوباره شعله‌ور شود. بسیاری از ایرانیان اکنون از روزهای دشواری که در پیش دارند بیمناک‌اند.

پس از شکست مذاکرات صلح میان ایالات متحده و ایران در پاکستان، واشنگتن اقدام به محاصره بنادر و کشتی‌های ایرانی در تنگه هرمز کرد.

هدف از این اقدام، قطع درآمدهای صادرات نفت ایران و جلوگیری از دریافت عوارض عبور از این مسیر دریایی راهبردی توسط تهران است. این محاصره همچنین به این معناست که دیگر کالاها به بنادر ایران نمی‌رسند.

جنگ بیشترین فشار را بر دوش مردم عادی می‌گذارد

اسماعیل عبدی، فعال صنفی، در پاسخ به پرسش دویچه‌وله نوشت: «ادامه جنگ — چه در سطح نظامی و چه به شکل محاصره و تنش‌های منطقه‌ای — بیشترین فشار را بر مردم عادی، به‌ویژه کارگران، معلمان و حقوق‌بگیران وارد می‌کند.»

این معلم و فعال حقوق بشر، ۱۱ سال پیش به‌دلیل دفاع از حقوق معلمان، زمانی که عضو هیئت‌مدیره کانون صنفی معلمان ایران بود، مورد توجه مقامات قرار گرفت. او به اتهام تبلیغ علیه نظام چندین سال را در زندان گذراند.

در نهایت، پس از فشارهای بین‌المللی — به‌ویژه از سوی اتحادیه‌های کارگری در سراسر جهان — آزاد شد. او از مارس ۲۰۲۵ در آلمان در تبعید زندگی می‌کند و همچنان برای حقوق آموزشی و آزادی بیان فعالیت دارد.

او می‌گوید: «در هفته‌های اخیر گزارش‌های تکان‌دهنده‌ای درباره رنج طبقه کارگر در شرایط جنگی در ایران دریافت کرده‌ایم.» «وقتی کارخانه‌ها، کارگاه‌ها یا پروژه‌های خدماتی تعطیل یا کوچک می‌شوند، کارگران قراردادی، روزمزدها و شاغلان در بخش غیررسمی اولین کسانی هستند که آسیب می‌بینند. این روند قدرت چانه‌زنی کارگران را تضعیف کرده و دستمزدها را به سمت سقوط کامل سوق می‌دهد.»

ضربه سنگین جنگ به اقتصاد ایران

جنگ پیامدهای ویرانگری برای اقتصاد ایران داشته است؛ اقتصادی که پیش از این نیز با سوءمدیریت، فساد و تحریم‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

سخنگوی دولت ایران، فاطمه مهاجرانی، در گفت‌وگویی با خبرگزاری دولتی روسیه (ریا نووستی) در ۱۴ آوریل، خسارات جنگ را بر اساس برآوردی اولیه حدود ۲۲۹ میلیارد یورو (حدود ۲۷۰ میلیارد دلار) اعلام کرد.

با این حال، ابعاد واقعی خسارت به بزرگ‌ترین مراکز صنعتی کشور — که موتور محرک اقتصاد هستند — هنوز به‌طور کامل مشخص نیست.

اخراج ده‌ها هزار کارگر روزمزد

شرکت فولاد مبارکه اصفهان پس از دومین حمله آمریکا و اسرائیل مجبور شد فعالیت خود را به‌طور کامل متوقف کند.

آمریکا و اسرائیل اعلام کردند این حملات توان نظامی ایران را تضعیف کرده است. فولاد ماده‌ای کلیدی برای تولید تجهیزات نظامی مانند موشک، پهپاد و کشتی است.

در عین حال، این ماده در صنایع غیرنظامی نیز نقش حیاتی دارد؛ از جمله در زنجیره تأمین خودروسازی، تولید لوازم خانگی، صنایع بسته‌بندی و کنسروسازی. همچنین فولاد در بخش ساخت‌وساز کاملاً ضروری است.

صنعت فولاد یکی از مهم‌ترین پیشران‌های اقتصاد ایران محسوب می‌شود. طبق گزارش انجمن جهانی فولاد، ایران در سال ۲۰۲۵ در میان ۱۰ تولیدکننده بزرگ فولاد جهان قرار داشت — در کنار کشورهایی مانند چین، آمریکا و آلمان — و سالانه حدود ۳۱.۸ میلیون تن فولاد صادر می‌کرد. بین مارس ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶، درآمد صادراتی این بخش به ۸۶۰ میلیون دلار (۷۴۱ میلیون یورو) رسید.

با توقف تولید، هزاران کارگر به خانه فرستاده شدند، اما مشخص نیست این وضعیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. دست‌کم ۱۰ هزار نفر از کارکنان صنعت فولاد را کارگران روزمزد تشکیل می‌دهند.

تعطیلی تولید می‌تواند یک واکنش زنجیره‌ای ایجاد کند و ده‌ها شرکت وابسته را نیز مجبور به توقف فعالیت نماید.

ضربه به صنایع پتروشیمی و بازار کار

به گفته امید شکری، استراتژیست انرژی و پژوهشگر ارشد دانشگاه جورج میسون، حملات به تأسیسات پتروشیمی نیز پیامدهای گسترده‌ای برای بازار کار خواهد داشت.

حملات به قطب‌های بزرگ پتروشیمی در عسلویه (پارس جنوبی)، ماهشهر و شیراز خسارات قابل توجهی وارد کرده و بسیاری از واحدها را از کار انداخته است.

او در پاسخ به دویچه‌وله نوشت: «در مراکز صنعتی مانند ماهشهر که بیش از ۳۰ هزار نفر در آن‌ها مشغول به کار هستند، بسیاری اکنون با از دست دادن ناگهانی شغل و کاهش دستمزد مواجه‌اند.»

او افزود: «دامنه خسارت‌ها بسیار فراتر از خود تأسیسات است و زنجیره‌های تأمین، درآمدهای دولتی و معیشت مردم را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.»

به گفته او، حتی در بهترین شرایط نیز بازسازی یک مرکز کلیدی مانند ماهشهر ممکن است حدود دو سال طول بکشد؛ آن هم در صورتی که دسترسی به فناوری خارجی، سرمایه، قطعات یدکی و دانش فنی فراهم باشد، شرایطی که تحت تحریم‌های کنونی به‌سختی قابل تحقق است.

اخراج‌های گسترده و کاهش دستمزدها

از دست رفتن مشاغل در بخش صنعتی، ناامنی گسترده‌ای ایجاد کرده است. در ۱۴ آوریل، خبرگزاری کار ایران (ایلنا) تمام خبرنگاران خود را اخراج و همکاری با آن‌ها را به قراردادهای فریلنسری تبدیل کرد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که بسیاری از شرکت‌های دیگر نیز اخراج‌های گسترده را آغاز کرده‌اند. یکی از نمونه‌ها، بخش خدمات دیجیتال است؛ از جمله پلتفرم‌هایی مانند «اسنپ» که اغلب به‌عنوان «اوبر ایرانی» شناخته می‌شود.

با وجود محدودیت‌های اینترنتی که از آغاز جنگ برای جلوگیری از اعتراضات احتمالی اعمال شده، این خدمات همچنان فعال هستند. اما به دلیل شرایط جنگی، مردم کمتر تردد می‌کنند و بسیاری نیز دیگر توان استفاده از این خدمات را ندارند.

عبدی می‌گوید: «تنها به‌دلیل محدودیت‌های اینترنتی، هزاران فریلنسر، برنامه‌نویس و تولیدکننده محتوا توان کار خود را از دست داده‌اند و به بازار کار سنتی — که خود بسیار شکننده است — بازگردانده شده‌اند.» «در کوتاه‌مدت، این وضعیت به کاهش درآمد واقعی و افزایش فقر در میان کارگران منجر می‌شود. در بلندمدت نیز خطر شکل‌گیری جامعه‌ای استثمارشده‌تر، کم‌مهارت‌تر و وابسته‌تر وجود دارد.»

هشدار درباره هزینه‌های انسانی جنگ

اسماعیل عبدی همچنان از رؤیای تغییرات سیاسی در ایران دست نکشیده است، اما هشدار می‌دهد که جنگ در درجه نخست به افزایش فقر و ناامنی برای اقشار محروم منجر می‌شود.

او تأکید می‌کند: «این جنگ باید پیش از آن‌که هزینه‌های انسانی و اجتماعی آن غیرقابل بازگشت شود، پایان یابد.»

با این حال، به نظر می‌رسد توجه چندانی به وضعیت مردم ایران نمی‌شود؛ نه از سوی رهبران جمهوری اسلامی که اولویتشان حفظ قدرت است، و نه از سوی رئیس‌جمهور آمریکا، با وجود وعده‌هایش برای حمایت.

بر اساس گزارش سازمان حقوق بشری «هرانا» مستقر در آمریکا، از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه تا ۸ آوریل — زمانی که یک آتش‌بس شکننده برقرار شد — ۳۶۳۶ نفر در ایران کشته شده‌اند. از این تعداد، ۱۷۰۱ نفر غیرنظامی بوده‌اند که دست‌کم ۲۵۴ کودک را شامل می‌شود.

منبع: دویچه وله


شش هفته جنگ، میلیون‌ها ایرانی را به فقر کشانده است

برای ایرانیان عادی، آتش‌بس شکننده‌ای که از هفته گذشته آغاز شده، فرصتی حیاتی برای رهایی موقت از مرگ و آوارگی فراهم کرده است. اما برای تحلیل‌گران، این آتش‌بس فرصتی است تا میزان خسارت‌هایی را که این جنگ بر جای گذاشته، ارزیابی کنند.

نتیجه روشن است: در شش هفته نبرد، ایالات متحده و اسرائیل ضربه‌ای ویرانگر به اقتصاد ایران وارد کرده‌اند؛ به‌طوری‌که ۵۰ درصد مشاغل در معرض خطر قرار گرفته و حدود ۵ درصد دیگر از جمعیت کشور به زیر خط فقر رانده شده‌اند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در آغاز جنگ آن را به‌عنوان کارزاری برای حمایت از مردم ایران معرفی کرد. او گفت: «آمریکا در کنار شماست. من به شما قولی دادم و به آن عمل کردم.» اما این لحن به‌سرعت رنگ تهدید به خود گرفت. ترامپ بعدها ایرانیان را «ملتی از ترور و نفرت» توصیف کرد و تهدید کرد که زیرساخت‌های غیرنظامی، از جمله پل‌ها و نیروگاه‌ها را هدف قرار خواهد داد و هشدار داد که «یک تمدن کامل» ممکن است نابود شود و «هرگز دوباره بازنگردد.»

در عمل، این جنگ زندگی و معیشت شهروندان عادی را نابود کرده است؛ مردمی که تأثیر چندانی بر سیاست‌های جمهوری اسلامی ندارند. کسانی که قرار بود از این جنگ منتفع شوند، در نهایت سنگین‌ترین هزینه‌های انسانی و اقتصادی آن را متحمل شدند. بر اساس آخرین برآوردهای رسمی ایران، شمار کشته‌شدگان به ۳۳۷۰ نفر رسیده است.

الگوی حملات آمریکا و اسرائیل نشان می‌دهد که آن‌ها به‌طور هدفمند ستون‌های اصلی معیشت مردم و همچنین توانایی دولت برای ارائه خدمات را هدف قرار داده‌اند. بیش از ۱۲۵ هزار ساختمان مسکونی و غیرنظامی آسیب دیده‌اند؛ رقمی که تقریباً با تعداد ساختمان‌های تخریب‌شده در طول جنگ هشت‌ساله ایران و عراق برابری می‌کند.

در میان مراکز آسیب‌دیده، ۳۳۹ مرکز درمانی، ۳۲ دانشگاه، ۸۵۷ مدرسه، ده‌ها ایستگاه پلیس و آتش‌نشانی، ۲۰ مرکز هلال احمر و ۱۲۰ موزه و بنای تاریخی دیده می‌شود. اگر شهروندی در تهران به خدمات پزشکی فوری نیاز داشته باشد، یا بخواهد تصادف یا آتش‌سوزی را گزارش دهد، یا حتی صرفاً مدارک خود را تمدید کند، ممکن است نتواند به خدمات پلیس یا امدادی دسترسی پیدا کند، زیرا بسیاری از این مراکز بمباران شده یا برای جلوگیری از تلفات تخلیه شده‌اند.

بیش از ۲۳ هزار کارخانه و شرکت به‌طور مستقیم هدف قرار گرفته‌اند و بسیاری از کسب‌وکارهای اطراف آن‌ها نیز مجبور به تعطیلی شده‌اند. زیرساخت‌های حیاتی — از جمله بنادر، هوانوردی و شبکه‌های حمل‌ونقل که برای جابه‌جایی غذا، دارو، مواد اولیه و نیروی کار ضروری هستند — نیز به‌شدت آسیب دیده‌اند. مقام‌های ایرانی هزینه بازسازی را حدود ۳۰۰ میلیارد دلار برای زیرساخت‌های غیرنظامی برآورد کرده‌اند؛ این رقم شامل تأسیسات نظامی و خسارات گسترده‌تر اقتصادی ناشی از بیکاری، تعطیلی کسب‌وکارها، اختلال در زنجیره تأمین، تورم و از دست رفتن سرمایه‌گذاری‌ها نمی‌شود.

این موج تخریب در واقع حمله‌ای مستقیم به قلب بازار کار ایران است. با هدف قرار دادن صنایع فولاد، پتروشیمی، داروسازی و حمل‌ونقل، جنگ زنجیره‌های تأمینی را که میلیون‌ها شغل را پشتیبانی می‌کنند، مختل کرده است. برای مثال، بسیاری از کارخانه‌های لبنی به‌دلیل کمبود مواد بسته‌بندی ضروری فعالیت خود را متوقف کرده‌اند. تعطیلی طولانی‌مدت بازارها، کمبود نقدینگی، کاهش تقاضا و فضای شدید عدم‌اطمینان نیز مصرف بخش خصوصی را کاهش داده و فعالیت‌های عمده‌فروشی و خرده‌فروشی را مختل کرده است.

برآورد من نشان می‌دهد که بین ۱۰ تا ۱۲ میلیون شغل — که منبع اصلی درآمد تقریباً نیمی از نیروی کار ایران هستند — اکنون در معرض خطر قرار دارند. این فشار بیش از همه بر کارگران غیررسمی و کارگران کم‌مهارت و متوسط در بخش رسمی وارد می‌شود؛ کسانی که کمترین حمایت و کمترین نفوذ سیاسی را دارند. در مقابل، کارکنان بخش دولتی و نیروهای بسیار ماهر در بخش رسمی تا حدی از این بحران مصون‌تر مانده‌اند.

بر اساس برآوردهای بانک جهانی، اقتصاد ایران در سال مالی منتهی به ۲۰ مارس حدود ۲.۷ درصد کوچک شده است. از جمله عواملی که پیش از این تشدید اخیر به رکود تورمی دامن زده بودند، می‌توان به جنگ ۱۲روزه سال گذشته، انفجار مشکوک در بندر اقتصادی رجایی در آوریل گذشته، تحریم‌های آمریکا و خشکسالی شدید اشاره کرد.

در فاصله مارس ۲۰۲۵ تا مارس ۲۰۲۶، ارزش پول ملی تقریباً نصف شد، بیش از ۷۵۰ هزار شغل از بین رفت و نرخ تورم به بالاترین سطح در ۷۰ سال اخیر رسید. ماه گذشته، نرخ تورم و هزینه سبد غذایی پایه در ایران به‌ترتیب به رکوردهای ۷۲ درصد و ۱۳۴ درصد رسیدند (در مقایسه با مارس ۲۰۲۵). سقوط ریال فشار تورمی را تشدید کرده و کاهش درآمد، اخراج‌ها و تعطیلی کسب‌وکارها خانوارهای بیشتری را به سمت فقر سوق داده است.

این جنگ همین شرایط وخیم را به مراتب بدتر کرده است. بر اساس برآورد جدید برنامه توسعه سازمان ملل متحد، این جنگ می‌تواند اقتصاد ایران را در سال ۱۴۰۵ (منتهی به ۲۰ مارس ۲۰۲۷) بین ۸.۸ تا ۱۰.۴ درصد کوچک‌تر کند. حتی اگر جنگ ۴۰روزه پایان یافته باشد، طبق این گزارش، بین ۳.۵ تا ۴.۱ میلیون ایرانی تاکنون به زیر خط فقر سقوط کرده‌اند. در چنین شرایطی، پیش‌بینی می‌شود ۳ تا ۴ میلیون اخراج دیگر همراه با تورم سه‌رقمی، میلیون‌ها ایرانی آسیب‌پذیر را بیش از پیش به فقر بکشاند.

برنامه دولت جمهوری اسلامی برای مقابله با شرایط جنگی شامل تأمین کالاهای اساسی، ارائه وام‌های یارانه‌ای، مشوق‌های مالیاتی و معافیت برای کارخانه‌ها و شرکت‌های آسیب‌دیده، پرداخت بیمه بیکاری و یارانه دادن به مواد غذایی است. اما تأمین هزینه‌های جنگ فراتر از توان دولت است. تنها تأمین مواد غذایی و پرداخت بیمه بیکاری برای یک سال، نیازمند حدود ۵ کوادریلیون ریال (معادل ۴۵ تا ۵۰ درصد کل بودجه عمومی کشور) است؛ بودجه‌ای که خود با کسری قابل‌توجهی روبه‌روست.

این جنگ تاکنون بیشتر از آنکه اراده حکومت را تضعیف کند، زندگی مردم عادی را نابود کرده است. دور دیگری از جنگ نه به روشن‌تر شدن وضعیت کمک می‌کند و نه به نتیجه‌ای راهبردی‌تر می‌انجامد. بلکه تنها به تعمیق ویرانی، گسترش فاجعه انسانی و افزایش احتمال یک اشتباه محاسباتی دیگر منجر خواهد شد، اشتباهی که شاید هیچ‌یک از طرفین قادر به کنترل آن نباشند. به همین دلیل، این آتش‌بس شکننده باید حفظ شود.

منبع: responsiblestatecraft


اقتصاد ویران‌شده ایران از جنگ، این کشور را به‌شدت به مذاکره نیازمند کرده است

رهبران ایران آتش‌بس کنونی را به‌عنوان پیروزی در برابر حمله گسترده آمریکا و اسرائیل معرفی کرده‌اند. اما اکنون با چالش عظیم بازسازی پس از جنگ روبه‌رو هستند؛ چالشی که فشار زیادی برای مذاکره و رفع تحریم‌ها بر آن‌ها وارد می‌کند.

در طول پنج هفته جنگ، آمریکا و اسرائیل دست‌کم ۱۷ هزار هدف را مورد حمله قرار دادند؛ از جمله کارخانه‌ها، زیرساخت‌های ریلی، جاده‌ای و بندری، ساختمان‌های دولتی و تأسیسات نظامی. رسانه‌های دولتی ایران هزینه بازسازی را حدود ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند، هرچند تحلیلگران می‌گویند هنوز برای برآورد دقیق زود است، زیرا اثرات این خسارات به‌تدریج در اقتصاد نمایان می‌شود.

بازسازی به‌دلیل ماهیت به‌هم‌پیوسته این خسارات بسیار پیچیده خواهد بود. حملات به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند تا روند بهبود کشور را طولانی‌تر کنند. این حملات نه‌تنها زیرساخت‌ها را هدف قرار داده‌اند، بلکه تأسیساتی را نیز که مواد لازم برای بازسازی — مانند فولاد — تولید می‌کنند و همچنین صنایعی مانند پتروشیمی که ارز خارجی لازم برای این کار را تأمین می‌کنند، از کار انداخته‌اند.

این تخریب فیزیکی به بحران اقتصادی‌ای افزوده شده که پیش از این نیز به‌حدی شدید بود که موجی از اعتراضات سراسری را در حوالی سال نو برانگیخت. هرچند کنترل ایران بر تنگه هرمز و توانایی‌اش در هدف قرار دادن نقاط مختلف خلیج فارس، به آن در مذاکرات با آمریکا اهرم فشار می‌دهد، اما ابعاد بازسازی مورد نیاز، دامنه مانور آن را محدود کرده است.

برکو اوزچلیک، پژوهشگر ارشد اندیشکده «مؤسسه خدمات متحد سلطنتی» در لندن، می‌گوید: «در داخل ایران زمزمه‌هایی درباره فاجعه اقتصادی قریب‌الوقوع به گوش می‌رسد، اگر واشنگتن تحریم‌ها را کاهش ندهد و امکان احیای اقتصادی فراهم نشود. بدون چشم‌انداز بهبود اقتصادی، بقای حکومت حتی در کوتاه‌مدت با فشارهای ساختاری و مردمی مواجه خواهد شد.»

نخستین دور مذاکرات میان آمریکا و ایران در اسلام‌آباد به بن‌بست رسید. اما منابع آگاه می‌گویند هر دو طرف نشانه‌هایی از آمادگی برای مصالحه — از جمله درباره موضوع کلیدی غنی‌سازی اورانیوم — نشان داده‌اند و انتظار می‌رود دور دیگری از مذاکرات برگزار شود.

در طول جنگ، ایران هزاران موشک و پهپاد به سمت کشورهای خلیج فارس و اسرائیل شلیک کرد که بسیاری از آن‌ها زیرساخت‌های اقتصادی مانند تأسیسات انرژی، فرودگاه‌ها و هتل‌ها را هدف قرار دادند. این حملات خساراتی به برخی تأسیسات وارد کرد، اما به‌هیچ‌وجه به گستردگی ویرانی‌های داخل ایران نبود.

کاوه احسانی، استاد مطالعات بین‌الملل در دانشگاه دی‌پال شیکاگو، می‌گوید: «به نظر من، میزان تخریب کنونی حتی از جنگ ایران و عراق هم بسیار بیشتر است.»

در جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸) تا یک میلیون نفر کشته شدند و مردم سال‌ها تحت نظام جیره‌بندی زندگی کردند. اما آن جنگ عمدتاً در مناطق مرزی جریان داشت. در مقابل، در هفته‌های اخیر آمریکا و اسرائیل بیش از ۲۰ هزار مهمات بر سر ایران ریخته‌اند که بسیاری از آن‌ها در تهران و دیگر مناطق شهری بوده است.

هواپیماهای اسرائیلی هشت مجتمع پتروشیمی در جنوب‌غرب ایران، از جمله مجتمع بزرگ بندر امام را هدف قرار دادند. دو کارخانه اصلی فولاد ایران — فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان در نزدیکی اهواز — نیز آسیب دیدند. صنایع پتروشیمی تقریباً نیمی از صادرات غیرنفتی ایران را تشکیل می‌دهند و در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۸ میلیارد دلار درآمد داشته‌اند. صنعت فولاد نیز سالانه تا ۷ میلیارد دلار درآمد ایجاد می‌کند.

کِوان هریس، کارشناس توسعه اقتصادی و اجتماعی ایران در دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس، می‌گوید: «این حملات تصادفی نیستند. آن‌ها بخش‌هایی از اقتصاد را هدف قرار می‌دهند که با خارج در ارتباط‌اند و ارز خارجی وارد کشور می‌کنند؛ ارزی که می‌تواند برای تأمین نیازهای اساسی مردم استفاده شود.»

پس از حملات به صنایع پتروشیمی، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، گفت: «ما به‌طور سیستماتیک ماشین پول‌سازی سپاه پاسداران را از کار می‌اندازیم.»

قوه قضاییه ایران نیز روز چهارشنبه اعلام کرد صادرات همه محصولات پتروشیمی ممنوع شده است؛ اقدامی که احتمالاً برای تأمین نیاز داخلی و ذخیره‌سازی انجام شده است.

محاصره بنادر ایران توسط آمریکا فشار بیشتری بر بودجه کشور وارد خواهد کرد. بر اساس برآورد میلاد ملکی، تحلیلگر «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها»، این محاصره روزانه حدود ۴۳۵ میلیون دلار برای ایران هزینه دارد؛ از جمله ۲۷۶ میلیون دلار کاهش صادرات، عمدتاً نفت خام و محصولات پتروشیمی.

طبق داده‌های شرکت ورتکسا، نفتی که امکان صادرات ندارد ظرف دو تا سه هفته مخازن داخلی را پر خواهد کرد و ایران را مجبور به کاهش یا توقف تولید نفت می‌کند. این توقف می‌تواند به میادین نفتی آسیب زده و تولید آینده آن‌ها را کاهش دهد.

سارا وخشوری، مدیر شرکت مشاوره انرژی SVB، می‌گوید میزان این خسارات به عواملی مانند شدت واقعی محاصره آمریکا بستگی دارد.

اسرائیل همچنین شرکت تحقیقاتی و مهندسی توفیق دارو، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های دارویی ایران که داروهای بیهوشی و سرطان تولید می‌کند، را هدف قرار داد. اسرائیل مدعی شد این مرکز موادی مانند فنتانیل برای کاربردهای احتمالی نظامی تولید می‌کرده است.

چند هفته پیش نیز اسرائیل مهم‌ترین منبع انرژی ایران — یعنی مرکز فرآوری گاز عسلویه در میدان عظیم پارس جنوبی — را هدف قرار داد که باعث توقف فعالیت واحدهای این مجموعه شد.

بمباران مراکز تولیدی در شرایط رکود عمیق اقتصادی و کاهش سریع ارزش پول ملی، بیکاری را — به‌ویژه در میان طبقه کارگر — تشدید خواهد کرد. ایرانیانی که با وال‌استریت ژورنال صحبت کرده‌اند می‌گویند این آسیب‌ها هم‌اکنون در قالب کمبود کالا و از دست رفتن شغل‌ها قابل مشاهده است.

برای نمونه، حمله هوایی به یک پالایشگاه پتروشیمی در شیراز، تأمین کود شیمیایی مورد نیاز کشاورزان در سراسر کشور را مختل کرده است. یک دانشجوی ۲۵ ساله می‌گوید پدرش که کشاورز است با مشکل روبه‌رو شده و خواهر نامزدش نیز به‌دلیل آسیب به صنعت فولاد و زنجیره تأمین، شغل خود را در کارخانه از دست داده است.

بر اساس برآورد هادی کحال‌زاده، اقتصاددان و مقام پیشین سازمان تأمین اجتماعی، تا ۱۲ میلیون شغل — نزدیک به نیمی از نیروی کار ایران — در معرض تعلیق یا اخراج قرار دارند. تنها اختلال در صنعت فولاد بیش از ۵.۵ میلیون شغل را تهدید می‌کند و حدود ۱.۲ میلیون شغل دیگر در صنایع پتروشیمی و دارویی در خطر هستند. چنین موجی از بیکاری می‌تواند به سایر بخش‌ها مانند خرده‌فروشی نیز سرایت کند.

او می‌نویسد: «بخش‌هایی که بیشترین آسیب را از حملات هوایی آمریکا و اسرائیل دیده‌اند، ستون‌های اصلی اشتغال و تولید در اقتصاد ایران هستند.»

پس از جنگ ۱۲روزه سال گذشته، دولت ایران با ذخیره‌سازی برنج، روغن و سایر مواد غذایی توانست تا حدی اوضاع را کنترل کند. ویدئوهایی که از تهران منتشر شده، نشان می‌دهد حتی در اوج بمباران‌ها نیز فروشگاه‌ها نسبتاً آرام بوده‌اند.

ایران طی دهه‌های گذشته برای مقابله با تحریم‌ها، یک بخش صنعتی و تولیدی داخلی نسبتاً قوی ایجاد کرده است. همچنین بخش کشاورزی توانمندی دارد و می‌تواند بدون اتکا به نیروی کار خارجی بازسازی را پیش ببرد. مهم‌تر از همه، ایران از ذخایر عظیم نفت و گاز برخوردار است.

با این حال، روند بازسازی با مشکلات اقتصادی و اجتماعی عمیقی که پیش از جنگ نیز وجود داشت، پیچیده‌تر شده است؛ از جمله بحران رو‌به‌تشدید نظام بانکی. فشار تحریم‌ها و سوءمدیریت اقتصادی در سال گذشته کشور را به سمت بحران اقتصادی سوق داد و صدها هزار نفر را به خیابان‌ها کشاند.

قطع اینترنت توسط دولت — که اکنون شش هفته ادامه داشته — نیز به این بحران دامن زده است. بسیاری از کسب‌وکارها برای ارتباط با مشتریان خارجی و انجام سفارش‌ها به اینترنت وابسته‌اند و بخش فناوری نیز ده‌ها هزار نفر را به کار گرفته است.

یکی از بزرگ‌ترین موانع پیش‌روی دولت در مسیر بازسازی، نارضایتی گسترده مردم است. بسیاری از ایرانیان امید خود را به آینده از دست داده‌اند و ممکن است تصمیم به مهاجرت بگیرند. جواد صالحی‌اصفهانی، استاد اقتصاد در دانشگاه ویرجینیا تک، می‌گوید: «آنچه اکنون اهمیت دارد، وضعیت سیاسی است. مردم نسبت به وعده‌های دولت بسیار بی‌اعتماد شده‌اند.»

منبع: وال استریت ژورنال

نظر شما