چندین کشور میتوانند بخشی از اعتبار دستیابی به تفاهمنامه اولیه برای پایان دادن به جنگ میان ایران و آمریکا را به نام خود ثبت کنند.
پاکستان مدتها نقش اصلی را در پیشبرد مذاکرات بر عهده داشت. عربستان سعودی، مصر و عمان نیز در بخشهایی از گفتوگوها مشارکت داشتند. اما اگر روایت دونالد ترامپ را ملاک قرار دهیم، شاید این توافق هرگز بدون دخالت یکی از دوستان کلیدی آمریکا در منطقه به نتیجه نمیرسید: قطر.
ترامپ روز گذشته در دیدار با امیر قطر در حاشیه نشست گروه هفت در اویان فرانسه گفت: «همکاری با قطر و مردم قطر واقعاً لذتبخش بود. آنها محکم و سرسخت بودند. میدانید، از نظر جغرافیایی نزدیکترین کشور به ایران هستند. متوجه شدم مقامهای کشورهای دیگر باید حدود ۴۵ دقیقه سفر میکردند تا به ایران برسند، اما شما میتوانستید پیاده از مرز عبور کنید.»
البته این توصیف دقیق نیست. حدود ۱۶۰ کیلومتر آبهای خلیج فارس میان قطر و ایران فاصله انداخته است. قطریها شاید مذاکرهکنندگان ماهری باشند، اما روی آب راه نمیروند.
با این حال، همین آب دلیل اصلی رابطه ویژه قطر و ایران است. زیر بستر این آبها بزرگترین میدان گازی شناختهشده جهان قرار دارد؛ منبع عظیمی که میان دو کشور مشترک است و بخشی در قلمرو ایران و بخشی در قلمرو قطر قرار دارد.
علاوه بر این، تنگه هرمز که در چهار ماه گذشته جنگ عملاً تحت کنترل ایران بوده، تنها مسیر صادرات گاز طبیعی مایع قطر به جهان است. صادراتی که ستون اصلی اقتصاد قطر را تشکیل میدهد و باعث شده این کشور کوچک یکی از بالاترین درآمدهای سرانه جهان را داشته باشد.
شاید هیچ کشوری به اندازه قطر برای ایجاد کانال ارتباطی میان تهران و واشنگتن مناسب نبود. قطر میزبان بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه است و طی سه دهه گذشته، واشنگتن مهمترین متحد بینالمللی آن بوده است.
حتی پیش از آغاز جنگ، مقامهای قطری در تهران تلاش میکردند زمینه دیدارهایی میان دولت ترامپ و مقامهای ایرانی را فراهم کنند تا شاید از وقوع درگیری جلوگیری شود.
ترامپ در دیدار با امیر قطر، شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، گفت: «باید بگویم شما جنگیدید، به ما کمک کردید و این کار را با شجاعت انجام دادید. میخواهم از شما تقدیر کنم. شما همیشه دوست من خواهید بود.»
اظهارات ترامپ احتمالاً در اورشلیم و ریاض با نارضایتی فراوان شنیده شد.
رقبای منطقهای قطر سالهاست دوحه را به حمایت سیاسی و مالی از جریانهای نزدیک به ایران در خاورمیانه متهم میکنند.
قطر روابط خود با ایران را یک ضرورت ناشی از جغرافیا و منافع اقتصادی مشترک توصیف میکند، اما بسیاری از همسایگانش این توضیح را باور ندارند. از نگاه آنها، دوحه با حفظ روابط نزدیک با همه طرفها، در حال بیمه کردن منافع خود و خرید نفوذ سیاسی است.
بهویژه در واشنگتن، قطر هزینههای گستردهای برای لابیگری انجام داده که به عقیده منتقدان با اندازه و جمعیت کوچک این کشور تناسب ندارد.
هدیه دادن یک هواپیمای فوقلوکس به ترامپ در سال گذشته نیز چنان نمایش آشکاری از نفوذ سیاسی بود که حتی برخی مقامهای قطری را ناراحت کرد. البته دولت قطر تأکید میکند که از ابتدا قصد داشته این هواپیما را به وزارت دفاع آمریکا بفروشد و نه اینکه آن را رایگان هدیه دهد.
از دید اسرائیل نیز روابط دیپلماتیک و فرهنگی قطر با ایران و همچنین میزبانی دفتر سیاسی حماس، این کشور را به بازیگری دردسرساز تبدیل کرده است.
حتی حامیان قطر نیز انکار نمیکنند که این کشور همزمان با همه طرفهای درگیر ارتباط دارد. اما آنها معتقدند هیچ کشوری در منطقه به اندازه قطر در این کار مهارت ندارد.
یکی از مقامهای آمریکایی به نشریه آتلانتیک گفته است: «قطریها بهترین دیپلماتهای منطقه هستند.»
به گفته او، اعتبار قطر نزد دولت ترامپ باعث شد در تهران نیز نفوذ پیدا کند. از نگاه بخشی از حاکمیت ایران که خواهان توافق بودند، قطر واسطهای قابل اعتماد به شمار میرفت.
در واقع، بسته به زاویه نگاه، میتوان رفتار قطر را «دیپلماسی هوشمندانه» یا «دوگانگی سیاسی» نامید.
اما از نظر ترامپ، نتیجه مهم است: قطریها به دستیابی به توافقی کمک کردند که او شدیداً به آن نیاز داشت و به همین دلیل همچنان در فهرست نزدیکترین شرکای او قرار دارند.
احتمالاً امیر قطر ترجیح میداد ترامپ تا این اندازه درباره نقش دوحه صحبت نکند.
بر اساس گفته دیپلماتهای آگاه، فرستادگان قطری طی ماههای گذشته بارها میان دوحه، تهران، واشنگتن و حتی میامی در رفتوآمد بودهاند.
همین هیئت قطری بود که پس از متوقف شدن مذاکرات در بهار، دوباره روند گفتوگوها را به حرکت درآورد.
به گفته منابع دیپلماتیک، پس از برقراری آتشبس موقت در آوریل، هم تهران و هم واشنگتن از قطر خواستند روند مذاکرات را مدیریت کند تا در نهایت به توافقی رسمی منتهی شود.
این دقیقاً همان حوزهای است که قطر طی سالهای اخیر در آن تخصص پیدا کرده است.
دوحه میانجیگری در منازعات بینالمللی را به یکی از مهمترین صنایع راهبردی خود تبدیل کرده؛ صنعتی که پس از انرژی، مهمترین ابزار قدرت این کشور به شمار میرود.
مقامهای قطری میگویند تنها در سال گذشته، تیمهای دیپلماتیک این کشور همزمان در حدود دوازده پرونده مذاکره و میانجیگری فعال بودهاند.
گزارشها حاکی از آن است که تفاهمنامهای که قطر در شکلگیری آن نقش داشته شامل موارد زیر است: کاهش یا لغو بخشی از تحریمهای ایران؛ ایجاد سازوکاری برای رقیقسازی یا خروج ذخایر اورانیوم با غنای بالا از ایران؛ بازگشایی تنگه هرمز برای حملونقل دریایی.
مورد آخر برای قطر اهمیت حیاتی دارد.
از زمان آغاز جنگ، صادرات گاز طبیعی مایع قطر تقریباً متوقف شده بود و اقتصاد این کشور به شدت نیازمند بازگشایی مسیر هرمز است.
زمانی که نوبت سخنرانی امیر قطر در نشست گروه هفت رسید، او تقریباً هیچ اشارهای به نقش کشورش در میانجیگری نکرد و ترجیح داد از رهبری ترامپ تمجید کند.
او همچنین به برنامه سرمایهگذاری بیش از ۱.۲ تریلیون دلاری قطر در آمریکا اشاره کرد؛ اقدامی که نشان میدهد قطریها بهخوبی میدانند چگونه با ترامپ صحبت کنند و بر چه موضوعاتی تأکید نمایند.
امیر قطر گفت: «این مقطع بسیار حساسی بود و شما تصمیم درستی گرفتید.»
کوتاه سخن اینکه اگر این توافق به سرانجام برسد، قطر نقشی تعیینکننده در فراهم کردن مسیر خروج ترامپ از جنگ ایفا کرده است.
مطالب مرتبط:


نظر شما