در حالی که چهار ماه تا انتخابات اسرائیل باقی مانده، صحنه رقابت اصلی در حال تغییر است. ائتلاف بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر کنونی، مدتهاست در نظرسنجیها وضعیت مطلوبی ندارد. بیش از یک سال، مهمترین رقیب او نفتالی بنت بود؛ سیاستمداری راستگرا که در سال ۲۰۲۱ نیز یکبار نتانیاهو را کنار زده بود. اما اکنون در بسیاری از نظرسنجیهای اخیر، چهره دیگری از بنت پیشی گرفته و به اصلیترین تهدید برای نخستوزیر باسابقه اسرائیل تبدیل شده است: گادی آیزنکوت.
حزب جدید میانهروی آیزنکوت تقریباً به اندازه لیکودِ نتانیاهو محبوب شده است. او نسبت به بنت و نتانیاهو چند امتیاز مهم دارد: نخست اینکه رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل بوده؛ تجربهای که بسیاری از اسرائیلیها در شرایطی که کشور همچنان درگیر جنگهای مختلف است، ارزشمند میدانند. دوم اینکه او نسبتاً تازه وارد عرصه سیاست شده است و بار منفی و حاشیههای رقبایش را ندارد. آیزنکوت تنها در سال ۲۰۲۲ وارد کنست شد. پس از حملات ۷ اکتبر به کابینه جنگ نتانیاهو پیوست، اما پس از هشت ماه استعفا داد.
در ماههای نخست جنگ غزه، او در نامهای به اعضای کابینه جنگ، نتانیاهو را به «اجتناب از تصمیمهای مهم» متهم کرد. هشدار داد که اسرائیل ممکن است وارد جنگی طولانی و بینتیجه شود و نتواند توان نظامی و حکومتی حماس را نابود کند.
بیش از دو سال بعد، به نظر میرسد هشدار او درست بوده است. ارتش اسرائیل هنوز بیش از نیمی از غزه را در اختیار دارد، در حالی که حماس در بخش باقیمانده همچنان نفوذ خود را حفظ کرده و بر حدود دو میلیون ساکن غزه تسلط دارد. حملات اسرائیل بخش بزرگی از غزه را ویران کرده و بیش از ۷۳ هزار نفر را کشته است که بیشترشان غیرنظامی بودهاند. این جنگ به وجهه بینالمللی و روابط اسرائیل با متحدانش نیز آسیب جدی زده است.
انتقاد آیزنکوت در آن زمان هم پیشبینانه بود و هم دردناک. دو ماه پیش از آن، پسرش «گال»، سرباز ذخیره ۲۵ ساله، در جنگ کشته شده بود. با این حال اسرائیل همچنان درگیر جنگهای خونین و فرسایشی است، بیآنکه دستاورد راهبردی چشمگیری داشته باشد. اکنون نیز نتانیاهو با رئیسجمهور آمریکا، مهمترین متحد اسرائیل، درگیر اختلافات جدی شده است.
با نزدیک شدن انتخابات، دو پرسش مطرح است: آیا آیزنکوت واقعاً جایگزینی برای نتانیاهو است؟ و آیا میتواند پیروز شود؟
از نظر سیاسی، تعریف او دشوار است. در گذشته هم به حزب کارگرِ متمایل به چپ رأی داده و هم به لیکودِ راستگرا. مواضع نظامیاش نیز کاملاً روشن نیست. بسیاری او را معمار «دکترین ضاحیه» میدانند؛ دکترینی که اسرائیل را با انتقادهای بینالمللی و اتهامهای جنایت جنگی روبهرو کرده است. این دکترین بر حملات سنگین هوایی به زیرساختهای غیرنظامی برای نابودی پایگاههای دشمن تأکید دارد. با این حال، زمانی که رئیس ستاد ارتش بود و موجی از حملات چاقوزنی فلسطینیان در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ رخ داد، با سیاست «شلیک برای کشتن» مخالفت کرد و همین امر خشم جناح راست را برانگیخت.
با وجود انتقادهایش از نتانیاهو، او در ابتدا از جنگهای غزه، لبنان و ایران حمایت کرد. تفاوت، به گفته خودش، این بود که معتقد بود این جنگها باید خیلی زودتر پایان مییافت و سپس ابتکارهای دیپلماتیک دنبال میشد. مهمتر از همه، او باور دارد رؤیای نتانیاهو برای «بازطراحی نقشه خاورمیانه» واقعبینانه نبود و نخستوزیر بیش از هر چیز نگران بقای سیاسی خود بود.
جستوجوی اسرائیل برای یافتن جانشین نتانیاهو طولانی شده است. مدتی پس از ۷ اکتبر، نگاهها به بنی گانتس، ژنرال سابق دیگری بود که آیزنکوت هنگام ورود به سیاست به حزب او پیوست. اما گانتس نتوانست در برابر نتانیاهو بایستد و محبوبیتش کاهش یافت. سپس به نظر میرسید ستاره بنت در حال طلوع است، اما اکنون روندی نزولی دارد.
برخلاف آن دو، آیزنکوت تلاش نمیکند مانند نتانیاهو سخنران چیرهدست یا مصاحبهکنندهای تهاجمی در برابر رسانههای خارجی باشد. انگلیسی او نیز روان نیست. او میخواهد اسرائیلیها را قانع کند که برنامههای جدی برای حل بحرانهای امنیتی و دیپلماتیک، و همچنین اختلافات تلخ داخلی درباره نقش دین در حکومت و توازن قدرت میان دادگاهها و مقامات منتخب دارد. حزبش وعده داده بهزودی برنامهای تفصیلی منتشر کند؛ برنامهای که شاید نشان دهد آیا او واقعاً جایگزینی برای نتانیاهو هست یا نه. سپس بزرگترین آزمونش آغاز میشود: متقاعد کردن افکار عمومی اسرائیل.
گادی آیزنکوت؛ ژنرال سابق اسرائیلی به مصاف نتانیاهو میرود
گادی آیزنکوت، ژنرال بازنشسته و شیفته کتاب، در مصاحبهها و بیانیههای عمومی خود کلمات را با وسواس و دقت زیادی انتخاب میکند.
ذهن استراتژیک نظامی و انگیزه خستگیناپذیرش، او را که فرزند یک خانواده کارگری از مهاجران یهودی مراکشی است و در دورافتادهترین نقطه اسرائیل بزرگ شده، از یک سرباز پیاده به ریاست ستاد مشترک ارتش رساند.
او اکنون در حالی برای نخستوزیری و رهبری اسرائیل میجنگد که در سوگ کوچکترین پسرش، «گال»، نشسته است؛ پسری که در جریان ماموریتی در غزه برای بازگرداندن بقایای اجساد گروگانهای اسرائیلی (که در هفتههای نخست جنگ کشته شده بودند) جان خود را از دست داد.
عاموس هارل، خبرنگار نظامی که از سال ۱۹۹۸ آیزنکوت را زیر نظر دارد، میگوید: «میتوان ابر سیاهی از غم را در اطراف او دید، اما او مردی شکسته به نظر نمیرسد؛ بلکه برعکس، مصممتر هم شده است. او این مبارزه انتخاباتی را بدهی و دینی به پسر ازدسترفتهاش و نسل رزمندگان ۷ اکتبر میداند که جان باختند.» حمله اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل که مرگبارترین شکست امنیتی تاریخ این کشور بود، جرقه جنگ غزه و آتش چندجبههای را روشن کرد که پس از گذشت نزدیک به سه سال، همچنان زیر خاکستر آن شعلهور است.
حزب آیزنکوت در نظرسنجیهای پیش از انتخابات پاییز اسرائیل در حال صعود است؛ چرا که تصویر بازسازیشده بنیامین نتانیاهو به عنوان «آقای امنیت» روز به روز بیشتر فرومیپاشد. این فروپاشی اخیراً به دلیل توافق آمریکا و ایران برای پایان دادن به جنگ ایران شدت یافته است. بیشتر اسرائیلیها این توافق را که به دنبال محدود کردن عملیات نظامی اسرائیل علیه حزبالله (بازوی نیابتی ایران در لبنان) است و هیچیک از اهداف کلی جنگ اسرائیل را تامین نکرده، یک فاجعه امنیت ملی میدانند که آنها را آسیبپذیرتر و منزویتر کرده است.
با این حال، محبوبیت آیزنکوت به پیش از جنگ ایران بازمیگردد. کارشناسان میگویند سوابق امنیتی و پیشینه اخلاقی او، در میان رایدهندگانی که از جنگ و تفرقه خسته شدهاند، طنینانداز شده است. از بسیاری جهات، آیزنکوتِ فاقد جذابیتهای کاریزماتیک رسانهای، دقیقاً نقطه مقابل بنیامین نتانیاهو، شومن سیاسی و چربزبان، دیده میشود؛ تضادی که ممکن است پس از تروما و آسیب روانی ملی ۷ اکتبر، به بزرگترین برگ برنده او تبدیل شود.
کارشناسان معتقدند آیزنکوت با از دست دادن پسر و دو برادرزادهاش (که یکی از آنها درست یک روز پس از پسرش کشته شد)، بالاترین سطح از فداکاری شخصی را به نمایش گذاشته است. این موضوع با احساسات آن دسته از اسرائیلیهایی همسو است که در این انتخابات—که از آن به عنوان سرنوشتسازترین انتخابات تاریخ این کشور یاد میشود—به دنبال نوع متفاوتی از رهبری هستند.
آیزنکوت نام حزب سیاسی جدید خود را «یاشار» گذاشته که در زبان عبری به معنای «راست و مستقیم» است؛ نامی که نشاندهنده مسیری است که نه به چپ تمایل دارد و نه به راست.
نظرسنجیهای اخیر نشان میدهند که او کمکم در حال پیشی گرفتن از نتانیاهو به عنوان مناسبترین سیاستمدار برای رهبری است. روند صعودی حزب او در حالی ادامه دارد که آمار محبوبیت حزب لیکودِ نتانیاهو و رقیب اصلی فعلیاش در اپوزیسیون، همچنان رو به کاهش است.
آیزنکوت فرسنگها دور از مرکز اقتصادی و سیاسی اسرائیل بزرگ شد. او که متولد منطقه الجلیل در شمال است، در ایلات بزرگ شد؛ شهر بندری دریای سرخ در جنوبیترین نقطه کشور و در حاشیه کویر. او با عشق دوران دبیرستانش ازدواج کرد و پنج فرزند بزرگ کرد.
او پلههای ترقی را در ارتش اسرائیل از تیپ «گولانی» آغاز کرد؛ یک واحد پیادهنظام سرسخت و منسجم که به انجام ماموریتهای جنگی دشوار شهرت دارد.
وقتی در سال ۲۰۱۵ رئیس ستاد مشترک ارتش شد، واکنش مادرش این بود که ترجیح میداد پسرش یک خاخام میشد. او در دوران تصدی خود بر تقویت نیروهای زمینی، اجرای طرح مدرنسازی چندساله ارتش و طراحی استراتژی «جنگ بین جنگها» تمرکز کرد؛ راهبردی که به جای جنگ تمامعیار، خواستار اجرای عملیاتهای پنهان با شدت کم برای فلج کردن دشمنان بود.
وقتی یک سرباز اسرائیلی به نام «ایلور عزاریا» در سال ۲۰۱۶ یک مهاجم فلسطینیِ خلعسلاحشده را در کرانه باختری به ضرب گلوله کشت، آیزنکوت رهبری جریانی را به عهده گرفت تا او را با تمام ابزارهای قانونی مجازات کند. در پی این اقدام، موجی از مخالفت از سوی راستگرایان شکل گرفت و اتهامات این سرباز از قتل به قتل شبهعمد کاهش یافت؛ حتی یک گروه از تندروهای راستگرا شعار مرگ علیه آیزنکوت سر دادند.
آیزنکوت در سال ۲۰۲۲ وارد دنیای سیاست شد و به حزبی پیوست که رهبری آن را بنی گانتس، فرمانده پیشین ارتش، بر عهده داشت. پس از ۷ اکتبر، آنها به کابینه جنگ نتانیاهو پیوستند و نخستین کاری که کردند، جلوگیری از یک حمله غافلگیرانه علیه حزبالله بود. آیزنکوت استدلال میکرد که ارتش برای باز کردن جبهه دوم آمادگی ندارد.
او قویترین مدافع در کابینه جنگ برای توافق با حماس جهت آزادی ۲۵۱ گروگانی بود که در جریان حمله ۷ اکتبر (با ۱۲۰۰ کشته) به اسارت درآمده و به غزه برده شده بودند. او و گانتس تا ژوئن ۲۰۲۴ استعفا دادند. به گفته هارل، آیزنکوت احساس میکرد نتانیاهو بیدلیل در حال طولانی کردن جنگ است.
رونین تزور، استراتژیست رسانهای میگوید جامعه اسرائیل «به دنبال یک التیامبخش است... کسی که اوضاع را آرام کند، مرهم بگذارد، پماد بمالد. کسی که از شدت تنفر، شکاف و تفرقه بکاهد.»
تزور میگوید از آنجا که آیزنکوت از حاشیه جغرافیایی و اجتماعی اسرائیل میآید، پدر شهید است، رئیس سابق ستاد ارتش بوده و تبار میزراحی (یهودیان شمال آفریقا/خاورمیانه) دارد، «تا حدودی با قالب و ویژگیهایی که مردم در این برهه زمانی به دنبالش هستند، همخوانی دارد.»
اگر حزب او بتواند ائتلاف تشکیل دهد، او نخستین رهبر میزراحی اسرائیل خواهد بود.
آیزنکوت اغلب فردی متفکر و سنجیده به نظر میرسد؛ او به جای تکیه بر شعارهای جذاب رسانهای، آرام و مفصل سخن میگوید. تال شنایدر، خبرنگار سیاسی تایمز اسرائیل میگوید تصویر عمومی او تصویر فردی «بیپیرایه و خاکی» است.
با وجود اینکه این ژنرال بازنشسته میدانست واحد پسرش، گال، احتمالاً جزو نخستین نیروهایی خواهد بود که وارد غزه میشوند، پس از آغاز جنگ از حمله زمینی حمایت کرد.
او در مصاحبهای با شبکه تلویزیونی دولتی اسرائیل گفت: «این ترس که گال ممکن است کشته شود، تمام مدت در ذهنم بود.» اما او افزود دههها حضور در ارتش به او کمک کرده تا مصائب شخصیاش را از آنچه برای امنیت اسرائیل لازم به نظر میرسید، جدا کند.
تحلیلگران میگویند او خود را الگوبرداری از رهبران گذشته مانند دیوید بنگوریون (نخستین نخستوزیر اسرائیل) و اسحاق رابین (رئیس سابق ستاد ارتش و نخستوزیری که پیمان اسلو را امضا کرد) میداند؛ او آماده گفتگو درباره راهحلهای دیپلماتیک است، در حالی که روشن میسازد اسرائیل باید در برابر مخالفان خطرناک بر مواضع خود پافشاری کند. با این حال، او نیز مانند بیشتر سیاستمداران اسرائیلی در پسلرزههای ۷ اکتبر، معتقد نیست که اکنون زمان تشکیل کشور فلسطین است.
او در یک مصاحبه تلویزیونی اخیر گفت: «به نظر من، هر کسی که اکنون از صلح و دو کشور برای دو ملت صحبت میکند، عمق این مناقشه را درک نمیکند. راهحلهای دیگری در عرصه فلسطین وجود دارد که میتوان آنها را پیش برد.»
شائول مریدور، کاندیدای حزب یاشار و فرزند یکی از قانونگذاران برجسته حزب لیکود، میگوید شاهد شور و اشتیاق فزاینده برای آیزنکوت، حتی در پایگاههای سنتی لیکود است.
او و یکی دیگر از کاندیداهای یاشار اخیراً با کارکنان بخش فناوریهای پیشرفته (هایتک) در یک نشست صمیمانه در نزدیکی تلآویو دیدار کردند. کارمندان، کاندیداها را با سوالاتی درباره توانایی آیزنکوت برای دفع حملات سیاسی فزاینده علیه خودش به چالش کشیدند.
زوهر شوارتز، یکی از مدیران اجرایی حاضر در این نشست، علیرغم نگرانیاش از «کمبود تجربه سیاسی آیزنکوت در دنیای گرگها»، مجاب شده تا از او حمایت کند؛ چرا که میگوید او خود را با مشاوران باتجربه احاطه کرده است.
دان حالوتس، یکی دیگر از روسای سابق ارتش و از مخالفان سرشناس تلاشهای دولت برای تضعیف قوه قضاییه، تلفنی میگوید آیزنکوت «یک افسر عالیرتبه به شمار میرفت و فراتر از آن، انسان شریفی است؛ کسی که در زبان ییدیش به او "منش" (انسان والامقام و شریف) میگویند... او مردی است که به فرآیندها فکر میکند و صرفاً برای حال حاضر پاسخ نمیدهد، بلکه آینده را نیز میبیند.»
حالوتس اشاره میکند تیپ گولانی که آیزنکوت فعالیت نظامی خود را از آنجا آغاز کرد، به شعار «پایبندی به ماموریت» و جذب نیرو از تمامی طیفهای جامعه اسرائیل معروف است.
او میگوید: «این پیشینه به گادی تجربه رهبری گروه متنوعی از مردم را میدهد.» او میافزاید که از دست دادن عزیزان در جنگ، حساسیت آیزنکوت را نسبت به هزینههای بیرحمانه جنگ عمیقتر کرده است: «من فکر میکنم گادی فردی نیست که تصور کند جنگ ابدی، سرنوشت ماست.»
آیزنکوت در آن مصاحبه تلویزیونی دولتی گفت که در پس این تراژدی خانوادگی، «من بیشتر به دنبال معنایی در میان این بهای سنگین هستم، معنایی که ما به عنوان یک خانواده و به عنوان یک کشور، شایسته و لایق آن باشیم.»


نظر شما