پس از توقف جنگ، ایرانیها پرچم پیروزی برافراشتند، نه تسلیم
اندکی پس از آنکه دونالد ترامپ تهدید کرد «تمام تمدن ایران» — با قدمتی ۶ هزار ساله — را نابود خواهد کرد، جمعیت زیادی به خیابانهای تهران آمدند؛ اما نه با پرچم سفید. آنها پرچمهای سبز، سفید و قرمز جمهوری اسلامی را در دست داشتند و برخی نیز پرچم آمریکا را آتش زدند.
صرفنظر از اینکه آتشبس دو هفتهای میان آمریکا و ایران — که درست پیش از ضربالاجل ترامپ اعلام شد — به یک صلح پایدار تبدیل شود یا دوباره به خشونت بازگردد، این توقف درگیریها با تصویری از «تسلیم بیقید و شرط» که ترامپ بارها خواسته بود، آغاز نشد.
ایرانیهای خسته شاید برای مدتی کوتاه از حملات هوایی نفس راحتی بکشند، اما اهداف اصلی آمریکا در این جنگ هنوز محقق نشده و بسیاری از پرسشهای اساسی بیپاسخ مانده است. هر دو طرف خود را پیروز میدانند، اما در واقع هیچکدام برندهٔ قطعی نیستند.
ترامپ در ۲۸ فوریه عملیاتی به نام «خشم حماسی» را آغاز کرد و خواستار تسلیم کامل ایران، نابودی برنامه هستهای و از بین بردن موشکهای بالستیک آن شد. او و نخستوزیر اسرائیل، امیدوار بودند این حملات به تغییر رژیم در ایران منجر شود.
اما اگر با این معیارها قضاوت کنیم، نتیجهٔ نزدیک به شش هفته بمباران چندان امیدوارکننده نیست.
ایران آسیب دیده، اما فرو نپاشیده است. حکومت سقوط نکرده، بلکه حتی سرسختتر شده است. سپاه پاسداران همچنان سلاح در اختیار دارد؛ از جمله موشکهای بالستیکی که حتی پس از اعلام آتشبس به سمت اسرائیل و کشورهای خلیج فارس شلیک شدند و در شهر بئرشبع اسرائیل دو نوجوان را زخمی کردند. همچنین گفته میشود چند صد کیلوگرم اورانیوم غنیشده هنوز در ایران باقی مانده که میتواند ماده اولیه برای ساخت سلاح هستهای باشد.
نارضایتی فزاینده ترامپ از کنترل ایران بر عبور نفت از تنگه هرمز و افزایش قیمت بنزین در داخل آمریکا، باعث شد او در شبکههای اجتماعی به ادبیاتی بسیار تند و حتی تهدیدآمیز روی بیاورد. در مقابل، رهبران تحت فشار ایران پذیرفتند که برخی نفتکشها عبور کنند، بدون آنکه تضمینی برای پایان دائمی جنگ به دست آورند.
توافق ناگهانی برای توقف درگیریها بیشتر شبیه یک «استراحت موقت» است تا پایان واقعی جنگ. بدون مذاکرات جدی — که احتمالاً بیش از دو هفته زمان میبرد — بعید است صرف خستگی طرفها بتواند جلوی بازگشت خشونت را بگیرد.
صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه درچاتم هاوس، میگوید: «در حال حاضر، بازگشت به جنگ محتملتر از رسیدن به یک توافق واقعی است.»
او افزود: «این فقط یک نفسگیری کوتاه است. همه طرفها با تردید به این وضعیت نگاه میکنند، چون خواستهها بسیار حداکثری است و پیدا کردن نقطه توافق در دو هفته کار بسیار دشواری است.»
در لبنان حتی همین استراحت هم وجود نداشت. اسرائیل اعلام کرد آتشبس شامل عملیات آن علیه حزب الله نمیشود و حملات خود را — از جمله به بیروت — تشدید کرد. حزبالله نیز در پاسخ، به شمال اسرائیل حمله نمود. همزمان، رهبران اروپایی خواستار گسترش آتشبس به لبنان شدند.
ایران نیز همچنان محدودیتهایی بر عبور نفتکشها اعمال کرده است؛ پاسخی به ادعای وزیر دفاع آمریکا که این جنگ را «یک پیروزی بزرگ نظامی» توصیف کرده بود.
وکیل هشدار داد: «در این روند عوامل زیادی وجود دارند که میتوانند همه چیز را خراب کنند؛ چه در اسرائیل، چه در واشنگتن و چه در تهران.»
قرار است مذاکرات از شنبه در اسلام آباد آغاز شود و جی دی ونس ریاست هیئت آمریکایی را بر عهده دارد. طرفین زمان بسیار کمی دارند تا اختلافی چند دههای را حل کنند؛ اختلافی که اکنون پس از هفتهها جنگ، هزینههای سنگینی به بار آورده است.
احتمالاً این مذاکرات بر اساس همان فهرست ۱۰ مادهای ایران آغاز خواهد شد؛ فهرستی که شامل خواستههایی مانند خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، لغو تحریمها، پرداخت غرامت و واگذاری کنترل دائمی تنگه هرمز به ایران است.
ترامپ گفته برخی از این موارد «قابل بررسی» هستند، هرچند پیشتر بسیاری از آنها را رد کرده بود.
با توجه به فاصله زیاد میان مواضع دو طرف، بازگشت به وضعیت قبل از جنگ یکی از محتملترین سناریوهاست. امید آمریکا، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس این بود که این جنگ دستکم ایران را تضعیف کند، اما ممکن است این هدف هم محقق نشود و حکومتی که انتظار میرفت سقوط کند، همچنان باقی بماند.
تا اینجا، ایران به هدف اصلی خود یعنی بقا دست یافته است. اینکه در بلندمدت بتواند دوام بیاورد یا نه — با اقتصادی فروپاشیده، زیرساختهای تخریبشده و جامعهای ناراضی — به شرایطی بستگی دارد که در پایان جنگ به دست میآورد.
وکیل میگوید: «اگر تحریمها برداشته شود یا غرامتی دریافت کنند، ممکن است بتوانند بهبود پیدا کنند. اما در غیر این صورت، وارد چرخهای از درگیری دائمی خواهند شد.»
در این جنگ، هر دو طرف نوعی بازی خطرناک انجام دادند. ترامپ بارها تهدید کرد و سپس عقب نشست؛ ابتدا ضربالاجل داد که ایران باید جریان نفت را باز کند، اما هر بار آن را به تعویق انداخت. لحن او هر بار تندتر شد تا جایی که نوشت: «یک تمدن کامل امشب نابود خواهد شد»؛ جملهای که حتی با انتقاد برخی جمهوریخواهان روبهرو شد.
سناتور لیزا مورکوسکی این تهدید را «توهین به ارزشهای آمریکا» خواند.
ترامپ دوشنبه گفته بود پیشنهاد ایران «کافی نیست»، اما چند ساعت بعد همان پیشنهاد را «مبنای قابلکار برای مذاکره» دانست.
در مقابل، ایران نیز عقبنشینی کرد. تهران هفتهها تأکید داشت بدون پایان دائمی جنگ و لغو تحریمها تنگه هرمز را باز نمیکند، اما در نهایت با یک آتشبس موقت بدون این تضمینها موافقت کرد.
با این حال، هر دو طرف آماده جشن گرفتن بودند.
در تهران، جمعیت شعار مقاومت سر دادند، نه شکست. پرچمهای آمریکا و اسرائیل را آتش زدند و آنچه رسانههای دولتی «مقاومت در برابر یک ابرقدرت» مینامیدند، جشن گرفتند.
در سوی دیگر، کاخ سفید مدعی شد که تمام اهدافش محقق شده است: ارتش ایران تضعیف شده، جریان نفت برقرار میشود و به گفته ترامپ، رهبران جدید ایران بهتر از حکومت قبلی هستند.
اما کارشناسان این ادعاها را خوشبینانه و دور از واقعیت دانستند.
ایران اعلام کرده موشکهایش همچنان خلیج فارس را هدف گرفتهاند و عبور کشتیها فقط با اجازه آن انجام میشود. گزارشها حاکی است ایران قصد دارد مبالغ بالایی از کشتیها دریافت کند. وضعیتی که شرکتهای کشتیرانی را با شرایطی بیسابقه روبهرو میکند؛ گویی ایران مانند نگهبانی زیر پل ایستاده و برای عبور، عوارض میگیرد.
ژولین بارنز-دیسی، تحلیلگر شورای روابط خارجی اروپا، میگوید: «سلطه ایران بر تنگه هرمز یکی از پیامدهای ناخوشایند این جنگ است؛ چیزی که حتی تندروهای ایران هم قبلاً تصورش را نمیکردند.»
او افزود: «ایران قبلاً هرگز هرمز را نبسته بود. این جنگ به آنها نشان داد که چه ابزار قدرتمندی در اختیار دارند.»
در کشورهای خلیج فارس، این تحولات بسیار گیجکننده بوده است. آنها شاهد جنگی بودند که عمدتاً انتخاب خودشان نبود و حالا آمریکا نشانههایی از خروج نشان میدهد. آنها نگران بودند که سامانههای دفاعیشان نتواند حملات ایران را دفع کند و اکنون میبینند ایران در حالی آتشبس را پذیرفته که هنوز توان حمله دارد.
کشورهای عربی که در سالهای اخیر در حال بهبود روابط با ایران بودند، اکنون باید راهی برای همزیستی با همسایهای خطرناک پیدا کنند. اما به گفته تحلیلگران، بازگشت به همکاری واقعی ممکن است سالها طول بکشد.
در اسرائیل نیز آتشبس برنامههای بنیامین نتانیاهو را پیچیده کرده است. او مخالف توقف حملات بود، اما در نهایت مجبور شد از توافقی حمایت کند که در ابتدا با آن مخالف بود.
از نظر راهبردی، ضربه اصلی اینجاست: پیش از جنگ، نتانیاهو گفته بود میتواند در مدت کوتاهی برنامه موشکی ایران را نابود کند و حکومت را سرنگون سازد. اما اکنون نه تنها این اهداف محقق نشده، بلکه ایران همچنان پابرجاست.
رهبر اپوزیسیون اسرائیل، یائیر لاپید، این آتشبس را یکی از «بزرگترین فاجعههای سیاسی تاریخ اسرائیل» توصیف کرد و گفت نتانیاهو «در سیاست، در راهبرد و در تحقق اهدافش شکست خورده است.»
حتی یکی از نمایندگان راستگرای پارلمان اسرائیل، Zvika Fogel، مستقیماً خطاب به ترامپ نوشت: «دونالد، معلوم شد تو فقط بلوف میزدی.»
امارات خطاب به ایران: دوران «تعارف» تمام شد
یک مقام ارشد اماراتی روز پنجشنبه اعلام کرد که دوران «تعارف و خوشوبش» با ایران به پایان رسیده است. این تندترین موضعگیری امارات متحده عربی از آغاز جنگ پنجهفتهای اخیر است؛ نبردی که در آن امارات بیشترین ضربه را از حملات ایران به کشورهای حوزه خلیجفارس متحمل شده است.
وزارت امور خارجه امارات با فاصله گرفتن از سایر کشورهای عربی که از توافق آتشبس استقبال کردهاند، اعلام کرد که به دنبال شفافسازی درباره جزئیات آتشبس نوپای میان ایران و آمریکا و میزان پایبندی تهران به این توافق است.
انور قرقاش، مشاور ارشد دیپلماتیک رئیس امارات، با اشاره به حملات پنج هفته اخیر ایران به زیرساختهای غیرنظامی و انرژی کشورش، در شبکه اجتماعی X (توییتر سابق) نوشت: «صراحتاً میگویم، مواضع امارات در مقابله با تجاوزات ایران به کشورهای خلیجفارس نباید برای کسی تعجبآور باشد. دوران تعارفات گذشته و اکنون صراحت و شفافیت یک ضرورت است.»
اگرچه آتشبس دوهفتهای میان ایران، آمریکا و اسرائیل از صبح چهارشنبه آغاز شد، اما حملات ایران به منطقه خلیجفارس تا چندین ساعت پس از آن ادامه یافت. روز چهارشنبه، رهگیری یک پرتابه بر فراز مجتمع گازی «حبشان» در نزدیکی ابوظبی باعث مجروح شدن سه نفر شد. وزارت دفاع امارات اعلام کرد که تنها در روز چهارشنبه (پس از اعلام آتشبس)، ۱۷ موشک بالستیک و ۳۵ پهپاد ایرانی را رهگیری کرده است، هرچند روز پنجشنبه هیچ حملهای ثبت نشد.
وزارت خارجه امارات در بیانیهای تاکید کرد که خواستار شفافیت بیشتر در مفاد توافق است تا از توقف کامل درگیریها و بازگشایی کامل و بیقیدوشرط تنگه هرمز اطمینان حاصل کند. همچنین، امارات خواستار دریافت خسارت بابت آسیبهای وارده در طول جنگ شده است.
سلطان الجابر، وزیر صنعت امارات نیز تداوم تسلط ایران بر تنگه هرمز و گزارشها درباره درخواست ایران برای دریافت «حق عبور» از کشتیها را مصداق «زورگویی» و «اخاذی» دانست.
طبق اعلام امارات، از زمان آغاز حملات روزانه ایران، سیستمهای پدافندی این کشور ۵۳۷ موشک بالستیک، ۲۶ موشک کروز و ۲۲۵۶ پهپاد را رهگیری کردهاند. این جنگ برای امارات ۲ کشته و ۲۲۴ مجروح بر جای گذاشته است.
امارات در طول این جنگ به تدریج لحن خود را علیه ایران تندتر کرده و به سمت همکاریهای امنیتی نزدیکتر با آمریکا سوق یافته است. قرقاش صراحتاً آمریکا را «شریک امنیتی اصلی» امارات نامیده است.
ایران از اوایل آوریل تنگه هرمز را بست. علیرغم اینکه ترامپ بازگشایی تنگه را شرط آتشبس دانسته، عبور و مرور همچنان به شدت محدود است. گزارشها نشان میدهد تنها تعداد اندکی کشتی (عمدتاً با مقصد یا بار ایرانی) اجازه تردد یافتهاند. خبرگزاری تاس روسیه نیز اعلام کرده ایران اجازه عبور بیش از ۱۵ کشتی در روز را نمیدهد در حالی که پیش از جنگ، روزانه تا ۱۳۵ کشتی از آن عبور میکردند.
امارات حتی از احتمال ورود نظامی به جنگ سخن گفته است. گزارشها حاکی از آن است که این کشور برای بازگشایی اجباری تنگه هرمز با کمک آمریکا آماده میشود.
در حالی که ایران مدعی است تنها مواضع نظامی آمریکا (مانند پایگاه الظفره) را هدف قرار داده، مقامات اماراتی تاکید دارند که پهپادها و موشکهای ایرانی به هتلها، فرودگاههای دبی و ابوظبی و مراکز غیرنظامی اصابت کردهاند.
از سوی دیگر، در میانه این درگیریها، اختلاف دیرینه بر سر جزایر سهگانه (ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک) نیز دوباره بالا گرفته است. در حالی که ایران به هرگونه تعرض به این جزایر هشدار داده، امارات با حمایت کشورهای عربی همچنان بر ادعای مالکیت خود بر این جزایر پافشاری میکند.
در مقابلِ موضع سرسختانه امارات، کشورهایی مثل عربستان سعودی و قطر با لحنی ملایمتر از آتشبس استقبال کرده و از میانجیگری پاکستان قدردانی کردهاند.
رهبر غایب؛ گمانهزنیها درباره آینده قدرت در ایران
در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با آغاز درگیریهای نظامی میان آمریکا، اسرائیل و ایران، آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به همراه جمعی از فرماندهان ارشد نظامی و اعضای خانوادهاش در یک حمله جان باختند. در این حادثه، مجتبی خامنهای ۵۶ ساله نیز زخمی شد؛ حملهای که منجر به مرگ مادرش (منصوره خجسته باقرزاده)، همسرش (زهرا حداد عادل) و یکی از فرزندانش گشت.
در ۱۹ اسفند، تلویزیون دولتی ایران اعلام کرد که مجلس خبرگان در تصمیمی فوری و تحت شرایط اضطراری جنگ، مجتبی خامنهای را به عنوان رهبر جدید برگزیده است. با این حال، از زمان وقوع حمله تاکنون، هیچ تصویر، ویدئو یا گزارش عینی که سلامت وی را تایید کند، منتشر نشده است. رسانههای غربی نیز روایتهای متناقضی ارائه میدهند؛ از جراحات جزئی گرفته تا فرورفتن در وضعیت کما.
در گزارشهای اولیه ماه مارس، منابع آمریکایی مدعی شدند که او دچار شکستگی پا، کبودی چشم و جراحات سطحی صورت شده و تنها دقایقی پیش از حمله، ساختمان را ترک کرده بود. اگرچه بیانیههایی به نام او از رسانه ملی قرائت شده، اما سیانان مدعی است او در مخفیگاه بهسر میبرد و پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، جراحات او را عمیق و جدی توصیف کرده است.
با فرا رسیدن آوریل ۲۰۲۶، گزارشها لحن تندتری گرفتند. روزنامههای اسرائیلی «تایمز آف اسرائیل» و «جروزالم پست» با استناد به یک یادداشت اطلاعاتی مشترک میان آمریکا و اسرائیل، مدعی شدند که مجتبی خامنهای در وضعیت «اغمای کامل» و «بحرانی» در قم بستری است و عملاً توان اداره کشور را ندارد. این ادعا بلافاصله در رسانههای آمریکایی چون «نیویورک پست» بازتاب یافت و این پرسش اساسی را ایجاد کرد که: در حال حاضر چه کسی بر ایران حکومت میکند؟
گزارش جروزالم پست حاکی از آن است که سپاه پاسداران کنترل امور را به دست گرفته و مجتبی تنها یک مقام تشریفاتی است. این رسانه به نقل از منابع ناشناس مدعی شد که قدرت واقعی به چهرههای باسابقه سپاه، از جمله محمدباقر قالیباف (رئیس مجلس) و شورای عالی امنیت ملی منتقل شده است. در این میان، دونالد ترامپ نیز با ابراز ناامیدی از انتصاب مجتبی، معتقد بود تغییر در ساختار قدرت میتوانست ایران را مانند مدل ونزوئلا (در مورد دلسی رودریگز و نیکولاس مادورو) به سمت امتیازدهی سوق دهد.
اعلامیه رسمی؛ از سکوت تا قطعیت
شایعات مربوط به مرگ مجتبی تنها پس از چهار روز سکوت خبری و با انتشار گزارشهایی مبنی بر اینکه او «زنده و در حال هدایت امور کلان کشور» است، فروکش کرد. سرانجام در ۱۹ اسفند، رسانههای رسمی اعلام کردند که او به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی برگزیده شده است.
نشستِ مجلس خبرگان در حالی برگزار شد که حملات هوایی به مقر این مجلس در قم ادامه داشت. حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، در یادداشتی تند اعلام کرد که مجتبی خامنهای «منتخب امام زمان» است و اطاعت از او را در حکم اطاعت از معصوم دانست.
مجتبی خامنهای پیش از انتخابات ۱۳۸۴ چهره سیاسی شناختهشدهای نبود؛ تا اینکه مهدی کروبی در نامهای سرگشاده به رهبر وقت، او را به دخالت در انتخابات به نفع محمود احمدینژاد متهم کرد. نام او بار دیگر در جریان حوادث سال ۱۳۸۸ بر سر زبانها افتاد و معترضان در خیابانها شعارهایی را علیه وی سر دادند.
امروز، رسانههای داخلی ایران سیاست سکوت را در قبال وضعیت سلامت او برگزیدهاند و تنها به انتشار پیامهای کتبی بسنده میکنند. این خلأ اطلاعاتی درباره محل استقرار و وضعیت جسمانی او، راه را برای انواع شایعات باز کرده است؛ در حالی که صداوسیما تنها به ذکر جمله «او در جنگ مجروح شده» اکتفا میکند.
ابهام سیاسی در بدنه قدرت
وحید پوراستاد، تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی برای «رادیو فردا» مینویسد: «ایران در دوران ابهام عمیق سیاسی بهسر میبرد. این چالش تنها ناشی از غیبت علی خامنهای نیست، بلکه از تشتت در کانونهای تصمیمگیری نشأت میگیرد. در حالی که ایرانِ درگیرِ جنگ به یک رهبر مقتدر نیاز دارد، ما شاهد بلاتکلیفی در راس هرم قدرت هستیم.»
به باور او، علی خامنهای به مدت سه دهه مرکز ثقل تصمیمگیری در ایران بود و حذف او، آن هم همزمان با کشته شدن بخشی از فرماندهان ارشد نظامی، ساختار قدرت را دچار ازهمگسیختگی کرده است. پوراستاد معتقد است انتصاب مجتبی نهتنها راهی برای پیوند دوباره این مراکز قدرت نبوده، بلکه بر ابهامات افزوده است.
در مقابل، علیرضا سلیمی، از نمایندگان مجلس، در گفتگو با وبسایت «تابناک» دیدگاه متفاوتی دارد. او معتقد است مجتبی خامنهای کشور را از این پیچ تاریخی عبور خواهد داد و انتخاب او را پیامی بر استحکام نظام جمهوری اسلامی و توانایی بازسازی خود، حتی در سختترین شرایط جنگی، میداند.
هراس کشورهای خلیج فارس از ایرانِ جسورتر
دولت ایران پس از اعلام آتشبس با آمریکا، در شبکههای اجتماعی تصاویری منتشر کرد که در آنها دونالد ترامپ در حال بالا بردن پرچم سفید و زانو زدن در برابر شکست نشان داده میشد.
متحدان و شرکای آمریکا در خاورمیانه نگراناند که شاید تهران در این ادعا چندان هم بیراه نگفته باشد و در نهایت این کشورها مجبور شوند بهای جنگی را بپردازند که در آن، برتری نظامی عظیم آمریکا و اسرائیل نتوانست دستاورد سیاسی مشخصی به همراه داشته باشد.
کشورهای خلیج فارس که از آغاز جنگ با هزاران حمله موشکی و پهپادی ایران روبهرو شدهاند، اکنون با این پرسش دستوپنجه نرم میکنند که چگونه در کنار ایرانی زندگی کنند که جسورتر شده است؛ ایرانی که فعلاً کنترل تنگه هرمز را در دست دارد و در پی تبدیل شدن به قدرت مسلط منطقه است.
محمد بحرون، مدیر مرکز پژوهشی سیاست عمومی «بهوت» در دبی، میگوید: «تنها کشوری که از نتیجه این جنگ خوشحال است ایران است. آنها دوباره به پلیس خلیج فارس تبدیل شدهاند. ما با توافقی از خواب بیدار شدیم که نهتنها خطر را کم نمیکند، بلکه آن را با خطر بزرگتری جایگزین میکند.»
با این حال، سپاه پاسداران ایران تلفات سنگینی متحمل شده است؛ از جمله از دست دادن بخش بزرگی از فرماندهان ارشد خود. علاوه بر این، آتشبس دو هفتهای لزوماً به معنای پایان جنگ نیست. بسیاری از مقامهای منطقه معتقدند احتمال از سرگیری درگیریها همچنان زیاد است، حتی شاید با شدت بیشتر. قرار است آینده منطقه روز جمعه در مذاکرات میان آمریکا و ایران در اسلام آباد پاکستان بررسی شود.
حمد الثنیان، تحلیلگر سیاسی و استاد دانشگاه کویت میگوید: «باید این موضوع را در چارچوب درست دید. این فقط یک آتشبس موقت دو هفتهای است؛ توافق نهایی نیست. ممکن است این مهلت تمدید شود، اما اگر دور اول مذاکرات موفق نباشد، احتمال بازگشت به درگیری هم وجود دارد.»
سرعت غیرعادی تغییر موضع ترامپ نیز بسیاری را در کشورهای خلیج فارس سردرگم کرده است. او صبح سهشنبه تهدید کرده بود که «امشب یک تمدن کامل نابود خواهد شد»، اما چند ساعت بعد با پذیرش طرح ۱۰ مادهای ایران به عنوان مبنای مذاکرات موافقت کرد. این چرخش سریع باعث شده برخی در منطقه تردید کنند که واشنگتن تا چه اندازه برای دستیابی به توافقی که هم اهداف خود را تأمین کند و هم از متحدانش محافظت نماید، فشار خواهد آورد.
مهدی غلوم، پژوهشگر بحرینی در اندیشکده ORF خاورمیانه، میگوید: «ترامپ تصمیم گرفته مصالحه کند و با این مصالحه عملاً متحدانش در خلیج فارس را کنار گذاشته است.»
البته بسیاری از کشورهای خلیج فارس نیز از تهدید ترامپ برای نابودی زیرساختهای انرژی ایران و «بمباران ایران تا عصر حجر» حمایت نمیکردند. روز چهارشنبه در شهرهایی مانند دبی، دوحه و کویت نوعی احساس آرامش دیده میشد، زیرا این شهرها از حملات تلافیجویانه احتمالی ایران به نیروگاهها و تأسیسات آبشیرینکن خود در امان مانده بودند.
با این حال، بحرین، کویت، عربستان و امارات، اعلام کردند که حملات پراکنده موشکی و پهپادی ایران در روز چهارشنبه ادامه داشته است؛ موضوعی که تردیدها درباره دوام آتشبس را افزایش داده است. در همین حال، در لبنان نیز درگیریها ادامه داشت و اسرائیل اعلام کرد که عملیات خود علیه حزب الله را ادامه خواهد داد.
اختلافهای بزرگی همچنان میان مواضع ایران و آمریکا باقی مانده است، از جمله درباره مسئله تنگه هرمز.
در حالی که ترامپ گفته ایران با «بازگشایی کامل، فوری و امن تنگه هرمز» موافقت کرده است، عباس عراقچی وزیر خارجه ایران اعلام کرد عبور کشتیها از این آبراه بینالمللی تنها در هماهنگی با نیروهای نظامی ایران امکانپذیر خواهد بود. ایران از زمان آغاز جنگ از کشتیهایی که از تنگه عبور میکنند عوارض دریافت میکند و میخواهد این سیاست را دائمی کند تا هزینه بازسازی پس از جنگ را تأمین نماید.
دادههای ردیابی کشتیها در روز چهارشنبه نشان داد که تنها تعداد محدودی کشتی از مسیر کریدوری که ایران ماه گذشته در آبهای سرزمینی خود ایجاد کرده عبور کردهاند و هنوز رفتوآمد عادی از مسیر اصلی کشتیرانی—که از آبهای عمان میگذرد—از سر گرفته نشده است.
ندیم قطیش، تحلیلگر اماراتی، میگوید: «حکم واقعی روز جمعه در اسلامآباد صادر میشود. اگر ایران بتواند با هر نوع کنترلی بر تنگه هرمز از مذاکرات خارج شود، این یک پیروزی کامل برای ایران است. اما اگر جهان بتواند ایران را از تبدیل هرمز به یک ابزار فشار محروم کند—همانطور که از استفاده ابزاری از اورانیوم محروم شد—آن وقت این جنگ، با وجود همه هزینههایش، یک شکست راهبردی برای جمهوری اسلامی خواهد بود.»
به گفته بدر السیف، استاد تاریخ در دانشگاه کویت، تبدیل شدن مسئله هرمز به موضوع اصلی جنگ—به جای برنامه هستهای ایران، موشکهای بالستیک یا حمایت تهران از نیروهای نیابتی—خود یک موفقیت بزرگ برای ایران است.
او میگوید: «جنگ با مسئله هستهای شروع شد، اما ایرانیها توانستند آن را به موضوع هرمز تبدیل کنند. حالا به جای تمرکز بر مسئله اصلی، یک موضوع فرعی به مسئله اصلی تبدیل شده است. در حالی که آن مسائل اصلی همچنان باقی ماندهاند و باید بهطور شفاف حل شوند.»
او همچنین افزود: «آمریکا و اسرائیل وارد جنگ شدند بدون آنکه منافع کشورهای خلیج فارس را در نظر بگیرند، و در نتیجه ما به خسارت جانبی تبدیل شدیم. نگرانی این است که این وضعیتِ خسارت جانبی بودن، از زمان جنگ به دوران صلح هم کشیده شود؛ چیزی که ما نمیتوانیم بپذیریم و باید در برابرش اقدام کنیم.»
طرح ۱۰ مادهای ایران شامل کنترل دائمی بر تنگه هرمز، پذیرش غنیسازی اورانیوم توسط ایران، خروج نیروهای رزمی آمریکا از خاورمیانه، لغو تحریمها و پرداخت غرامت به ایران است. در این طرح هیچ اشارهای به محدودیت بر زرادخانه موشکی و پهپادی ایران یا محدود کردن همکاری آن با گروههایی مانند حزب الله یا حوثیهای یمن نشده است.
با این حال، رهبران کشورهای خلیج فارس بهطور علنی از تصمیم ترامپ برای آتشبس انتقاد نکردهاند. عربستان در بیانیهای تأکید کرد که آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز باید بدون هیچ محدودیتی تضمین شود.
انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیسجمهور امارات آتشبس را پیروزی برای کشورهای پادشاهی خلیج فارس توصیف کرد؛ کشورهایی که در پنج هفته گذشته بیشترین فشار حملات موشکی و پهپادی ایران را تحمل کرده بودند.
او گفت: «امارات در جنگی پیروز شد که صادقانه میخواست از آن اجتناب کند. ما با یک دفاع ملی حماسی توانستیم از حاکمیت، عزت و دستاوردهای خود در برابر این تجاوز خیانتآمیز محافظت کنیم.»
نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو اعلام کرد که با ترامپ هماهنگ بوده است و ترامپ به او گفته آمریکا متعهد است اطمینان حاصل کند که ایران دیگر تهدیدی هستهای، موشکی یا تروریستی برای آمریکا، اسرائیل، کشورهای خلیج فارس و جهان نباشد.
اما رهبر اپوزیسیون اسرائیل، یائیر لاپید دیدگاه بسیار بدبینانهتری داشت.
او گفت: «در تمام تاریخ ما چنین فاجعه سیاسیای وجود نداشته است. اسرائیل حتی هنگام تصمیمگیری درباره مهمترین منافع امنیت ملیاش هم پای میز مذاکره نبود.»
در مقابل، علی شهابی، تحلیلگر سعودی، معتقد است جشن پیروزی ایران با واقعیتها فاصله دارد، زیرا اقتصاد و زیرساختهای ایران—و همچنین توان نظامی آن—ضربه سنگینی خوردهاند.
او میگوید: «ایران بهشدت تضعیف شده و برای بازسازی خود به زمان و تلاش زیادی نیاز دارد.»
با این حال، نیکلای کوژانوف، کارشناس ایران در مرکز مطالعات خلیج فارس در دانشگاه قطر میگوید ایران در طول پنج هفته گذشته توانسته بخشی از شکستهای راهبردی دو سال اخیر را جبران کند.
او میگوید: «اکنون بقیه کشورهای منطقه در وضعیتی قرار گرفتهاند که چارهای ندارند جز اینکه به دنبال توافقی با ایرانیها باشند.»
برگهای برنده جدید
رهبر ارشد و فرماندهان طراز اول آنها کشته شدهاند؛ پایگاههای نظامی، کارخانهها و پلهایشان به تلی از خاکستر بدل گشته و اقتصادشان ضربات پیدرپی دریافت کرده است. با این حال، حاکمان اقتدارگرای ایران بر این باورند که در مقایسه با آغاز جنگ، اکنون در جایگاه قدرتمندتری ایستادهاند.
پس از شش هفته نبرد سنگین با آمریکا و اسرائیل و در حالی که یک آتشبس موقت برقرار شده، رهبری ایران در آستانه مذاکرات مجدد با ایالات متحده، نه تنها لحنی آشتیجویانه ندارد، بلکه با مجموعهای از مطالبات حداکثری وارد میدان شده است.
محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور ایران، در روز اجرایی شدن آتشبس در شبکههای اجتماعی نوشت: «سلام به پیروزی! امروز برگ جدیدی از تاریخ ورق خورده است. عصرِ ایران آغاز شده است.»
صرفِ «بقا» در برابر جنگ با آمریکا و اسرائیل، برای جمهوری اسلامی و هوادارانش یک پیروزی تمامعیار محسوب میشود؛ سندی بر توانایی آنها در ایستادگی مقابل تهاجم دو مورد از قدرتمندترین ارتشهای جهان و تأییدی بر «ایدئولوژی مقاومت» که در سال ۱۳۵۷ روحانیون را به قدرت رساند. آنها همچنین کنترل شدیدی بر فضای داخلی حفظ کرده و علیرغم نارضایتی گسترده عمومی، همچنان به اعمال سیاستهای سرکوبگرانه ادامه میدهند.
دنی سیترینوویچ، تحلیلگر و از مقامات سابق اطلاعات نظامی اسرائیل، میگوید: «آنها از دیدگاه خودشان موفق شدند بر دو ابرقدرت غلبه کنند. برای حاکمان تئوکراتیک ایران، این یک پیروزی الهی است.»
علاوه بر این، ایران حس میکند که نسبت به دوران پیش از جنگ، در موضع مذاکراتی برتری قرار دارد. تداوم توانایی ایران در اعمال اراده بر آبراه راهبردی «تنگه هرمز» — آن هم با وجود بمبارانهایی که به گفته مقامات آمریکایی و اسرائیلی بخش بزرگی از نیروی هوایی و دریایی ایران را نابود کرده — به ابزاری آزموده شده برای آشفته کردن اقتصاد جهانی بدل شده است. هدف ایران این است که جنگ را با کنترل مؤثر بر این مسیر کشتیرانی (که یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند) به پایان برساند.
حمیدرضا عزیزی، کارشناس مسائل امنیتی ایران در اندیشکده SWP آلمان، معتقد است: «این موضوع اکنون حتی از برنامه هستهای هم اهرم فشار بزرگتری است. آنها حالا در موقعیت بهتری برای چانهزنی هستند.»
در دیماه گذشته، رهبران ایران با یکی از متزلزلترین دوران حکومت ۴۷ ساله خود دست و پنجه نرم میکردند. نیروهای امنیتی سرکوب خونینی را برای خاموش کردن اعتراضات سراسری به راه انداخته بودند و در حالی که کشور در سقوط آزاد اقتصادی غرق میشد، بخش وسیعی از جامعه در خشم بهسر میبردند. شبکه گروههای نیابتی آنها نیز زیر ضربات اسرائیل ضعیف شده بود.
اما همین متحدان توانستند با حملات پهپادی و موشکی، هزینههای سنگینی به کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس تحمیل کنند؛ کشورهایی که میزبان پایگاههای آمریکایی هستند و اقتصادشان بر پایه تصویری از «رفاه و ثبات» بنا شده است. کریم سجادپور، تحلیلگر مسائل ایران، میگوید: «دو ماه پیش خبر اول رسانههای جهان قتلعام مردم ایران توسط تهران بود؛ اما امروز خبر اول، مقاومت موفقیتآمیز تهران در برابر آمریکا و اسرائیل است.»
ترس از مدل «کره شمالیِ خاورمیانه»
با مرگبارتر شدن حملات به ایران، بسیاری از ایرانیانی که مخالف نظام بودند، رنجِ تحمیل شده بر خود را غیرقابلتحمل دیدند. برخی که زمانی امیدوار بودند بمبارانها منجر به تغییر حکومت شود، اکنون نگرانند که دچار «بدترینِ هر دو وضعیت» شده باشند: رها شده در کشوری ویران، تحت حاکمیت رهبری تثبیتشده و جسورتر که بیم آن میرود با شدت بیشتری علیه مخالفان عمل کند.
علی آلفونه، عضو ارشد مؤسسه کشورهای عرب خلیج فارس، پیشبینی میکند که موج بزرگی از مهاجرت از ایران آغاز شود. به گفته او، ایرانیها ممکن است با انزوای عمیقتری روبرو شوند، زیرا رهبران جدید احتمالاً به این نتیجه رسیدهاند که بقا نه در مذاکرات بینالمللی، بلکه در بازدارندگی سختتر و شاید حتی حرکت به سمت بمب اتمی نهفته است. او میگوید: «این مدل، ایران را به کره شمالیِ خاورمیانه تبدیل میکند: منزوی از نظر دیپلماتیک، فقیر، ملیگرا و انتقامجو.»
بحرانهای در کمین
با وجود اعلام پیروزی، جنگی که ایران از آن جان سالم به در برده، میتواند زمینهساز بحران بعدی باشد. ایران پیش از جنگ هم درگیر بحران اقتصادی بود. بازسازی کشور چالشی عظیم و پرهزینه خواهد بود و اینکه دولت چگونه از پس هزینههای آن برمیآید، پرسشی بیپاسخ است. تولیدکنندگان بزرگ فولاد و صنایع تولیدی در پی حملات هوایی متوقف شدهاند و کسبوکارهای خُرد در ماههای اخیر بر اثر ناآرامی و جنگ فلج شدهاند. ترس از بیکاری گسترده و کاهش درآمدهای مالیاتی دولت، سایه سنگینی بر آینده انداخته است.
علاوه بر این، ایران فرآیند بازسازی را با دوستانی کمتر در منطقه آغاز میکند؛ روابطی که سالها برای بهبود آن با همسایگان عرب تلاش شده بود، اکنون از هم پاشیده است.
حمیدرضا عزیزی همچنین اشاره میکند که حتی در بدنه هواداران نظام هم خطراتی وجود دارد. بسیاری از تندروها مایل به پذیرش آتشبس نبودند و میخواستند جنگ ادامه یابد. اگر مذاکرات پیشرو به نتیجه نرسد، «این موضوع میتواند منجر به گسستهای جدی در درون سیستم شود.»
در نهایت، در حالی که هم واشنگتن و هم تهران خود را پیروز این مرحله از درگیری میدانند، بسیاری از کارشناسان معتقدند به جای آشتی، جنگ بیشتری در پیش است. بهنام بنطالبلو، از اندیشکده بنیاد دفاع از دمکراسیها، میگوید: «شکاف میان ایران و آمریکا آنقدر عمیق شده که حل کردن مسائلی که باعث جدایی آنها بود، حالا سختتر از همیشه به نظر میرسد. بنابراین، دیر یا زود، دور دیگری از نبرد در راه خواهد بود.»
نگاهی دقیقتر به ۱۰ خواستهٔ ایران و اینکه آمریکا ممکن است با کدامها موافقت کند
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، هنگام اعلام آتشبس با ایران در روز سهشنبه گفت ایالات متحده یک طرح ۱۰ بندی از ایران دریافت کرده که «مبنایی قابلکار برای مذاکره» محسوب میشود.
روز چهارشنبه، رسانههای دولتی ایران فهرستی را منتشر کردند که به گفتهٔ تهران همان پیشنهاد ارائهشده است؛ فهرستی که به نظر میرسد بسیاری از مطالبات قدیمی ایران را در بر میگیرد.
اما کاخ سفید اعلام کرد فهرستی که ایران منتشر کرده، مبنای آتشبس نبوده است. کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، به خبرنگاران گفت ایران بعداً پیشنهاد اولیهٔ خود را تغییر داده و طرحی کوتاهتر و معقولتر ارائه کرده که امکان توافق بر سر آتشبس را فراهم نموده است.
میانجیها نیز اواخر چهارشنبه گفتند ایران در برخی موارد از مواضع اولیهٔ خود عقبنشینی کرده است؛ از جمله دربارهٔ خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، پرداخت غرامت جنگی و مسئلهٔ غنیسازی هستهای.
ایران در پاسخ به درخواستها برای اظهار نظر واکنش فوری نشان نداد، اما رسانههای دولتی این کشور در طول روز چهارشنبه بارها نسخهٔ خود از این پیشنهاد را منتشر کردند.
در ادامه، فهرست منتشرشده از سوی ایران و آنچه دربارهٔ مخالفتهای پیشین واشنگتن با این موارد میدانیم آمده است.
۱. تضمین عدم تجاوز
این مورد تا حدی قابل مذاکره است و همه چیز به این بستگی دارد که «عدم تجاوز» چگونه تعریف و اجرا شود.
مقامهای ایرانی به میانجیها گفتهاند ترجیح میدهند یک قدرت بزرگ جهانی مانند چین یا روسیه ضامن این توافق باشد تا از حملهٔ دوباره به ایران جلوگیری کند. با این حال مشخص نیست چنین سازوکاری عملی باشد یا دیگر کشورها با آن موافقت کنند.
علاوه بر این، مانع مهم دیگر این است که آیا اسرائیل حاضر میشود تعهد بدهد از حمله به ایران خودداری کند یا نه.
۲. ادامهٔ کنترل ایران بر تنگهٔ هرمز
ترامپ گفته است بازگشایی کامل تنگهٔ هرمز باید بخشی از هر توافق آتشبس باشد.
اگر کنترل این تنگه در اختیار ایران باقی بماند، برای آمریکا یک امتیاز بزرگ به ایران محسوب میشود. برای متحدان آمریکا در خلیج فارس نیز چنین وضعیتی بسیار نگرانکننده است، زیرا رقیب منطقهای آنها بر گذرگاهی مسلط میشود که برای صادرات نفت و گازشان حیاتی است.
۳. پذیرش حق ایران برای غنیسازی اورانیوم
ترامپ بارها گفته است آمریکا غنیسازی اورانیوم توسط ایران را نمیپذیرد. همین موضوع یکی از اصلیترین اختلافها در مذاکرات قبل از جنگ بود.
با این حال میانجیها میگویند ایران در این مورد تا حدی موضع خود را نرمتر کرده است. یکی از گزینههای مورد بحث این بوده که ایران مقدار بسیار محدودی غنیسازی انجام دهد یا ذخایر اورانیوم غنیشدهٔ خود را کاهش دهد.
۴. لغو همهٔ تحریمهای اولیهٔ آمریکا
آمریکا گفته حاضر است در چارچوب یک توافق بخشی از تحریمها را کاهش دهد، اما مشخص نکرده کدام تحریمها.
ایران خواستار لغو تحریمهای اولیهٔ آمریکاست؛ تحریمهایی که شرکتها و شهروندان آمریکایی را از انجام بیشتر معاملات با ایران منع میکند.
اما دو مشکل جدی وجود دارد: اول اینکه لغو برخی از این تحریمها نیازمند تصویب کنگرهٔ آمریکاست. دوم اینکه واشنگتن بعید است تحریمهایی را که به فعالیتهای تروریستی یا نقض حقوق بشر نسبت داده شدهاند لغو کند.
۵. لغو همهٔ تحریمهای ثانویه
تحریمهای ثانویه، شرکتها و کشورهای خارجی را از همکاری اقتصادی با ایران در حوزههای مختلف منع میکند.
دولت باراک اوباما بیشتر این تحریمها را در توافق هستهای سال ۲۰۱۵ تعلیق کرده بود. هر توافق جدید با ایران احتمالاً شامل لغو بخشی از این تحریمها خواهد بود.
۶. لغو همهٔ قطعنامههای شورای امنیت
ایران خواستار لغو تحریمهای سازمان ملل است، بهویژه تحریمهایی که تجارت سلاحهای متعارف، موشکهای بالستیک و قطعات آنها را محدود میکند. این تحریمها سال گذشته دوباره اعمال شدند.
آمریکا و کشورهای اروپایی بعید است مشتاق باشند به ایران اجازه دهند بهطور قانونی با سلاحهای روسی یا چینی ارتش خود را بازسازی کند. ترامپ حتی روز چهارشنبه تهدید کرد کشورهایی که به ایران سلاح بدهند با تحریم مواجه خواهند شد.
۷. لغو همهٔ قطعنامههای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی
ایران خواستار پایان یافتن تحقیقات آژانس دربارهٔ فعالیتهای هستهای گذشتهٔ خود است؛ تحقیقاتی که در گذشته مبنای تحریمها قرار گرفتهاند.
اما آژانس، با حمایت آمریکا و اروپا، گفته تنها زمانی میتواند این تحقیقات را متوقف کند که ایران به پرسشهای مطرحشده پاسخ دهد.
در مذاکرات قبلی نیز راهحلهایی مطرح شده بود. در توافق هستهای سال ۲۰۱۵، ایران اجازه یافت برخی پاسخها را بهصورت محرمانه ارائه کند؛ سپس آژانس گزارشی منتشر کرد و تحقیقات پایان یافت.
این موضوع زمانی دوباره مطرح شد که اسرائیل اسنادی دربارهٔ مواد هستهای اعلامنشده در ایران منتشر کرد. میانجیها میگویند ایران در این مورد نیز تا حدی عقبنشینی کرده است.
۸. پرداخت غرامت به ایران
میانجیها گفتهاند ایران در این خواسته هم موضع خود را نرمتر کرده است.
احتمال بسیار کمی وجود دارد که آمریکا با پرداخت مستقیم غرامت موافقت کند. با این حال ایران و برخی میانجیها پیشنهاد دادهاند هزینههایی که کشتیها برای عبور از تنگهٔ هرمز میپردازند صرف بازسازی ایران شود.
برخی کشورهای عربی نیز پیشنهاد دادهاند از پولهای نفتی بلوکهشدهٔ ایران در قطر و سایر کشورها برای کمک به بازسازی اقتصاد ایران استفاده شود؛ ایدهای که ایران نسبت به آن بیمیل نیست.
۹. خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه
ترامپ پیشتر تمایل خود را برای کاهش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه ابراز کرده بود.
با این حال بعید است واشنگتن بلافاصله پس از جنگ با خروج کامل نیروهای خود از منطقه موافقت کند. میانجیها میگویند ایران از این خواسته نیز تا حدی عقبنشینی کرده است.
پایگاههای نظامی آمریکا برای متحدان خلیج فارس نوعی تضمین امنیتی محسوب میشوند و همچنین به واشنگتن امکان میدهند در سراسر منطقه قدرت نظامی خود را اعمال کند. پیش از جنگ حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار نیروی آمریکایی در خاورمیانه حضور داشتند.
۱۰. آتشبس در همهٔ جبههها، از جمله در لبنان علیه حزبالله
این بند از همان ابتدا برای اسرائیل مشکلساز بوده است، زیرا اسرائیل حاضر نشده عملیات نظامی خود در لبنان را متوقف کند.
واشنگتن نیز گفته توافق اخیر شامل آتشبس در لبنان نمیشود. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، روز چهارشنبه گفت: «فکر میکنم این موضوع ناشی از یک سوءتفاهم واقعی است. ایرانیها تصور کردند آتشبس شامل لبنان هم میشود، در حالی که چنین چیزی در توافق وجود نداشت.»


نظر شما