twitter share facebook share ۱۴۰۵ اردیبهشت ۰۲ 42
تشکیل دولتی که آماده همکاری با آمریکا باشد و به ثبات و امنیت عراق پایبند بماند، شرط اساسی برای مهار تهدید شبه‌نظامیان و بهره‌برداری از ظرفیت‌های این کشور در جذب سرمایه‌گذاری و همکاری‌های بین‌المللی است

ایران از شبکه‌ای از گروه‌های مسلح در عراق حمایت می‌کند؛ گروه‌هایی که اگرچه به‌طور رسمی زیر چتر نهادهای امنیتی عراق فعالیت دارند، اما وفاداری خود را به رهبر جمهوری اسلامی اعلام می‌کنند. در قلب این شبکه، شش گروه هستند که از سوی آمریکا به‌عنوان سازمان‌های تروریستی شناخته شده‌اند. این گروه‌ها در عمل در جهت منافع جمهوری اسلامی حرکت می‌کنند و نقش اصلی را در مقابله با حضور آمریکا در عراق و منطقه بر عهده دارند.

در جریان جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران، این شبه‌نظامیان صدها حمله در داخل عراق و حتی علیه کشورهای همسایه انجام دادند. بخش قابل‌توجهی از این حملات، زیرساخت‌های انرژی عراق را هدف گرفت؛ در حالی که درآمدهای نفتی حدود ۹۰ درصد بودجه دولت عراق را تشکیل می‌دهد.

حتی اگر این حملات متوقف شود، بازسازی خسارت‌ها و بازگرداندن اعتماد سرمایه‌گذاران خارجی سال‌ها زمان خواهد برد. کاهش یا توقف سرمایه‌گذاری آمریکا و کشورهای غربی می‌تواند ضربه‌ای جدی به صنعت انرژی عراق وارد کند؛ صنعتی که برای توسعه و نوسازی به‌شدت به این سرمایه‌ها نیاز دارد. چنین وضعیتی همچنین به معنای از دست رفتن فرصت برای شرکت‌های آمریکایی و ادامه وابستگی انرژی عراق به ایران خواهد بود.

در اوایل مارس و سپس اوایل آوریل، پهپادهای شبه‌نظامیان به میدان نفتی «سرسنگ» در اقلیم کردستان عراق حمله کردند؛ میدانی مهم که توسط شرکت آمریکایی HKN Energy اداره می‌شود. در پی این حملات و به‌دلیل شرایط امنیتی، این شرکت از دوم مارس تولید خود را متوقف کرده و همچنان در حال بررسی میزان خسارت‌هاست.

این گروه‌ها به‌طور مداوم اقلیم کردستان و تأسیسات انرژی تحت کنترل دولت محلی آن را هدف قرار می‌دهند؛ منطقه‌ای که به‌دلیل روابط نزدیک با واشنگتن، مورد بی‌اعتمادی آن‌هاست. از جمله، پالایشگاه «لاناز» که بخش عمده آن در مالکیت چهره‌های سیاسی اقلیم است، هدف حمله قرار گرفت.

تهدید این نیروهای نیابتی تنها به اقلیم کردستان محدود نمی‌شود. در یکی از حملات، یک پهپاد در نزدیکی پالایشگاه دولتی «بیجی»—بزرگ‌ترین پالایشگاه نفت عراق—سقوط کرد. در ۴ آوریل نیز حمله‌ای هماهنگ با پهپادها به تأسیسات نفتی در مناطق تحت کنترل دولت مرکزی عراق (خارج از اقلیم کردستان) انجام شد که به نظر می‌رسد زیرساخت‌ها و دفاتر شرکت‌های خارجی را هدف گرفته بود. دست‌کم دو میدان نفتی در این حمله، پیش‌تر نیز هدف قرار گرفته بودند.

این حملات فقط شرکت‌های غربی را تحت تأثیر قرار نداده است. در اواخر مارس، یک پهپاد در نزدیکی تأسیسات متعلق به شرکت «پتروچاینا»—شاخه‌ای از غول دولتی نفت و گاز چین—سقوط کرد. در حمله‌ای دیگر نیز تأسیسات ذخیره‌سازی میدان نفتی «بزرگان» هدف قرار گرفت؛ میدانی که توسعه آن بر عهده یک شرکت دولتی چینی است. هر دو پروژه در مناطق تحت کنترل دولت مرکزی عراق قرار دارند.

محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر عراق که پس از انتخابات نوامبر ۲۰۲۵ در حال اداره دولت به‌صورت موقت تا تشکیل کابینه جدید است، تلاش کرده بود سرمایه‌گذاری و همکاری‌های گسترده‌تری—به‌ویژه با آمریکا—در بخش انرژی جذب کند. او سعی داشت با تأکید بر بی‌طرفی عراق در درگیری‌های منطقه‌ای و مهار شبه‌نظامیان وابسته به ایران، به شرکت‌های خارجی اطمینان دهد که بغداد قادر به تأمین امنیت است.

پس از جنگ ۱۲روزه در ژوئن ۲۰۲۵، او حتی از موفقیت عراق در دور ماندن از درگیری‌ها سخن گفت. در آن زمان، هیچ‌یک از گروه‌های نیابتی ایران در عراق به‌طور علنی وارد جنگ با اسرائیل نشدند، هرچند، چند حمله پهپادی پراکنده و بدون مسئولیت‌پذیری رسمی رخ داد. اما جنگ فعلی نشان داده که این ادعاها تا چه حد شکننده بوده و ممکن است—دست‌کم در کوتاه‌مدت—تلاش‌های عراق برای جذب سرمایه‌گذاری را که تازه در حال شکل‌گیری بود، با شکست مواجه کند.

در حال حاضر، چندین توافق مهم سرمایه‌گذاری با شرکت‌های آمریکایی در دست بررسی است. شرکت اکسون‌موبیل در اکتبر ۲۰۲۵ یک توافق اولیه برای بررسی توسعه میدان نفتی «مجنون»—یکی از بزرگ‌ترین میادین جهان—امضا کرد. این پروژه بخشی از برنامه عراق برای افزایش تولید از ۴ میلیون بشکه در روز به ۶ میلیون بشکه تا سال ۲۰۲۹ است، هرچند هنوز عملیات اجرایی آغاز نشده است.

فرصت مهم دیگر، خرید دارایی‌های شرکت روسی لوک‌اویل در عراق است. این شرکت به‌دلیل تحریم‌های آمریکا در نوامبر ۲۰۲۵ اعلام وضعیت فورس‌ماژور کرد و به این ترتیب، ۷۵ درصد از میدان نفتی «غرب القرنه-۲»—که حدود ۱۰ درصد از کل تولید عراق را تشکیل می‌دهد—برای فروش عرضه شد. شرکت شورون نیز درست چند روز پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، وارد مذاکرات انحصاری برای خرید این سهم شد و هدفش دو برابر کردن تولید این میدان است.

چنین قراردادهایی هم برای شرکت‌های انرژی آمریکایی سودآور است و هم برای عراق مزایای بزرگی دارد؛ از جمله نوسازی صنعت نفت و افزایش ظرفیت تولید. افزون بر این، سرمایه‌گذاری غربی می‌تواند به کاهش وابستگی عراق به ایران کمک کند—وابستگی‌ای که در حال حاضر حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد نیازهای انرژی عراق را پوشش می‌دهد—و با تقویت توان داخلی، این کشور را به سمت استقلال انرژی سوق دهد. دولت دونالد ترامپ نیز استقلال انرژی عراق را بخشی از سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران می‌داند.

در نهایت، اگر بغداد بخواهد سرمایه‌گذاری بیشتری از سوی آمریکا جذب کند، باید به شرکت‌ها اطمینان دهد که تأسیسات و کارکنانشان در امنیت خواهند بود. اگر شبه‌نظامیان همچنان بدون محدودیت در سراسر عراق فعالیت کنند، شرکت‌های آمریکایی برای ورود یا ادامه فعالیت تردید خواهند داشت. از سوی دیگر، آمریکا نیز باید از شرکای خود در عراق حمایت کند تا دولت جدیدی که در حال شکل‌گیری است، از حضور وابستگان این گروه‌ها در سطوح عالی قدرت جلوگیری نماید.

تشکیل دولتی که آماده همکاری با آمریکا باشد و به ثبات و امنیت عراق پایبند بماند، شرط اساسی برای مهار تهدید شبه‌نظامیان و بهره‌برداری از ظرفیت‌های این کشور در جذب سرمایه‌گذاری و همکاری‌های بین‌المللی است.

منبع: نشنال اینترست



نظر شما