twitter share facebook share ۱۴۰۵ تیر ۰۶ 71
آمریکا به طور هم‌زمان درباره یک کشور، یعنی لبنان، در دو مسیر جداگانه مذاکره می‌کند؛ دو مسیری که توسط دو مقام ارشد با سبک و نگاه کاملاً متفاوت هدایت می‌شوند.هفته‌های پیش رو نشان خواهد داد که آیا جی‌دی ونس و مارکو روبیو می‌توانند به توافقی پایدار دست یابند یا نه.

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ماه‌هاست که برای دستیابی به توافقی میان اسرائیل و لبنان تلاش می‌کند؛ توافقی که هدف آن مهار حزب‌الله و فراهم کردن زمینه خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان است. اما هفته گذشته، آینده لبنان ناگهان به یکی از محورهای اصلی توافق جدید میان آمریکا و ایران تبدیل شد؛ توافقی که جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، هدایت آن را بر عهده دارد و در عمل به تهران نقش مهمی در تعیین آینده لبنان می‌دهد.

در نتیجه، آمریکا اکنون به طور هم‌زمان درباره یک کشور، یعنی لبنان، در دو مسیر جداگانه مذاکره می‌کند؛ دو مسیری که توسط دو مقام ارشد با سبک و نگاه کاملاً متفاوت هدایت می‌شوند.

روبیو سیاستمداری سنتی‌تر و نزدیک‌تر به رویکرد کلاسیک دیپلماسی آمریکاست. او بر گفت‌وگوهای رسمی میان دولت‌ها و روندهای دیپلماتیک تأکید دارد. در مقابل، ونس که پیش از آغاز جنگ نیز در محافل خصوصی نسبت به درگیری با ایران ابراز تردید کرده بود، رویکردی عمل‌گرایانه، معامله‌محور و تهاجمی‌تر دارد. این دو نفر، علاوه بر اینکه مهم‌ترین فرستادگان دولت ترامپ هستند، از جدی‌ترین گزینه‌های جانشینی او نیز به شمار می‌روند.

رقابت دیپلماتیک میان ونس و روبیو تلاشی برای حل یکی از پیچیده‌ترین بحران‌هایی است که دهه‌ها تلاش آمریکا برای برقراری صلح در خاورمیانه را با شکست روبه‌رو کرده است.

با این حال، از هم‌اکنون نشانه‌هایی از سردرگمی دیده می‌شود. هرچند این دو مقام هماهنگی نزدیکی با یکدیگر دارند، اما تصویرهایی که از جایگاه لبنان در این معادله ارائه می‌کنند، در ظاهر با یکدیگر تناقض دارد. با این همه، نتیجه تلاش مشترک آن‌ها نه‌تنها سرنوشت لبنان، بلکه موفقیت یا شکست کل روند صلح میان آمریکا و ایران را نیز رقم خواهد زد؛ زیرا اگر جنگ میان حزب‌الله و اسرائیل دوباره شعله‌ور شود، ممکن است تمام مذاکرات با ایران را از بین ببرد.

در آغاز، مقام‌های آمریکایی با وارد کردن پرونده لبنان به مذاکرات با ایران مخالفت می‌کردند. از نگاه آنان، مهم‌ترین هدف مذاکرات جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود. اما در نهایت، برای ازسرگیری گفت‌وگوها و همچنین رسیدگی به موضوع استفاده ایران از گروه‌های نیابتی در منطقه، خواسته تهران را پذیرفتند و لبنان نیز به دستور کار مذاکرات اضافه شد.

همین موضوع در متن تفاهم‌نامه ۱۴ بندی که هفته گذشته دونالد ترامپ امضا کرد نیز دیده می‌شود. تنها در بند نخست این سند، سه بار از لبنان نام برده شده است؛ از جمله این عبارت که: «توافق نهایی، پایان دائمی جنگ در همه جبهه‌ها، از جمله لبنان، را تأیید خواهد کرد.»

ونس مسئول هدایت مذاکرات با ایران است؛ مذاکراتی که هدف آن متقاعد کردن جمهوری اسلامی به کاهش حمایت از حزب‌الله در ازای دریافت امتیازهای اقتصادی و کاهش فشارهای مالی است. نه اسرائیل و نه لبنان در این مذاکرات حضور ندارند.

در مقابل، مذاکرات جداگانه‌ای که روبیو هدایت می‌کند، با هدف تقویت دولت لبنان و ایجاد اطمینان لازم برای خروج نیروهای اسرائیلی از خاک این کشور انجام می‌شود.

تلاش‌های روبیو تاکنون نتایجی نیز داشته است. پس از چهار روز مذاکره در وزارت خارجه آمریکا، دیپلمات‌های ارشد اسرائیل و لبنان روز گذشته توافقی چارچوبی را امضا کردند؛ توافقی که روبیو نیز بر روند امضای آن نظارت داشت.

وزارت خارجه آمریکا در بیانیه‌ای اعلام کرد این توافق «روندی روشن و سازمان‌یافته» برای تقویت دولت لبنان و خلع سلاح حزب‌الله ترسیم می‌کند. بر اساس این چارچوب، ۱۰۰ میلیون دلار کمک‌های بشردوستانه با هماهنگی سازمان ملل در اختیار لبنان قرار خواهد گرفت و علاوه بر آن، کمک‌های بیشتری نیز به ارتش لبنان اختصاص می‌یابد.

روبیو در مراسم امضای توافق گفت: «ما به هیچ وجه دشواری مأموریتی را که در پیش داریم دست‌کم نمی‌گیریم.»

در همین حال، ونس رویکردی کاملاً متفاوت را دنبال می‌کند. به گفته افرادی که از دیدگاه‌های ترامپ آگاه هستند، او تلاش دارد با معامله‌ای سریع، جنگی را که رئیس‌جمهور آمریکا به شدت مایل است هرچه زودتر پشت سر بگذارد، پایان دهد.

ونس همچنین ظاهراً آماده است اسرائیل را تحت فشار قرار دهد تا هر نتیجه‌ای را که از مذاکرات با ایران حاصل می‌شود بپذیرد. او آشکارا گفته است انتظار دارد دولت اسرائیل از سیاست‌های واشنگتن تبعیت کند و از انتقاد علنی نسبت به تلاش‌های آمریکا دست بردارد.

او در یکی از نشست‌های خبری کاخ سفید گفت: «دونالد ترامپ در حال حاضر تنها رهبر قدرتمند جهان است که واقعاً نسبت به اسرائیل همدلی دارد. اگر من عضو کابینه دولت اسرائیل بودم، به تنها متحد قدرتمندی که برایم باقی مانده حمله نمی‌کردم.»

با این حال، عوامل بسیاری می‌تواند تلاش مشترک روبیو و ونس را با شکست روبه‌رو کند.

درگیری میان ارتش اسرائیل و حزب‌الله همچنان در مناطقی که اسرائیل اشغال کرده ادامه دارد. اگر اسرائیل با استناد به ضرورت دفاع از خود، حملاتش را در داخل لبنان ادامه دهد یا از عقب‌نشینی از نزدیک به یک‌پنجم خاک لبنان خودداری کند، چه خواهد شد؟ بنیامین نتانیاهو هفته گذشته اعلام کرد نیروهای اسرائیلی «تا هر زمانی که نیازهای امنیتی اسرائیل ایجاب کند» در جنوب لبنان باقی خواهند ماند.

از سوی دیگر، اگر حزب‌الله در میانه مذاکرات ایران و آمریکا به خاک اسرائیل حمله کند چه خواهد شد؟ اگر اسرائیل دوباره حملات خود علیه ایران را از سر بگیرد یا ایران بار دیگر اسرائیل را هدف قرار دهد، سرنوشت مذاکرات چه می‌شود؟

دولت ترامپ معتقد است که فشار نظامی و اقتصادی بی‌سابقه بر ایران، شرایط را برای دستیابی به صلحی پایدار فراهم کرده؛ صلحی که نسل‌های پیشین سیاستمداران آمریکایی هرگز موفق به تحقق آن نشدند.

مقام‌های کاخ سفید نیز تأکید می‌کنند که میان اهداف ونس و روبیو هیچ اختلافی وجود ندارد. آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، می‌گوید: «تنها یک اردوگاه وجود دارد؛ اردوگاه رئیس‌جمهور ترامپ، و همه اعضای دولت به طور کامل از تلاش‌های او برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای حمایت می‌کنند.»

اما تاریخ هشدار می‌دهد که رسیدن به توافق در لبنان هرگز کار آسانی نبوده است.

پس از حمله اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲، جورج شولتز، وزیر خارجه وقت آمریکا، ماه‌ها تلاش دیپلماتیک طاقت‌فرسایی را برای برقراری صلح میان اسرائیل و لبنان هدایت کرد. توافقی که سال بعد به امضا رسید، به جنگ پایان داد و در آن زمان به عنوان یک موفقیت بزرگ دیپلماتیک ستایش شد.

اما این توافق کمتر از یک سال بعد، در پی مخالفت‌های شدید منطقه‌ای، فرو پاشید. لبنان بار دیگر در هرج‌ومرج فرو رفت و گروه‌های مورد حمایت ایران حملات خود علیه نیروهای آمریکایی را آغاز کردند. در اکتبر ۱۹۸۳ نیز یک عامل انتحاری در بیروت ۲۴۱ نظامی آمریکایی را کشت.

مونا یعقوبیان، مدیر برنامه خاورمیانه در مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS) در واشنگتن، می‌گوید: «نباید پیچیدگی لبنان را دست‌کم گرفت. اگر بازیگران مختلف به همه تنش‌ها و واقعیت‌های نهفته در این کشور توجه نکنند، خودشان قربانی آن خواهند شد. لبنان مانند یک مکعب روبیک است؛ باید همه قطعات آن را هم‌زمان و به‌درستی کنار هم قرار داد.»

از زمان تأسیس اسرائیل در سال ۱۹۴۸، اسرائیل و لبنان تنها چهار بار پای میز مذاکره نشسته‌اند که سه مورد از آنها، از جمله مذاکرات کنونی، با میانجیگری آمریکا انجام شده است.

دو طرف در پایان سال ۲۰۲۴ و در روزهای پایانی دولت بایدن بر سر آتش‌بس توافق کردند، اما درگیری‌ها هرگز به طور کامل متوقف نشد.

در ماه‌های منتهی به آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اواخر فوریه، حزب‌الله همچنان با پهپاد و موشک اهداف غیرنظامی در اسرائیل را هدف قرار می‌داد و در مقابل، حملات هوایی اسرائیل به لبنان نیز شدت گرفته بود.

در اوایل ماه مارس، پس از ترور رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله علی خامنه‌ای، تهران وعده انتقام داد و به اعضای «محور مقاومت» دستور داد خود را برای مرحله جدیدی از تنش آماده کنند.

حزب‌الله نخستین گروهی بود که وارد عمل شد و حملات تازه‌ای علیه اسرائیل انجام داد.

ژوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، حزب‌الله را متهم کرد که با اقدامات خود «بهانه لازم را به اسرائیل داده است تا به لبنان حمله کند.»

اسرائیل نیز در ماه مارس عملیات زمینی خود را در جنوب لبنان آغاز کرد؛ عملیاتی که بنا بر آمار سازمان ملل تاکنون دست‌کم سه هزار و پانصد کشته و بیش از یک میلیون آواره بر جای گذاشته است.

در نتیجه، لبنان که در آغاز تنها یکی از موضوعات فرعی جنگ ایران به شمار می‌رفت، خیلی زود به یکی از اصلی‌ترین مسائل مذاکرات میان تهران و واشنگتن تبدیل شد.

مقام‌های ایرانی استدلال کردند که ثبات منطقه، از جمله تضمین‌هایی درباره لبنان، از هر توافق پایدار با آمریکا جدایی‌ناپذیر است و بنابراین باید بخشی از مذاکرات باشد.

دولت لبنان سال‌هاست که بر اثر اختلاف‌های سیاسی، فروپاشی اقتصادی و بی‌اعتباری نهادهای حکومتی تضعیف شده است.

در همین حال، حزب‌الله با حفظ نیروی نظامی مستقل و نفوذ گسترده سیاسی، قدرتی در اختیار دارد که دولت لبنان تاکنون نتوانسته آن را مهار کند.

تا هفته‌ها، ونس و روبیو هر دو اصرار داشتند که پرونده لبنان از مذاکرات هسته‌ای ایران جداست.

ونس در ماه آوریل گفته بود: «اگر ایران بخواهد به خاطر لبنان مذاکرات را به شکست بکشاند، کار بسیار احمقانه‌ای انجام داده است؛ چون لبنان اساساً ارتباطی به این مذاکرات ندارد.»

او در همان زمان فاش کرده بود که اسرائیل نیز برای زنده نگه داشتن روند مذاکرات پذیرفته است تا حدی عملیات خود در لبنان را محدود کند.

این اظهارات در واکنش به تلاش ایران برای تغییر مفاد توافق و اضافه کردن بندی درباره لبنان به متن آتش‌بس مطرح شده بود؛ بندی که پیش‌تر مورد توافق قرار نگرفته بود.

اما اوایل همین ماه، ایران با این استدلال که اسرائیل با حمله به لبنان آتش‌بس ماه آوریل را نقض کرده است، حملات تازه‌ای علیه اسرائیل انجام داد.

این رویداد نقطه عطفی برای مذاکره‌کنندگان آمریکایی، از جمله ونس، بود.

آنها به این نتیجه رسیدند که بدون حل‌وفصل درگیری میان اسرائیل و حزب‌الله، رسیدن به هرگونه توافق با ایران تقریباً غیرممکن خواهد بود؛ حتی اگر این تصمیم به معنای وارد کردن یکی از قدیمی‌ترین بحران‌های خاورمیانه به توافقی باشد که در اصل برای بازگشایی تنگه هرمز و آغاز مذاکرات هسته‌ای طراحی شده بود.

یکی از مقام‌های ارشد دولت آمریکا هنگام معرفی تفاهم‌نامه ۱۴ بندی گفت: «امید ما این است که این گفت‌وگوها بتواند مسیر تازه‌ای در مذاکرات مستقیم اسرائیل و لبنان ایجاد کند و شاید چارچوبی برای بهبود اوضاع فراهم شود.»

اما او بلافاصله افزود: «باید ببینیم چه می‌شود. تمرکز اصلی این توافق بر برنامه هسته‌ای ایران است، اما پس از آن، موضوع ثبات منطقه‌ای در دستور کار قرار خواهد گرفت.»

نکته جالب آنکه در متن تفاهم‌نامه، بارها از لبنان نام برده شده، اما حتی یک بار هم نام اسرائیل ذکر نشده است.

در مقابل، روبیو همچنان بر این باور است که روابط لبنان و اسرائیل باید در مسیری مستقل بررسی شود.

او در سفر به ابوظبی به خبرنگاران گفت: «لبنان یک کشور مستقل و دارای حاکمیت است و هرگونه مذاکره درباره آینده آن باید با دولت لبنان انجام شود.»

از نگاه روبیو، حمایت ایران از حزب‌الله یک عامل بیرونی است، نه محور اصلی مذاکراتی که او هدایت می‌کند.

او معتقد است اگر ایران مستقیماً درباره آینده لبنان پشت میز مذاکره بنشیند، جایگاه تهران در این کشور تقویت و دولت لبنان بیش از پیش تضعیف خواهد شد.

بسیاری از مقام‌ها و تحلیلگران منطقه‌ای نیز با ارزیابی روبیو موافق‌اند.

به گفته آنها، اگر توافقی گسترده میان آمریکا و ایران به آتش‌بس منجر شود و تهران را ملزم کند حمایت خود از گروه‌های نیابتی، از جمله حزب‌الله، را کاهش دهد، در عمل به ایران اهرم نفوذ بیشتری خواهد داد؛ زیرا سرنوشت لبنان به رفتار تهران گره می‌خورد.

ایران از یک سو علاقه‌مند است نفوذ خود را در مرزهای اسرائیل حفظ کند و از سوی دیگر، می‌تواند نفوذش بر حزب‌الله را به برگ برنده‌ای در مذاکرات تبدیل کند؛ چرا که آمریکا برای نهایی کردن هر توافقی، ناچار است آن را هم به اسرائیل و هم به دولت لبنان بقبولاند.

مونا یعقوبیان معتقد است رویکرد روبیو برای موفقیت این روند ضروری است.

او می‌گوید: «اگر این روند درست مدیریت شود، می‌تواند در بلندمدت نفوذ ایران در لبنان را کاهش دهد؛ زیرا با تضعیف نقش حزب‌الله، هم‌زمان دولت لبنان نیز تقویت خواهد شد.»

اما او هشدار می‌دهد که کنار گذاشتن دولت لبنان از مذاکرات آمریکا و ایران، که ونس مسئول آن است، نتیجه‌ای معکوس خواهد داشت.

به گفته او: «وقتی دولت لبنان را از مذاکرات کنار می‌گذارید، در واقع آن را ضعیف‌تر می‌کنید و دقیقاً در مسیری حرکت می‌کنید که ایران می‌خواهد؛ یعنی عبور از دولت رسمی لبنان و مذاکره مستقیم درباره آینده این کشور از طریق حزب‌الله.»

ونس و روبیو در هفته‌های اخیر تلاش کرده‌اند این اختلاف برداشت‌ها را کم‌رنگ نشان دهند.

روبیو در اظهارنظرهای عمومی هرگونه تناقض میان دو مسیر مذاکراتی را رد کرده است.

این دو مقام آمریکایی همین هفته تماس مشترکی با ژوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، برقرار کردند و او را در جریان آخرین وضعیت مذاکرات آمریکا و ایران و همچنین طرح ایجاد یک «سازوکار مشترک نظارت» برای اجرای آتش‌بس شکننده لبنان قرار دادند.

تامی پیگوت، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، نیز گزارش‌هایی را که از اختلاف میان ونس و روبیو سخن می‌گویند، «روایتی ساختگی» توصیف کرده است.

در همین حال، دونالد ترامپ همچنان تهدید می‌کند که اگر از روند مذاکرات رضایت نداشته باشد، حملات نظامی علیه ایران را از سر خواهد گرفت.

او اوایل همین ماه در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «ایران باید فوراً جلوی نیروهای نیابتی خود در لبنان را بگیرد. اگر این کار را نکند، دوباره به ایران حمله خواهیم کرد؛ همان‌طور که هفته گذشته حمله کردیم، اما این بار شدیدتر.»

با این حال، از آنجا که ترامپ بارها تهدید به ازسرگیری جنگ کرده اما در عمل چنین کاری انجام نداده و در عین حال آشکارا تمایل دارد این بحران را پشت سر بگذارد، بسیاری معتقدند چنین تهدیدهایی به‌تنهایی بعید است تهران را مرعوب کند.

درک دقیق اهداف آمریکا و ایران نیز روزبه‌روز دشوارتر شده است؛ زیرا موضوعات مورد اختلاف دیگر تنها به برنامه هسته‌ای محدود نیست و دامنه آن به مجموعه‌ای گسترده از بحران‌های منطقه‌ای کشیده شده است.

فشار بر تفاهم‌نامه ۱۴ بندی زمانی بیشتر شد که ایران با پهپاد به کشتی‌هایی در تنگه هرمز حمله کرد.

ترامپ این حمله را «نقض احمقانه آتش‌بس» توصیف کرد و همان شب نیروهای آمریکایی چند هدف نظامی ایران را هدف قرار دادند.

همه این پیچیدگی‌ها تحقق هدفی را که ترامپ بارها مطرح کرده، یعنی دستیابی به توافقی هسته‌ای «بهتر و قوی‌تر» از توافق دوران باراک اوباما، بسیار دشوارتر کرده است.

توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵، موسوم به برجام، پس از سال‌ها مذاکرات پیچیده و فنی به دست آمد. ایران در آن مذاکرات تنها با آمریکا روبه‌رو نبود، بلکه بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه، چین و اتحادیه اروپا نیز در آن حضور داشتند.

آن توافق تقریباً به طور کامل بر محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران در برابر کاهش تدریجی تحریم‌ها متمرکز بود.

ترامپ در سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شد و از آن زمان همواره در پی آن بوده است که توافقی را جایگزین کند که از نظر خودش از توافق دوران اوباما بهتر باشد.

اما شرایط امروز با آن دوران کاملاً متفاوت است.

ایران پس از هفته‌ها بمباران شدید آمریکا و اسرائیل نه‌تنها از هم نپاشید، بلکه نشان داد توانایی بقا در برابر فشارهای نظامی را دارد.

از سوی دیگر، آمریکا این بار تقریباً به تنهایی مذاکره می‌کند و برخلاف مذاکرات برجام، باید هم‌زمان مجموعه‌ای از بحران‌های منطقه‌ای را نیز مدیریت نماید.

درس مذاکرات دوران اوباما این بود که حتی گفت‌وگوهایی که صرفاً بر پرونده هسته‌ای متمرکز باشند، فرآیندی بسیار دشوار و زمان‌بر هستند.

و درس دهه‌ها تجربه در خاورمیانه نیز این است که هیچ بحران منطقه‌ای را نمی‌توان جدا از سایر بحران‌ها حل کرد.

اکنون، هفته‌های پیش رو نشان خواهد داد که آیا جی‌دی ونس و مارکو روبیو می‌توانند برخلاف تجربه‌های گذشته، از این پیچیدگی‌ها عبور کنند و به توافقی پایدار دست یابند یا نه.

منبع: اتلانتیک


نظر شما