twitter share facebook share ۱۳۹۶ آبان ۱۸ 770

گاهی اوقات چنان سرگردان و حیرانیم که احساس میکنیم زمین و زمان به هم پیچیده اند و نمی توان قدم از قدم بر داشت. روزها شب میشوند و شب ها روز و عمر گران مایه هم میگذرد و هیچ تحوّلی در زندگی ما به وجود نمی آید. با خود می اندیشیم امروز که گذشت و فردا چنین و چنان میکنم؛ اما آن فرصت طلایی هرگز نمیرسد و ما غافل از آنیم که امروز همان فردایی است که دیروز در انتظارش بودیم .

براستی دلیل این همه تعلل و سستی چیست؟ دانشمندی می گوید اگر هر روز صبح سرشار از انرژی و امید از خواب بیدار نمی شوید به خاطر این است که شما برای زندگیتان به اندازه کافی هدف ندارید. این بی هدفی است که تیشه بر ریشه فرصت های طلایی عمر ما میزند و عمر ما را به هدر میدهد. امام على (علیه السلام) مى فرماید: «العاقل من رفض الباطل؛ خردمند كسى است كه كلا امور باطل و بى هدف را كنار بگذارد.»

داشتن هدف در زندگی از لوازم اصلی حیات سعادتمندانه و معنادار است. انسان زمانی امنیت خاطر و آرامش دارد که افق روشنی برای آینده خود ترسیم کند و با انگیزه و رضایت درونی برای رسیدن به آنچه در آن افق مد نظر دارد، تلاش نماید. بدترین چیز برای آدمی، زمانی است که احساس سرگردانی کند و بلاتکلیف بماند.

در جـزء جـزء جـهـان از ریـز و درشـت و خـرد و كـلان، هـدف و نـظـم و عـقـل و خـرد بـه چشم مى خورد و انسان نیز مـوجـودى است هدفدار و از نعمت عقل و اختیار برخوردار. به فرمایش امام علی علیه السلام: «فما خلق امرؤ عبثا؛ کسی بدون هدف و بیهوده آفریده نشده است.»

هـرچـه خـرد آدمـى بـالاتـر و عـقـلش كـامـل تـر بـاشـد، بـیـش تـر بـه سـوى امـور مـقـدس و هـدفـدار مـى رود و از امـور باطل و بیهوده و لغو پرهیز مى كند. قرآن مومنین را به دورى از لغو ستایش مى كند و مى فرماید: «و الذین هم عن اللغو معرضون؛ آنان كه از امور بیهوده روى مى گردانند».

امام على (علیه السلام) نیز در سخنان خود این موضوع را مورد توجه قرار داده و فرموده است: «من كثره لهوه قل عقله؛ کسى كه به امور بیهوده و بى هدف روى آورد، كم خرد است» یا «العاقل من لا یضیع له نفسا فیما لا ینفعه؛ عاقل كسى است كه وقت خود را در امور غیر سودمند ضایع نسازد.»

بـسـیـارنـد اشـخـاصـى كه در پوچى و بى هویتى غوطه ورند و ارزش و شخصیت و هویت خویش را گم كرده اند و آن را در امورى پوچ، مانند فرم موى سر، رنگ مو، فرم لباس، فـرم كـفـش، خـانـه، خـوراک و...مى جویند و هرگز به مقصد نمى رسند؛ زیرا امور پوچ مانند سرابى است كه فقط طالبش را تشنه مى گرداند تا جایى كه او را مى كشد بدون این كه به هدف برسد.

بـنـابر این، شرط زندگى خردمندانه، در انتخاب راه درست و هدف درست و پرهیز از امر بى هدف و سرگرم كننده هاى بیهوده است كه نتیجه اى جز از دست رفتن سرمایه هاى مادى و معنوى و از كف رفتن فرصت ها و سرانجام عقب ماندگى و پشیمانى نخواهد داشت. انسان باید استعدادهای بالقوه ای که در وجودش نهفته است را بشناسد و سعی در به فعلیت درآوردن این استعدادها بنماید.

امام على (علیه السلام ) فرمود: «لیـس للعاقل ان یكون شاخصا الا فى ثلاث خطوه فى معاد امر مرمه لمعاش او لذه فى غیر محرم؛ سـزاوار نـیـست انسان خردمند گام بردارد مگر براى سه چیز: كارى كه معاد او را اصلاح نـمـایـد یـا بـراى تـأمـیـن مـعـاش ‍ زنـدگـى بـاشـد و یـا بـراى تـفـریـح و لذت هـاى حلال»

در این میان یکی از نکاتی که باید بدان توجه داشت این است که اگر اهداف متفاوت و متعدد دنبال شود نتیجه ای جز شکست و ناکامی نخواهد داشت: «من اوما الی متفاوت خذلته الحیل؛ کسی که به کارهای مختلف بپردازد، نقشه ها [و پیش بینی هایش] به جایی نمی رسد» و اگر بجایی هم رسید مسائل مهمتر را ضایع خواهد کرد، چنان که علی علیه السلام فرمودند: «من اشتغل بغیر المهم ضیع الاهم؛ کسی که به امور غیر مهم بپردازد، مسائل مهم تر را ضایع می سازد.»

کسی که دنبال موفقیت در کارهاست باید در ابتدای امر، هدف خود را مشخص کند و بعد از اینکه مهمترین هدف را شناسایی کرد، با تمام توان جهت رسیدن به آن تلاش نماید، چرا که موفقیت انسان در کارهایی است که فکر و اندیشه را در همان کار بکار می گیرد. امام علی علیه السلام فرمودند: «ان رایک لا یتسع لکل شی ء ففرغه للمهم؛ فکر تو وسعتی که همه امور را فرا بگیرد ندارد، پس آن را برای امور مهم فارغ بگذار.»

البته برای رسیدن به موفقیت علاوه بر هدف گذاری، دوری از تن پروری و تلاش و کوشش، همنشینی با انسان های موفق و استفاده از تجربه دیگران نیز لازم است. علی علیه السلام می فرمایند: «فشدوا عقد المازر واطووا فضول الخواصر ولا تجتمع عزیمة وولیمة؛ پس کمربندها را محکم ببندید و دامن همت بر کمر زنید که به دست آوردن ارزشهای والا با خوشگذرانی میسر نیست.»

با اندکی دقت می‏توان دریافت، هدفی که ما برای زندگی خود در نظر می‏گیریم همه زندگی ما را تحت تأثیر قرار می‏دهد، به تعبیر دیگر، به زندگی ما «جهت» و «معنی» می‏دهد. اگر انسانها در زندگی خود روشهای متفاوتی دارند، به این دلیل است که هدفهای مختلفی را دنبال می‏کنند، هر قدر این هدف با ارزشتر و والاتر باشد، به همان اندازه زندگی از ارزش و کیفیت عالی‏تری برخوردار خواهد شد؛ بنابراین، سعادت و کمال انسان در گرو «شناخت هدف» و آگاهی از «فلسفه حیات» و تلاش بی‏ وقفه در راه رسیدن به آن می‏باشد.

شهید مطهری می گوید: «انسان اولاً باید در اهداف خودش یعنی در هدف ها مسلمان باشد؛ یعنی هدفش مقدس و عالی و الهی باشد و ثانیاً باید در استخدام وسیله برای همان هدف ها هم واقعاً مسلمان باشد. بعضی از مردم از نظر هدف مسلمان نیستند؛ یعنی در زندگی هدفی جز خورد و خوراک و پوشاک و لذت گرایی ندارند، تنها هدفی که درباره آن فکر می کنند این است که چگونه زندگی بکنند که بیشتر تن آسایی کرده باشند»

انسان اهداف فراوانی در زندگی خود دارد، ولی اگر بخواهد زندگی اش سامان درستی بيابد و به آرامش برسد، بايد تمامی اهداف گوناگون خود را در مسير خاص و برای رسيدن به هدف واحدی كه همانا هدف از خلقت انسان است، سازماندهی و جهت دهی كند. برای اين منظور نكته اساسی كه وجود دارد شناسايی هدف نهايی و اصلی آفرينش است. از ديدگاه قرآن كريم هدف نهايی انسان در زندگی قرب الی الله از طريق عبادت و انس با خداوند است «و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون؛ و جن و انس را نيافريدم مگر براي عبادت.» فايده و اثر عبادت نيز انس با معبود و نزديك شدن به صفات و كمالات او است. در تفکر دینی، هر قدمی که بر می‌داریم باید خالی از عیب باشد و ما را به صفات حسنای الهی و اخلاق و کمالات انسانی آراسته سازد.

آنکه در هر گامی که بر می دارد و هر عملی که انجام می دهد، هدف غایی را که همان قرب الی الله و متصف شدن به صفات الهی است در نظر دارد انسانی شود: عقلانی و بینا، پاک از نفسانیّت، پیراسته از غلظت و خشونت و آراسته به رحمت و سلامت، دل سپرده به حقّ و دست یافته به رضایت حقّ.

بنا به گفته پیامبر بزرگ اسلام باید در ریز و درشت زندگی هدف خوب داشته باشیم؛ ایشان می‌فرمایند: «لِیَکُنْ لَکَ فی کُلِّ شَیءٍ نیَّهٌ صالحهٌ»، یعنی در همه کارهایتان هدف خوب داشته باشید، و بعد برای اینکه بفهمانند هیچ استثنایی بر این دستور قائل نیستند ادامه می دهند که «حَتَّی فی ‌النَّومِ وَالأکلِ» یعنی حتی در خواب و خوراک هم وجود هدف نیک لازم و ضروری است.

انسانی که هدف داشته باشد، بایدها و نبایدها برایش مشخص می‏‌شود و می‎فهمد که به عنوان مثال آیا باید اینترنت و ماهواره را وارد زندگی بکند یا نه؟ و اگر این ابزار وارد زندگی‎اش شد، این ورود قطعا مطلق نیست و مشروط است؛ چون هدف دارد باید به گونه‏‌ای از این ابزار بهره برد که روی هدفش تاثیر‏گذار نباشد و او را از رسیدن به مقصود اصلی‎ باز ندارد.

کسی که هدف داشته باشد کارهایش قابل ارزیابی است؛ در اهمیت این موضوع همین بس که امام موسی کاظم(ع)، می‎فرمایند کسی که همیشه به محاسبه نفس و ارزیابی خود نپردازد شیعه نیست.

اگر ما برای خود هدف گذاری داشته باشیم و چشم اندازی دقیق از آینده خود مد نظر داشته باشیم با تمرکزی دقیق به سمت هدفمان رهسپار خواهیم شد، دست از حواشی و کارهای بی اهمیت خواهیم شست، بتدریج نظم و برنامه ریزی ملکه ذهن ما میشود و خیلی زود به موفقیت های باورنکردنی خواهیم رسید. پس چه خوب است که در هر سنی که هستیم و در هر مرحله و شرایطی که قرار داریم با منطق و واقع بینی آنچه که طالبش هستیم را واقعا مشخص کنیم، همه چیز به جز اسباب لازم برای رسیدن به هدف را به یک سو نهیم، با توکل بر خدای متعال برای داشتن فردایی بهتر رهسپار راه تلاش و کوشش شویم و تا رسیدن به آنجا که استحقاقش را داریم از پای ننشینیم .

نظر شما