زندگی جنگجویان خارجی داعش پس از سقوط خلافت

twitter sharefacebook share۱۳۹۹ آبان ۱۰ - 2020-10-31

در مصاحبه با اعضای سابق داعش، می بینیم که دغدغه های دینی این افراد جای خود را به نگرانی های روزمره زندگی داده است

از زمان سقوط داعش در سال 2014، یکی از مشکلات کشورهایی همچون آمریکا و اندونزی این بوده است که با آندسته از شهروندان خود که کشور را به قصد پیوستن به این گروه ترک کردند چه کنند؟ آیا به آنها اجازه بازگشت به کشور را بدهند یا خیر؟ از آنجا که برخی از کشورها در فکر بازگرداندن این جنگجویان هستند، بد نیست به زندگی برخی از آنها پس از بازگشت و رویگردانی شان از داعش نگاهی بیندازیم.

بسیاری از کسانی که سال 2015 و پس از آنکه فهمیدند عمر خلافت دیری نخواهد پایید از عضویت داعش خارج شدند، به زندگی عادی با همسر و فرزندان خود بازگشته اند. یکی از این جنگجویان سابق در گفتگویی که ماه آگوست با ما داشت گفت: «تنها چیزی که مرا یاد زندگی ام در سوریه می اندازد، زخمی است که برداشته ام و گربه ای است که اسد صدایش می کنم».

هم اکنون و به ویژه پس از شیوع کرونا، نگرانی اصلی این افراد همچون مردمان دیگر، حفاظت از خود و خانواده هایشان است. برخی از اعضای سابق داعش که همراه با مبالغ گزافی پول از سوریه گریختند، حالا در کمال آسایش زندگی می کنند. برخی از آنها ثروت خود را از طریق فساد، غارت و گرفتن جزیه و فدیه بدست آوردند؛ همچنین بابت جذب نیرو و عضوگیری نیز مبالغ هنگفتی به آنان پرداخت می شد. داعش بابت خرید تجهیزات نظامی و پزشکی نیز به برخی از اعضای خود پول نقد می داد و آنها هم با این پولها می رفتند و دیگر باز نمی گشتند.

برخی از اعضای داعش با دولت های غربی همکاری می کردند و در ازای دریافت حمایت و گرفتن اسناد هویتی جدید، به آنان اطلاعات می دادند. سایر جنگجویان خارجی به ویژه آندسته از کسانی که در لیست تروریست های بین المللی قرار نگرفتند، توانسته اند همچون زمان قبل از پیوستنشان به داعش، مشاغل اداری میان رتبه ای بدست آورند. برای مثال یکی از شهروندان آلمان که برای مدت کوتاهی عضو داعش بود و سال 2014 اقدام به فرار از این گروه کرد؛ از انجا که در سطح بین المللی تحت تعقیب نبود، در کشوری دیگر زندگی عادی ای دارد، می تواند آزادانه به مسافرت رود و در حال حاضر نیز در زمینه تجارت بین الملل مشغول به فعالیت است.

اما رسیدن به یک زندگی آسوده و همطراز شدن با طبقه متوسط جامعه، شامل همه جنگجویان سابق نمی شود. اغلب مردان برای اینکه به زندگی پیش از الحاق به داعش بازگردند، زیر بار بدهی فرو رفته و مجبور می شوند برای تهیه مدارک تقلبی و دادن پول به قاچاقچیان برای فرار از سوریه، از خویشاوندان خود پول قرض بگیرند. در یک مورد والدین یکی از جنگجویان برای تهیه 40000 دلار، خانه خود را فروختند تا به قاضی رشوه دهند و نگذارند پسرشان ده سال از عمر خود را پشت میله های زندان سپری کند. اکنون آنان یک خانه ناتمام را در منطقه ای دور از شهر اجاره کرده اند و پدر خانواده که بازنشسته شده بود مجبور شد دوباره مشغول به کار شود. برای جنگجویان سابقی همچون این فرد، ادغام مجدد در جامعه سخت تر است و تمایل آنها برای حفظ پیوند خود با داعش بیشتر.

یکی از کسانی که گروه کوچکی را در داعش رهبری می کرد و در سوریه زخمی شد، سال 2015 به موطن خود در آسیای مرکزی بازگشت تا دست به ساخت تشکیلاتی تروریستی بزند. وی دستگیر و برای مدت کوتاهی زندانی شد تا آنکه خانواده اش موفق شدند با پرداخت رشوه، آزادی وی را بدست آورند. به لطف حمایت خانواده اش توانست درس بخواند و جراحی مشهور و موفق شود. در مصاحبه ای که با او داشتیم، گفتگوی ما به طور مرتب از طرف بیمارانش که برای پرسش و مشورت تماس می گرفتند قطع می شد. وی در این مصاحبه گفت: «سه سال است درحال پرداخت قرضی هستم که بابت پرداخت رشوه به دادگاه زیر بارش رفتم؛ هروقت این بدهی تمام شود مطب خودم را باز می کنم و برای گرفتن مدرک بالاتر درس خواهم خواند».

یکی دیگر از جنگجویان سابق داعش که در کشور خود در اروپای شرقی تحت تعقیب است، یک دکه نان فروشی دارد. مزیت کارهای غیررسمی همچون کار او این است که به ندرت از صاحبان چنین مشاغلی مدرک می خواهند. این امر در مورد کارهای دیگری همچون رانندگی تاکسی، بنایی، پیک موتوری و فروشندگی نیز صدق می کند و بسیاری از جنگجویان سابق به این امور اشتغال دارند. با این وجود در کشورهایی که مأمن اغلب جنگجویان فراری شده اند همچون ترکیه، اوکراین و کشورهای آسیای مرکزی، اشتغال در این کارها برای تأمین خرج زندگی کفایت نمی کند. آنگونه که یکی از این داعشی های سابق که مدرک دانشگاهی داشته و پیشتر در مرکز تحقیقات یک دانشگاه مهم کار می کرد می گوید: «من تمام وقت کار می کنم و درامدم ماهیانه 400 دلار است؛ اگر مادرم هر ماه 250 دلار از حقوق بازنشستگی اش را برایم نمی فرستاد، نمی توانستم از پس هزینه های خورد و خوراک خود و زن و بچه ام برآیم و یک اتاق از این آپارتمان اشتراکی را اجاره کنم».

کسانی که پول ندارند و نمی خواهند برای جستجوی کار به آن سوی مرزها روند، گزینه دیگری جز بازگشت به عرصه جرم و جنایت ندارند. خلافکاران نیز از انان استقبال می کنند زیرا با توجه به مهارتی که این افراد در جنگیدن دارند و بن بستی که در آن قرار گرفته اند، کارگران وفاداری خواهند بود. به این افراد معمولا کارهایی همچون اخاذی، تهدید و بادیگاردی مشاغل غیرقانونی داده می شود.

صرف نظر از نوع کاری که جنگجویان سابق به آن مشغول می شوند، بازگشت به زندگی عادی برای همه کسانی که با ما مصاحبه کردند دشوار بوده است. این افراد پس از بازگشت، تا حدود یکسال تماس خود را با کسانی که در سوریه بودند حفظ می کردند و با دقت تمام اخبار مربوط به منطقه را دنبال می نمودند، اما با گذشت چند سال، دغدغه انها معطوف به امور دیگری شده است.

اینکه آیا عقاید مذهبی این جنگجویان سابق، پس از بازگشت دستخوش تغییر شده است یا نه؟ بسته به اینکه به چه دلایلی در جنگ سوریه حاضر شدند، متفاوت است. بسیاری از کسانی که دلیل حضور خود را در سوریه، زندگی تحت قانون شریعت عنوان نمودند، وقتی به این نتیجه رسیدند که داعش واقعا اسلامی نیست، آنجا را ترک کردند ولی از نظر مذهبی همچنان تندرو باقی مانده اند. برای مثال یکی از آنها به ما گفت که در شرکت دوستش به او پیشنهاد کار شده، اما از انجا که این شغل مستلزم کار با بانک ها بوده و نظام بانکداری نیز غیر اسلامی است، این شغل را نپذیرفته و ترجیح داده راننده تاکسی باشد.

اما کسانی که برای ماجراجویی یا رسیدن به پول به سوریه رفتند یا این جنگ را فرصتی دیدند تا مهارت هایی که در جنگ های دیگر کسب کرده بودند را توسعه دهند، پس از خروج از داعش و بازگشت به موطنشان، دیگر به قوانین سخت مذهبی وقعی نمی نهادند. برای مثال کسی که اکنون جراح است، با بیماران زن دست می دهد حال آنکه این کار در دورانی که عضو داعش بود غیرقابل تصور می نمود.

در بیشتر موارد بازگشت کسانی که دیگر از داعش حمایت نمی کنند خطرناک نیست، به خصوص اگر آنها بتوانند در جامعه ادغام شوند و زندگی عادی داشته باشند. آنچه خطرناک می باشد، بازگشت بی قاعده و قانون و کنترل نشده آنها است؛ چراکه این امر آنان را در موقعیتی قرار می دهد (بدون مدرک و مقروض) که سبب می شود برای کسب پول به سمت جرم و جنایت سوق یابند.

بسیاری از کشورها از جمله کشورهای اروپای شرقی و آسیای مرکزی در برابر بازگشت این جنگجویان موضع مخالف گرفته اند، اما از انجا که این کشورها معمولا در اجرای قانون ضعیف هستند و فساد گسترده دارند، مردان و زنان داعشی بالاخره موفق به بازگشت می شوند؛ پس بهترین کاری که دولت ها می توانند بکنند این است که به این بازگشت شکل رسمی و قانونمند بدهند.

*منبع: فارین پالیسی

مترجم: فاطمه رادمهر