اتکاء پرمخاطره ایران به چین

twitter sharefacebook share۱۳۹۹ آبان ۰۸ - 2020-10-29

اتکای تهران به پکن، بدلیل تنهایی استراتژیک تهران و نبود هیچ متحد دیگری، منافع بلندمدت ایران را تضمین نمی کند.

نخستین دیدار جواد ظریف از چین پس از همه گیری کرونا، از نظر زمانی اهمیت زیادی دارد؛ از یک طرف چند روز دیگر شاهد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در 3 نوامبر خواهیم بود و از طرف دیگر دولت ترامپ کمتر از یک ماه قبل از این دیدار، به طور یکجانبه بازگشت تحریم های سازمان ملل علیه تهران را اعلام کرد. دهم اکتبر ظریف در آخرین روز دیدار دو روزه خود در توئیتر نوشت: «با دوستم وانگ یی در مورد مشارکت جامع استراتژیک ایران و چین گفتگوهای سازنده ای داشتیم. برای مقابله با یکجانبه گرایی آمریکا و تلاش این کشور برای ایجاد جهانی تک قطبی گفتگو کردیم و برای تقویت روابط دو کشور از جمله طرح 25 ساله، همکاری های منطقه ای، حفظ برجام و همکاری در ساخت واکسن موافقت نمودیم».

در ماه آگوست پکن طرح واشنگتن برای تمدید تحریم تسلیحاتی سازمان ملل علیه ایران را ناکام گذاشت و ماه سپتامبر با اجرای مکانیسم ماشه مخالفت کرد. از سال 2018 که ترامپ از توافق هسته ای خارج شد و تحریم هایی روی ایران اعمال کرد، اقتصاد ایران بر اثر سیاست فشار حداکثری آمریکا در آستانه فروپاشی قرار گرفته و تهران در پاسخ به اقدامات آمریکا سیاست مقاومت حداکثری را در پیش گرفته است.

مشارکت جامع استراتژیک یا CSP که اوایل سال 2016 در اولین سفر رسمی شی جین پینگ به تهران به تصویب رسید، توافق نامه همکاری گسترده ای است که بر اساس آن چینی ها ظرف 25 سال در ایران دست به سرمایه گذاری های گسترده می زنند و در ازای ان در منابع آن کشور از جمله نفت و گاز و بخش های زیربنایی دارای سهم خواهند شد. جزئیات CSP هنوز اعلام نشده، اما بعید است که مشارکت استراتژیک تهران-پکن منافع بلندمدت ایران را تأمین کند. البته این توافق ممکن است به تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی در برابر فشار حداکثری آمریکا کمک کند؛ ولی حتی اگر محافل تصمیم گیر ایران این امر را به عنوان دستاورد نهایی CSP قبول کرده باشند، باید اذعان کرد که این پیروزی پرهزینه و ناپایدار است و به بهای زیان خوردن منافع ایرانیان حاصل می گردد.

تلاش ایران برای دستیابی به چنین توافق نامطلوبی از چند عامل ساختاری ناشی می شود؛ از جمله: 1. تنهایی استراتژیک ایران که بخشی از آن بدلیل خصومت با امریکاست؛ 2. گرچه چین دنبال منافع اقتصادی خود در ایران است اما اولویت این کشور، برقراری و حفظ رابطه با آمریکا می باشد و 3. روابط رو به رشد پکن و رقیبان منطقه ای تهران از جمله عربستان و اسرائیل

مذاکرات دو جانبه بر سر شرایط و ضوابط CSP در حال انجام است و این درحالی است که تهران می کوشد نفت خود را بفروشد؛ اما مهمتر از فروش نفت، تلاش برای آوردن میلیاردها دلار از دارایی هایی است که از طریق صادرات نفت و سایر کالاها عایدش گشته، ولی به دلیل تحریم های ثانویه آمریکا، در بانک های خارجی مسدود شده است. چین گهگاه با این عنوان توصیف می شود که در هر شرایطی دوست ایران بوده، این کشور را در زمان سختی رها نکرده و همچنان به خرید نفت از ایران ادامه می دهد؛ ولی حقیقت این است که این کشور در سر لیست کشورهای بدهکار ایران قرار دارد و تحت فشار آمریکا از آزاد کردن دارایی های مسدود شده تهران خودداری می کند.

کمتر از یک هفته بعد از دیدار ظریف از چین، روزنامه جهان صنعت چاپ ایران گزارشی منتشر کرد با عنوان دوستی به سبک چین و در آن اشاره کرد که کل ذخایر ارزی ایران که در بانک های بین المللی مسدود شده، چیزی حدود 40 میلیارد دلار است که نیمی از آن، بدهی پکن به ما می باشد. در ردیف بعدی کشورهایی که بیشترین میزان بدهی به ایران را دارند، هند با 7 میلیارد دلار، کره جنوبی با 6، عراق با 2 و ژاپن با 1.5 میلیارد دلار قرار گرفته اند.

در همین حال به گفته رادیو اروپای آزاد، طبق داده های رسمی اداره گمرک چین، واردات چین از ایران در ماه آگوست به 322 میلیون دلار کاهش یافت که پایین ترین سطح در یک دهه گذشته است. به بیان دقیق تر مجموع حجم صادرات ایران به چین در هشت ماهه نخست سال 2020 به 3.85 میلیارد دلار کاهش پیدا کرده که نسبت به مدت مشابه در سال 2019، تنزل 62 درصدی را نشان می دهد. این درحالی است که صادرات چین به ایران تنها 6.7% کاهش یافته و به 5.95 میلیارد دلار می رسد و برای نخستین بار تهران کسری تجاری با چین پیدا کرده است. واردات نفت خام پکن از ایران نیز در هفت ماهه نخست امسال به حدود 77000 بشکه در روز کاهش یافته که افت ده درصدی را نسبت به دوره پیش از خروج امریکا از برجام و اعمال مجدد تحریم ها نشان می دهد. بنابراین همانگونه که می بینیم، کاهش حجم تجارت بین ایران و چین به ضرر ایران تمام شده و در زمانی رخ داده است که ایران تحت تأثیر سیاست فشار حداکثری آمریکا، بیشتر از همیشه به حمایت مالی و اقتصادی نیازمند است.

اولویت نخست پکن، ایجاد رابطه با آمریکاست و ایالات متحده دومین بازار صادراتی بزرگ چین در سال 2019 بعد از اتحادیه اروپا بوده است. اما شراکت پکن با ایران آمیخته با اهداف و اغراض سیاسی است؛ لذا هروقت سیاست اقتضا کند، به این کشور پشت خواهد کرد چنانکه در گذشته این کار را کرده است. به عنوان مثال چین در کنار سایر اعضای شورای امنیت از سال 2006 تا 2010 به شش قطعنامه این شورا علیه ایران -که چهارتای آن به وضع تحریم ها مربوط می شد- رأی مثبت داد؛ با این وجود رهبران ایران این واقعیت را نسبت به چین نادیده می گیرند. حتی در مواقعی که چین همراستا با منافع ایران گام بر می دارد و برای مثال وقتی در مخالفت با تلاش آمریکا در اجرای مکانیسم ماشه برای بازگشت تحریم ها موضع گرفت، این همراستایی نیز از همان نگاه سیاسی چین به ایران نشأت می گیرد؛ چراکه چین با یکجانبه گرایی آمریکا مخالف است، وگرنه به خاطر روابط دوجانبه اش با ایران به این اقدام دست نزد.

اما برای لزوم احتیاط ایران در اتکا به چین دلایل دیگری نیز وجود دارد. درحالیکه دولت شی جین پینگ درحال مذاکره در مورد طرح 25 ساله با ایران است، همزمان نقش مهمی را در توسعه برنامه موشکی و هسته ای عربستان ایفا می کند و این درحالی است که می داند تهران وجود چنین قابلیت هایی را در دست رقیب اصلی منطقه ای اش، تهدیدی جدی علیه امنیت ملی خود می داند. در مارس 2019 چند ماه بعد از آنکه تصاویر ماهواره ای، انجام آزمایش های موشکی را در پایگاهی نزدیک شهر دوادمی در مرکز عربستان افشا کرد، رهبر ایران در سخنانی که به مناسبت آغاز سال نو اظهار نمود، گفت «قدرت نظامی عربستان، در زمانی نه چندان دور به دست سربازان اسلام خواهد افتاد»؛ به یک معنی آیت الله خامنه ای به طور ضمنی تهدید کرد که حوثی های یمن را به تجهیزات نظامی مشابهی مجهز خواهد کرد.

بدون شک پکن ایران را -اگر نگوییم اخرین شریک منطقه ای- یکی از شرکای خود در خاورمیانه می داند و این درشرایطی است که بیشتر کشورهای منطقه، از عربستان گرفته تا ترکیه و اسرائیل، در موضعی خصمانه یا رقابتی با ایران هستند. در ماه مارس چین به سرعت از کاهش جهانی قیمت نفت در نتیجه شیوع کرونا بهره برد و واردات نفت خام خود را به 9.86 میلیون بشکه در روز رساند؛ اما واردات نفت از ایران کاهش 89 درصدی را نسبت به سال قبل تجربه کرد و به 350000 بشکه در روز رسید. این امر برای ایران تنها 115 میلیون دلار عایدی داشت که کمترین درآمد ماهانه ایران طی بیست سال تجارت نفت با چین بود. این درحالی بود که چین در همین ماه، روزانه تقریبا 1.7 میلیون بشکه نفت از عربستان وارد می کرد که نسبت به سال قبل تنها 1.6% کاهش داشت. در ماه می نیز واردات نفت چین از عربستان 2.16 میلیون بشکه در روز بود حال آنکه از ایران تنها 255000 هزار بشکه نفت در روز وارد می کرد.

پیش از خروج آمریکا از برجام و برقراری مجدد تحریم ها در سال 2018، خرید نفت ایران توسط چینی ها به یک میلیون بشکه در روز رسیده بود؛ لذا کاهش چشمگیر خرید نفت از ایران بعد از خروج آمریکا از برجام، نشان می دهد که پکن برای دشمنان سنتی ایران یعنی ریاض و واشنگتن، وزن و اهمیت بیشتری قائل است و آنان را شرکای تجاری و اقتصادی بزرگتری نسبت به تهران می بیند.

در دوران تحریم های پیش از انعقاد برجام نیز، اگر چین نفت خام بیشتری از ایران وارد می کرد، به این دلیل بود که سیاست اوباما با ترامپ فرق می کرد و دولت او علاقه بیشتری به دیپلماسی داشت تا وضع فشار. اما در همان زمان هم پکن در یک طرح مبادله ای، در ازای خرید نفت، بازارهای ایران را لبریز از کالاهای بی کیفیت و بنجل خود کرد؛ امری که مردم به آن عنوان «نفت در برابر آشغال» دادند.

21 اکتبر برخی از منتقدان دولت روحانی ادعا کردند که دولت چین در آخرین دور مذاکرات با جواد ظریف که نهم و دهم اکتبر برگزار شد، امضای توافقنامه 25 ساله را تا روشن شدن نتایج انتخابات آمریکا متوقف کرده است. شاید خطرناک ترین قسمت توافق مشارکت جامع استراتژیک ایران و چین این باشد که بین دو کشور توازن وجود ندارد؛ در شرایطی که در این رابطه دوجانبه، چین دست برتر را دارد و ایران در موضع ضعف قرار گرفته است؛ پکن می تواند هروقت اولویت هایش تغییر کرد و اهدافش اقتضا نمود، منافع ایران را فدای خواسته های خود کند، بدون اینکه ایران توان پاسخگویی داشته باشد.

در حقیقت تنهایی ژئوپلیتیکی ایران زیر فشار حداکثری آمریکا و فقدان متحدانی قدرتمند، این کشور را به سمت نزدیکی بیشتر به چین سوق داده است؛ حال آنکه واقعیت هایی که برشمردیم، اعتماد و پشت گرمی روزافزون تهران به پکن را پرمخاطره و هزینه دار می کند.

*منبع: اینساید عربیه

مترجم: فاطمه رادمهر