twitter share facebook share ۱۴۰۰ مرداد ۱۵ 422

بنگلادش که پس از استقلال، به مدت پنجاه سال با فقر و مشکلات بسیار دست و پنجه نرم می کرد؛ حالا به الگویی جهانی در توسعه اقتصادی بدل شده است.

بنگلادش هر از چندگاه اسیر بلایای طبیعی می شود، مدتها است که وابسته به کمک های خارجی است و یکی از کشورهای مهاجر فرست محسوب می شود. ضیاء حیدر رحمان در رمان خود این کشور را «یک سبد بدبختی» توصیف می کند؛ اما در پنجاهمین سالگرد استقلال این کشور، بنگلادش به سرعت در حال تبدیل شدن به الگوی توسعه است.

از جمله دستاوردهای بنگلادش، پیشرفت چشمگیری است که در استانداردهای زندگی شهروندانش ایجاد شده است. طبق جدیدترین اطلاعات بدست آمده از صندوق بین المللی پول، درامد سرانه و تولید ناخالص داخلی بنگلادش در سال 1987 نصف پاکستان و در سال 2007 دوسوم هند بود؛ اما در سال 2020 بنگلادش بدلیل موفقیت در تبدیل شدن به صادرکننده عمده پارچه و لباس و قرار گرفتن در جایگاه سوم در این صنعت پس از چین و ویتنام، حالا از حیث درآمد سرانه و تولید ناخالص داخلی از پاکستان پیش افتاده و بیش از همیشه به هند نزدیک شده است.

آنچه از افزایش درآمد سرانه این کشور جالب تر است، بهبود شاخص های اجتماعی همچون امید به زندگی، مرگ و میر نوزادان و مادران، زادوولد و مشارکت زنان در بازار کار می باشد. از همه مهتر اینکه بنگلادش توانسته است دموکراسی حاکم بر کشور را حفظ کند و ارتش را در پادگان ها نگه دارد. اما ورای همه اینها، دو عامل در توسعه بنگلادش وجود دارد که گرچه مغفول مانده، اما بسیار مؤثر بوده است: نخستین عامل به شکل دولت و ظرفیت و قدرت آن مربوط می شود.

مشخصه دولت مدرن این است که گرفتن مالیات و ارائه خدمات اساسی را در انحصار خود دارد؛ در حقیقت انحصار مالیات، زمینه وصول به هدف دوم یعنی ارائه خدمات را فراهم می کند.

اما در بنگلادش، دولت داوطلبانه انحصار ارائه خدمات را به بخش غیردولتی واگذار کرده است. BRAC و شماری دیگر از سازمان های غیردولتی، نقش مهمی در ارائه خدمات بهداشتی، آموزشی و مالی ایفا می کنند. علیرغم حضور بیش از حد سازمان های غیردولتی، رهبران بنگلادش فعالیت این سازمان ها را ناقض اقتدار دولت نمی دانند.

در حالت عادی، هدف دولت های دموکرات این است که با تمهید خدمات مورد نیاز شهروندان، حمایت آنان را جلب کنند. اغلب این دولت ها دوست ندارند این وظیفه خود را به بخش های خصوصی منتقل کنند تا مبادا قدرت و مشروعیت خود را از دست دهند. هرچه بخش های غیردولتی در ارائه خدمات، کارایی و تأثیرگذاری بیشتری داشته باشند، دولت ها بیشتر احساس خطر می کنند. اما در بنگلادش این خصوصیت در دولت دیده نمی شود.

در توضیح این رویکرد دولت می توان گفت، این کشور در سالهای اولیه استقلال بسیار فقیر بود و دولت، قدرت و ظرفیت کافی را نداشت؛ لذا در ارائه خدمات عمومی ضعیف عمل می کرد. از این رو شرایطی فراهم شد که سایر بازیگران، خلأ موجود را پر کنند. کسانی که از فرصت استفاده کرده و این خلأ را پر کردند، توانستند از امکان دسترسی به کمک های مالی خارجی –که 5% تولید ناخالص داخلی را به مدت 25 سال تشکیل می داد- بهره مند شوند.

همچنین از آنجا که مالیات در بنگلادش سهم کمی در تولید ناخالص داخلی دارد و این سهم کمتر از 10% است، می توان استنباط کرد که دولت تصمیم گرفت انحصار خود را در ارائه خدمات واگذار کند تا از مشکلات و مضراتی که افزایش مالیات می توانست ایجاد کند در امان بماند.

عامل دوم در توسعه بنگلادش، عملکرد صادراتی این کشور است. راشل هیت و مشفق مبارک دو اقتصاددان بنگلادشی در مطالعات خود، تأثیر موفقیت کشور در تولید و صادرات را، بر آموزش بیشتر زنان و مشارکت آنان در عرصه های مختلف نشان می دهند.

از نظر تاریخی آن دسته از کشورهای درحال توسعه که وابسته به کمک های خارجی بوده اند، نتوانسته اند در صادرات موفق عمل کنند. اما بنگلادش موفق شد صادرات خود را علیرغم کمک های خارجی توسعه دهد. عواملی که در موفقیت صادرات بنگلادش نقش داشتند عبارت بودند از: فراوانی نیروی کار و دستمزد پایین آنها، در کنار امتیاز دسترسی تجار به بازارهای خارجی تحت توافقاتی که دولت بنگلادش با آمریکا و اتحادیه اروپا امضا کرد.

بنگلادش با چالش تغییرات اقلیمی مواجه است و توان ان در حفظ توسعه اقتصادی اش، به حفظ این دو ویژگی متمایز (شکل دولت و تقویت صادرات) بستگی دارد. اگر بازیگران غیردولتی وارد سیاست شوند، می توانند موازنه موجود را بر هم زنند و دولت را بر آن دارند که ارائه خدمات را در انحصار خود بگیرد. اگر این اتفاق بیافتد، دولت ناچار به افزایش مالیات می شود، تا نشان دهد که به اندازه سازمان های غیردولتی کارایی دارد. به همین ترتیب رقابت صادراتی بنگلادش می تواند با افزایش دستمزدها، اجرای مقررات و استانداردهای کار، و از دست دادن امتیازات تجاری با کشورهای خارجی تضعیف شود.

بنگلادش سال 1947 به دلایل مذهبی از هند جدا شد و سال 1971 به دلیل زبان و فرهنگ از پاکستان استقلال یافت. برای دهه ها این کشور موضوع نزاع بین هند و پاکستان بود؛ اما اکنون الگویی درخشان از توسعه است که به کشورهای نوظهور درس تحول و پیشرفت می دهد.

*منبع: پراجکت سندیکیت

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما