دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا برای نخستین سفر خارجی خود پس از بازگشت به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵، عربستان، قطر و امارات را انتخاب کرد.
معاملات (که در مجموع ارزشی در حد تریلیونها دلار داشتند) بهسرعت به جریان افتادند و بخش بزرگی از آنها به سمت شرکتهای فناوری رفت که مدیرانشان در آن سفر ترامپ را همراهی کرده بودند.
اما کمتر از یک سال بعد، بسیاری از همان سرمایهگذاریها اکنون بهسبب جنگی که ترامپ آغاز کرده، در معرض تهدید قرار گرفتهاند.
شرکتهای انویدیا و تسلا — که مدیران عاملشان جن سون هوانگ و ایلان ماسک بودند و در اجلاس سرمایهگذاری سال گذشته در عربستان همراه ترامپ حضور داشتند — در فهرست ۱۷ شرکت آمریکایی قرار گرفتند که ایران این هفته تهدید کرد زیرساختهایشان در خاورمیانه را در تلافی حملات آمریکا و اسرائیل هدف قرار خواهد داد.
این فهرست همچنین شامل Apple، Google، Microsoft ، Meta، Intel، Oracle، Cisco، HP، IBM، Dell، Palantir، GE، Boeing، J.P. Morgan Chase و Spire Solutions نیز میشد.
تنها شرکت غیرآمریکایی که ایران نام برد، غول فناوری اماراتی G42 بود؛ شرکتی که مجموعهای از توافقها با Microsoft، Oracle، Nvidia و OpenAI امضا کرده است، در حالی که امارات میکوشد ثروت نفتی خود را به یکی از قدرت های بزرگ در حوزهٔ هوش مصنوعی تبدیل کند.
سپس Amazon قرار دارد؛ شرکتی که مدیرعاملش Andy Jassy نیز سال گذشته در کنفرانس سعودی همراه ترامپ حضور داشت. مراکز دادهٔ این شرکت در امارات و بحرین بارها هدف حملات پهپادی ایران قرار گرفتهاند.
اما موشکها و پهپادهایی که ایران به سوی همسایگان عرب خلیج فارس شلیک کرده، تصویری را که بسیاری از این کشورها سالها و میلیاردها دلار صرف ساختنش کرده بودند، خدشهدار کرده است: تصویری از یک حباب امن و مرفه که از آشوبهای گستردهٔ منطقه مصون است و بهعنوان یک مرکز فناوری در حال رشد سریع برای گسترش حضور شرکتهای غربی عمل میکند.
Adam Farrar، تحلیلگر ارشد ژئواکونومیک در بلومبرگ که در شورای امنیت ملی آمریکا در دورهٔ جو بایدن و همچنین در دورهٔ نخست ریاستجمهوری ترامپ خدمت کرده بود، گفت: «اینکه جذابیت دبی و ابوظبی از بین رفته یا نه، چیزی است که باید دید.»
او افزود: «البته این تصور وجود دارد که آنها میتوانند اگر و زمانی که درگیری متوقف شود، بهسرعت خود را بازسازی کنند. اما پرسش بزرگتر این است: آیا میتوانند استعدادهای لازم برای حفظ این سیستمها و توسعه شرکتهایی را که به این مراکز داده متکی بودند جذب کنند؟ ما واقعاً نمیدانیم.»
او ادامه داد: «کشورهای خلیج فارس پرچم مراکز داده و هوش مصنوعی را بهعنوان آیندهٔ رشد اقتصادی خود برافراشتهاند، بنابراین اگر نتوانند سرمایهگذاری این شرکتها را در آینده جذب کنند، پرسشهای جدی درباره آیندهٔ اقتصادی آنها مطرح میشود.»
این جنگ همچنین گفتوگوی گستردهتری درباره رابطه منطقه با ایالات متحده — و بهویژه با ترامپ — ایجاد کرده است.
کشورهای خلیج فارس مدتهاست برای تضمین امنیت خود به واشنگتن تکیه کردهاند؛ آنها میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند و میلیاردها دلار هواپیما، تجهیزات و سامانههای تسلیحاتی آمریکایی خریداری کردهاند.
این الگو در حوزه فناوری نیز دیده میشود؛ همانگونه که موج معاملات میان سیلیکون ولی و کشورهای خلیج فارس در دههٔ گذشته نشان میدهد؛ معاملاتی که در دوران ترامپ حتی سرعت بیشتری گرفت.
صنم وکیل مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکدهٔ چاتم هاوس در لندن، گفت: « رویآوردن کشورهای خلیج فارس به فناوری تا حد زیادی نتیجه فرصتهایی است که در دوران ترامپ برای گره زدن برنامههای تنوعبخشی اقتصادی آنها به ایالات متحده ایجاد شد.»
او افزود: «این همان رئیسجمهوری است که آنها هم از نظر مالی و هم از نظر سیاسی روی او سرمایهگذاری سنگینی کردهاند.»
ترامپ تلاش کرد در سخنرانی چهارشنبه شب خود این کشورها را آرام کند و از «متحدان ما در خاورمیانه» تشکر کرد و بهطور خاص از عربستان سعودی، قطر، امارات، کویت و بحرین نام برد.
او گفت: «آنها عالی بودهاند و ما اجازه نخواهیم داد که به آنها آسیبی برسد یا به هر شکلی شکست بخورند.»
با این حال، به گفتهٔ علی احمد مدیر Institute for Gulf Affairs در واشنگتن، این سخنان این روزها — دستکم در محافل خصوصی — چندان با استقبال در پایتختهای خلیج فارس مواجه نمیشود؛ زیرا ناامیدی از جنگ در بسیاری از جنبههای رابطه با آمریکا شکل گرفته است.
اگرچه سامانههای دفاع هوایی ساخت آمریکا و پایگاههای نظامی آن — که قرار بود به حفظ همان «حباب امنیتی» کمک کنند — تا حد زیادی مؤثر بوده و مانع خسارتهای شدیدتر شدهاند، اما در عین حال خلیج فارس را به هدف بزرگتری برای حملات ایران تبدیل کردهاند.
احمد گفت: «تجربه خلیج فارس با آمریکا چه چیزی برایشان آورده است؟ آنها پول روی پول خرج کردند، پول روی پول، و با این حال هنوز هم در معرض خطر هستند.»
با وجود هرگونه نارضایتی احتمالی کشورهای خلیج فارس از واشنگتن و این جنگ، کارشناسان میگویند که در کوتاهمدت بسیار بعید است آنها در حوزه امنیتی از ایالات متحده فاصله بگیرند.
وکيل گفت: «کشورهای خلیج فارس ناگزیرند به آمریکا تکیه کنند، زیرا جایگزین دیگری ندارند آمریکا تنها لنگری است که دارند و تنها کشوری است که قادر به محافظت از آنهاست.»
او افزود: «اما در بلندمدت، قطعاً شروع خواهند کرد به طرح پرسش و تلاش برای ایجاد تابآوری بومی بیشتر.»
برخی نشانههای این سیاست هماکنون دیده میشود. چندین کشور خلیج فارس هفته گذشته توافقهای دفاعی دهسالهای با اوکراین امضا کردند تا از تجربه این کشور در مقابله با موشکها و پهپادهای روسیه بهره ببرند.
اکوسیستم فناوری آمریکا در منطقه نسبتاً کمتر ریشه دوانده است، اما همچنان برچیدن آن دشوار خواهد بود. حتی با وجود جنگ، ممکن است انگیزههای بلندمدت دو طرف آنقدر قوی باشد که همکاری ادامه یابد.
یکی از مهمترین این عوامل، به گفته محمد سلیمان، پژوهشگر ارشد در مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن وفور عظیم منابع در خلیج فارس است.
او گفت: «چه کسی میتواند ۵ گیگاوات برق در اختیار شما بگذارد تا ۵ گیگاوات توان محاسباتی آنلاین بیاورید؟ هیچکس خارج از چین قادر به انجام این کار نیست.»
(«توان محاسباتی» به توان سختافزاری مورد نیاز برای آموزش و اجرای سیستمهای هوش مصنوعی اشاره دارد؛ مانند پردازندهها، حافظه و فضای ذخیرهسازی.)
او افزود: «دوم اینکه چه کسی سرمایه لازم برای تأمین مالی آن را دارد؟ برای یک گیگاوات توان محاسباتی باید بین ۳۰ تا ۵۰ میلیارد دلار هزینه کرد؛ این یک سرمایهگذاری عظیم است.»
در حالی که ترامپ همواره خواستار ساخت مراکز داده بیشتر در ایالات متحده بوده است، نیازهای عظیم صنعت فناوری و حضور جهانی شرکتهای سیلیکون ولی باعث میشود جغرافیا حتی در عصر رایانش ابری هم اهمیت داشته باشد.
در حوزه هوش مصنوعی سریع، فاصله فیزیکی میتواند باعث ایجاد مشکل «تأخیر داده» شود. سلیمان گفت: «آیا میخواهید به هند از ویرجینیا خدمات بدهید یا از ابوظبی؟ آیا میخواهید به مصر یا نیجریه یا مراکش از عربستان خدمات بدهید یا از تگزاس؟ اینها پرسشهای بنیادی هستند.»
او افزود: «وقتی همه این عوامل را کنار هم بگذارید، میبینید که این بنیانهای اساسی از بین نخواهند رفت.»
سرمایهگذاری کشورهای خلیج فارس در فناوری آمریکا حتی در طول جنگ نیز ادامه یافته است.
در ۳ مارس، کمتر از یک هفته پس از نخستین حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، صندوق ثروت ملی قطر اعلام کرد که در شرکت زیرساخت هوش مصنوعی سیلیکونولی Ayar Labs سرمایهگذاری کرده است؛ شرکتی که توسط Pat Gelsinger مدیرعامل سابق Intel حمایت میشود.
اوایل همین هفته نیز QIAو صندوق ثروت ملی ابوظبی (مبادله) در شرکت فناوری سلامت آمریکایی Whoop سرمایهگذاری کردند.
در حالی که سرمایهگذاری از خلیج فارس به سمت آمریکا همواره بیشتر از سرمایهگذاری آمریکا در خلیج فارس بوده، کشورهای خلیج فارس همچنان این توان را دارند که با ثروت عظیم خود سرمایهگذاران و شرکتهای آمریکایی را — که شاید به دلیل جنگ محتاطتر شده باشند — جذب کنند.
احمد هلال مشاور پیشین وزیر دارایی قطر گفت: «فکر میکنم مشوقهای زیادی ارائه خواهد شد تا تعهد بلندمدت به این بازار تضمین شود.»
اما فقط مشوق در کار نخواهد بود. او افزود: «اگر شرکتهای خارجی تصمیم عجولانهای بگیرند — که فکر نمیکنم بگیرند — و از روی احتیاط یا ترس از مسائل امنیتی خارج شوند، بازگشت دوباره برایشان بسیار دشوار خواهد بود.»
در عین حال، حضور قابلتوجه شرکتهای چینی در منطقه — مانند Huawei، Tencent و Alibaba — نیز وجود دارد؛ شرکتهایی که در موقعیت مناسبی قرار دارند تا از این وضعیت سود ببرند و برای کشورهای خلیج فارس نوعی «گزینهٔ راهبردی جایگزین» ایجاد کنند؛ گزینهای که احتمالاً در دوره پس از جنگ تقویت خواهد شد، بهویژه اگر تضمین امنیتی آمریکا آنطور که انتظار میرفت کارآمد نبوده باشد.
به گفته هلال، پیام کلی کشورهای خلیج فارس به ناظران و علاقهمندان به فرصتهای فناوری در این منطقه تفاوت چندانی با پیام آنها پیش از جنگ ندارد: «ما سرمایههای حاکمیتی عظیمی داریم که بینظیر است، و سرمایهگذارانی بلندمدت هستیم. ما به چرخههای انتخاباتی محدود نیستیم؛ راهبردهای سرمایهگذاری ما به دنبال بازده برای نسلهای آینده هستند… و ما روی فناوریهای آینده شرطبندی کردهایم.»


نظر شما