ایدئولوژی طالبان تغییر نکرده است و گروههای مسلح، از جمله دهها عضو القاعده، همچنان در افغانستان حضور دارند. بسیاری از شرایطی که زمینه را برای وقوع حملات ۱۱ سپتامبر فراهم کرد، همچنان وجود دارد.
بیستوپنج سال پیش، اسامه بنلادن از یک پایگاه طالبان در افغانستان، برنامهریزی حملات القاعده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ را هدایت کرد. اکنون طالبان بار دیگر بر افغانستان حکومت میکنند و تلاش دارند چهرهای مدرنتر از خود به جهان نشان دهند.
اما پشت این ظاهر، ایدئولوژی طالبان تغییر نکرده است و گروههای مسلح، از جمله دهها عضو القاعده، همچنان در افغانستان حضور دارند. بسیاری از شرایطی که زمینه را برای وقوع حملات ۱۱ سپتامبر فراهم کرد، همچنان وجود دارد.
طالبان پس از جنگ ۲۰ ساله با آمریکا، دوام آوردند و اکنون بر کشوری با بیش از ۴۵ میلیون نفر جمعیت حکومت میکنند. آنها برای ارتباط با دیپلماتهای اروپایی و آمریکایی از جدیدترین مدلهای آیفون استفاده میکنند. به کشورهای حاشیه خلیج فارس و ترکیه سفر میکنند و در حال گسترش روابط تجاری با ازبکستان و هند هستند. نیروهای طالبان اکنون در شهرهای افغانستان گشت میزنند و برخی از آنها از تجهیزات نظامی بهجامانده از ارتش آمریکا استفاده میکنند.
مقامهای طالبان هنگامی که در دفترهای مجلل خود در کابل، از مهمانان خارجی استقبال میکنند، تأکید دارند که خواهان روابط مسالمتآمیز با جهان هستند. آنها همچنان بر تعهداتی تأکید میکنند که در سال ۲۰۲۰، در جریان مذاکرات صلح با آمریکا، پذیرفتند؛ از جمله اینکه اجازه ندهند حملهای بزرگ علیه کشورهای دیگر از خاک افغانستان برنامهریزی یا اجرا شود.
امیرخان متقی، وزیر خارجه افغانستان، در مصاحبهای که اخیراً در کابل انجام داد، گفت: «ما فصل جنگ را پایانیافته میدانیم.»
اما آمریکا، اتحادیه اروپا و بیشتر دولتهای جهان هنوز آماده اعتماد به طالبان نیستند. وعدههای طالبان درباره امنیت شباهت زیادی به وعدههایی دارد که ملا محمد عمر، رهبر وقت طالبان، چند ماه پیش از حملات ۱۱ سپتامبر داده بود. او آن زمان به یک خبرنگار گفته بود که بنلادن «از خاک افغانستان علیه هیچکس اقدامی نمیکند».
القاعده و دیگر گروههای مسلح همچنان در افغانستان حضور دارند، هرچند دیگر رهبری به قدرتمندی بنلادن ندارند و نفوذ گذشته خود را بر طالبان نیز از دست دادهاند. در عین حال، خلأ نگرانکنندهای در زمینه اطلاعات و شناخت وضعیت امنیتی افغانستان وجود دارد. مقامهای امنیتی و دیپلماتها اذعان دارند که تصویر کاملی از آنچه در داخل افغانستان میگذرد در اختیار ندارند. آنها هشدار میدهند که افغانستان بار دیگر به اتاقی تاریک تبدیل شده است؛ جایی که تهدیدهای جدید ممکن است بدون آنکه کسی متوجه شود، شکل بگیرند.
افغانها در گفتوگوهای روزمره، زندگی در کشورشان را اغلب با زمان جنگ مقایسه می کنند. اکنون جادهها امن هستند. قراردادهای مربوط به استخراج معادن با استقبال روبهرو میشوند. صدای تیراندازی کمتر شنیده میشود. غیرنظامیان دیگر مانند گذشته دائماً در معرض کشته شدن بر اثر حملات پهپادی یا تیراندازی متقابل نیستند، هرچند خطر مواد منفجره عملنکرده همچنان وجود دارد.
کابل نیز شاهد ورود سرمایههای جدید و افتتاح رستورانهای تازهای بوده که فضای پرزرقوبرق دبی را تقلید میکنند. این همان تصویری است که طالبان میخواهند ارائه دهند: افغانستان دیگر گرفتار آشوب نیست و آرامش بر کشور حاکم شده است.
اما این تنها بخشی از واقعیت است. به گفته آمریکا، چین، روسیه و سازمان ملل، افغانستان همچنان محل حضور گروههای مسلح افراطی است. کارشناسان و مقامهای امنیتی میگویند تهدید گروههای مسلح در افغانستان اکنون بسیار کوچکتر و کمصداتر از سالهای منتهی به ۱۱ سپتامبر است. در آن دوره، حدود ۳۰ هزار جنگجو و عضو گروههای مسلح در افغانستان حضور داشتند. با این حال، کارشناسان سازمان ملل برآورد میکنند که ۱۵ تا ۲۰ هزار جنگجو در حدود ۲۰ گروه مختلف در سراسر افغانستان پراکندهاند. روسیه میگوید تعداد آنها ممکن است به ۲۳ هزار نفر برسد.
بر اساس برآورد کارشناسان سازمان ملل و منابع امنیتی، القاعده تنها چند ده عضو در افغانستان دارد، اما برخی از آنها آزادانه در کابل زندگی میکنند. گروه کارشناسان سازمان ملل که شبکههای تروریستی را زیر نظر دارد، اعلام کرده مقامهای افغانستان برای رهبران شاخه جنوب آسیای القاعده کارتهای هویتی ملی صادر کردهاند.
هزاران عضو داعش نیز در مناطق مرزی و ناهموار میان افغانستان و پاکستان فعالیت میکنند. جنگجویان خارجی نیز اخیراً از سوریه و سومالی به افغانستان رفتهاند، اگرچه تعداد آنها بسیار کمتر از دهه ۱۹۹۰ است.
اما بیشترین تعداد شبه نظامی، متعلق به هزاران عضو تحریک طالبان پاکستان است. این افراد از مرز نفوذپذیر میان دو کشور عبور میکنند و حملاتی را علیه نیروهای امنیتی پاکستان انجام میدهند. کارشناسان و مقامهای امنیتی افزایش شدید حملات در پاکستان را به فضای مساعدی نسبت میدهند که طالبان افغانستان از سال ۲۰۲۱ برای طالبان پاکستان فراهم کردهاند.
طالبان افغانستان حمایت از طالبان پاکستان را انکار میکنند، اما در محافل خصوصی میگویند حتی اگر بخواهند، قادر به مهار این گروه نیستند.
آمریکا طالبان را به نقض تعهدات خود در زمینه مبارزه با تروریسم متهم کرده است. حتی چین نیز که مدتها از تعامل عملگرایانه با طالبان حمایت نموده، از این گروه خواسته است «قاطعانه تمام نیروهای تروریستی را از بین ببرد». اتحادیه اروپا نیز از طالبان میخواهد «اقدامات بیشتری انجام دهد تا جهان را متقاعد کند افغانستان یک تهدید بالقوه نیست».
ادامه حضور هزاران جنگجو یکی از دلایل اصلی تداوم انزوای طالبان از جامعه جهانی است. بیشتر تحلیلگران امنیتی معتقدند تهدید این گروهها در درجه اول متوجه منطقه است، نه کشورهای غربی؛ اما القاعده و داعش همچنان ایدئولوژی جهانی خود را تبلیغ میکنند.
طالبان میگویند برای مقابله با شاخه منطقهای داعش، یعنی داعش خراسان، همکاری نزدیکی با سازمانهای اطلاعاتی خارجی دارند. یک مقام ارشد اطلاعاتی افغانستان، این همکاری را «دیپلماسی اطلاعاتی» نامید.
طالبان و داعش خراسان دشمن یکدیگر هستند؛ زیرا داعش خراسان از ایدئولوژی افراطی جهادی پیروی میکند و طالبان را به دلیل پذیرش اقلیتهای مذهبی و تلاش برای برقراری روابط با جامعه جهانی، مرتد میداند.
داعش خراسان مسئولیت حمله نزدیک فرودگاه کابل در جریان خروج نیروهای آمریکایی در اوت ۲۰۲۱ را بر عهده گرفت؛ حملهای که در آن ۱۳ نظامی آمریکایی و بیش از ۱۷۰ غیرنظامی افغان کشته شدند. این گروه بارها جوامع شیعه افغانستان را هدف قرار داده و امسال نیز مسئولیت حملات مرگباری را در کابل و اسلامآباد، پایتخت پاکستان، بر عهده گرفته است.
آنتونیو جوستوتزی، پژوهشگر ارشد مؤسسه سلطنتی خدمات متحد در لندن که گروههای مسلح منطقه را دنبال میکند، میگوید طالبان تیمهایی از نیروهای ویژه خود را برای نفوذ به مناطق تحت کنترل داعش اعزام کردهاند.
کارشناسان و مقامهای امنیتی میگویند داعش خراسان دیگر توانایی انجام حملات گسترده را ندارد. آنها این وضعیت را نتیجه اقدامات طالبان و پاکستان و همچنین کاهش قدرت و تحرک این گروه میدانند.
سرگئی شویگو، وزیر دفاع پیشین روسیه و دبیر کنونی شورای امنیت این کشور، اوایل امسال گفت: «کابل شایسته تقدیر است که مبارزه مسلحانه شدیدی را علیه داعش به راه انداخته است.»
اما رابطه طالبان با القاعده ماهیت متفاوتی دارد. مقامهای آمریکایی مبارزه با تروریسم در سالهای اخیر افغانستان را «خانه سالمندان» اعضای ارشد القاعده توصیف کردهاند و تهدید القاعده از داخل افغانستان را در پایینترین سطح خود طی چند دهه اخیر دانستهاند.
اما نفوذ این گروه همچنان ادامه دارد. القاعده در طول ۲۰ سال شورش طالبان، هرگز این گروه را رها ننمود و طالبان نیز پس از رسیدن به قدرت، القاعده را رها نکردند. بر اساس گزارش گروه ناظر سازمان ملل بر شبکههای تروریستی، چند ده عضو القاعده همچنان در کابل و مناطق مرزی افغانستان و پاکستان حضور دارند و به طالبان پاکستان آموزش میدهند.
القاعده در ماه آوریل حمایت خود را از طالبان پاکستان اعلام کرد و بار دیگر حمایت خود از حکومت طالبان در کابل را مورد تأکید قرار داد و این گروه را «الگویی مدرن» خواند.
جوستوتزی میگوید القاعده با حمایت از طالبان، برای خود در افغانستان زمان و فضای بیشتری به دست میآورد.
متحدانی دردسرساز
رابطه طالبان با گروههای مسلح، یک بحث قدیمی را دوباره مطرح کرده است: آیا طالبان یک گروه شورشی هستند که در حال اداره امور یک کشورند؟ آیا یک حکومت هستند که هنوز گذشته شورشی خود را کنار نگذاشتهاند؟ یا ترکیبی از هر دو؟
این ابهام بازتابدهنده توازنی است که بقای طالبان به آن وابسته است.
اینکه افغانستان به سکویی برای برنامهریزی و اجرای تروریسم بینالمللی تبدیل شود، به نفع طالبان نیست؛ آنها پیامدهای چنین وضعیتی را پس از حملات ۱۱ سپتامبر تجربه کردند. اما طالبان تاکنون به دلیل مهماننوازی، تعهدات ایدئولوژیک و کمبود منابع، نه توانستهاند و تا حدی نیز نخواستهاند این گروهها را از افغانستان اخراج کنند.
طالبان پاکستان اکنون طالبان افغانستان را با پیامدهای این سیاست روبهرو کردهاند. این دو گروه در جریان جنگ تحت رهبری آمریکا در کنار یکدیگر جنگیدند و طالبان پاکستان اکنون انتظار دارند در مقابل حمایتهایی که در گذشته ارائه کردهاند، امتیازی دریافت کنند: حمایت طالبان افغانستان برای ایجاد پایگاهی مشابه در پاکستان.
اگر طالبان افغانستان حمایت خود از همتایان پاکستانیشان را متوقف کنند، ممکن است با پیوستن شمار بیشتری از جنگجویان ناراضی خود به طالبان پاکستان روبهرو شوند.
فرهاد سنگاری، فرمانده یک واحد نیروهای ویژه طالبان در کابل، اخیراً هنگام هدایت یک گشت ترافیکی گفت: «ما نسل خود را برای آوردن صلح فدا کردیم.» او سپس افزود: «دلم برای خاطرات جهاد و خط مقدم تنگ شده است.»
بسیاری از کارشناسان و مقامهای امنیتی همچنین نگرانند که شبکه گسترده مدارس دینی که از زمان به قدرت رسیدن طالبان در سراسر افغانستان گسترش یافته، در حال آموزش دیدگاههایی خشونتآمیز و توسعهطلبانه باشد.
مایکل سمپل، کارشناس باسابقه افغانستان در دانشگاه کوئینز بلفاست، گفت: «چند صد هزار مرد در معرض ایدئولوژی طالبان قرار گرفتهاند که جهاد را ستایش میکند».
فارغ از ماهیت دقیق رابطه طالبان با گروههای مسلح، این ارتباط اکنون تهدیدی برای ثبات افغانستان محسوب میشود.
ارتش پاکستان که از حملات بیوقفه طالبان پاکستان به ستوه آمده، امسال در واکنش به آنها دهها حمله هوایی علیه مراکز امنیتی و زیرساختهای غیرنظامی افغانستان انجام داده است؛ حتی کابل نیز از این حملات در امان نمانده است.
یک مقام ارشد اطلاعاتی پاکستان که به شرط فاش نشدن نامش درباره مسائل امنیت ملی صحبت کرد، گفت رهبران این کشور به این نتیجه رسیدهاند که امنیت داخلی پاکستان تا زمانی که تکلیف خود را با طالبان افغانستان «روشن نکند»، بهتر نخواهد شد.
در چند ماه گذشته، مقامهای طالبان بیش از پیش نسبت به احتمال تلاش مورد حمایت پاکستان برای تغییر حکومت در افغانستان ابراز نگرانی کردهاند. گروههای مقاومت ضدطالبان که در انتظار فرصت بودند، اکنون موقعیت مناسبی میبینند.
سه گروه که فرماندهی آنها را اعضای پیشین ارتش افغانستان، تحت حمایت آمریکا، بر عهده دارند، مسئولیت بیش از ۵۰ حمله علیه مقامهای طالبان، ایستهای بازرسی و ساختمانهای دولتی در سراسر افغانستان را از ماه ژوئیه تاکنون بر عهده گرفتهاند.
رهبر یکی از این گروهها که به شرط فاش نشدن نامش درباره حملات صحبت کرد، در مصاحبهای گفت این حملات بر اساس فرصتهای به دستآمده انجام میشوند و هدف آنها شکستن ظاهر امنیتی است که طالبان تاکنون توانستهاند در افغانستان حفظ کنند.
این حملات پراکنده هنوز تهدیدی برای پایان حکومت طالبان محسوب نمیشوند، اما نیروهای ضدطالبان طی هفتههای اخیر دستکم دو مقام محلی را کشتهاند.
این حملات بار دیگر یادآوری میکنند که در افغانستان، جنگ هنوز به خاطرهای دور تبدیل نشده است.


دیدگاه خوانندگان