یادداشت سیاسی

یک دهه پس از جنگ فاجعه‌بار یمن، وسوسه جنگ دوباره زنده شده است

جنگ بعدی از نقطه صفر شروع نمی‌شود. این جنگ بر روی ویرانه‌های جنگ قبلی آغاز خواهد شد. به همین دلیل، طرف‌های یمنی نباید تحولات پرتنش منطقه را به‌عنوان فرصتی استثنایی برای تغییر موازنه نظامی ببینند

یک دهه پس از مداخله نظامی عربستان سعودی و امارات در یمن، که با محاسبات اشتباه آغاز شد و به فاجعه‌ای بزرگ انجامید، بار دیگر این تصور در حال شکل‌گیری است که می‌توان مشکلات سیاسی یمن را با زور و قدرت نظامی حل کرد.

پس از نزدیک به چهار سال آرامش نسبی که با آتش‌بس مورد حمایت سازمان ملل در سال ۲۰۲۲ به وجود آمد، یمن بار دیگر به شکلی نگران‌کننده به سمت یک جنگ گسترده‌تر حرکت می‌کند. در واقع، درگیری‌ها از همین حالا دوباره آغاز شده‌اند. جنبش انصارالله، یا همان حوثی‌ها، حملات خود به زیرساخت‌های اقتصادی عربستان سعودی و منافع این کشور در دریا را از سر گرفته‌اند. در داخل یمن نیز درگیری‌های زمینی و حملات راکتی در چندین جبهه شدت گرفته است.

این تشدید تنش را نمی‌توان جدا از تحولات منطقه دید. از زمان حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و آغاز جنگ اسرائیل علیه غزه، حوثی‌ها بیش از گذشته خود را بخشی از «محور مقاومت» به رهبری ایران معرفی کرده‌اند. حملات این گروه به کشتی‌ها در دریای سرخ و همچنین به اسرائیل، حوثی‌ها را از یک گروه یمنی با روابط منطقه‌ای، به بازیگری تبدیل کرده که فعالیت‌هایش پیامدهایی فراتر از مرزهای یمن دارد.

آخرین رویارویی نیز این روند را تشدید کرده است؛ رویارویی‌ای که پس از تلاش حوثی‌ها برای فراهم کردن امکان فرود یک هواپیمای ایرانی در صنعا، حامل هیئتی که از مراسم تشییع رهبر پیشین ایران بازمی‌گشت، آغاز شد.

برای مردم عادی یمن، افزایش تنش‌ها فقط به معنای موشک و حمله نظامی نیست. این وضعیت بسیاری از اقداماتی را که با سال‌ها مذاکره و تلاش برای کاهش تنش به دست آمده بود، متوقف کرده است؛ از جمله تبادل زندانیانی که مدت‌ها در انتظار آن بودند.

وقتی جنگ دوباره جذاب می شود

یمن از نظر رسمی هیچ‌گاه به صلح کامل نرسید، اما در سال‌های اخیر از آرامش قابل توجهی برخوردار بود. آتش‌بس رسمی سازمان ملل در اکتبر ۲۰۲۲ پایان یافت و هرگز به یک توافق سیاسی جامع تبدیل نشد. حوثی‌ها همچنان صنعا و بیشتر مناطق پرجمعیت شمال‌غرب یمن را در اختیار دارند و دولت مورد حمایت جامعه بین‌المللی و گروه‌های مسلح هم‌پیمانش نیز بیشتر مناطق جنوب و شرق را کنترل می‌کنند.

با این حال، شرایط امروز با سال‌های پیش از آتش‌بس تفاوت زیادی دارد.

در مارس ۲۰۱۵، عربستان سعودی و امارات با هدف عقب راندن حوثی‌ها از صنعا و بازگرداندن دولت عبدربه منصور هادی، رئیس‌جمهور وقت یمن، وارد جنگ شدند. قرار بود این عملیات کوتاه باشد، اما به جنگی طولانی و ویرانگر تبدیل شد.

حوثی‌ها نه‌تنها از بین نرفتند، بلکه در طول جنگ از نظر نظامی قدرتمندتر شدند و جایگاه سیاسی خود را نیز تثبیت کردند. در مقابل، هزینه‌های عربستان افزایش یافت و امارات نیز در نهایت به‌طور رسمی از مداخله نظامی کنار کشید و به همکاری محدودتر با نیروهای محلی مورد حمایت خود روی آورد.

پس از آتش‌بس ۲۰۲۲، حملات فرامرزی حوثی‌ها و عربستان تا حد زیادی متوقف شد و حملات هوایی ائتلاف نیز به‌شدت کاهش یافت. مذاکرات هم امید محتاطانه‌ای برای رسیدن به یک توافق پایدارتر ایجاد کرد. این آرامش کامل نبود و مشکلات اصلی یمن همچنان باقی ماند، اما پس از سال‌ها جنگ برای مردم این کشور اهمیت زیادی داشت.

حالا همین آرامش در معرض خطر قرار گرفته است و به نظر می‌رسد احتمال جنگ دوباره، برای برخی طرف‌ها وسوسه‌انگیز شده است. در اردوگاه مخالف حوثی‌ها، برخی بازیگران سیاسی و نظامی روحیه تازه‌ای پیدا کرده‌اند. آنها فشار گسترده آمریکا و اسرائیل بر ایران و متحدانش را فرصتی می‌دانند تا موازنه نظامی در یمن را تغییر دهند؛ موازنه‌ای که سال‌ها تقریباً ثابت مانده است.

اما واقعیت ناخوشایند دیگری هم وجود دارد: جنگ در یمن برای برخی افراد و گروه‌ها به یک منبع قدرت و درآمد تبدیل شده است. برای بعضی فرماندهان، سیاستمداران و گروه‌های مسلح، جنگ به معنای پول، نفوذ و حمایت خارجی است. در مقابل، صلح آنها را با مشکلات دشوارتری روبه‌رو می‌کند؛ از جمله ضرورت پاسخگویی، ایجاد نهادهای کارآمد و رسیدن به مصالحه‌های سیاسی.

به همین دلیل، بعضی از طرف‌های درگیر ممکن است در صورت ازسرگیری جنگ، چیز زیادی برای از دست دادن نداشته باشند و در عوض امیدوار باشند چیزهای زیادی به دست آورند.

حوثی‌ها نیز ممکن است جنگ دوباره را به نفع خود بدانند. آنها بیش از یک دهه است که صنعا را در اختیار دارند و دیگر نمی‌توانند مشکلات حکومت‌داری را صرفاً نتیجه دوران گذار بدانند. مردم ساکن مناطق تحت کنترل حوثی‌ها با مشکلات شدید اقتصادی، سرکوب و نارضایتی اجتماعی روبه‌رو هستند.

حکومت‌داری دشوار است؛ بسیج مردم برای جنگ بسیار آسان‌تر است. جنگ به حوثی‌ها این امکان را می‌دهد که جامعه را دوباره در وضعیت جنگی قرار دهند، منتقدان را به بهانه مقابله با تهدید خارجی سرکوب کنند و مخالفان داخلی را همدست دشمنان خارجی معرفی نمایند.

بنابراین، هم حوثی‌ها و هم مخالفان یمنی آنها ممکن است تصور کنند شرایط اکنون به نفعشان تغییر کرده است. اما ممکن است هر دو طرف اشتباه کنند.

توهم راه‌حل نظامی

موازنه نظامی در یمن امروز با سال ۲۰۱۵ تفاوت دارد. نیروهای وابسته به دولت مورد حمایت جامعه بین‌المللی، نسبت به گروه‌های پراکنده و کم‌تجربه‌ای که در آغاز جنگ با حوثی‌ها می‌جنگیدند، امروز سازمان‌یافته‌تر و باتجربه‌تر هستند. توانمندی‌های نظامی عربستان سعودی، از جمله پدافند هوایی و قابلیت‌های پهپادی، نیز بسیار بیشتر از گذشته شده است.

همچنین بعید است که حوثی‌ها با آغاز دوباره جنگ، بتوانند جنوب و شرق یمن را تصرف کنند. آنها می‌دانند که در این مناطق گروه‌های مسلح و جوامع محلی در برابر چنین حمله‌ای مقاومت خواهند کرد. جغرافیا و هویت‌های محلی، موانع بزرگی در برابر پیشروی حوثی‌ها هستند.

اما تصور مخالف نیز به همان اندازه خطرناک است. بعد از یک دهه جنگ، آوارگی و فروپاشی سیاسی، نباید انتظار داشت مردم مناطق تحت کنترل حوثی‌ها با ورود نیروهای دولت از آنها استقبال کنند.

بسیاری از یمنی‌هایی که از حاکمیت حوثی‌ها ناراضی‌اند، به دولت مورد حمایت جامعه بین‌المللی و رهبران سیاسی آن نیز اعتماد چندانی ندارند. بخشی از این رهبران سال‌های جنگ را خارج از کشور گذرانده‌اند، در حالی که مردم عادی داخل یمن با فروپاشی اقتصادی دست‌وپنجه نرم کرده‌اند. بنابراین، مخالفت با حوثی‌ها لزوماً به معنای اعتماد به مخالفان آنها نیست. کنترل نظامی با مشروعیت سیاسی تفاوت دارد.

شرایط منطقه‌ای نیز نسبت به سال ۲۰۱۵ تغییر کرده است. عربستان سعودی امروز اولویت‌های متفاوتی دارد. برنامه اقتصادی محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، به سرمایه‌گذاری خارجی، گردشگری و تبدیل عربستان به یک مرکز اقتصادی باثبات وابسته است.

حملات موشکی و پهپادی حوثی‌ها فقط تأسیسات نظامی را هدف قرار نمی‌دهند؛ بلکه تصویری را که عربستان از ثبات و امنیت خود می‌خواهد به جهان نشان دهد نیز تهدید می‌کنند. به همین دلیل، ریاض امروز نسبت به حملات فرامرزی بسیار حساس‌تر از گذشته است.

از طرف دیگر، عربستان دیگر همان ائتلافی را که در سال ۲۰۱۵ برای جنگ در یمن تشکیل داده بود، در اختیار ندارد. روابط این کشور با امارات، که زمانی یکی از مهم‌ترین شرکای عربستان در یمن بود، در سال جاری به‌شدت تضعیف شده است.

در طرف مقابل، حوثی‌ها همچنان از حمایت ایران برخوردارند. گفته می‌شود کمک‌های ایران در تقویت توانایی‌های موشکی، پهپادی و دریایی این گروه نقش داشته است. اما خود ایران پس از رویارویی با اسرائیل و آمریکا ضعیف‌تر شده و در انتقال سلاح، فناوری و نیرو با محدودیت‌های بیشتری روبه‌رو است.

حزب‌الله لبنان نیز که در گذشته یکی از منابع مهم آموزش و تخصص برای حوثی‌ها بود، پس از جنگ با اسرائیل در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ بسیار ضعیف‌تر شده است.

این وضعیت یک تناقض ایجاد کرده است: حوثی‌ها شاید اکنون برای راهبرد منطقه‌ای ایران اهمیت بیشتری از گذشته داشته باشند، اما برخی از نیروهایی که به تقویت توانایی‌های آنها کمک کرده‌اند، امروز توان کمتری برای حمایت از آنها دارند.

یمن توان تحمل جنگی دیگر را ندارد

رسیدن به صلح در یمن آسان نیست. هر توافق جدی باید به پرسش‌های بسیار دشواری درباره آینده سیاسی کشور پاسخ دهد. اما ناکامی دیپلماسی به این معنا نیست که جنگ می‌تواند راه‌حل باشد. جنگ جدید در کشوری آغاز خواهد شد که نسبت به یک دهه پیش فقیرتر، چندپاره‌تر و از نظر نهادی ضعیف‌تر شده است.

بیش از ۲۰ میلیون یمنی به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند. میلیون‌ها کودک در شرایطی بزرگ شده‌اند که زندگی‌شان چیزی جز جنگ و بحران اقتصادی نبوده است. مدارس، مراکز درمانی و بسیاری از خدمات اساسی نیز در طول این سال‌ها آسیب جدی دیده‌اند.

بنابراین، جنگ بعدی از نقطه صفر شروع نمی‌شود. این جنگ بر روی ویرانه‌های جنگ قبلی آغاز خواهد شد. به همین دلیل، طرف‌های یمنی نباید تحولات پرتنش منطقه را به‌عنوان فرصتی استثنایی برای تغییر موازنه نظامی ببینند. تکرار قمار نظامی، تنها یک دهه پس از آنکه جنگ قبلی هزینه‌ها و محدودیت‌های استفاده از زور را نشان داد، می‌تواند اشتباهی بزرگ باشد.

جنگ‌های دهه گذشته هنوز تمام نشده‌اند. کشته‌شدگان فراموش نشده‌اند، همه زندانیان به خانه بازنگشته‌اند و بسیاری از مشکلات سیاسی یمن همچنان حل‌نشده باقی مانده‌اند.

منبع: امواج مدیا



دیدگاه خوانندگان