راهی جز برداشتن سلاح نداریم

twitter sharefacebook share۱۴۰۰ اردیبهشت ۲۱ - 2021-05-11

نیویورک تایمز در مطلبی با بیان شرحی از روز خاکسپاری دختران دانش آموز که در بمبگذاری مقابل مدرسه سیدالشهدا در منطقه دشت برچی افغانستان -از محلات شیعه نشین و هزاره نشین کابل- کشته شدند، می نویسد:

تعداد کشته شدگان و معصومیت قربانیان این جنایت، گویای فرورفتن بیش از پیش کشور در ورطه خشونت و درگیری است. طالبان هر روز بیش از روز قبل پیشروی کرده و دستاوردهای جدیدی را از آن خود می کند و این درشرایطی است که دولت توان محافظت از مردم در برابر کشتار و جلوگیری از پیشرفت طالبان را ندارد.

روز یکشنبه از هر گوشه منطقه ای که مورد بمب گذاری واقع شده بود، صدای ناله و ضجه به گوش می رسید. اقلیت قومی هزاره ی ساکن در این محل، سالهاست که مورد آزار قرار می گیرند و کشته می شوند اما دولت هیچ حمایتی از آنان نکرده و امنیتشان را تأمین نمی کند

شمار کشته شدگان حمله به مدرسه سیدالشهدا از تمام حملاتی که پیشتر این اقلیت را هدف گرفته بود، بیشتر بود و به گفته «سرور دانش» معاون دوم رئیس جمهور که خود هزاره است، به بیش از هشتاد نفر می رسید.

بعد از حمله آمریکا به افغانستان در سال 2001 هزاره ها جزء اقلیت هایی بودند که بیشترین بهره را از فرصت های جدید آموزشی و تجاری که در کشور ایجاد شده بود بردند؛ به نحوی که امروزه بخش بزرگی از نسل جوان تکنوکرات افغانستان را هزاره ها تشکیل می دهند

حمله اخیر باعث افزایش خشم هزاره ها از دولت شده است؛ آنان نیروهای امنیتی را متهم می کنند که در شرایطی که این اقلیت هر روز هدف حملات تررویستی قرار گرفته و تلفات می دهند، در بی عملی به سر برده و هیچ اقدامی نمی کنند.

حالا و در شرایطی که این ترس وجود دارد که بعد از خروج نیروهای آمریکایی، طالبان دوباره به قدرت برگردند و برخی هم بروز جنگ داخلی را اجتناب ناپذیر می دانند، هزاره ها بیشتر از همیشه به فکر افتاده اند که خود تأمین امنیتشان را به دست بگیرند

روز یکشنبه در مسجدی که مردان عزادار جمع شده بودند، این زمزمه به گوش می رسید که باید سلاح به دست گیرند و به نیروهای «عبدالغنی علیپور» جنگ سالار هزاره بپیوندند

«جواد حسنی» از کاسبان محل به خبرنگار ما می گوید «هیچ کاری جز عزاداری از دستمان بر نمی آید، از دولت حمایت کردیم اما در ازای این حمایت چیزی جز کشتار و انفجار بدست نیاوردیم»

کسی هنوز مسئولیت حمله را بر عهده نگرفته است. درحالیکه دولت، طالبان را متهم می کند، این گروه هر گونه دست داشتن در این حمله را انکار می کند؛ اما حقیقت آن است که طالبان دست از آزار و اعمال خشونت بر اقلیت هزاره برنداشته است. آنها سابقه مخالفت با تحصیل دختران به ویژه دختران نوجوان را دارند؛ البته برخی نیز داعش را مسئول انجام این حمله می دانند

هزاره های دشت برچی که جمعیتی نزدیک به یک میلون نفر دارند، با تلخی از نبود نیروهای امنیتی تا یکساعت بعد از وقوع حمله به مدرسه سخن گفتند «حتی یک نیروی امنیتی در نزدیکی مدرسه دیده نمی شد» و افزودند که این تجربه ی مشابه را در حملات دیگری که به این اقلیت می شود نیز داشته اند

به گفته «کاظم احسانی» امام مسجد قمر بنی هاشم «در خیابان، مسجد، بیمارستان، باشگاه کشتی، همه جا، مورد حمله قرار گرفته و منفجر می شویم. دیروز وقتی انفجار رخ داد حتی یک پلیس هم نبود؛ برای مراسم کفن و دفن ببینید چه جمعیتی آمده است اما حتی یک افسر امنیتی حضور ندارد»

هزاره های دشت برچی سالهاست که هدف حمله قرار می گیرند؛ اکتبر گذشته حمله به یک مرکز آموزشی 30 نفر را کشت و ماه می 2020 حمله به یک زایشگاه باعث کشته شدن 15 زن شد؛ داعش مسئولیت هر دو حمله را بر عهده گرفت. سپتامبر 2018 در حمله به یک باشگاه کشتی 20 نفر کشته شدند؛ در حمله به یک مدرسه در ماه اوت 34 دانش آموز جان خود را از دست دادند و بمب گذاری در یک مسجد در سال 2017 منجر به کشته شدن 39 تن شد

همه اینها جدای از قتل عام هزاره ها است که طی جنگ داخلی افغانستان در اوایل دهه نود میلادی توسط جنگ سالارانی همچون عبدالرسول سیاف و متحدش احمد شاه مسعود (که اکنون برای هزاره ها نیز مورد احترام است و تبدیل به قهرمان ملی شده) صورت گرفت.

فقدان نیروهای امنیتی دولتی در روز یکشنبه در شرایطی که مراسم های تشییع پیش از این هدف حمله افراط گرایان قرار گرفته، باعث شده است که برخی از لزوم اتکاء اقلیت هزاره به خودش سخن بگویند؛ چنانکه غلام (که کارگری روزمزد است) گفت «اگر می خواهیم از خود محافظت کنیم، مرد و زن باید سلاح به دست گیریم»

به گفته «عارف رحمانی» عضو هزاره پارلمان «این حمله، هزاره ها را مجبور می کند که سلاح بردارند و از خود دفاع کنند. چه دولت دوست داشته باشد چه دوست نداشته باشد، مردم برخواهند خاست و امنیت خود را تأمین خواهند کرد»

بیرون مدرسه، جمعیت دور پیرمردی که فریاد می زد «خدایا به ما کمک کن» را گرفته بود. یکی از آنها گفت «تنها راه، برداشتن سلاح است؛ ما همین الان دختری یازده ساله دفن کردیم، جرمش چه بود؟»

وی که «قاسم حسنی» نام داشت، به ما گفت «اگر دولت جلوی حملات تروریستی به محله ما را نگیرد، ما خود دست به کار می شویم؛ امروز من یک فروشنده هستم اما اگر فشاری که به ما وارد می کنند ادامه یابد، من علیپور بعدی خواهم بود»

*منبع: نیویورک تایمز

افزایش ترس در بین هزاره های افغان در پی حمله به یک مدرسه

حمله بمبگذاری شده بیرون از یک مدرسه در منطقه هزاره نشین کابل، سبب افزایش ترس در بین این اقلیت شده است. آنان از این می ترسند که خروج نیروهای آمریکایی، این اقلیت را آسیب پذیرتر کند و مجال بیشتری به طالبان برای حضور در عرصه سیاسی و نظامی افغانستان دهد

در شرایطی که اغلب گروههای اقلیت در افغانستان به خصوص هزاره ها به دولت و طالبان بی اعتماد هستند، حضور نیروهای خارجی را باعث امنیت بیشتر خود می دانند. بدنبال حمله آمریکا به افغانستان، بسیاری از هزاره هایِ شبه نظامی، سلاح های خود را زمین گذاشتند چرا که اعتقاد داشتند نظم جدیدِ ایجاد شده در کشور می تواند امنیت را به انها برگرداند. اما با خروج نیروهای آمریکایی و ناتو، ناامنی در کشور افزایش یافته و هزاره ها از افزایش آزار و حملاتی همچون حمله بمبگذاری شده روز یکشنبه می ترسند.

کارشناسان هشدار می دهند با خروج نیروهای خارجی و افزایش بی ثباتی در کشور، شرایط برای اینکه گروههای شبه نظامی همچون داعش قدرت بگیرند آسان تر می شود

«مختار علیزاده» برادر «نیکبخت» دختری که از کشته شدگان حمله اخیر بود، می گوید: «خواهرم به ما می گفت ما نباید مثل والدینمان فقیر باشیم؛ آرزوهای بزرگی داشت»

علیرغم خطرات، والدین نیکبخت می خواهند دختران دیگر خود را بعد از بازگشایی مدرسه، به مدرسه بفرستند. آنان توانایی مالی برای سکونت در محله ای دیگر را ندارند و می گویند تحصیلات تنها راهی است که می توانند تضمین کنند فرزندانشان زندگی بهتری داشته باشند، شاید هم روزی بتوانند از افغانستان بروند.

به گفته مادر نیکبخت «میخواهم فرزندانم دکتر و معلم شوند تا بتوانند از کشور بروند؛ حالا که نیروهای آمریکایی در حال خارج شدن هستند، می ترسیم که شرایط برای هزاره ها بدتر شود»

علاوه بر روزنامه نگاران و فعالان مدنیِ افغان که هدف تهدیدات طالبان هستند، هزاره ها نیز در تلاش برای خروج از کشور هستند

«جواد زاولستانی» جوان هزاره 28 ساله که برای یک سازمان غیر دولتی حقوق بشری کار می کند، می گوید نمی خواهد کشور را ترک کند اما بسیاری از دوستانش در تلاش برای خروج از افغانستان هستند

«برای من دردناک است که می بینم آنان می روند؛ هرچند دلیل کارشان را می فهمم. آنها بدنبال امنیت و شرایط کاری بهتر هستند اما اگر از کشور برویم، آنوقت خلأ ایجاد شده را تندروها پر می کنند؛ برای همین است که تصمیم گرفته ام بمانم»

*منبع: واشنگتن پست

حمله به شیعیان افغان نسل کشی نیست؟

کشتار کودکان مدرسه سیدالشهدا در شرایطی که آمریکا در حال خروج از افغانستان است، هشداری است بر اینکه این کشور می تواند شاهد روزهایی بدتر از این باشد

افزایش حمله به اقلیت شیعه می تواند نسل کشی تلقی شود؛ داعش قبلا هم اقداماتی را در راستای نسل کشی اقلیت ایزدی در عراق انجام داده بود و علاوه بر آن شیعیان تلعفر را نیز هدف گرفته بود

اگر به حملات افغانستان و به ویژه حملات به شیعیان پاکستان نگاه کنیم، همین الگو را می توانیم ببینیم

در اوت 2018، 50 دانش آموز در یک مرکز آموزشی در دشت برچی کشته شدند و همچون اغلب شیعیانِ این منطقه، انان نیز از اقلیت هزاره بودند

در مارس 2019 حمله به اجتماع شیعیان چندین کشته بر جای گذاشت. یک سال بعد در مارس 2020 حمله دیگری به تجمع شیعیان صورت گرفت و 32 نفر در مراسم یادبودی که برای یکی از رهبران شیعه در کابل برگزار شده بود، جان خود را از دست دادند

ماه ژانویه یکی از رهبران شیعه افغانستان «کریم خلیلی» از پاکستان دیدار کرد؛ موضوع دیدار، قتل هدفمند 11 هزاره شیعه افغان بود که برای کار به پاکستان رفته بودند.

در هیچ کجای دیگر در دنیا اقلیت ها این چنین مکرراً هدف قتل قرار نمی گیرند که شیعیان پاکستان و افغانستان.

رسانه های بین المللی از لفظ فرقه ای برای چنین حملاتی استفاده کرده یا می گویند که حملات داعش از روی نفرت از شیعیان انجام می شود؛ اما اگر همین حملات در غرب اتفاق افتد، واژگان مورد استفاده ی رسانه ها تغییر می کند.

در رسانه ها و شبکه های خبری، غالبا حملاتی که علیه جامعه اقلیت اتفاق می افتد کامل توضیح داده نمی شود و فرد باید اقدام به خواندن کامل و عمیق مقاله های منتشر شده کند، تا بفهمد که قربانیان به دلیل اقلیت مذهبی بودن هدف حمله قرار گرفته اند. این حملاتِ سیستماتیک غالبا زنان و کودکان را هدف گرفته و در رویدادها و زمان های مذهبی همچون ماه رمضان رخ می دهد

برای مثال اوت 2018 یکی از مساجد شیعیان هدف حمله قرار گرفت. کشورهایی همچون ترکیه یا پاکستان که غالبا از اسلام هراسی سخن می گویند، حمله به شیعیان افغانستان را هیچگاه شکلی از اسلام هراسی معرفی نکرده اند.

حال انکه با توجه به اینکه در افغانستان، مسلمانان بیش از هر گروه دیگری هدف حملات گروههایی همچون داعش قرار می گیرند، استفاده از لفظ اسلام هراسی کاملا به جا است

حملات به زنان شیعه افغانستان، با هدف کشتار اقلیت ها و حذف زنان از عرصه های تحصیلی، نمودی از تلاش گروههایی همچون داعش برای نسل کشی و پاکسازی شیعیان است

روشن نیست که چرا گروههای حقوق بشری و کشورهایی که وظیفه صحبت پیرامون نسل کشی را دارند، در این موارد سکوت کرده اند

*منبع: جروزالم پست

مترجم: فاطمه رادمهر