واقعیات دیپلماسی ایران و اعراب منطقه

twitter sharefacebook share۱۳۹۶ اردیبهشت ۰۵ - 2017-04-25

تلاش های مقامات کویت دررابطه با ایران و شورای همکاری خلیج فارس تا چه میزان به نتیجه مثبتی ختم خواهد شد؟ به راحتی نمی توان به این سوال پاسخ روشنی داد. این نگاهی بدبینانه نیست. اما باید طرفین بپذیرند با واقعیاتی انکار ناپذیر در منطقه روبرو هستند که هم باید آنها را بپذیرند و هم برای تاثیر گذاری و مدیریت آن بایکدیگر رقابت کنند.

در اوج فضای متشنج و امنیتی حاکم بر خلیج فارس و التهابات ناشی از فضای انتخاباتی ایران،3 تحول دیپلماتیکی مهم(البته ازدید تهران مثبت)، طی 10 روز گذشته توجه پاره یی محافل دیپلماتیکی مقیم منطقه را به سوی خود جلب کرده است. تحولاتی بسیار آرام، بطئی وتا حدی دور از چشم محافل خبری. نخست، شکستن بن بست اعزام زائران ایرانی به اماکن مقدس مکه و مدینه در عربستان. دوم، افزایش سطح تماس های مقامات کویتی با همتایان خود در ایران. سوم، سخنان تعجب برانگیز خالد بن احمد وزیر خارجه بحرین در حمایت از تلاش های مقامات کویتی برای مذاکره با تهران. از نگاه داخلی ایران حل مشکل اعزام زائران به عربستان شاید موضوع مهمی باشد - که هست - اما از آنجا که مسئله حج در زمان خود تابعی شد از اختلافات بعدی و روبه تزاید میان ایران با عربستان ودیگر پایتخت های عربی، باز شدن راه اماکن مقدس صرفا می تواند نمادی از یک حسن نیت گذرا تلقی شود که صورت پایدارتر آن را باید در حل و فصل اختلافات ریشه دار تری جستجو کرد. اختلافاتی که اتمسفر خلیج فارس را به شدت تیره و غبار آلود کرده است.

در میان این سه تحول مهم فکر می کنم سخنان وزیر خارجه بحرین، از اهمیت خاصی برخوردار باشد. خالد بن احمد آل خلیفه وزیر خارجه بحرین هفته گذشته پس از ملاقات با صباح الخالد همتای کویتی اش در اظهاراتی با اشاره به رد و بدل شدن پیام های دوجانبه میان ایران و شورای همکاری خلیج فارس بر آنچه پیشبرد و ادامه گفت و گوهای سیاسی با تهران خواند تاکید کرد و گفت: بحرین از تلاش های به عمل آمده از سوی امیر کویت حمایت می کند. منامه امیدوار است این رایزنی ها با نتایج به گفته او مثبتی همراه باشد.

این ملایم ترین و مثبت ترین موضع گیری یک مقام ارشد بحرینی طی 6 سال اخیر در ارتباط با ایران به شمار می رود. هرچند سخنانی از این دست الزاما نمی تواند به معنای آغاز فرآیند حل دوجانبه و مستقل اختلافات تهران و منامه باشد (چون حل مناقشات عمومی تهران و پایتخت های عربی به شکل فوری ، فرض غیر محتملی ست!) اما در معادلات درونی بلوک اعضای شورای همکاری خلیج فارس، نشانی از یک همراهی با ارسال پالس های کاملا محتاطانه به ایران و انتظار پاسخ تلقی می شود. پاره یی ناظران سیاسی امور اعراب مقیم ابوظبی می گویند: نکته مهمی که ظاهرا از سوی رهبران عضو شورای همکاری مورد توجه قرار گرفته موفقیت نسبی تلاش های مقامات کویتی در مذاکرات مقدماتی با ایران است. همین موضوع باعث شده آنها دست مقامات کویتی را برای مذاکره باز بگذارند.

اینکه تلاش های مقامات کویت تا چه میزان به نتیجه مثبتی ختم و به سرنوشت مشابه اقدامات مقامات عمانی دچار نخواهد شد؟ به راحتی نمی توان به این سوال پاسخ روشنی داد. این نگاهی بدبینانه نیست و شاید تا اندازه یی امیدوار کننده هم باشد. اما اولا، باید طرفین بپذیرند با واقعیاتی انکار ناپذیر در منطقه روبرو هستند که هم باید آنها را بپذیرند و هم برای تاثیر گذاری و مدیریت آن بایکدیگر رقابت کنند. مشکل همین است «چگونه می توان دو سر متناقض این دیپلماسی را به یکدیگر نزدیک و به فهم مشترکی دست یافت؟» ثانیا، بسته به اینکه از کدام طرف منازعه سوال شود «نتیجه مثبت مذاکرات یعنی چه؟» پاسخ ها متفاوت است. سفیر ایران در کویت اواخر ماه ژانویه به روزنامه القبس گفته بود کشورش مایل به تقویت، توسعه و روابط مثبت با کشورهای عرب همسایه است. این دیپلمات ایرانی دقیقا نگفت منظورش از تقویت روابط با اعراب چیست اما تصریح کرد دولت متبوعش آماده شنیدن به قول او دیدگاه های کشورهای همسایه است.

در تحولی همسو یک مقام بسیار ارشد کویتی نزدیک به وزیر خارجه این کشور که ترجیح داد نامش مخفی بماند و به نوعی درگیر پرونده ایران است اوایل ماه فوریه گذشته گفته بود دولت متبوعش وظایفی در زمینه نزدیک کردن دیدگاه های طرفین به عهده گرفته اما به دلیل مخاطره از بین رفتن دستاوردهای اولیه آن مایل به افشای جزئیات نیست. احتمالا بحرین محور این مذاکرات بوده است. اکنون به نظر می رسد، پرچه بسیار شکننده، ولی فضایی برای حل پاره یی اختلافات ایران و اعراب فراهم شده است. تا آنجا که به ایران مربوط می شود فکر میکنم تهران باید این نکته را بپذیرد که شورای همکاری خلیج فارس در دیپلماسی و واقعیات منطقه یک کل غیر قابل تفکیک بوده و نمی توان به صرف داشتن رابطه با یک عضو آن مدعی داشتن رابطه خوب با همه آنهاشد. به باور من، تهران و شرکای منطقه یی اش در حل منازعات خود لازم نیست اولا، به دنبال حل یکباره همه اختلافات خود باشند. ثانیا، در یک کلی نگری مبتنی بر واقع گرایی دیپلماسی از «موقعیت ،جایگاه، منافع و ضرورت های امنیتی و استراتژیکی» یکدیگربه درکی واقعی دست یافته و نهایتا آنرا هم بپذیرند. راه دیگری وجود ندارد مگر آنکه مصمم به تداوم خصومت باشند.

*متین مسلم