شیعیان لبنان بر سر دوراهی: ادامه اعتراض یا همراهی با حزب الله

twitter sharefacebook share۱۳۹۸ بهمن ۲۲ - 2020-02-11

ادامه اعتراضات، بسیاری از شیعیان لبنان را بر سر دو راهی قرار داده است: چطور می توانند بین وفاداری به حزب الله و حمایت از اعتراضات موجود تعادل برقرار کنند؟

چند معترض ضد دولتی در لبنان که در نخستین روزهای اعتراضات در تلویزیون، ضد سید حسن نصرالله حرف زده بودند، چند روز بعد دوباره در تلویزیون ظاهر شدند و این بار عذرخواهی کردند و نسبت به رهبر حزب الله اظهار احترام نمودند.

شیعیان بزرگترین جمعیت از 18 فرقه و جمعیت شناخته شده در لبنان هستند که دهه هاست به دلایل مختلفی همچون تأمین امنیت خود، بهره مندی از خدمات اجتماعی و فرصت های کاری و حس مشترکی که با حزب الله در برابر اسرائیل و سایر دشمنانشان دارند، به حزب الله رو آورده اند.

لبنان در پنجمین ماه از بحران اقتصادی و سیاسی خود به سر می برد و معترضان از سراسر کشور با پیشینه های گوناگون مذهبی، اعتراضات خود را ادامه می دهند و رهبرانی را که حتی توانایی تامین 24 ساعت برق، اقتصادی کارآمد و دولتی قابل اعتماد را ندارند مورد نکوهش قرار می دهند.

اما ادامه اعتراضات، بسیاری از شیعیان لبنان را بر سر دو راهی قرار داده است: چطور می توانند بین وفاداری به حزب الله و حمایت از اعتراضات موجود تعادل برقرار کنند؟ آیا حزب الله به تلاش خود برای خاموش کردن معترضان ادامه می دهد یا با آنها همراهی می کند؟

«علی اسماعیل» 51 ساله از معترضان ساکن در شهر شیعه نشین «کفر رمان» در جنوب لبنان می گوید: من حامی مقاومت در برابر اسرائیل هستم اما از ایستادگی در برابر فساد هم حمایت می کنم.

زندگی اسماعیل مثل بسیاری دیگر از معترضان لبنان است؛ او برای پرداخت شهریه مدارس بچه هایش زیر بار قرض رفته است. همسرش می گوید که درخواست او برای تمام مشاغل آموزشی رد شده است زیرا که به هیچ حزبی ارتباط و وابستگی ندارد. حتی مردی که در تلویزیون از نصرالله عذرخواهی کرد، از توهین خود ابراز پشیمانی کرد اما از خواسته خود دست بر نداشت و در همان ویدئوی عذرخواهی که از تلویزیون پخش شد، تکرار کرد: «لطفا به ما کمک کنید، ما گرسنه ایم، شغلی نداریم».

به گفته «راندا سلیم» تحلیلگر امور لبنان در مؤسسه خاورمیانه: «افزایش اعتراضات شیعیان درحالی است که موفقیت نظامی حزب الله در خارج، با قصور او در موضوعات داخلی همراه شده است. تهدیدات امنیتی (مثل اسرائیل و افراط گرایان سنی در سوریه) که هواداران حزب الله را در کنار هم قرار داده بود، فرونشسته است و وقتی حزب الله به منظور حفظ موقعیت ارتش خود سال 2005 وارد عرصه سیاست لبنان شد، به جای آنکه به وعده های خود در اصلاح پایبند بماند، از دولت فاسد و بی کفایت کشور حمایت کرد.

تحریم های آمریکا علیه حزب الله و ایران باعث شد که توانایی این گروه در اعطای یارانه و سایر خدمات به هوادارانش، کمتر از گذشته شود و این درحالی است که اقتصاد لبنان نیز رو به سراشیبی گذاشته است.

حل مشکلات ایجاد شده، برای حزب الله حتی از جنگ های چریکی هم پیچیده تر است. آنگونه که سلیم می گوید: «برای حزب الله هیچوقت مشکلات آب و نان مردم در اولویت نبود، اما ناگهان با جامعه ای روبرو شد که آب و نان را در اولویت خواسته های خود قرار داده بودند». با ورود حزب الله به عرصه سیاسی، این گروه هم دیگر جزئی از فساد حکومتی بود و نمی توانست دیگران را به فساد متهم کند؛ حالا سوال این بود که چگونه می خواهد به خواسته های مردم پاسخ دهد؟

حزب دیگر شیعی «امل» نیز وفاداری طرفدارانش را با اعطای شغل و کمک مالی به دست آورده؛ اما رهبر این گروه نبیه بری که رئیس مجلس هم هست، یکی از ارکان فساد در طبقه حاکمه لبنان شناخته می شود.

با توجه به اینکه ایران با افزایش تنش ها با آمریکا تحت فشارهای فزاینده در خانه و بیرون از مرزهای خود قرار گرفته است، تحلیلگران بر این باورند که حزب الله بیش از همیشه نیاز دارد که قدرت و نفوذ خود را در لبنان حفظ کند.

اکنون مدتی است که با حرکت احزاب شیعه برای فرونشاندن تظاهرات، اعتراضات در مناطق شیعه نشین هم به طور چشمگیری کاهش یافته است. در ابتدا نصرالله -که بسیاری از شیعیان خالصانه به او احترام می ورزند- از اعتراضاتی که ماه اکتبر شروع شد انتقاد کرد و از طرفدارانش خواست که به خانه هایشان باز گردند؛ این امر باعث شد برخی از شیعیان خیابان ها را ترک کنند. اما با بروز برخوردهایی خشونت بار، برخی از معترضان در شمار چهره های سیاسی ای که خواهان برکنار شدنشان از قدرت بودند، نصرالله را نیز گنجاندند و فریاد زدند «همه یعنی همه آنها و نصرالله هم یکی از همه آنهاست».

حتی بسیاری از افرادی که به حزب الله تعلق ندارند، اخراج اسرائیل و پایان دادن به اشغال 18 ساله جنوب لبنان را به نصرالله نسبت داده و وی را باعث افتخار می دانند. اعتبار، جذبه و گیرایی نصرالله باعث شده است که وی در دیدگاه مردم از بسیاری از شخصیت های سیاسی لبنان بهتر و مقبول تر باشد؛ به ویژه آنکه پسر نصرالله در جنگ با اسرائیل شهید شده و برخلاف سایر دولتمدران لبنان که زندگی های باشکوهی برای خود ساخته اند، نصرالله زندگی ساده ای دارد و در دید عموم جامعه شخص فاسدی نیست.

«غازی اطرش» معترض 40 ساله اهل بعلبک که به اعتراضات پیوسته، می گوید: «ما عاشق سید حسن نصرالله هستیم، اما عاشق لبنان هم هستیم». البته وقتی از او پرسیدیم که آیا نصرالله مسئول عدم کارآمدی دولت لبنان است؟ با تاکید گفت که «نصرالله بخشی از دولت نیست» گرچه نصرالله پست حکومتی ندارد، اما حزب الله و متحدانش آخرین دولت لبنان را در دست داشته اند.

با مصاحبه هایی که در مناطق شیعه نشین انجام دادیم، دریافتیم که معترضان تلفن های تهدید آمیز دریافت کرده اند و پیام های صوتی ناشناسی در واتساپ برایشان فرستاده شده است که در این پیامها در مورد اثرات منفی شرکت در اعتراضات بر زندگی شان به آنها هشدار داده می شود؛ همچنین در برخی موارد، نمایندگانی از حزب الله و امل با معترضان دیدار کرده و از آنان خواسته اند که به اعتراضات پایان دهند.

«محمد دیب» 29 ساله که در سازماندهی اعتراضات کوچک و ادامه دار بعلبک ایفای نقش می کند، در گفتگو با ما مدعی شد که شیشه های ماشینش را بعد از روز اول اعتراضات شکستند و آشنایانش به او هشدار دادند که وابستگان حزب در چت روم های واتساپ او را خائن می نامند. وی می گوید: «انقلاب تنها امید ماست، اگر شکست بخورد ما هم می بازیم» و اضافه می کند که از وقتی فارغ التحصیل شده، برای 36 شغل دولتی درخواست داده است، اما چون پیوندی با احزاب نداشته، درخواست هایش رد شده است.

تاکتیک ضد اعتراضی حزب الله این بوده که به طور ضمنی بگوید اعتراضات محصول دسیسه خارجی علیه شیعیان است. برخی از شیعیانی که در بدو امر از اعتراضات حمایت می کردند، حالا قانع شده اند که آمریکا درصدد فشار بیشتر بر حزب الله و شرکای شیعه اش در ایران و عراق است و می پرسند: چگونه می توان همزمانی قیام در این سه کشور را توضیح داد؟

این شک بعد از ترور قاسم سلیمانی توسط آمریکا محکم تر شد. احمد یکی از شیعیان بیروت می گوید «آنها سالهاست تلاش می کنند حزب الله را شکست دهند». اما وقتی معترضان از دوستان، همسایگان و اقوام هستند، نمی توان به راحتی انگ مزدور بودن را به آنها زد؛ به ویژه که در بین معترضان کسانی هستند که قبلا از جنگجویان حزب الله بودند یا از خانواده شهدای حزب الله هستند. از جمله این افرد «ربیع تلعیص» است که تا سال 2013 عضو حزب الله بود و پسر عمو و شوهر خواهرش نیز در حزب الله بوده و در جنگ سوریه کشته شدند. تلعیص درحالیکه بین سایر معترضان در بعلبک نشسته، به سایر مردان شیعه در اتاق اشاره می کند و می گوید «همه ما بیکاریم».

«جاد» معترض 20 ساله در طیره که داوطلبانه به حزب الله پیوست و در سوریه برای چند ماه جنگید، اکنون بیکار است. او می گوید که علیرغم مخالفت خانواده و دیدار رهبران محلی حزب الله با او برای عقب نشینی از موضعش، به اعتراض ادامه می دهد. وی تأکید می کند که مستقیما تهدید نشده، اما شخص ناشناسی یک شب به دست او چاقو زد. «پدرم می گوید چرا خودم را به دردسر می اندازم، به او گفتم که دارم کار درست را انجام می دهم». او افزود که به آرمان حزب الله وفادار است، نه به سیاست های داخلی اش «مقاومت بالاتر از آن است که بخواهیم نسبت به آن دچار سوء ظن شویم اما من مخالف نمایندگان حزب در پارلمان هستم».

با این حال هرچه اعتراضات بدون تغییرات اقتصادی و سیاسی قابل توجهی ادامه یابد، خستگی و ناامیدی بیشتر می شود. «ایهاب حسن» اهل طیره که از روز اول به تظاهرات پیوست می گوید امیدش را به تغییرات سریع از دست داده است «من در حال برنامه ریزی برای خروج از کشورم» اما معتقد است که معترضان حداقل به یکی از خواسته های خود خواهند رسید «مردم عادت کرده اند نصرالله را درحال سخنرانی ببینند و در عین حال هیچ سوال و خواسته ای نداشته باشند، اما الان همزمان که از نصرالله حمایت می کنند شروع به پرسش و بیان خواسته هایشان کرده اند».

*نیویورک تایمز

مترجم: فاطمه رادمهر