استراتژی بایدن در قبال ایران

twitter sharefacebook share۱۳۹۹ مرداد ۱۵ - 2020-08-05

اگر جو بایدن به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شود، با چالش های مختلفی در عرصه سیاست خارجی روبرو خواهد بود؛ اما شاید هیچکدام به اندازه ایران برای وی دردسر ساز نباشد.

اظهارات بایدن در یک سال گذشته نشان می دهد که وی برخلاف ترامپ -که از برجام خارج شد و برای مجبور کردن تهران به مذاکره، کمپین فشار حداکثری را به راه انداخت- پس از انتخاب شدن به ریاست جمهوری، به برجام بر می گردد. البته بایدن افزوده است که با متحدان اروپایی آمریکا برای ادامه محدودیت های هسته ای که در توافق آمده، و وادار کردن تهران به تغییر رفتارش در منطقه، همکاری خواهد کرد.

می توان ادعا کرد که هم کمپین اوباما برای رسیدن به برجام و هم کمپین فشار حداکثری ترامپ -علیرغم اینکه دو مسیر متفاوت را طی کردند- به هدفی که می خواستند نرسیدند. اوباما برای حل مسائل هسته ای، بیش از حد با ایران راه آمد و سیاست های ترامپ نیز بدون اینکه هیچ راهی برای دیپلماسی باز بگذارد، باعث شد دو کشور تا آستانه جنگ پیش بروند.

هر دو رویکرد بر اساس فرضیات نادرستی بنا شدند: برخی از مشاوران اوباما باور داشتند که امضای برجام نه تنها برنامه هسته ای تهران را محدود می کند، که منجر به بهبود رابطه دو کشور می شود؛ درحالیکه ارزیابی دولت ترامپ این بود که تحریم های اقتصادی، یا ایران را مجبور به مذاکره می کند یا منجر به تغییر رژیم خواهد شد.

بایدن باید با درک تغییرات خاورمیانه در دهه گذشته، از هر دو خط مشی عبرت آموزد و راه میانه ای را در پیش گیرد.

اعتبار آمریکا در خاورمیانه اکنون در پایین ترین سطح خود قرار دارد. این امر صرفا به خاطر واکنش های متناقض ترامپ به تحرکات ایران در خلیج فارس و تلاشش برای خروج ناگهانی از سوریه و خالی کردن پشت کردهای متحدش نیست؛ بلکه خروج شتاب زده آمریکا از عراق در دولت اوباما و ناتوانی اوباما در عملی ساختن تهدیداتش علیه بشار اسد به خاطر استفاده از سلاح های شیمایی نیز، در این بی اعتباری تأثیرگذار بود.

دولت اوباما در کمک رسانی به معترضان میانه روی سوریه، علاقه چندانی از خود نشان نمی داد و به این ترتیب زمینه برای فعالیت شبه نظامیان تندروی القاعده فراهم شد؛ امری که به تدریج منجر به ظهور داعش و ورود روسیه و ایران به زمین بازی گشت. این اقدامات، متحدان منطقه ای آمریکا را به این نتیجه رساند که آمریکا شریک قابل اعتمادی نیست و بیش از آنکه بدنبال ایستادن در کنار شریکانش در آشوب های خاورمیانه باشد، می خواهد وعده های انتخاباتی اش را برای بازگرداندن نیروهایش به خانه عملی کند.

در برجام، به ازای برداشتن برخی تحریم های ایران، جلوی برنامه هسته ای این کشور گرفته شد؛ اما در فعالیت ها و سیاست های منطقه ای ایران و برنامه موشک های بالستیک این کشور تغییری ایجاد نگشت. هواداران برجام در آمریکا فکر می کردند، وقتی مقامات ایران نتیجه برداشته شدن تحریم ها و بهبود اوضاع اقتصادی را ببینند، از ترس بازگشت دوباره تحریم ها رویه خود را عوض می کنند؛ اما این تصورات در واقعیت برعکس شد و ایران با حمایت از نیروهای نیابتی اش در یمن و سوریه و عراق، بیش از گذشته درگیر اوضاع بی سامان منطقه گشت.

ترامپ برخلاف دولت اوباما کمپین فشار حداکثری را با سرسختی دنبال کرد و اساسا در مقابل تهران، هیچ گزینه دیگری جز افزایش درگیری یا تسلیم نگذاشت. وزیر دفاع سابق آمریکا «جیمز متیس» اصرار داشت که دولت از برجام خارج نشود و به جای این کار، بدنبال اصلاح نواقص آن، از جمله موضوع موشک های دوربرد باشد. اما نتوانست در برابر مشاور امنیت ملی سابق «جان بولتون» و دیگر اعضای دولت که مشتاق تغییر رژیم بودند، کاری از پیش ببرد.

بنابراین درحالی که اعضای دولت اوباما در خصوص برجام بیش از حد خوش بین بودند، تیم ترامپ علاوه بر بدبینی، هیچ درک و دریافتی از موضوعات داخلی ایران نداشت و اینگونه بود که هیچکدام از این دو رویکرد به ثبات در منطقه منجر نشد.

آنچه اکنون مورد نیاز است، این است که برجام احیا شود؛ اما در کنار آن، سه موضوع باید در دستور کار قرار گیرد: فعالیت های ایران در منطقه، موشک های بالستیک، و بندهایی در این توافق که محدودیت هایی که روی برنامه غنی سازی اورانیوم ایران وجود دارد را بعد از سال 2025 بر می دارد. ضمن اینکه برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره، شکی نیست که باید بعضی از تحریم ها برداشته شود؛ برای مثال تهران می خواهد نفت خود را در بازار جهانی بدون هیچ محدودیتی بفروشد و باید این امکان را در اختیارش قرار داد.

به نظر می رسد که برخی از مشاوران ارشد سیاست خارجی بایدن، از جمله «تونی بلینکن»، «جک سالیوان» و... نسبت به موضوع ایران و خلیج فارس حساس هستند. برخی از این مشاوران اخیرا گفته اند که دولت بایدن، نه از بازگشت تحریم های ایران و نه از برقراری مجدد برجام بدون ایجاد اصلاحات اساسی در آن حمایت نمی کند.

مشورت با متحدان منطقه ای آمریکا در خلیج فارس نیز بسیار مهم است؛ امری که در برجام انجام نشد و اغلب آنها احساس کردند که آمریکا آنها را به ایران فروخته است.

آنچه می توانیم از دولت بایدن در خصوص سیاست اش در مورد ایران و خلیج فارس بخواهیم، آموختن از اشتباهات گذشته و برقراری تعادل بین ارزش ها و منافعمان است، و اینکه محور سیاست خود را حفظ و بهبود روابط بلند مدت ما با متحدانمان در منطقه قرار دهد.

*منبع: مؤسسه خاورمیانه

مترجم: فاطمه رادمهر