twitter share facebook share ۱۴۰۰ مرداد ۱۵ 368

اگر دولت کاظمی می خواهد از خیزش مردم جلوگیری کند، باید سریع تر دست به کار شود.

نظرسنجی اخیر گروه تحقیقاتی مستقله که در آوریل 2021 و با هدف ارزیابی افکار عمومی عراقی ها در خصوص دموکراسی و حاکمیت در عراق انجام شد، نشان می دهد که نارضایتی، بی اعتمادی و افسردگی در بین شیعیان عراق -در مقایسه با سنی ها و کردها- به شدت افزایش یافته است.

گرچه آمار رسمی و مطمئنی در مورد تعداد شیعیان در عراق وجود ندارد، اما اغلبِ منابع، اتفاق نظر دارند که شیعیان، بیش از نیم جمعیت کشور را تشکیل می دهند. بعد از حمله آمریکا و استقرار یک نظام جدید سیاسی، شیعیان این امکان را یافتند که به پست های مهم سیاسی دسترسی پیدا کنند. در ساختار جدید، شیعیان قوی ترین نیروی سیاسی کشور بودند و در سیاست گذاری ها دست برتر را در مقایسه با سایر اقوام و مذاهب عراق داشتند: بیشتر کرسی های پارلمان، وزارتخانه ها و پست نخست وزیری از آن شیعیان بود.

از این رو برخلاف سنی ها، اغلب شیعیان و کردها از سقوط رژیم صدام خوشحال بودند. نظرسنجی که کمتر از یکسال بعد از حمله آمریکا به عراق انجام شد، نشان می داد تنها 35% از سنی ها معتقد بودند که کشور به سمت درستی در حال حرکت است؛ اما اکثر شیعیان و کردها (65% از شیعیان و 70% کردها) نگاه مثبتی به وضع جاری داشتند. بیش از 80% شیعیان فکر می کردند که شرایط زندگی شان در سال 2004 بهبود چشمگیری یافته است.

اما با گذشت پانزده سال، نگاه شیعیان به سیستم سیاسی فعلی تغییر یافته است؛ آنان فکر می کنند که احزاب سیاسی، آرزوی شیعیان را برای داشتن حکومتی خوب بر باد داده اند. این نارضایتی در اکتبر 2019 به اوج خود رسید؛ در آن ماه صدها هزار معترض که اکثرشان شیعه بودند، به خیابان ها آمدند تا خشم خود را نشان دهند و خواستار تغییر سیستم سیاسی شوند. این فشار در نهایت منجر به استعفای عادل عبدالمهدی در پایان سال 2019 شد و پارلمان، دولت جدیدی را در می 2020 انتخاب کرد تا معترضان را آرام کند.

در بدو امر، دولت جدید به ریاست مصطفی کاظمی با اقبال عمومی مواجه شد؛ انتظارات از دولت وی بسیار بالا بود و نظرسنجی ها نشان می داد که در شش ماهه اول نخست وزیری، کاظمی همراهی 60% از مردم و 50% شیعیان را با خود دارد. اما نظرسنجی اخیر که از طریق مصاحبه با 1200 نفر از سراسر کشور انجام شده، نشان می دهد که با گذشت نزدیک به دو سال از قیام مردم در ماه اکتبر، عراقی ها و به خصوص شیعیان همچنان نسبت به مسیری که کشور در آن در حال حرکت است بدبین هستند. در ژانویه 2021 اعتماد شیعیان به دولت 27% بود، این درحالی است که 46% سنی ها و 55% کردها به دولت اعتماد داشتند.

حالا طبق نظرسنجی ماه آوریل، اعتماد عمومی به دولت در پایین ترین سطح خود قرار گرفته است به نحوی که تنها 22% عراقی ها و 17% شیعیان به دولت اعتماد دارند. نظرسنجی اخیر همچنین نشان می دهد که 75% عراقی ها فکر می کنند عراق در مسیر غلطی در حرکت است، این میزان ناامیدی در بین شیعیان بیشتر هم می شود و به 80% می رسد. به این ترتیب میزان خوش بینی مردم به آینده کشور از سال 2003 تاکنون، در پایین ترین سطح خود قرار گرفته است. طبق نظرسنجی، نارضایتی شیعیان از سنی ها و کردها بیشتر است؛ درحالی که 5% کردها و 16% سنی ها در شهرهای خود احساس ناامنی می کنند، این میزان در بین شیعیان افزایش یافته و به 25% می رسد. یعنی از هر چهار شیعه، یک نفر احساس ناامنی می کند و این درحالی است که 60% شیعیان معتقدند گروههای مسلح غیر دولتی –به عبارت دیگر شبه نظامیان شیعه- قوی تر از دولت هستند.

در شرایطی که نزدیک به 50% سنی ها و کردها باور دارند از تأثیرگذاری در تصمیم گیری های کشور عاجز هستند، این درصد در بین شیعیان افزایش پیدا کرده و به 60% می رسد. 60% سنی ها فکر می کنند که دولت در قبال همه مردم عدالت و مساوات را رعایت نمی کند، اما این تصور در بین شیعیان 70% است. وقتی از نگاه مردم به دولت صحبت می کنیم، می بینیم که بحران بی اعتمادیِ عمیقی در عراق وجود دارد و در شرایطی که مهمترین حامیان سیاسی دولت را شیعیان تشکیل می دهند، این بی اعتمادی در بین شیعیان بیشتر جریان دارد. این امر مشروعیت دولت را زیر سؤال می برد، ضمن اینکه فقدان حمایت اجتماعی از دولت، می تواند به بی ثباتی سیاسی در کشور بیانجامد. همچنین این حجم از بی اعتمادی بدان معنا است که مردم عراق به جای اینکه دولت را راهی برای حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بدانند، آن را مسبب ایجاد تمام این مشکلات می بینند.

شاید برخی گمان کنند که انتخابات پیش رو در ماه اکتبر، روی این بی اعتمادی عمومی به دولت اثر مثبت بگذارد و شرایط را بهبود بخشد؛ اما متأسفانه داده های موجود، دلیلی برای این خوش بینی ایجاد نمی کند. 50% سنی ها و 60% شیعیان بعید است که در این انتخابات شرکت کنند؛ ضمن اینکه بر اساس آنچه در انتخابات های قبل دیدیم، با نزدیک شدن به زمان انتخابات، درصد عراقی هایی که تصمیم به رأی ندادن می گیرند بیشتر می شود.

یافته های نظرسنجی اخیر نشان می دهد در شرایطی که اکثریت کوچکی از سنی ها (53%) معتقدند انتخابات باعث نمی شود آنان در صحنه سیاسی کشور منشأ اثر باشند و نمایندگان انتخابی صدای آنها نیستند، این میزان در بین شیعیان افزایش یافته و به 71% می رسد. بر این اساس، منطقی است اگر انتخابات آینده را کم رونق بدانیم و معتقد باشیم که کمترین میزان مشارکت در مناطق شیعه نشین خواهد بود. در بین کسانی که می گویند مردم عراق می توانند در پروسه تصمیم گیری در کشور منشأ اثر باشند، تنها 14% سنی ها، 11% شیعیان و 31% کردها رأی دادن را راه انجام این کار می دانند. بنابراین روشن است که عموم عراقی ها به خصوص شیعیان، متقاعد شده اند که راههای رسمی و معمولِ تأثیرگذاری سیاسی در عراق (از جمله صندوق رأی) به نتیجه نمی رسد.

این درحالی است که بی تفاوتی سیاسی نیز مشکلات خاص خود دارد؛ برای مثال به سیاستمداران فاسد اجازه می دهد که بدون هیچ مانعی به حکومت ادامه دهند؛ همچنین بسیاری از عراقی ها ممکن است از سیستم سیاسی کشور رویگردان شوند و رو به تندروی و راه حل های غیرنظام مند برای مشکلات سیاسی کشور آورند. داده های این نظرسنجی نشان می دهد که ممکن است در ماههای آتی شاهد تسریع حرکت های اعتراضی و ابراز نارضایتی مردم به ویژه در بین شیعیان باشیم. این داده ها به توضیح چرایی افزایش شمار ترور فعالان سیاسی شیعه در هفته های گذشته کمک می کند؛ این فعالان که می توانستند نقش مهمی در تغییر بازی سیاسی در عراق ایفا کنند، در تلاش برای جلوگیری از بازگشت دوباره آنچه قیام اکتبر نامیده می شود، هدف گرفته شدند. غافل از آنکه ترورهای اخیر بعید است سرعت خیزش مردم را که بیشتر در مناطق شیعه نشین شاهدش هستیم، متوقف کند.

سؤال مهمی که اکنون سیاستمداران عراقی با آن روبرو هستند، این است که با این میزان از نارضایتی که از وضعیت فعلی سیاسی در عراق وجود دارد، آیا جوانان خشمگین شیعه می توانند کل سیستم سیاسی را تغییر دهند؟

گرچه این سناریو محتمل است و امکان اینکه بتوان حرکت های مردمی را متوقف کرد روز به روز کمرنگ تر می شود، اما دولت کاظمی همچنان فرصت رفع مشکلات و بهبود امور را دارد. کاظمی می تواند از این واقعیت که وابسته به احزاب سیاسی نیست و حتی گاهی هدف حملات این احزاب (به ویژه احزاب نزدیک به ایران) قرار می گیرد، سود برد.

وی برای کاهش خشم مردم باید در سه جبهه، اصلاحاتی اساسی انجام دهد: مبارزه با فساد (شواهدی وجود دارد که نشان می دهد کاظمی به پیشرفت های خوبی در این عرصه رسیده است)؛ بهبود اقتصاد (افزایش اخیر قیمت نفت می تواند به او برای تحقق این هدف کمک کند)؛ و از همه مهمتر کاهش نفوذ و قدرت شبه نظامیان شیعه. این آخرین مورد می تواند شاه کلید موفقیت گام های اصلاحی وی در عرصه های دیگر باشد؛ زیرا با کاهش قدرت شبه نظامیان، حکمرانی و کنترل کشور در دست دولت می افتد. بنابراین گرفتن دوباره زمام امور کشور، مهمترین چالش کاظمی در ماههای پیش رو خواهد بود.

*منبع: انستیتو واشنگتن

مترجم: فاطمه رادمهر

نظر شما